خلأ شناخت در نگاه تأثیر ارشاد!؟   ( از کتاب شناخت) :عذر از عدم اصلاح کامل:

تبلیغ، ارشاد و موعظه چه به صورت امر بمعروف و نهی از منکر باشد که وظیفه هر فردی از افراد جامعه است و چه به صورت سخنرانی و کلاس باشد که کار رسمی علما و دانشمندان است و چه به صورت اطلاعات اخطارها، راهنمائی ها و... باشد که دولت مردان و رهبر کشور عهده دار آن است. همه و همه بار روح، روان، افکار جامعه سروکار دارد که بدون اطلاع و آگاهی از روح و روان جامعه و شرایط زمان، مکان، پیش آمدها و حوادث که روح و افکار توده مردم همزمان با حوادث و... عوض میگردد اینها همه از مواردی هستند که باید مورد نظر قرار بگیرد وانگهی بسیاری از کار های اجتماعی است که با گفتن و موعظه کار بجائی نمی رسد مگر آنکه با یک طرح عملی وارد شد من باب مثال اگر بخواهیم تیغ و یا شیشه را از دست بچه بگیریم که دست خود را باره نکند باید یک وسیله بازی به او بدهیم و آن تیغ را بگیریم اگر این کار را نکنیم با گفتن و یا گرفتن تیغ و وسیله بزی به او ندادن فایده ندارد یک فرد اگر بخواهد لا اقل اقوام ارشاد کند، یک روحانی مردم یک روستا و یا شهر را با مسائل روز، معارف اسلام آشنا و از گرایشات ناپسند آنها جلوگیری کند یک دولت اگر بخواهد مردم را در شرایط حساس بسیج کند یا اینکه یک سری مشکلات اخلاقی و... تخلفات کاهش دهد گاهی این طور است که حتی با جرم و زندان هم فایده ندارد و باید طرح عملی ریخته شود که متخلفین را ناگزیر بدام آورد و راه گریزی برای آنها نباشد تمام اینها علاوه بر اینکه علم، تجربه و ابتکار عمل لازم دارد دید جامعه شناسی اگر نباشد نتیجه مطلوب بدست نخواهد آمد، انبیاء و اولیاء (ع) که در کارشان موفق بودند بر اثر همین دید جامعه شناسی آنها بود که آن همه تغییر و اختلاف که در روش تبلیغاتی آنها دیده میشود اینها همه طبق همان دید جامعه شناسی است نبز جامعه در دست آن ها بود به اندازه درجه تب جامعه داروی لازم را بکار میگرفتند حضرت رسول(ص) که در مدینه میتواند لشگری انبوه کرده و بدون خون ریزی مکه را فتح و یک باره آتش کفر را خاموش و اسلام را بنیان گذاری کند این بر اثر همان دید جامعه شناسی نهضت امام حسین(ع) و نحوه قیام و سیر او تمام با یک دید جامعه شناسی انجام گرفته است. سید جمال الدین اسد آبادی که به تنهائی جهان را تکان داد رمز کارش یک دید جامعه شناسی است و آیت الله خمینی که ما خود شاهد بودیم و در گذشته دیدیم که حتی بیگانگان درباره دید او چه گفتند. حال اگر فرد دید جامعه شناسی نداشته باشد فاجعه ببار می آورد در یکی از مناطق ایران دو روستا با هم دوا کرده بودند بعد از دو سه روز چند نفر به عنوان مصلح آنها می آورند که با هم صلح دهند در همین میان حرف روی حرف میشود و جنگ شدیدی در میگیرد که حتی چندین سر و دست می شکند، این آقایان نمیدانسته اند که باید چند روزی بگذرد تا خشم ها فرو بنشیند بعد در صد اصلاح آنها برآمد.

 در گذشته گفته شد مبلغینی که دید جامعه شناسی ندارند علاوه بر اینکه تبلیغاتشان مؤثر نیست، در حل مشکلات اخلاقی و... کاربردی ندارد در موارد تبلیغاتشان اثر سؤ و بدآموزی دارد درباره زمامداران و مدیران و رؤسای جامعه وقتی به تاریخ آنها سر می زنیم نا موفق ترین آنها از ناآگاه ترین افراد به اوضاع جامعه بوده اند. تمام کودتا و تمام قیامهای همگانی که علیه دولتها صورت میگیرد در درجه اول علت عمده این است که در اداره کشور و تأمین نیازهای جامعه ناتوان بوده اند و در درجه دوم نتوانسته اند با روش های مناسب جامعه را قانع کنند و یا اینکه همان طورکه در گذشته گفته شد آمده اند که کیسه خود را پر کنند به هر صورت دید جامعه شناسی ریشه پدیده های نا مناسب اجتماعی را پیدا میکند و بر همان اساس داروی مناسب را بکار میگیرد و براحتی دردهای اجتماعی را مداوا می کند: (... در یکی از شهرها یا ایالات آمریکا زنها به قمار عادت کرده بودند، و در خانواده ها قمار این قدر رایج شده بود که زنها عادت کرده بودند و در خانه ها به صورت یک بیماری رواج یافته بود و شکایت همه این بود که زنها دیگر کاری غیر از قمار ندارند. اول به عهده واعظها گذاشتند که این بیماری را از سر مردم بیرون ببرند ولی آخر بیماری علت دارد، تا علتش از میان نرود که بیماری از بین نمی رود، مرتب واعظها شروع کردند به موعظه در زیانهای قمار و آثار اخروی قمار، مثلاً صحبت کردند ولی اثر نداشت. یک شهردار پیدا شد و گفت که این بیماری را من معالجه می کنم، آمد کارهای دستی از قبیل بافتنی را تشویق کرد....، طولی نکشید که زنها دست از قمار کشیده و باین کارها پرداختند.آن مردم علت را تشخیص داده بود و فهمیده بود که علت پرداختن زنها به قمار بیکاری و احتیاج آنها به سرگرمی است)=  تعلیم و تربیت ص 265= شهید مطهری).

 در گذشته گفته شد که دید و اطلاعات جامعه شناسی برای تمام قوای مقننه و مجریه دولت و در تمام ارگانها و شاخه های آنها لازم و ضروری است و در اینجا به شرح زیان عدم شناخت آنها نمی پردازیم و همین اندازه کافی است که بدانیم اکثر مشکلات جامعه که دامن گیر دولت میگردد و یا جامعه در مشکلاتی دست و پا میزنند بر اثر عدم آگاهی مدیران و کارگردانان جامعه است شاهانی بی کفایت مانند محمد خوارزمشاه و احمد شاه ایران را بدست بیگانه میدهند و کسانی هم عکس آنها را در تاریخ خود نشان میدهد

زیان ها در نگاه خلأ  جامعه شناسی

و بعبارت دیگر نقش مخرب عدم دید جا جامعه شناسی در جامعه و کل نظام اداری کشور. قبل از عنوان نمودن جزئیات بحث. باید دانست همان طور که در گذشته اشاره گردید فکر و جهانی خواسته های درونی و گرایشات فرد تمام زیر بنا و منشأ حرکت و فعل و انفعالات جامعه هستند. هیچ حرکت و فعل و انفعالاتی در جامعه پدیدار نخواهد شد، مگر آنکه از همان عوامل درونی برخواسته باشد لذا تمام شرایط و مسائل اجتماعی که به وجود آمده و گاهی حل مشکلات و کنترل آنها پیچیده و دشوار خواهد بود؛ این زائید همان افکار و جهان بینی زندگی اجتماعی است روابط اجتماعی، رقابت ها، دیدها نسبت به یکدیگر جامعه نسبت بدولت و دولت نسبت به جامعه دگرگونی های پیچیده ای در شدت و ضعف فعل و انفعالا به وجود می آورد. حال اگر دید جامعه شناسی کافی و لازم باشد در حد معمولی مشکلی برای اداره کشور و جامعه نخواهد بود اما اگر دید جامعه شناسی بحد کافی و لازم نباشد واقعاً اداره کشور و معالجه دردهای اجتماعی دشوار است. جامعه همانند یک فرد انسانی امراض روانی خواهد داشت حال اگر ما با روان جامعه بیگانه باشیم و روان و حالات جامعه و نحوه معالجه آن را ندانیم در حالیکه دارو در دست ماست برای معالجه آن مسلم یا دارو را عوضی استعمال میکنیم و یا اینکه مقدار و زمان مصرف رعایت نشده و زیان بار خواهد بود آن مریضی ما بد تر میشود و علت کار را نمیدانیم چیست چیز دیگر و یا کس دیگر را مقصر دانسته و به سوی او جبهه گیری میکنیم همان طور که در امر تربیت فرزندان زیاد دیده میشود که آقا روش تربیت را نمیداند بچه ها او را اذیت میکنند. برای کنترل بچه متوسل به خشونت میگردد و فکر میکند واقعاً بچه ها بد هستند بنا براین عدم دید جامعه شناسی در اداره کشور و جامعه زیان بار است که چند مورد آن را عنوان میداریم و بقیه را در اختیار شما قرار میدهیم که گام های بعدی را در این راه بردارید.

1) کنترل در نگاه فسادهای اخلاقی: اصولاً تمام تخلفات و فسادهای اخلاقی سرچشمه گرفته از خواسته های درونی و گرایشات جامعه است که روابط اجتماعی، رقابت ها و برتری جوئی ها به آن ها سرعت بخشیده و آنان را تشدید نموده و توسعه میدهد. یک فرد شراب را بار اول درست کرده و می نوشد دیگری می بیند به آن تمال و گرایش پیدا می کند او هم می نوشد و همین طور یکی پس از دیگر خواسته های درونی تحریک چون جنبه عمومی پیدا میکند به صورت یک گرایش واقعی کاذب درآمده و کسانی هم برای سود بردن در تولید آن به رقابت بر می خیرند و امروز می بینیم 37 کمپانی فروش مشروبات الکلی در جهان فعال است حال برای جلوگیری و کنترل این گونه فسادهای اخلاقی و تخلفات دیگر در درجه اول ریشه یابی این امراض اجتماعی احتیاج به دید کافی دارد. در درجه دوم برای کنتر و جلوگیری که در واقع معالجه آن امراض است احتیاج به طرحها و روشهای اساسی دارد. یک پدیده و مرض و یا امراض اجتماعی ممکن است چندین علت داشته که تمام علت ها دقیقاً باید شناخته شوند و در طرح و روش کنترل طبق همان علل گوناگون باید برنامه ریزی گردد من باب مثال یکی از علل گرایش به مواد مخدر که بیکاری است باید کار ایجاد کرد دیگر که بر اثر عدم آگاهی به مضرات آن باید آگاهی ایجاد نمود یکی از علل تخلفات رانندگی و... عدم اطلاع بزیان قانون شکنی است باید او را در این رابطه آکاه نمود. حال در صورتی که تخلفات و فسادهای اخلاقی به صورت یک پدیده کلی و جو حاکم درآمد باشد اگر مدیران کشور از یک دید جامعه شناسی کافی و رسا برخوردار نباشند مسلم در نتیجه ببن نسبت خواهند رسید و آن وقت است که ریشه کن نمودن پدیده عارض و زیان بار مشکل خواهد بود مگر آنکه یکباره نسل عوض شده و نسل جدیدی بوجود آید که چیزی نمیداند و چیزی مانند شراب و... را ندیده است در کشورهای غربی برای اینکه به جامعه آزادی داده باشند و در مصرف مشروبات الکلی و... آنها محدود نکرده باشند تا شاید بنتیجه برسند و از این راه جلو فساد و تخلفات گرفته شود آزادی مطلق دادند طولی نکشید که دیدند گرایش به مشروبات الکلی با سرعت بالا میرود و تخلفات، تجاوزات، چاقو کشی، دزدی، قتل، امراض، پر شدن بیمارستانها و... که ناشی از مصرف بی رویه مشروبات الکلی و مواد مخدر است دارد جامعه را به سر حد انفجار میکشد تصمیم گرفتند آن را کنترل کنند اما تا هنوز موفق نشده اند و نخواهند شد از یک طرف افراد عادت کرده اند و در حدیث است که ترک عادت معجزه است از طرف دیگر کارخانه ها و مغازها در این رابطه نمیتوانند دست از شغل بردارند و لذا این پدیده اجتماعی بحال خود باقی مانده و نیز مرض ایدز،(نهج البلاغه (فیض) ص 1015)که ناشی از هم جنس بازی و مصرف مشروبات الکلی است جهان غرب را ببن بست کشیده هنوز از آن بن بست خارج نشده گرفتار بن بستی دیگر بدتر از بن بست اول شده مرض ایدز تا کنون دهها هزار تلفات گرفته و صدها هزار را مبتلا کرده و تا کنون درمانی برای جلوگیری و یا علاج آن پیدا نشده است.

 مدتها پیش رادیو ایران گفت: مرض ایدز اگر به همین صورت پیش رود تا چند سال دیگر جهان گیر خواهد شد خلاصه این است نتیجه عدم شناخت واقعیات جامعه: (تهران خبرگزاری جمهوری اسلامی [گفت] به گزارش رویتر « اورت کوپ » رئیس مجمع جراحان آمریکا گفت کشف واکسن « ایدز » در قرن حاضر انتظاری بیهوده است و ممکن است. هرگز چنین واکسنی ساخته نشود. کوپ گفته است. ایدز یک بیماری ویروسی است. تا کنون درمانی برای یک بیماری ویروسی یافته نشده است. وی این بیماری را با بیماری «یرقان» نوع «ب» ناشی از یک ویروس ساده مقایسه کرد که کشف واکسن آن نوزده سال به طول انجامید «کوپ» که دارای بالاترین مقام پزشکی در آمریکا است گفت: نسبت به تمایل دولتها به سرمایه گذاری نا محدود مالی برای مقابله با این بیماری مشکوک است و افزود: برخی از ویروس شناسان به وی گفته اند که برای این بیماری به علت پیچیدگی بسیار هرگز واکسنی ساخته نخواهد شد. یادآوری میشود که بیماری ایدز عمدتاً در میان منحرفین جنسی مشاهده شده است و در عین حال از راه انتقال خون و تزریق با آمپول های آلوده نیز به افراد سرایت میکند)= روزنامه اطلاعات 30 مهر= 1367= دفتر 8 جلد 2 ص 4). عدم شناخت یک معیار اصلاح جامعه به گسترش مشروبات الکلی و مواد مخدر و از آن مولود نامشروعی بنام مرض ایدز بوجود می آید و از یک صفت ناپسند درونی صدها صفت ناپسند عارض وجود جامعه کشته و او را علیل و بیمار می سازد: (و اما الذین فی قلوبهم مرض فزادتهم رجساً الی رجسهم و ماتواهم کافرون= التوبه آیه 125)

2) خلأ شناخت در نگاه شرایط اقتصادی !؟: در اینکه اکثر فعل و انفعالات جامعه مستقیماً در جهت کسب اقتصاد و نیازهای مادی است و جامعه در یک رقابت عجیب و گرایشات گوناگون در حال تکاپو است، تردید نیست. و ازطرف دیگر تردیدی نسبت که عدم توازن عرضه و تقاضا. همین طور اخذ عوارض و مالیات ها و گاهی شرایط سیاسی و جنگ موجب پدیده های اقتصادی و شرایط پیچیده ای خواهد شد و با دیگر مسائل و شرایط خلط شده و به صورت جوّی حاکم بر وجود جامعه اثر منفی خواهد گذاشت. در این صورت همان طور که قبلاً گفته شد برای علاج و کنترل پدیده احتیاج به ریشه یابی علل دارد، از یک طرف و از طرف دیگر برای معالجه این بیماری به طرحهای اساسی نیاز است. در دو صورت اگر دید جامعه شناسی نباشد امکان دارد در ریشه یابی و یا طرح عین واقع درک نشده و جریان کار در مسیر دیگر بکار خود ادامه دهد که علاوه بر مفید نبودن مضر باشد. ما نظیر این مسئله را در حکومت اسلامی که گامهای اول خود را بر کسب تجربه و تکامل برمیداشت در نمونه گرانی اجناس دیدیم. بعد از استقرار حکومت اسلامی و بعد شروع جنگ و تبدیل شدن زندگی روستائی به زندگی شهری گرانی روز بروز با سرعت بالا میرفت و فریاد مردم هر روز بلند بود که این وضعی شد و... دولت برای کنترل گرانی و ارزان نمودن اجناس طرح مبارزه با گران فروشی را تدارک دید و مدتی با تهدید و تنبیه و... این کار را ادامه داند اما فایده نداشت و روز بروز اجناس گرانتر شد بعد سال دهم انقلاب بود که تعزیرات حکومتی تصویب شد که گران فرونان را تببه مالی و بدنی کنند که در حال حاضر این مسئله در دست اجرا است اما این همه نتیجه ای نداشت و گرانی به حال خود باقی است.

 این کار چند علت داشت یکی اینکه بعد از انقلاب رشد و درصد رشد جمعیت بالا رفته بود و دوم بر اثر گسترش برق و... روستاها جنبه شهری بخود گرفته و لوازم بیشتر نیاز داشتند و سوم مسائل جنگ و نرسیدن مواد اولیه تولیدات از طرف دیگر همه باعث شده بودند که توازن عرضه و تقا بهم خورده و عرضه جواب گوی تقاضا نباشد که در این طور می بایست روی علت کار شود و تولید افزایش یابد برعکس برنامه ریزی ها عمدتاً روی مبارزه با گران فروشی بود که فایده نداشت و همین مبارزه و تعزیرات که گاهی از افراد چندین ضربه شلاق در ملاء عام میخوردند و یا جریمه میشدند بر گرانی سنگینی می کرد هر وقت که تعزیرات و مبارزه با گران فروشی قرار بود شروع شود عده زیادی از مغازه داران برای اینکه دچار مشکل نشوند اجناس خود را از مغازه بداخل انبارها کشیدند. عده ای هم لج کرده و جنس وارد نمی کردند عده ای هم عمداً در شرایط جنگی احتکار کردند اینها باعث شد که جنس کمبود پیدا کند و گران شود به طوریکه گاهی بعضی از کالا با پارتی و چند پا دوی هم بدست نمی آمد و افرادی اجناس را با اقوام و بستگان خود می دادند بعضی از این همه مشکلات و ضایعات و ایجاد جوهای بدبینی نسبت بدولت و انقلاب تازه کاملاً درک کردند علت گرائی رشد بی حد جمعیت و پایین بودند سطح تولیدات و سایر مسائل فرعی دیگر است الان مدتی است که در رادیو و تلویزیون تبلیغ میشود که باید جلو رشد جمعیت گرفته شود و باید تولیدات کشور بالا رود تا بتوانیم درصد گرانی را کاهش دهیم البته مسئولین کشور با شرایطی جنگی واقعاً خوب کار کردند اما چون حکومت اسلامی گام های اول خود را داشت برمیداشت گاهی دچار مشکلاتی میشد که میشد از راه دیگر مانع آن شد. صرف نظر از آن چه گفته شد بسیاری از حکومت ها که از کنترل وضع آشفته اجتماعی عاجز مانده و یا می مانند بزور و خشونت متوسل میشوند که علاوه بر ضایعات جانی و مالی آن در برخوردها و... منجر با سقوط آن نظام حکومتی میگردد نظام حکومت شاهنشاهی که الهام گرفته از فرهنگ غربی بود برای اسلام زدائی فحشا و منکرات را اشاعه داد همین امر موجب مخالفت قشر خاصی از جامعه شد برای سرکوبی این مخالفتها ساواک و شکنجه گاهها بوجود آمد و فکر کردند با این وضع مشکل حل خواهد شد اما طولی نکشید که کینه ها توده ای از خشم اجتماعی گردید و انقلاب شروع شد در اینجا هم دید جامعه شناسی درست کار نکرد و فکر کردند با کشتار مردم مسئله حل خواهد شد اما ما دیدیم هرچه شاه بیشتر کشتار میکرد مردم بیشتر جریح شدند و ایستادند تا شاه از پای درآمد و بعد از او هم رژیم نیگاراگوئه، سودان و... بهمان سرنوشت دچار شدند.

جزئیات شناخت در امور متفرقه

 از اول کتاب درباره شناخت، خدا شناسی، خود شناسی، شناخت انبیاء و اولیاء، شناخت اسلام، شناخت تاریخ، شناخت علما و... و لزوم و اهمیت شناخت و زیان عدم بحث شده موارد مذکور کلیات بحث شناخت در این کتاب بود که به صورت زنجیره ای و به ترتیب مورد بحث قرار گرفته شدند و از این به بعد مواردی دیگر را که نسبت به مطالب قبل متفرقه و جزئی عنوان شد مورد بحث قرار خواهیم داد و قبل از. ورود درآن مباحث نکاتی را مورد بحث قرار میدهیم تا هم متممی باشد برای مطالب گذشته و هم اینکه در فهم و درک مطالب آینده راه گشائی باشد.

1) علت تأکید ما روی مسئله شناخت: اصولاً هیچ کار و حرکتی بدون هدف، انگیزه و علت نخواهد بود، هر کار و هر حرکتی مسلم هدفی را دنبال میکند که قبلاً درباره آن فکر شده و سپس دنبال گردیده است. این همه تأکید ما در باره شناخت علت و انگیزه ای دارد که موجب مطرح نمودن بحث شناخت در این کتاب گردید قبلاً درباره شناخت جامعه و لزوم آن بحث شد اما بطور صریح در مورد اثرات جامعه شناسی و مطالعات جامعه شناسی بحث نشد. یکی از علل مهم نوشتن این کتاب مطالعات جامعه شناسی است که انسان درد های جامعه را بخوبی لمس میکند اصولاً جامعه پدیده هائی پسندیده و ناپسند دارد که هر کدام آنها علت و ریشه ای دارد و پدیده ای بدون علت و ریشه نخواهد بود. پس از مطالعه روی فعل و انفعالات جامعه و ریشه یابی پدیده ها نتیجه این شد که علت و ریشه تمام پدیده های ناپسند جهل و عدم آگاهی است همان طور که پس از ریشه یابی خواهیم دید که پدیده های پسندیده به جهت وجود آگاهی و دانش الهی است و به عبارت دیگر هر درختی میوه دار میوه ای خاص خود دارد.میوه یک درخت ذقوم و میوه درخت دیگر گوار و دلکش است وقتی درباره زمامداران منحرف مطالعه میکنیم می بینیم هدفش از زمامداری کسب مقام، مال و... است آقای رئیس به جهت کسب مال است آقای استاد دانشگاه و... با این دید بکار خود می نگرد که اگر این کار نکند چیزی برای خرج ندارد، تبلیغ نکند درآمد ندارد، درس نخواند فرد بیکار مانده و محتاج آب و نان میگردد و... در واقع وقتی آن دید افراد را آدم مورد بررسی قرار میدهد خواهد دید که جز دنیا و جز کاسبی و درآمد چیزی دیگر در دیدگاه ها وجود ندارد و اگر دارد بسیار ضعیف است و یا اینکه اول مال، مقام و... در نظر است و در ضمن اینکه به جامعه خدمت میکند که اگر چند روز کار او بدون حقوق و مزد باشد آن کار را رها میکند و یا در ذهنش چیزی دیگر خطور میکند. همان طور که در گذشته گفته شد وقتی دید فرد این گونه باشد اغراض شخص بمیدان خواهد آمد و درگذشته گفته شد که همین اغراض شخص چه بلاهی تا کنون بر سر زندگی اجتماع آورده و خواهد آورد. مأمون حتی برادر خود امین را می کشد که رقیب نداشته باشد و سرش را بالای در کاخش قرار میدهد و به هر کسی که بر امین لعن کند جایزه میدهد و اما رضا را شهید میکند که مانعی سر راه او نباشد آقای دکتر بفکر پول است نه بفکر درمان درد یک انسان مریض اگر پول نباشد حاضر نیست یک گام بردارد آقای سخنران اگر پول باشد سخنرانی می کند و آن گونه سخن رانی میکند که به کسب و کارش ضرر نزند آقای راننده برای پول کار می کند هر چه پول کم باشد اگر جان مریض هم در خطر باشد نمی رود آقای معلم برای حقوق تدریس میکند دیگر نگران نخواهد بود چرا فلان محصل رفوضه شد و... و خلاصه همین دیدها علت بد بختی ها و فلاکت جامعه شده و میشود.

 همه این گرایشات نادرست دست بدست هم داده و یک پدیده ای را بوجود آورده و یک آتشی را شعله ور ساخته که جامعه درآن می سوزد و نمیداند چرا و بوسیله چی میسوزد همه افراد از دست هم شکایت دارند دولت از دست مردم مردم از دست دولت دکترها از دست مریض ها مریض ها از دست دکتر علما از دست مردم مردم از دست علما مشتریان از دست کسبه کسبه از دست مشتریان راننده ها از دست مسافرین مسافرین از دست راننده ها... شکایت دارند که ریشه و علت اصلی اکثر این شکایات همان دست یابی به اغراض شخص است و اغراض شخص پدیده جهل و عدم آگاهی است. آقا نمیداند که او خلیفه خدا روی زمین و همانند رسولان خدا رسالت دارد رهبری جامعه، درمان دردهای روحی و جسمی جامعه، تربیت و تعلیم جامعه، رفع مشکلات و تأمین نیازهای جامعه یک رسالت نه کاسبی باید هدف رسالت باشد کارها خالص برای خدا و خدمت به جامعه باشد در ضمن خداوند ضامن شده در پرتو این کارها روزی را بدهد و این است که زیاد درباره خلوص تأکید شده و از خودخواهی مذمت شده است کارهای جامعه آنوقت اصلاح خواهد شد که فرد خود را خلیفه و رسول خدا بداند و برای خدمت به جامعه هر چیزی را یاد گرفته و یاد دهد و شغلی را قبول کند. خلاصه این نتیجه مطالعه ما روی وضع جامعه بود که موجب گردید درباره نوشتن این کتاب اقدام گردد. در گذشته گفته شد هر چیزی یک سیر طبیعی دارد. اگر سیر طبیعی ادامه داشته باشد هیچ مشکلی نخواهد بود و هنگامیکه سیر طبیعی عوض گردد هر چیزی تبدیل به ضدش میگردد و بازده سیر کاملاً عوض میگردد همان طور وقتی ماشین یا آدم عیب و مرضی پیدا کند صدایش عوض میگردد خداوند انسان را خلق کرده خلیفه او بوده و هدفش از کارها رسالت و خدمت به جامعه باشد اگر اینطور سیر کند بازده سیر مطلوب و سازگار است اما اگر سیر انسان تغییر خود سیر تبدیل به ضد خود میگردد، کرم از میوه عمل آمده و آن را می خورد و در واقع وضع جامعه این گونه است و این است که دردناک است و باید به فکر اصلاح آن بود (ظهر الفساد فی البر و البحر بما کسبت اید الناس لعلهم برجعون)= روم آیه41) زیان این اغراض شخص و جهل و ناآگاهی را در جامعه به بینند که خود بر سر خود چه آورده و می آورند و جلو آن ها را بگیرند و تغییر روش دهند حال برای اینکه روشن شود اکثر ماها به جای پستان پستانک را گرفته ایم و همین علت شده که رفع گرسنگی ما نشود مدارکی را بیاوریم تا معلوم شود ما رسالت های خود را به کسب مال، مقام و... تبدیل کرده ایم و علت عمده شکایات از این جاها است علی (ع) در نامه خود به شعث بن قیس حاکم آذربایجان شرغی مینویسد:(و ان عملک لیس لک بطمهٍ (شغل) و لکنه فی عنقک امانته (رسالت) و انت مسترعی (نگهبان) لمن (خدا) فوقک)= نهج البلاغه (فیض) ص 830)و(الخلق عیالی فاحبهم الیِ (خدا) الطمهم بهم و اسماهم فی حوائجهم)= امام صادق (ع)) و(انی لا اخاف علیکم فیما لا تعلمون و لکن انظروا کیف تعلمون فیما تعلمون) رسول اکرم{ص نهجالفصاحه ص194:=)و (العالم اذا اراده بعلمه وجه الله تعالی ها به (میترسد) کل شیء و اذا اراده ان یکثر به الکنوزهاب من کل شی)= نهج الفصاحه ص 423 خ 1999)و ( از فقر میترسد همه هم خود را برای مال بکار می گیرد از مردن میترسد در راه خدا جهاد نمی کند، از زورمند و... میترسد بزورمندی دیگر پناه می برد، از دست نیافتن به آرزوهای دنیوی میترسد. برای رسیدن به آرزوها بهر عمل بدی متوسل میگردد از رقیب و رقبا میترسد که به منافع شخصی او لتمه بزنند. درصدد نابودی آنها بر می آید و...(من اکل بالعلم طمس الله علی وجهه وردهُ علی عقبه و کانت النار اولی به)= نهج الفصاحه ص 601 خ 2942) و (ان الله یعطی الدنیا علی نیه الاخره و ابی ان یعطی الاخرهَ علی نیه الدنیا)= نهج الفصاحه ص 163 خ 807) یعنی وقتی کار خود را یک رسالت بداند و برای خدمت به جامعه حرکت کند در ضمن خدا دنیا را هم باو میدهد اما اگر برای دنیا باشد آخرتی در کار نیست در واقع همین حرف نیست دو اثر منفی دارد یکی همان ضایعاتی که گفته شد و دوم اینکه آخرتی ندارد اجر الهی ندارد و این که میفرماید (نیت المؤمن خیر من عمله و نیت الکافر شر من عمله) یعنی نیت مؤمن باعث میگرد دنبال کار بد نرود و نیت کافر باعث میگردد دنبال کار نیک نرود و خلاصه جهان بینی نادرست فلاکت بار است

2)قراردادهای اجتماعی در نگاه فلسفه وظایف:در گذشته گفته شد که جامعه یک موجود واحد و دارای اجزا و اعضائی است و هر فردی عضوی از اعضاء جامعه است. در اینجا درباره قراردادهای اجتماعی که خود یکی از موارد شناخت جامعه است بحث می کنیم تا روشن گردد که قبول شغل، کار و... در جامعه یک رسالت و یک قرارداد بین آحاد جامعه است نه دست یابی به آمال و آرزوهای شخصی. در مورد قرارداد میان انسان ها باید توجه داشت وقتی کمی دقت کنیم مثل اینکه میان تمام مخلوقات و خدا و میان مخلوقات با یکدیگر قرار و مدارهائی است که حتی ظهور و سیاق احادیث و آیات قرآن برآن دلالت دارد خداوند به اشیاء وجود داد و بجز انسان دیگر اشیاء بدون چون و چرا اوامر الهی را انجام میدهند و بین انسان و سایر موجودات ذی نفع مثل اینکه قرار شده آنها نیازهای انسان را تأمین کرده و تخلف نکنند: (و سخر لکم ما فی السموات و ما فی الارض) آیه13، جاثیه) و انسان هم خدا را عبادت کند: (و ما خلقت الجن و الانس الا یعبدون= آیه56، الذاریات) و قرارداد بین خداوند و بندگان که میخواهند بار سنگین خلافت و امانت را بر دوش گیرند صریح و روشن بیان شده که در اول کتاب گفته شد خداوند در اول خلقت از انسان اقرار و اعتراف بوحدانیت خود گرفته و با آنها پیمان بست که جز خدا کسی را به پرستش نگرفته، درخط انبیاء بوده و از شیطان پی روی نکنند: (الذین یوفون بعهد الله و لا ینقضون المیثاق= رعد آیه 20 و 25)ونیز (و اخذن منکم میثاقاً غلیظاً= نسأ آیه 21) ونیز (الم اعهد الیکم یا بنی آدم ان لا تعبدوا الشیطان= یس آیه 60) .

حال پس از عهد و پیمان با خدا و بر عهده گرفتن رسالت امانت و تکلیف انسان وارد یک زندگی اجتماعی میگردد که برای ادامه حیات به صدها چیز نیاز دارد که هر کدام آنها خود شغل و کاری است که احتیاج به آموزش و... دارد و هر فردی پیش دو مورد از آن شغلها را نمیتواند انجام دهد در این جا با توجه به اینکه هر کسی با ذوق، سلیقه، توان، دید و خواست درونی خود شغلی را انتخاب کرده و به آن علاقه دارد و حتی سخترین و کثیف ترین کاراجتماع زمین نمانده. مثل اینکه انسان ها دورهم نشسته و کارها را بین یکدیگر تقسیم کرده و قرار بسته اند که هر کسی در شغلی فعالیت کند تا احتیاجات همه رفع و کاری از کارها زمین نماند، حکومت کارهای اداره جامعه را برعهده گیرند علما پس از چندین سال تحصیل احکام الهی را استخراج و بیان کنند، اطباع بدرمان دردها به پردازند اهل کسبه مایحتاج مردم و لوازم زندگی را از مراکز تولید آورده و در دست رس مردم قرار دهند کارخانداران لوازم جامعه را تولید کنند کشاورزان و دامداران مواد اولیه را تولید کنند رانندگان بار و مسافرین را حمل کنند ارتش مرزها را داشته باشد که کسی به کشور حمله نکند، استادان فنی و علمی نسل جدید ر با فنون و علوم آشنا سازند و... حتی می شنویم افرادی مورد اعتراض قرار میگیرند چرا دست از شغل خود کشیده و کسی نیست که کار مردم را رواج دهد و بقول معروف که گفته میشود جامعه مانند گلیم چهار گوشه است هر کسی باید یک گوشه آن را بگیرد تا بار جامعه بار شود و روی همین جهت است که در حدیث آمده: (ملعون ملعون من کله علی الناس) یعنی همان طور که دیگران در جهت تأمین نیازها او فعالند او هم باید فعال باشد نانوا نان او را تهیه میکند، کفاش است باید برای نانوا کفش بدوزد چون نانوا نمیتواند هم نانوا باشد هم کفاش و باز اینکه میفرماید: (من اصبح لا تهتهم بامور المسلمین فلیس بمسلم) دلیل دیگر بر این امر که واقعاً آقا مسئول است که بقرارداد ضمنی عمل کند و چون نکرده، مسلمان نیست عهد شکن است با اینکه هر کسی میتواند بگوید اختیار خودم را دارد با اینحال مورد سرزنش قرار میگیرد و در قرآن میفرماید (انما المؤمنون اخوه فاصلحوا بین اخویکم) علاوه بر اینکه معنی برادری مثل این است که چند نفر در یک خانواده هرکدام باید یکی از کارهای منزل را انجام دهد معنا صلح تنها این نیست که میان طرفین درگیر اصلاح شود بلکه هر کاری که درجهت دفع مشکلات و تأمین نیاز جامعه باشد از اصلاحات امور است.

 وکلاً افراد جامعه مانند اعضای یک حانواده هستند که کارهای منزل بین افراد خانواده تقسیم شده است. اگر واقعاً این وضع اجتماعی یک قرارداد و رسالت است چرا هر کار و شغلی را بدست می گیریم به فکر رسیدن به اغراض و منافع شخصی خود هستیم و هر جا مانعی پیش آمد ولو با ریختن آبروی دیگران و یا کشتن افرادی منجر شود می کوشیم تا آن مانع را بر داریم به فکر پولیم و مقام و... نه به فکر حل مشکلات جامعه به قول بعضی ها که می گویند ما مرده شور هستیم، به ما چه که جهنم یا بهشت میرود آقا به  فکر گرفتن مزد کار است خواه کاری که کرده برای آقا فایده داشته باشد یا نداشته. به فکر این است که سود بیشتری ببرد ولو بزیان دیگران تمام گردد.

 و خلاضه همان طور که در گذشته گفته شد این ها بر اثر عدم شناخت قداست، اهمیت جامعه و... برای ما روشن نشده چیزی را نمی خواهیم مگر آنکه سود شخصی ما درآن باشد هر کسی به فکر خویش است، کوسه بفکر ریش است افرادی را خودم مورد سئوال قرار دادم که انگیزه آنها از انتخاب این کار چه بوده تمام جواب داندند برای اینکه شغلی داشته باشند برای تأمین معاش اینهائی که تازه می خواهند شغل انتخاب کنند به فکر شغل پرسودتر و... هستند به این فکر نیستند که چه کاری را انتخاب کند که بتوانند بیشتر و بهتر به حامعه خدمت کنند و ارزش اجتماعی داشته باشد و در پایان باید گفت. بلبلی که خوراکش زردآلو باشد ـ آوازش از این بهتر نمیشود جامعه ای که هر کسی در پی اعراض و آمال شخصی خود است نباید انتظار داشت که سوءظن، بی اعتمادی، رقابت مخرب، کینه ها، دروغ، غش در معامله، دزدی، رشوه، تخلفات و... بر جامعه حاکم نباشد و هر کسی از دست دیگری ناله و شکایت نداشته باشد!؟

3) زیان جهل و نادانی: باز این نکته را یادآور شویم که منظور از جهل بی سوادی نیست؛ بلکه منظور جهل آن اعمالی است که از فرد صادر میگردد و بزیان مصالح فردی و اجتماعی باشد، حال خواه آن فرد علامه دهر باشد یا فردی بی سواد. ملاک آن اثرات عمل است که زیان بار خواهد بود و دیگر اینکه منظور از جهل به معنویات تنها نیست بلکه جهل به امور مادی نیز خواهد بود که بی سوادی. وارد نمودن به امور زندگی، تربیت او و... را شامل میگردد. جهل همان طور که نامش پیدا است در مقابل عقل و دانش قرار دارد. همان طور که در گذشته گفته شد انسان دو بعد بیشتر ندارد یا در واقع جاهل است یا عاقل، یا بی سواد است یا دانشمند، یا هنرمند است یا بی هنر، یا مؤمن است یا فاسق از دو بعد بیشتر ندارد حال اگر فرد عاقل نیست قهراً جاهل خواهد بود جهل یک امر عدمی است و زائیده وجود انسان و عقل و... یک امر وجودی است و آمیخته به  وجود انسان (دوائک فیک (عقل و دانش) و دائک منک (جهل)) که در وجود انسان ریشه ندارد و خداوند انسان را عاقل و دانا آفریده و علم دانش را برای او خواسته و از جهل و... او را هشدار داده همان طور که در گذشته گفته شد هر چیزی پدیده و اثری دارد که از آن صادر میگردد عقل و جهل هم دو شیء و دارای دو پدیده هستند پدیده ها جهل در جهان معلوم است که در گذشته گفته شد و حتی همان جهان ستمگر هم نمیگویند جهل چیز پسندیده و بازده خوبی دارد و از آن طرف پدیده های علمی و... در جهان مانند روز روشن است و کسی پدیده های علمی و... را ناپسند ندانسته و نمیداند با این حال با دلایلی ثابت شده که تمام گرفتاریها، کشتارها و... پدیده ای از جهلند جهل است که شداد سیصد سال به عنوان خدا !!؟ از گرده انسان ها سنگ میکشد و بهشت میسازد. فرعون برای ساختن اهرام مصر و مقبره خود هزاران برده زیر فشار حمله سنگ ها از قاهر تا مصر جان میدهند و هیتلر برای اینکه می خواهد نژاد برترآلمان نازی را در جهان گسترش دهد باعث جنگ اول و دوم جهانی میگردد که در آنها 70میلیون انسان قربانی می شوند. باور کن اگر کسی به هیتلر میگفت جاهل در جا سر او را می کند این هم یک جهل است که انسان نداند که جاهل است و مشکل اساسی همین جا است که بدترین افراد جاهل خود را دانا و ستمگر ترین افراد خود را درست کار میدانند و با هزار من سرشم جهل خود را بر تارک صداقت و عمل ناپسند خود با هزاران توجیه پسندیده جلوه میدهند تا کنون هیچ جنایت کاری نبوده که بدون قید و شرط و با صراحت بگوید فردی بدکار و ستمگر است چون واقعاً نمیداند که ستمگر است یعنی آن ماهیت درونی او چنین نشان میدهد (فی قلوبهم مرض فزادهم الله مرضاً=آیه10، بقره) بعضی از چشمها یک چیز را دو چیز می بیند کسی که عینک دوده بر چشم دارد همه اشیاء را دوده ای می بیند همه اینها ناشی از جهل است عالم است اما بازده کار او همان بازده جهل است متخصصی است در عوض اینکه وسیله ای بسازد که نیاز جامعه را تأمین کند بمب اتم، موشک قاره پیما، مواد منفجره و سلاح شیمیایی می سازد برای نابودی انسانها و حتی به اندازه یک سر سوزن هم شاید قائل نباشد که جاهل است (فقر اشده من الجهل= غر الحکم ص 838 خ 183= لا دائ ادوی من الحمق ص 83 خ 193: عدوه العاقل خیر من قداقه الجاهل ص 498 خ 10: لا سوئه اَشین من الجهل ص 839 خ 204: الجاهل میتً بین الاحیاءِ ص 99 خ2140 عمل الجاهل و بالً و علمه ضلال ٌ ص 501 خ 43= غر الحکم) جهل بقدری زیان بار و جاهل بحدی پست و ناچیز است که خداوند او را هم ردیف الاغ و خر قرار داده است (مثل الذین حملوا التورات ثم لم یحملوها کمثل الحمار یحمل اصفاراً) و در جای دیگر جاهل را با سگ ردیف کرده است (فمثله کمثل الکلب ان تحمل علمه یلهث او تترکه بلهث= اعراف آیه 176)

4) فقر فرهنگی از فقر مادی زیان بارتر است: فقر فرهنگی و فقر مادی هر دو فقرند همانطور که مرض روحی و مرض جسمی هر دو مرض و آزار دهنده اند و کسی تردید ندارد که فقر مالی و فقر معنوی هر دو زیان بارند چون تجربیات آن را به صورت محسوس درآورده. اما مسئله اینجا است که آیا فقر فرهنگی زیان بارتر است یا فقر مادی، مرض جسمی سخت تر است یا مرض روانی؟ این یک سؤال است که کمتر بآن توجه میشود و شاید هر کسی تصور کند که فقر مادی زیان بارتر است.و حال آنکه وقتی به اثرات سوء این دو فقر می نگریم و تاریخ را مورد دقت قرار میدهیم و اثرات آن دو فقر را با هم مقایسه میکنیم خواهیم دید که فقر فرهنگی و معنوی زیان بار تر است چون فقر فرهنگی خواسته ها، گرایشات، حرکتها، تصمیم گیریها، روابط اجتماعی و فردی انسان را بر خلاف اصول اسلامی، انسانی و... سوق میدهد بطور کلی سیر طبیعی انسان در گرایشات انتخاب اشیاء مورد تمایل عوض میکند که ممکن است فقر مادی هم همراه آن باشد و اصلاً بسیاری فقیرند چون فقر فرهنگی دارند که در گذشته گفته شد که دشمنان مسلمین را متهم کرده اند با اینکه ادعا میکنند دین اسلام جامعه ترین ادیان است اما مسلمانان فقیرند. که حرفشان درست است و این استعمار بود که تمدن را با تبلیغات از مسلمانان گرفت تا محتاج باشند، مسلمین چون آگاهی نداشته گول تبلیغات استعماری را خورده و فقط بنماز و آخرت چسبیدند و تا قبل از انقلاب حتی کسانی بودند که با تمدن جدید و ماشینی و... موافق نبودند و میگفتند پیامبر سوار شتر شد بعد از آنکه مسلمین تمدن علم، هنر و... را به اروپا بردند و توجه جهان را بخود جلب کردند و استعمار با تبلیغات تمدن را از مسلمین گرفت و کشورهای اسلامی فقیر ماندن این فقر فرهنگی بود که مسلمین را بفقر مادی کشاند و برعکس اگر غنا فرهنگی بود فقر مادی را جبران میکند چون آگاه است بکارهای علمی و... دست میزند و با دید فرهنگی و بلند نظر چند روزی طول نمی کشد که راهی برای درآمد پیدا می کند و اگر مانعی در کار باشد چون غنای فرهنگی دارد همان غنای فرهنگی جبران میکند صبر و تحمل و... جای کمبود های مادی را پر میکند مانند انبیاء و اولیاء، اویس قرنی و... و علما که با فقر زندگی کردند اما به دولتها وابسته نشدند که در گذشته گفته شد علما اگر نتوانستند و یا به فکر نبودند که حکومت اسلامی تشکیل دهند این امر مهم را متحقق ساختند که به هیچ قدرتی وابسته نشدند و خط اصیل اسلام را با این همه دشمن و... حفظ کردند کفار قریش خواستند رسول خدا را با مال و... بخود وابسته کنند اما نتوانستند حضرت بر اثر گرسنگی سنگ بر شکم بست و پول در او اثر نکرد فردی که فقر مادی دارد اگر آدم کش هم باشد با یک چاقو یک نفر را می تواند بکشد اما آمریکا در مدت چند دقیقه با یک بمب اتم در ژاپن 140 هزار انسان را نابود میکند همان طور که درگذشته گفته شد تمام جنگها، آدم کشی ها، فحشا و منکرات و... بر اثر جهل و فقر فرهنگی است آدم فقیر که از گرسنگی می میرد چه کار میتواند بکند اکثر گناه کاران، متخلفین از کسانی هستند که فقر فرهنگی دارند اصولاً همیشه فقرا بوده اند که در میدان جهاد و شهادت اسلام را حفظ کرده با اینکه فقر مادی داشته اند در این گونه امور پیش قدم بوده اند در جنگ 8 ساله عراق علیه ایران چنین حانواده هائی را که حتی چهار شهید داده اند از فقرا هستند فقرا جبهه رفتند و بسیاری از ثروتمندان علاوه بر اینکه جبهه نرفتند با احتکار و... کار شکنی هم کردند. فقر فرهنگی نتنها برای یک فرد بلکه برای کشوری هم که فقر فرهنگی داشته باشد زیان آور است اکثر کشورهائی که مستعمره و بدیگر کشورها وابسته شده حتی فرهنگ و مکتب آنها وابسته شده از جمله کشورهائی بوده اند که فقر فرهنگی داشته اند نه آگاهی کافی داشته اند و نه علم و تخصص و... عدم آگاهی باعث استعمار نفوذ کند و عدم تخصص و... باعث شده از نظر اقتصادی وابسته شوند در اینجا این فقر نیست که علت وابستگی میشود بلکه عدم فرهنگ علم، هنر و تخصص لازم است وقتی تخصص نباشد که منابع را استخراج کند کارخانه تأسیس کنند و... فقر میگردد اقتصاد جواب مخارجات دولت را نمیدهد دولت ناچار میگرد قرض کند واردات داشته باشد و صادرات نداشته باشد و امروز بسیاری از کشورهای کم درآمد به آمریکا و... وابسته اند مانند آمریکای لاتین و آفریقا، حتی کشورهای غنی هم وابسته اند مانند حجاز، لبنان، مصر، کویت، مراکش و اردن پول دارند اما فرهنگ آنچنانی ندارند که بتوانند روی پای خود ایستاده و مستقل باشند. خلاصه هرچه نداریم از فقر فرهنگی است و هرچه میکشیم و از هر چیزی و هر کسی شکایت میکنم همه حاصل فقر فرهنگی است من خودم می بینم کسانی را مانند فردی که در آتش دارند دست و پا میزنند اما خودشان خبر ندارند جهان در رنج، محنت، نا امینی، بدبینی، کینه توزی، ترس، ناامیدی، نگرانی و... بسر میبرد و نمیداند از کجا تیر خندک بسینه اش میخورد بر اثر گناه و... دارد منفجر میگردد پولش را جریمه احتکار میدهد. در ملاء عام حد شرعی میخورد آبروی خود و طایفه اش میرود یا بالا دار میرود و خانواده و بچه های او بی سرپرست می ماند، بر اثر کشیدن هروئین علیل و خانواده اش نگران ساخته، زنش طلاق گرفته صلح و صفای خانواده بدرگیری و... و گاهی زد و خورد و... منجر شده دست به خود کشی زده چند روز پیش جوان بد کاری قبل رفتن بالای دار میگوید مردم من اشتباه کردم شما نکنید و زنی که به خاطر... شوهر خود را کشته بود سنگسار گردید یک طایفه را نگران و با ننگ و سر بزیری روبرو ساخت و... آیا فقر مادی این گونه ضایعات دارد؟، اصلاً فقر یک حسن خوبی دارد که انسان را در وادی هوا، هوس، غرور، اسراف، زورگوئی نمی کشاند بسیاری از گناهان را اگر بخواهد انجام دهد از نظر مادی و... برای او امکان ندارد و این فقر فرهنگی که انسان را به هلاکت میرساند و کلاً فقر مادی آثار و رنج آن متوجه شخص و یا خود کشور میگردد اما فقر فرهنگی که موجب گسترش ظلم، تعدی، سلطه طلبی، چپاول، جنگ، فحشا و منکرات میگردد از فرد بجامعه و از کشور بکشوری دیگ سرایت میکند که درباره گسترش فحشا و... در گذشته مطالبی داشتیم (...و من یشرک بالله فکانما خر مِنَ السماء متخطفُهُ الطیر او تهوی به الریح فی مکان سحقِِ= الحج آیه 31) در واقع کسانی که فقر فرهنگی دارند همه جامعه را نابود میکنند و هم خود نابود میشوند هیتلر خواست جهان را بگیرد. نشد و شکست خود و دست بخود کشی زد و موجب آنهمه تلفات شد محمد رضا شاه در انقلاب 70 هزار شهید و 200 هزار معلول بارث گذاشت با گریه از ایران فرارد و سرانجام با خقت در مصر مرد. یزید بامید ادامه حکومت حسین را شهید نمود همین موجب سقوط حکومت بنی امیه گردید!؟(کل فقرِِ یُِسَد الا فقر الحمق= غرر الحکم ص 546 خ 53)