زیانهای عدم شناخت حق     ( از کتاب شناخت)    « با عرض معذرت از املا...»

گرچه زیان عدم شناخت در بحث شناخت حق تاحدودی روشن گردید و در بحثهای شناخت انبیاء و اولیاء و شناخت اسلام نیز روشن گردید که زیان عدم شناخت انبیاء و اولیاء(ع) و اسلام چیست اما در اینجا هم جا دارد در مورد زیان عدم شناخت حق در حد امکان مواردی مورد بحث قرار گیرد. در مورد زیان عدم شناخت حق قبل از ورود دراصل بحث ماهیتاً وجودی جز از نظام خلقت ندارد و همان طور که در گذشته گفته شد ریحت و طرح نظام خلقت براساس حق است همان گونه که معنی واقعی باطل از دست دادن اصل در شخص باطل گرا و بازماندن از یک سیر طبیعی است که در واقع باطل مانند غذای فاسد شده اصل خود را از دست داده و زیان بار است حق واقیعی دارد که جدای از نظام خلقت نیست همان گونه که کرات سماوی و کلاً جمادات، نباتات حیوانات همه و همه به شکلی خاص در سیر طبیعی اثراتی سازنده در تأمین نیازهای انسانی داشته و اصالت خود را حفظ کرده حق هم همان گونه است و جدای از نظامی هستی همان گونه که آسمان ها و... بحق آفریده شده و طبق آیه 38، دخان. باطل و بی هوده خلق نشده اند حق هم همان گونه است در واقع اگر حق شناخته نشود ما هیچ چیزی در عالم نشناخته ایم و عدم شناخت حق عدم شناخت نظام خلقت و حقایق آن را در پی خواهد داشت روی همین جهت است افرادی که روی حق شناختی ندارند جاهل ترین افراد به اسرار و حقایق نظامی خلقت و موجودا تند و همین عدم شناخت باعث فسادهای اجتماعی شده و فسادهای اجتماعی در کل نظام خلقت اثر منفی دارد که احادیث زیادی در این باره که وقتی ما معاصی روی زمین را میگیرد و بدستورات اسلام رفتار نمیشود برکت از زمین گرفته میشود مرگهای ناگهانی فرا میرسد و... میگویند مژه چشم که بهم می خورد در کرات سماوی اثر میگذارد با این وصف اعمال ناپسند هم که براثر عدم شناخت حق است در مجموعه کل نظام خلقت اثر منفی دار. در واقع حق و حقانیت در کل نظام خلقت علیل و ناتوان میگردد تنها به اسلام و مسلمین حق نمی گویند بلکه بکل خلقت و معانی ها حق گفته میشود که مسلمین آئینه  تمام نمای حق در اسلام و اسلام آئینه تمام نمای حق در کل نظام خلقت است.

 و از طریق اسلام و فکری: (ولو ان اهل القری آمنوا و اتقوا لفتحنا علیهم برکات من السماء و الارض= اعراف آیه 96) پس عدم ایمان و زیان کاری موجب میگردد برکت از زمین گرفته شود با ضعف حق انلگ های جهان رشد می کنند اسلامی و با کم شدن حق گرایان الهی به حقایق و ناموس و حیثیت عالم و ماهیت اشیاء پی میبریم خداوند درباره حق در نظام خلقت میفرماید: (ربنا ما خلقت هذا باطلاً) (و ما خلقنا السمات و الارض و ما بینهما الا بالحق...= الحجر آیه 85). بنابراین وقتی جای تردید نباشد که کل نظام خلقت یک موجود بنام حق بیش نیست وقتی حق در کل نظام خلقت شناخته نگردد باطل و انگل های کل نظام خلقت رشد خواهد کرد و برگ و بار این درخت را علیل و زرد و میوه آن را کرم خورده میگرداند میوه این درخت انسان است که در این عصر حاضر و در غیبت امام زمان(ع) اکثراً کرم خورده اند در مورد اینکه اعمال ناپسند در کل جهان اثر می گذارد در حدیث است که اگر یتمی گریان شود عرش خدا میلرزد: (اذا بکی الیتیم اهتز لبکائه العرض فیقول الله تعالی یا ملائتی هذا الیتیم الذی غیب ابوه فی التراب... یا ملائکتی انی اشهدکم ان لمن السکته و ارضاء ان ارضیه یوم القیامه= رسول اکرم گناهان کبیره) و حال آنکه میلیون ها کودک در آمریکای لاتین و آفریقا بر اثر شیوه های استعمار از گرسنگی جان می دهند و اما مواردی از زیانها عدم شناخت حق تا آن جا که بنظر ما آمده از قراری است که می آید.

 خلأ شناخت حق در نگاه تقویت باطل!؟  

یکی از اصول مهم اسلام و حق تولی و تبرای است یعنی دوست داشتن دوستان خدا، انبیاء و اولیاء و دشمن داشتن دشمنان آنان. در گذشته ثابت شد که دوست داشتن دوستان خدا و دشمن گرفتن دشمنان خدا و... تنها جنبه اعتقادی آن ملاک نیست بلکه ملاک عمل است و دوست داشتن و دشمن داشتن یک جهان بینی برای عمل و انگیزه برای دفع دشمن و جذب دوست است و اینکه در حدیث میفرماید: (نیت المؤمن خیر من عمله و نیت الکافر شر من عمله) اهمیت همان جهان بینی را ثاب میکند یعنی وقتی مؤمن نیت کار نیک دارد به فکر یاری و... حق است چون خلاء پر شده قهراً از کار بد و باطل دوری می جوید و اینکه خداوند میفرماید: (قل لا اسئلکم علیه اجراً الا الموده فی القربی= الشوری 23) در رابطه با رسالت از شما چیزی نخواسته ایم مگر ائمه را میخواهد این نکته را برساند که شما در عوض آنها را در مقابل باطل یاری کنید. در گذشته نیز گفته شناخت انبیاء و اولیاء(ع) و بزرگان دین موجب میگردد فرد مال، جان، قلم و زیان خود را در راه حق بکار گیرد و علیه باطل قیام نماید و شناخت حق فرد را به صورت عنصر ضد باطل در می آورد و همه اینها روی هم رفته موجب تقویت حق میگردد که تقویت حق قهراً موجب تضعیف باطل خواهد شد همانطور که ما در استقرار حکومت اسلامی شاهد آن بودیم که بزرگترین قدرتهای مانند آمریکا، شوروی و... را بزانو درآده و رنگ باختند که در گذشته مدارکی در این باره آورده شد و در آیات قرآن و احادیث این حقیقت با صراحت بیان میگردد که تقویت حق موجب تضعیف باطل می شود.

حال اگر قضیه به عکس باشد تولی و تبری نباشد و یا جنه عملی نداشته باشد. از نظر امکانات مالی و... حق کمک و تقویت نگردد اینجا است که حق تضعیف و باطل تقویت میگردد جوامع در دامن باطل قرار میگیرد حکومت و زمام امور بدست باطل می افتد اسلام و مسلمین تضعیف شده و انگل های جامعه رشد میکند و فاسدهای اجتماعی بالا میگیرد و حق زندگی مادی بیک زندگی حیوانی تبدیل گشته و همه ارزشها و ارزش جویان منزوی وهوس رانان و... در جامعه یکی پس از دیگری سردر می آورند و همه را بفساد میکشند: (قالت ان الملوک اذا دخلوا قریهً افسدوها و جعلوا اعزه اهلها اذله و کذلک یفعلون= آیه 34: (و کان فی المدینه تسعه و رهط یفسدون فی الارض و لایصلحون= نمل آیهه 48)و (...کلما او قدوا (کفار یهود) نارا للحرب اطفاها الله و یسعون فی الارض فساداً و الله لا یحب المفسدین= المائده آیه 64) و خداوند در مورد حق گرایان میفرماید: (و زکریا و یحی و عیسی و الیاس کل من الصالحین= انعام 85) و(و وهبنا له اسحق و یعقوب فاقله و کلاً جعلنا صالحین= انبیاء 72) و (ان حسب الذین اجترحوا السیات ان تجعلهم کالذین امنوا و عملوا الصالحات فیدخلهم ربهم فی رحمته= جاثیه آیه 30). بعد از استقرار حکومت اسلامی با اینکه ایران یکسال بعد از استقرار حکومت اسلامی گرفتار جنگ 8 ساله گردید و با اینکه حتی یک دوست واقعی در جهان نداشت با روی کار آمدن مصلحی مانند آیت الله امام خمینی بطور ناخود بسیاری از فسادهای اخلاقی و... در سطح جهان کاهش یافت، از بین رفت و یا رکود نمود. به هر صورت در صدر اسلام وقتی توده مردم علی را نشناختند. علی تنها ماند و 23 سال خانه نشین گردید ((و رزهمیجبا خطوط برای همیشه اسلام شروع شد)). و امام تنها گذاشته شد و مردم  دور سفره چرب عیاشی معاویه گرد آمدند. لذا عدم شناخت حق موجب تقویت باطل و ضعف حق میگردد که چند مورد آن را بیان میکنیم.

1) تقویت باطل  در نگاه ضعف حق!؟: این قائده کلی است که دو چیز در مقابل هم یا مساویند و یا متغایر هنگامی که متغایر باشند مسلم یکی از دو طرف رقیب ضعیف و طرف دیگر قوی خواهد بود دو لشگر در مقابل هم یا از نظر نظامی متوازنند و یا خیر و در صورت عدم توازن نظامی یکی از دو لشگر مسلم ضعیف خواهد بود. حق و باطل هم بدین گونه است با توجه به اینکه گفته شد باطل همانند انگل و آفت است برای حق در این امر شکن نیست که آفات و انگل بیشتر جاهائی اثر می کنند که زمینه برای نفوذ و رشد انگل و آفت باشد. بقول معروف پسته بدست چرب می نسیند. اگر دست چرب نباشد پشه بدست نمی نسیند. حال که زمینه فراهم است و انگل رخنه کرد و شرع به مکیدن شیره درخت کرد هرچه درخت ضعیف تر شود انگل قوی تر میگردد انگل تقویت شده، تولید مثل کرده و گسترش می یابد و درخت خشکیده و بی ثمر می ماند، حق و اسلام تا زمیانی که مسلمین در اروپا رفته و علم، تمدن و... را به آنجا بردند قوی بود و باطل ضعیف بود که اروپائیان را مانند گدا در دانشگاه های اسلامی باسواد کردند. استعمار که متوجه گسترش حق شده چون رشد تفرقه در روحیه مسلمین مشهور بود و در واقع خود مسلمین حق را آن طور که هست نشناخته بودند مسیحیان با ایجاد تفرقه که به حیات مسلمین در اسپانیا پایان دادند و از همین جا تقویت باطل و ضعف حق شروع گردید باطل تقویت شده از فرصت استفاده کرد و مهرههای خود را در حجاز، ترکیه، ایران، عراق، فلسطین و... قرار داد که در گذشته نیز گفته شد تمام کشورهای اسلامی را زیر سلطه درآورد و در جهان توسعه یافت. در حال حاضر آمریکا 15 هزار پایگاه نظامی در جهان و به جز کشور لیبی و سوریه دیگر کشورهای اسلامی مستعمره آمریکا، انگلیس و فرانسه هستند و مستشاران و کارشناسان آنها در این کشور ها صدارت بسیاری از کارهای کلیدی را در دست دارند همانطور که در زمان شاه ایران چنین بود و کارشناسان ایرانی فرمان بر آنها بودند وقتی باطل تقویت گردید حق علاوه بر اینکه ضعیف گردید و از حرکت باز ماند مسلمانان در کشورهای غیر اسلامی و حتی اسلامی واقعاً ذلیل و بی مقدار شده و در بسیاری از جاها فعالیت های مذهبی از آنها سلب گردید.

 در انقلاب شوروی استالین تملم مساجد را بست و بعضی را تخریب و فعالیت های مذهبی و بردن نام خدا را در بلند گو منع کرد وقتی حزب بعث الحادی به وسیله آمریکا و انگلیس در عراق روی کار آمد حزب کمونیت در آن کشور شناخته میگردد و حزب اسلامی علاوه بر اینکه به رسمیت شناخته نمی گردد. از فعالیت آن جلوگیری میشود یکی از علما بزرگ فرمود برای کتابی که من علیه کمونیست نوشته بودم از هرکس گفته میشد در منطق حزب بعث حکمش اعدام بود: (...دشمنان هم بزرگترین حربه تبلیغی آنها همین انحطاط فعلی مسلمین است= مجموعه گفتارها جلد 1 ص 74= شهید مطهری: (چون بسیاری از ما فکر نکردیم که ملت اسلامی باید با حکومت اسلامی اداره و منظم شود کار به اینجا رسید که نه تنها نظم اسلام در کشورهای اسلامی برقرار نیست و قواننی ظالمانه و فاسدکننده بجای قانون اسلام اجراء میشود= ولایت فقیه ص 83)و (بگزاش خبرگزاری الجزایر به نقل از گزارشی که روز شنبه در ژوها نسبورگ انتشار یافت علیرغم تلاش های بین المللی بمنظور توقف نمودن حکم اعدام سیاهان این کشور رژیم نژاد پرست پرتویا طی سال گذشته 17 تن و در سال 87 میلادی 164 تن از سیاه پوستان بی گناه را به دار آویخت= جمهوری اسلامی 24 اسفند 1367). قابل ذکر است که رژیم آفریقای جنوبی شدیداً در دست آمریکا و انگلیس است. و پسترین کارها عمدتاً برای مسلمین سیاه پوست و بهترین کارها و موقعیتها و مزایا برای سفید پوستان آفریقای جنوی است: (واحد مرکزی خبر [گفت] یک گروه حقوق بشر روز جمعه گفت نیروهای امنیتی در سومالی حدود 2 هزار نفر را پس از بروز اغتشاشات هفته گذشته دستگیر و بیش از 300 نفر را اعدام کردند که از جمله آنان 46 نفر را به ساحلی برده و بگلوله بستند... لازم بیاد آوریست، همزمان با عید قربان جمع کثیری از مسلمانان، موگادیشو، پایتخت سومالی س از اقامه نماز در اعتراض به سرکوب مسلمانان و دستگیری جمعی از رهبران مذهبی، دست به تظاهرات زدند که با مقابله شدید نیروهای امنیتی و ارتش این کشور مواجه شد... به نقل از مخالفین دولت و اهالی پای تخت حاکمیت آمار کشته ها و مجروحین بالغ بر هزاران تن می باشد= جمهوری اسلامی اول مرداد 1368 ص 3= دفتر 8 جلد 2 ص 29) و دهها مورد دیگر که در دفتر 8 موجود است که چه بر سر مسلمانان می آید تازه این در زمن استقرار حکومت اسلامی است که مسلمین تا حدودی زنده و موقعیت بیشتری از گذشته برای آنها قائلند.

2) ضعف حق در نگاه گسترش مکاتب باطله:در اینک همیشه حق طرفدار محروم، مظلوم و طبقه سه و ضعیف جامعه بوده و در برابر ستمگر و طبقه یک و اشرافیت جامعه از حق آن ها دفا کرده و میکند شکی نیست که دستورات اسلام اعم از آیات قرآن، تاریخ و احادیث در این باره بیش از حد است. حال در صورتی که حق ضعیف و مزوی گشته و باطل که دشمن سرسخت حق است تقویت شده حق علاوه بر اینکه نمی تواند از حقوق محرومین و... دفاع کند حتی خودش هم مغلوب باطل میگردد همانطور که چندین قرن به طور کلی مغلوب باطل بود تا دراستقرار حکومت اسلامی در ایران تا حدودی حق در ایران از انزوا خارج شد و هنوز بر باطل تسلط نیافته و درحد مساوی نیست اما به صورت یک کابوس خطر برای باطل درآمده است. وقتی طبقه سه و... بی پناگاه شود قهراً مورد هجوم قوی و انسانی که خوی تفوق طلبی، تجاوزگری و خود خاهی دارد قرار میگیرد. و علاوه بر اینکه جامعه به طبقه قوی و ضعیف تصمیم میگردد و جّو طبقاتی متضاد در جامعه بوجود می آید و حق مسلم طبقه سه داده نمیشود و بیشتر مزایا و... به طبقه اشراف تعلق میگردد دیگر حقوق آن ها مورد تجاوز قرار میگرد.

 اینجا است که طبقه سه جامعه در پی منجی و نجات دهنده میرود تا شاید از بن بست و زندان روحی و مادی بتواند خارج گردد. قبل ازگسترش کمونیست یک چنین وضعی در کل جهان و در کشورهای اسلامی بوجود آمده بود و سرمایه داران و اشرافیان حق کارگر و طبقه 3 را میخورند و کاخها، ویلاها درست کرده و طبقه سه در حلبی آباد ها و در خانه های کسری زاغه ای با وضع بدی زندگی میکردند و شاهد بودند که چگونه با دست رنج آن ها اشراف و... به عیاشی و... پرداخته اند. بطوری که مرگ را بر این زندگی ترجیح میدادند. کمونیست ها که دید جامعه شناسی خوبی داشتند از موقعیت و فرصت استفاده کرده و انگشت گذاشتند روی همان چیزی که مورد توجه کارگر و طبقه سه جامعه بود اسلام را متهم کردند که مواد مخدر و تریاک است و مسلمین را بی تحرک و... بار آورده و از طرف دیگر با تبلیغات طرفداری از کارگر، محروم و قیام علیه سرمایه دار و اشراف در جهان انقلاباتی انجام دادن دو درصد  چنین کشور کمونیست قوت و قدرت گرفته و توسعه می یابد، من جمله انقلاب شوروی تاریخ 1922 بوقوع پیوست و کشور یک حکومت سوسیالیستی شد استالین تمام مساجد را بست و تعدادی را تخریب کرد بعد از پیروزی وقتی مردم محروم دیدند اینها واقعاً برای نجات کارگر و طبقه سه نبوده و قوانین را میخواهند عملی سازند که از آن زندان اول بدتر است لذا  به مخالفت برخواستند که استالین ده میلیون از همین مردم محروم را اعدام کرد و کشت که سالهای 67 و 1368 چندین گور دستجمعی در پی حفاری در شوروی کشف گردید و با گسترش و قوت کمونیت یک جو ضد خدائی در جهان بوجود آمد که بر ضعف حق و اسلام افزوده شد و کلاً همین ضعف اسلام و مسلمین موجب پیدایش مرامهای انحرافی گردید که مرام وهابیت در حجاز، مرام لائیک در ترکیه، مرام بعثی در عراق و مرام از بین بردن علما در ایران بوسیله رضا شاه و اسرائیل در فلسطین بوسیله انگلیس پدیدار میگردد که همه آن ها به شکل اسلامی و غیر اسلامی بنیاداً الحادی و ضد اسلام بوده و هنوز (بجز ایران) هستند و علیه اسلام و حق که تازه با کمر خمیده و ضعف بدنی دارد از انزوا خارج میگرد فعالیت میکنند: (ما اگر میدانستیم که جهل و جهالت چه بر سر ما آورده و چه بر سر اسلام آورده از جهالت و نادانی و بی سوادی وحشت میکردیم نه از علم و مدرسه= ده گفتار چاپ اول ص 151)و (در مسأله ولایت و امامت طرز فکر ما به صورت عجیب و معکوس درآمده... (ص 122)... تشیع و دوستی اهل بیت پیغمبر را وسیله قرار دادیم برای اینکه از زیر بار اسلام بیرون بیائیم، حالا ببینید این فکر چقدر مسخ شده است... در ما نتیجه معکوس داده، وسیله تنبلی شده، وسیله هیچ کار نکردن و بانتظار اینکه همه کارها را مولی کرده. در قیامت هم مولی میکند همان کتاب ص 123= شهید مطهری) .

در واقع خود ما مسلمانان حق را نشناختیم که حق ر از ما گرفتند مانند تکه طلائی که در دست بچه باشد آن را با دادن یک دانه انار می توان از او گرفت به همین راحتی و با یک فرمول دقیق حق را از ما گرفتند: (فکر دینی ما باید اصلاح به شود، تفکر ما درباره دین غلط است، غلط به جرأت می گویم از چهار تا مسأله فروع، آنهم در عبادات، چندتائی هم از معاملات، از این ها (ص 75) که بگذریم دیگر فکر درستی ما درباره دین نداریم... سیاست حاکم بر جهان یا نیمی از جهان می خواهد که اسلام نه بمیرد و نه زنده بماند...= مجموعه گفتارها جلد 1 چاپ ول ص 76= شهید مطهری) اسلام زنده محرک نباشد ه مانع سر راهشان نباشد و مرده بی جان نباشد تا در پناه آن و بنام آن در مواقع لزوم بتوانند بهره بگیرند و همینطور شد که هنوز ادامه دارد و اکثر کشورها مهم اسلامی امروز در دست آمریکا و انگلیس و... است!؟

ضعف حق  درنگاه ابستگی مادی به بیگانه

 به همان اندازه که ضعف حق باعث فقر فرهنگی، سیاسی و نظامی و... شد به همان اندازه موجب فقر مادی گردید بلکه فقر مادی که وابستگی را قهراً بدنبال داشت شدت بیشتری از خود نشان داد. از وقتی که استعمارگران دیدند تمدن اسلامی در اروپا جهان را متوجه خود نمود و حتی دانشمندان اروپائی درباره خدماتی که تمدن اسلامی به اروپائیان کرده کتاب ها نوشته اند درصدد برآمدند این شعله فروزان را از مسلمین بگیرند. شروع کردند و با همان شعارهای اسلامی تمدن صفت و... را از مسلمین گرفتند با تبلیغات جهانی و با عواملی که حتی در میان علما درست کردند این فکر را تقویت کردند که اسلام با دنیا داری، با علم روز، با صنعت روز مخالف است!؟ چون اینها انحراف آورد است اکثر ثروتمندان منحرفند، اکثر دانشگی ها منحرفند، غربی ها که بهترین تمدن و صنعت را دارند منحرفند. افرادی که به عنوان رهبر، زمامدار به اداره اجامعه پرداخته اند ناچارند ستم بکنند، به مردم، دروغ بگویند از مردم به زور چیزی بگیرند!؟ و اینها همه چیزهائی هستند که برای قدرت مسلمانان زیان بار است و آن ها را بگناه و... آلوده میسازد مسلمان باید زاهد و تارک دنیا باشد از تجملات روز استفاده نکند به نماز و عبادت بپردازند. فکر قیامت باشند و از دنیا فاصله بگیرند!؟

 و خلاصه کاری کردند که بعد از ده سال که از عمر جمهوری اسلامی میگذرد و بارها این فکر کوبیده شده باز هم آثار شوم آن باقی است. همین فکر باعث شد تمدن و صنعت بطوری از مسلمین گرفته شود که حتی نتوانند نیازهای اولیه خود را تأمین کنند ناچار به کشورهای غربی و شرقی وابسته شدند و همین وابستگی اقتصادی باعث شد که فرهنگ کشورهای اسلامی نیز وابسته گردد که ما خود در ایران شاهد آن بودیم بقدری کشورهای اسلامی عقب مانده و وابسته شدند که در جهان موجب فکر دیگری شد. و آن اینکه اگر واقعاً اسلام بهترین و کامل ترین دین است چرا کشورهای اسلامی فقیرند؟، چرا با این فرهنگ غنی مادی و معنوی که دارند بیگانگان وابسته اند؟ و درست هم گفته اند چون به غیر از ایران دیگر کشورهای اسلامی از نظر فرهنگی مادی به کشورهای غربی و شرقی وابسته اند!؟ کشورهای آفریقائی و آمریکای لاتین هرکدام 20، 30 میلیارد دلار به غربیها بدهی دارند که فقط میتوانند بهره این پولها را بدهند و سالی میلیون ها بر اثر گرسنگی و عدم بهداشت و درمان جان میدهند!؟ و در گذشته گفته شد که کشورهای عمده اسلامی مانند مصر، حجاز و... همصدا با آمریکا و... صدام رژیم عراق را در 8 سال جنگ علیه ایران یاری دادند: (...صدام حسین [رئیس جمهور فعلی عراق] به حکم شرعی کافر است و هم از طرفدار کافر است، طرفدار کارتر [رئیس جمهور اسبق آمریکا] است و بواسطه طرفداری از کارتر و گرفتن قوا از او، دارد به ایران حمله میکند و کارتر نوکرهای خودش را مثل صدام حسین و مثل سادات [رئیس جمهور معدوم مصر] و امثال اینها را وادار کرده است که به ایران حمله بکنند...= سخنرانیهای امام خمینی ششماهه دوم 1359 ص 4) و (مبلغین که در حوزه های روحانیت درست کردند و عمالی که در دانشگاهها و مؤسسات تبلیغات دولتی یا بنگاههای انتشاراتی داشتند و متشرقینی که در خدمت دولتهای استعمارگر هستند همه دست بدست هم داده در تحریف حقائل اسلام کار کردند بطوریکه بسیاری از مردم و افراد تحصیل کرده نسبت باسلام گمراه و دچار اشتباه شده اند (ص 6) مثلاً تبلیغ کردند که اسلام دین جامعه ای نیست... اسلام فقط احکام حیض و نفاس است...= ولایت فقیه ص 7) و(...، 50 سال دوره سیاه پهلوی آنطور تبلیغات کرده بودند و کردند که آنها می خواهند در ذهن ملت ما و جوانهای متمرکز کنند که ایران اسلام [ی] از عهده اینکه یک علم را، یک تخصصی را، یک صنعتی را ایجاد کند عاجز است... آنطور تبلیغ کردند که می گویند باید ما تمام چیزها را از سر تا به پا باید ما غربی بشویم یا شرقی باشیم... در سایر ممالک اسلامی هم تبلیغات را طوری کرده بودند که ما در هر (ص 132) امری باید مستشار از غرب و یا شرق بیاوریم و اصلاً مغز ایرانی لایق این نیست که یک کار مثبتی بتواند انجام... آنهائی که میخواهند ما را بطرف شرق و عمدتاً به طرف غرب بکشانند این است که [میگویند] اینها [مسلمانان] با تخصص مخالف هستند با علم مخالفند. خیر ما با تخصص مخالف نیستیم با علم مخالف نیستیم با نوکری اجانب مخالفیم...)= سخنرانیهای اما خمینی ششماهه اول 1360 ص 133) بهر صورت با تبلیغات دامنه دار و بسیار با نفوذ اسلام و مسلمین را بهروزی گرفتار کردند که جبران ناپذیر است و علت آن از ناحیه خود مسلمین است که حق واقعاً نشناختند علاوه بر اینکه شناخت یک شناخت ابتدائی و سطحی بود بیشتر جنبه اعتقادی داشت تا جنبه عملی و همانطور که در بحثهای گذشته گفته شد ولایت (تولی) را بمعنی دوست داشتن و (تبری) بمعنی دشمن داشتن دشمنان خدا و انبیاء و اولیاء میدانستند بدون آنکه عملی اساسی از آن اعتقاد بروز کند. در پایان باید توجه داشت که زیان های عدم شناخت حق بیش این چند مورد است و هر موردی از آن بیش از این اندازه باید مورد تجزیه و تحلیل قرار بگیرد

خلأ شناخت در نگاه باطل و بدان جامعه

 و به عبارت دیگر نقش مخرب فردی و اجتماعی عدم شناخت انگلها و آفات اجتماعی. در این قسمت که در مورد زیان های عدم شناخت باطل بحث میشود. جا دارد که قبل از طرف جزئیات بحث در مورد خود باطل و مفهوم سخن گفت. در گذشته هم به این مطلب اشاره شد که باطل یعنی چیزی که دارای واقعیتی میتواند باشد، زمینه رسیدن بیک واقعیت درآن موجود باشد اما به عللی علاوه بر اینکه آن واقعیت وجود خارجی پیدا نمی کند. جای آن به چیز دیگر داده میشود که درست. ضد و برخلاف آن واقعیت باشد. در واقع ماهیت چیز پسندیده تبدیل بچیزی ناپسند گردد و به عبارت دیگر سیر طبیعی شیء بیک سیر غیر طبیعی و زیان آور منجر گردد مثل اینکه سیر طبیعی ماشین این است که با یک آئین رانندگی دقیق در جاده حرکت کند اما این حرکت در بیابان ناهموار و پرخطر صورت بگیرد. در در عبادات وقتی در عبادت قصد قربت نباشد یا عبادت یکی از ارکان خود را از دست داده باشد، شرع مقدس اسلام آن را باطل میداند یعنی عبادت خاصیت خود را از دست داده است؛ باطل که همان معیارهای باطل باشد و یا باطل گرا که خود شخص باطل است در واقع خاصیت خود را از دست داده اند آن خاصیتی که میتواند به صلاح فرد و جامعه باشد در باطل و باطل گردیده نمیشود بلکه جای آن خاصیت که میتواند به صلاح فرد و جامعه باشد در باطل و باطل گرا دیده نمیشود بلکه جای آن خاصیت از دست رفته را چیز دیگر پر کرده است. قصد قربت در عبادت این است که عبادت به خاطر امر الله و تقرب به او انجام میگیرد اما هنگامی که به خاطر امر نفسانی و تقرب بغیر خدا انجام میگیرد در واقع جای خدا را غیر خدا گرفته که به آن شرک گفته میشود؛ باطل هم همین گونه است. خط او و عمل باطل است بنا براین عدم شناخت باطل همانند عدم شناخت غذای مسموم است که در وقت خوردن معلوم نمیشود اما همینکه غذا در معده قرار گرفت چون مناسب با وضع طبیعی معده نیست و مواد سمی آن فوراً به همه بدن سرایت میکند. حال فرد منقلب و سرانجام راهی بیمارستان میگردد آنوقت فهمیده میشود که غذا مسموم بوده که آقای دکتر وضع مزاجی مریض را آمایش کرده باشد. آقای دکتر می گوید مگر غذای بدی. خورده اید؟ مریض میگوید اتفاقاً غذا، غذای خوبی بود بهترین چلوکباب بود و نمیدانم چرا اینطور شد. آقای دکتر میگوید درست است که غذا، غذای خوبی بوده اما غذا پس از اینکه خاصیت خود را از دست داده فاسد گردید، و تولید سم نموده و شما مسموم شده اید و اگر مراجعه نمیکردید خطرناک می بود.

 در واقع باطل به همی گونه است پس از آن جامعه به فساد کشیده میشود و هرکس درباره علت فساد اجتماعی چیزی می گویند. وقتی جامعه شناسان ریشه یابی می کنند می بینند یک سری افکار انحرافی ناخودآگاه و یا آگاه و بوسیله استعمارگران علت این همه انحرافات و گرایشات ناپسند شده. یکی از علماء بزرگ که بعلت شرایط سیاسی به قم آمده بود گفت: یکفرد که کمونیست را در عراق تبلیغ میکرد درصدد دستگیری او برآمدند و موفق نشدند او را دست گیر کنند و از آن ببعد معلوم نشد هست و یا رفته دیگر فعالیت دارد یا ندارد. اما بعد از دو سال معلوم شد پانصد نفر را کاملاً به عقائد کمونیستی وابسته کرده است. و اضافه کردند که الآن در عراق کمونیست یک حزب رسمی دارد و علناً فعالیت میکند. البته با روی کار آمدن حزب بعث الحادی فعالیتهای کمونیستی شروع می گردد و در گذشته گفته شد که همین آقا فرمودند. در نظام حکومتی حزب بعث فعالیت حزب کمونیست آزاد اما فعالیت های اسلامی و تشکیل حزب اسلامی ممنوع است!؟

 به بر صورت گاهی می بینیم جامعه آلوده شده و حال آنکه کسی بطور مشخص بنام آلوده کنند شناخته نشده مواد مخدر سرمایه های مادی و انسانی را در سطح وسیعی در کام خود فرو می برد و هنوز شاید آلوده کننده اول معلوم نشده باشد چه کسی بوده است. و در یک کلام باید گفت: تمام بلاهائی که بر سر انسان معلوم نشده باشد چه کسی بوده است. و در یک کلام باید گفت تمام بلاهائی که بر سر انسان و جامعه بشری آمده و می آید بدان جهت است که انگلها و آفات جامعه شناخته نمیشوند و اگر شناخته میشوند درصدد جلوگیری و دفع بر نمی آیند. چون عواقب و خیم آن روشن نیست و اگر روشن است فکر دیگر مانع آن است. یکی میگوید بما چه. یکی میگوید از ما چه برخواسته است، یکی میگوید. مگر میشود جلو این گونه افراد را گرفت. یکی میگوید جامعه اینها را دارد و یکی هم میگوید جلوگیری از خواست ها و گرایشات مردم موجب مشکلات دیگر میشود!؟

«دلیل اینکه باطل چیزی است که خاصیت خود را از دست داده باشد (وحبط ما صنعوا و باطل ما کانوا یعملون= هود آیه 16»

و هنگامیکه اکثر جامعه را فرا گرفته باشد هرچند ناپسند باشد در مجامع غربی به عنوان یک گرایش درست تلقی میگردد و رسمیت پیدا میکند عمل لواط در انگلیس چون کنترل و از آن جلوگیری نشد کم کم سر از اکثریت برون آورد بطوریکه دیگر قابل کنترل نبود. اینجا بود که مصلحت اندیشان حیوان صفت گفتند این عمل خواست اکثریت مردم و خواست اکثریت محترم است و نمیشود جلو آن را گرفت و لذا عمل لواط در بطور رسمی در قانون اساسی انگلیس راه یافت که در زمان شاه شنیدیم شاه ایران برای یکی از مقامات آن کشور که با پسری ازدواج میکند تبریک داده بود!؟. نتیجه این عمل لواط و هم جنس بازی همانطور و هم جنس بازی است و ویروس آن به هر جا سرایت میکند الآن در ایران شایعه شده که مرض ایدز آمده. خربزه را افرادی فاسد و فاسد کننده خورده اند ولی لرز آن الآن برای همه جهان باقی مانده است!؟ این بر اثر عدم شناخت باطل و باگرا است باطل خود عمل لواط و باطل گرا آن کسانی که عمل لواط را انجام دادند و کسانیکه آن را تأیید کردند و یا درصدد منع آن برنیامدند و این است که خداوند عالم در مورد افراد فاسدکننده زنگ خطر را بصدا درآورده است: (...فاعلم انما یریدالله ان یصبهم ببعض ذنوبهم و ان کثیراً من الناس لفاسقون آیه 49... کلما او قدوا ناراً للحرب اطفاها الله و یسعون فی الارض فساداً و الله لایحب المفسدین (64) المائده) و(...ان الله لایصلح عمل المفسدین= یونس آیه 81) و(ان فرعون علا فی الارض و جعل اهلها شیعاً یستضعف طائفهً منهم یذبح ابنائهم و یستحی نسائهم انه کان من المفسدین= قصص آیه 4). در حد زیادی کلمه (باطل و فساد) به اشکال مختلف در قرآن ذکر شده و خداوند انگل های اجتماعی را معرفی نموده و اعلام خطر کرده است. در این جا مواردی از زیانهای عدم شناخت باطل را عنوان میکنم.

1) تمام انحرافات در نگاه عدم شناخت:در اینکه تمام انحرافات و فسادها بر اثر عدم شناخت باطل است. انحرافات دو جور است. یکی اینکه چون افراد باطل و باطل گرایان شناخته نمیشود، در تماس های فکری و برخوردهای اجتماعی فرد با افراد ناپاک در تماس قرار میگیرد و یا آن که تبلیغات در او اثر کرده او را به گمراهی می کشد و گاهی از افراد هستند چنان گمراه می شوند که تا سالها در گمراهی باقی مانده و فکر میکنند واقعاً راه درستی میروند و عمدتاً این نوع گمراهی بر اثر تبلیغات استعماری وتماس عملی عمال استعمار است که با یک قیافه منافقانه افراد را شکار میکنند که قبلاً گفته شد یک فرد کمونیست در مدت دو سال میتواند پانصد نفر را با خود هم فکر، و از اسلام جدا کرده و به کفر بکشاند، استعمارآن چنان مرموزانه کار میکند و از راههائی فکر انحرافی را در اذهان وارد میسازد که به خستی فرد میتواند بداند از کجا تیر خورده است در گذشته به این نکته اشاره شد که تبلیغ کرده بودند دنیا منحرف کنند است باید دنیا را سه طلاقه کرد همانطور که علی(ع) دنیا را سه طلاقه کرد!؟. مسلمانان هم نسنجیده... باور کردند و یکوقت با خبر شدند که رنگ و برچسب اینکه کشورهای اسلامی فقیرند و... به اسلام و مسلمین زده شد، و بدنبال آن بیگانه وابسته شدند. در بحثهای گذشته در این باره سخنانی ازآیت الله امام خمینی آوردیم که استعمار چگونه حتی در میانه حوزه های علمیه نفوذ کرده و فکر اینکه ما باید مسئله بگوئیم، چه کار به سیاست داریم، سیاست مال آن ها است که میتوانند دروغ بگویند و...!؟

و نبز اینکه زمینه هائی بطور عملی فراهم میگردد و خود ماهیت باطل به صورت خاص در آورده میگردد که افراد قهراً و ناخود آگاه بدام انحراف کشیده می شوند که این هم عمدتاً از ناحیه استعمارگران و عمال آن ها است. مواد مخدر، مشروبات الکلی، قمار و... و یک نوع آزادی هائی که راه انحراف را باز میکند دام صیادی را باز وگسترده میکنند و ازطرف دیگر دروازه آزادی باز می شود تا افراد بطمع دانه در دام صیادی قرار بگیرند هم سرگرم باشند که ندانند غارت گرچه میکند و هم از این دانه بخورند تا فکرشان آن گونه شود که نه باطل را به شناسد و نه باطل گرا را، این واقعیت را ما خود در زمان محمد رضا شاه با تمام وجود لمس کردیم که از یک طر آزادی زن و کشف حجاب و از طرف دیگر ایجاد زمینه های انحرافی مانند مواد مخدر که خواهر شاه یکی از تجار این کار بود. کارخانه های شراب سازی که خود شاه درآنها سهام داشت، تأسیس کابارها، قمار خانه ها و سینماهای کذائی آن روز واقعاً وضع بدی بوجود آورده بود که مخصوصاً نسل جوان را به احراف کشیده و انحرافات جنسی تجاوزات و... دیگر نزدیک بود بطور کلی زندگی را بیک زندگی حیوانی تبدیل کند که انقلاب اسلامی بداد رسید مردم نه باطل را شناختند ونه باطل گرا، سینماها، کابارها و... را گفتند اینها سرگرمی، شاه خدای روی زمین است هرکاری بکند درست و خود باطل گرا را نشناختند که گفتند شاه خدای روی زمین است، شاه کمر بسته امام رضا است. هرکاری بخواهد بکند به امام رضا میرود و امام رضا او را راهنمائی میکند. و همزمان با این روند علما را کوبیده و با روشهای خاصی که داشتند از توده مردم جدا کردند تا راحت تر بتواند از جهل توده استفاده کرده و لانه خود را محکم سازند: (...آن چه دستی بود که روحانیون را با قشر دانشگاهی ها آنطور از هم جدا کرد که در دانشگاه اسم روحانی را نمیشد ببری و در مدرسه فیضیه [حوزه علمیه قم] هم [نمیشد اسم] دانشگاهی را [برد] این چه دستی بود که اینها را از هم جدا کرد و با هم دشمن کرد و این چه دستی بود که دانشگاه ما را به آن صورت درآورد که اشخاصی که از آن بیرون آمدند مگر یک دسته متعهد [بقیه] انحرافی بودند و گرایش به مکتبهای دیگر داشتند..). پیامهای امام خمینی ششماهه اول سال 1359 ص 110 سطر 11)و (هرگاه این سیره حفظ میشد و حکومت بشیو، اسلام میبود نه تسلط بر جان و مال مردم، نه سلطنت و منکرات واقع نمیشد... این حکام هستند که اماکن فاسد درست میکنند، مراکز فحشا و میگساری میسازند و موقوفات را صرف ساختن سینما [های آنروز] میکنند...= ولایت فقیه ص 49)و(...و همین جوانها در زمان طاغوت که هرجا میرفتند فساد را می دیدند، مجله میخریدند پر از فساد و پر از فحشا بد روزنامه میخریدند پر از تبلیغات ضد اسلامی و انسانی بود... ص 150: یک مملکتی که آنها [استعمارگران و عمالشان] میخواستند این بود که یک طایفه ای زیادی از جوانان ما را به هروئین بکشند و یک طایفه دیگر را بمسکرات بکشند یک طایفه دیگری را به فحشا و مراکز فساد بکشند..). پیامهای امام خمینی، ششماهه اول 1359 ص 352)

2) خلأ شناخت در نگاه کلاه برداران و... قبل از عنوان جزئیات بحث باید توجه داشت اینکه بحث منحرفین جامعه با بحث باطل گرایان مخلوط میشود بدان جهت است که از نظر اثر هر دو یکی هستند اثر رفتار یک کافر و با رفتار یک مسلمان متحرف فرقی ندارد و از طرف دیگر وقتی باطل به این معنا باشد که خاصیت خود را از دست داده، دیگر همه را در یک ردیف قرار میدهد با این فرق که یکی کافر است و دیگری مسلمان یکی انحراف بیشتر دارد یکی کمتر. البته از کل باطل همان کفر تلقی میگردد اما در واقع باطل شامل هر فرد منحرفی میگردد که کفار انگل و آفت اسلام م و جامعه انسانیت هستند و منحرفین مسلمان انگل جامعه هر دو جامعه را آلوده میکنند منافقین و شعبده بازان از انگلهای جامعه اند و اینکه منافق حتی از کافر بدتر است دلیل بر این است هر فردی که برای جامعه و اسلام مضر باشد از باطل گریان است. ما اگر کفار را نشناسیم ایمان و اسلاممان یک فرد آنها آلوده و علیل میگردد. و اگر کلاه برداران و شعبده بازان جامعه را نشناسیم مال و فکرمان در خطر است کلاه برداران مال و شعبده بازان هم مال و فکر ما را می ربایند. اصولاً هر جامعه ای این گونه افراد را خواهد داشت حال اگر جامعه آگاه باشد و شگردهای کلاه برداران و شعبده بازان را بداند این گونه افراد در این بعد یا اصلاً وجود خارجی پیدا نمیکنند یا اگر وجود خارجی پیدا کنند توانائی و گسترش نخواهند داشت اما اگر شناخته نشوند علاوه بر اینکه مال و اموال افراد را خواهند برد یک ناامینی فکری نیز بوجود خواهند آورد و همین موقعیت آنها باعث میگردد علاوه بر اینکه از نظر مالی و امیدواری بکار خود تقویت شوند. باعث میگردد افراد دیگری هم بدلائل سیاسی و اقتصادی و مانند آن دست به این کار بزنند و شعبده بازان نیز همان گونه توسعه یافته و از طریق دیگر زیان برسانند.

 در زمان استقرار حکومت اسلامی که مخالف داخلی و خارجی زیادی داشت مسئله کلاه برداری، دزدی و خارج نمودن ارز و طلا و... از کشور کراراً اتفاق می افتاد. در تهران کلاه بردارانی بودند که حتی ده میلیارد کلاه برداری کرده بودند بنام صندوق قرض الحسنه، تشکیل شرکت تعاونی، تشکیل کلاسهای تقویتی برای امتحان دانشگاه و... پول زیادی از مردم گرفته بودند با تبلیغات کاری کرده بودند که افرادی برای تهیه پول سهام شرکت لوازم خانگی خود را فروخته بودند که اداره آگاهی اینها را به صورت فیلم ساخته بود و برای آگاهی مردم در تلویزیون بنمایش گذاشت بارها تلویزیون اموال مسروقه از قبیل قالی و... ماشین، طلا و... از دزدان که می خواسته بودند اینها را در داخل و خارج بفروشند نشان میداد: (فهرست روزنامه ها سالهای 60، 61، 62 و...) شعبده بازان که یک قسم آن کلاه برداری است که به صورت گدائی و مانند آن انجام میگرد و قسم دیگرآن در افکار افراد ناآگاه اثر منفی داشته و به معتقدات آنها لتمه میزند شرح و بحث زیادی دارد که مجال طرح آنها نیست. اما جوان دیپلمه ای که این انگل فکرش را علیل کرده با حدود یکساعت صحبت توانستم او را آگاه سازم که کار این شعبده بازان واقعیت ندارد علاوه بر اینکه خلاف شرع است و موجب بدعت در دین و... میگردد اینها اکثراً چشم بندی و تردستی و مانند آنها و بدانش و هنرنیز ضربه میزند آقائی که با چشم بندی و مانند آن در نظر تماشاگران معجزه میکند و اکثر آنها از این راه پول جمع میکنند یک پیچ را نمیتوانند به سازند که محتاج دیگران نباشند مفت و مجان از مردم پول میگیرند و می خورند ومی خواهند بدون آنکه در علم، هنر، تولید و... کشور هیچ نقشی داشته باشند و اصولاً اکثر این انگلها در روستاها که جهل و بی سوادی واعتقاد بکارهای معجزه آسا بیشتر است لانه میکنند. (شگرد شعبده بازان و... دفتر 30 ص) و برای جلوگیری و دفع این گونه خطراست و آفات اجتماعی است که خداوند بیدارباش میدهد: (یا ایها الذین امنوا ان جائکم فاسق بنباء فتبینوا ان تصیبوا قوماً به جهالت فتصبحوا علی ما فعلتم نادمین) ونز (و کذالک جعلنا فی کل قریه اکابر مجرمیها لیمکروا فیها و ما یمکرون الا بانفسهم و ما یشعرون= انعام آیه 132) ونیز (...بل زین للذین کفروا مکرهم و صدو عن السبیل... الرعد آیه 33) کلمه (مکر) به اشکال مختلف 42 بار در قرآن تکرار شد که مربوط است به افراد کلاه بردار، شعبده باز که بهر طریق ممکن برای دست یابی به منافع و اغراض شخص خود به اغفال مردم می پردازند لذا ضروری است این انگلهای اجتماعی شناخته شده و علیه آن ها سم پاشی گردد تا از میان بروند.

3) نسل جوان در خطر باطل: یک دسته از کلاه برداران و شعبه بازان کلاه برداران و شعبده بازان انسان ربا هستند که در کمین نسل جوان می نشینند و بادام های فریبنده ای که دارند به صید جوانان می پردازند نسل جوان علاوه بر اینکه ممکن است با افراد فاسد جانی مانند خود رفاقت کرده و به انحراف کشیده شود استعمار اولین بار نسل جوان را مورد هدف قرار میدهد یکی اینکه نسل جوان کم تجربه است و زود بطرف نوآوریهای استعماری گرایش میکند و دوم اینکه نسل جوان سرمایه پرتحرک، فعال، پرخاشگر و استعمار ستیز جامعه است از صدر اسلام تاکنون اکثر کسانی که شمشیر بدست گرفته و در صف مقدم جنگ شمشیر زده اند، اکثر انقلاباتی که شده محور بر تحرک آن نسل جوان بوده است و خواهد بود. لذا استعمار در درجه اول میکوشد این عنصر مقاومت و شجاعت را فلج کند. همانطور که گفته شد نسل جوان کم تجربه است و راه نفوذ در آن با آن شیوه هائی که استعمار دارد بسیار سهل است. جوان همانند شمعی نرم است که میتوان به هر حالتی او را درآورد و جهت به او داد چون سنت گرا و هر پدیده نو و جدید را به گرمی درآغوش میگیرد.

 و خلاصه نسل جوان که آغاز زندگی را شروع کرده در پی انتخاب سنت، مرام، ایده و عقیده ای است که برطبق آن گرایش های خود را پی گیری کند و خط و میشی را در پیش گیرد که به خواسته های او جواب مثبت دهد. استعمار برای شکار نسل جوان با توجه به این روحیات جوان خود را مجهز نموده و در مسیر نسل جوان کمین میکند و خود را چنان در لباس حق گرا می پوشاند که حتی پدر جوان هم که تجربه دیده به سختی میتواند قبل ازآنکه کاری کرده باشد او را به شناسد. با توجه به این خطر بزرگ و دهها خطر دیگر برای نسل جوان اگر نسل جوان قبلاً خود را برای شناخت این آفات و انگلهای نسل جوان آمده نکرده باشد و اگر ما و مسئولین ارشاد و هدایت نسل جوان در این باره پیش بینی لازم را نکرده باشیم و در وقت بروز آفات کاملاً مراقب نباشیم آفات و انگلهای این ثمره مفید جامعه نابود خواهند کرد همانطور که در گذشته اشاره شد مسیحیان برای اینکه تحرک نظامی را از مسلمانان گرفته و آنها را از اروپا خارج سازند مراکز فحشا تأسیس کردند و جوانان را بمراکز فحشا کشیده و موفق شدند مسلمین را شکست دهند!؟ درعصر استقرار حکومت اسلامی که مسلمانان مصر اکثراً خواهان استقرار حکومت اسلامی در کشورشان بودند و مصر در زمان حسنی مبارک (رئیس جمهور) رابطه تنگا تنگی با اسرائیل داشت و یکی از مخالفین سرسخت جمهوری اسلامی ایران بود اسرائیل عده ای زن فاحشه را به مصر می فرستد برای اینکه در میان نسل جوان انقلابی نفوذ کرده و آنها را فلج کنند و قبلاً از سخن امام خمینی دریافتیم که شاه که عامل استعمار آمریکا بود چگونه درصدد نابودی نسل جوان و ما خود بعد از انقلاب شاهد بودیم که حزب توده و... که هدفشان پیاده نمودن کمونیست در ایران بود چگونه بنام اسلام راستین و حکومت علی باید حاکم گردد. برای اینکه هم نسل جوان را از انقلاب بگیرند و هم برای مقابله با جمهوری اسلامی نیرو داشته باشند عده زیادی از جوانان  را بطرف خود کشیدند. در دانگشاه ها سنگر گرفتند در خانه های تیمی بفعالیت پرداختند در مراکز و خیابان ها بمب گزاری کردند عده زیادی از مردم و مسئولین کشور را کشتند بعد که سرکوب شدند بکردستان رفته و آنجا فعالیت کردند تمام کردستان و حتی شهر مرکزی کردستان (سنندج) را اشغال کردند. باور کن جمهوری اسلامی 20 هزار شهید داد تا کردستان را از این جوانان گول خورده پاک کند که هنوز بعد از ده سال گوشه و کنار فعالیت دارند. آذربایجان غربی که جزء کردستان است با ماشین کنار روستائی می گذشتیم یکی از همراهان گفت: تا این روستا را ما از مخالفین پاک سازی کردیم سیصد شهید دادیم .

خلاصه علت این همه کشتار و... که جای ذکر آنها نیست برای این بود که نسل جوان را با آن شعبده بازیها که داشتند فریب دادند و علیه همین ملت بکار گرفتند اکثر جوانا به انحراف کشیده از خانواده مذهبی بودند که بعضی از خانواده خودشان اطلاع دادند تا چون منحرف آنها را دستگیر کنند. آیت الله امام خمینی در مورد جوانان گول خورده میفرمایند: (این گروه هائی که مع الاسف عده از جوانان ما و بچه های عزیزی که اینها باید برای میهن خودشان و اسلام خودشان عمل کنند آنها را بازی می دهند و بر ضد این انقلاب اسلامی که دست قدرتها را از این کشور قطع کرده است بسیج می کند و در خیانابها می آورند... به پدر و مادر در این عزیزان نصیحت کنم که شما فرزندان خودتا را و جوانها خودشان را از دست این گرگ که به صورت آمیزاد درآمده اند و شما را منحرف می خواهند بکنند توجه داشته باشید... (ص 249) شما که بازی خوردید و سران خیانتکاران منافقین شما را بازی دادند و خودشان در پناهگاه ها نشتند... (ص 250) این گروهکهای بدبخت... که جوانهای ما را بازی می دهند... و جوانهای این ملت را بسیج می کنند. برخلاف اسلام و بر خلاف ملت مسلمان و در خدمت ابر قدرتها و خصوصاً آمریکا... سخنرانیهای امام خمینی ششماهه اول 1360 ص 251)

(وقتی احساس شد که اینها یک نقشه شیطانی [و] اتحاد با منافقینی [دست] که (ص 252) دیروز- پریروز ریختند در خیابانهای و جوانهای ما را سر بریدند و مال و اموال مردم را آتش زدند و خیابانها را به فساد کشانیده اند... همان کتاب ص 253) .در واقع چگونه جوانان یک ملت را علیه عده دیگر بکار میگیرند و نابودشان میکنند جهل و عدم آگاهی زمینه ای میشود تا نسل جوان یک کشور علیه نسل جوان همان کشور بکار گرفته شده و موجب تقویت سیاست باطل گردد!؟

«اسرائیل زنان فاحشه به مصر میفرستد=  روز نامه جمهوری اسلامی 5 مرداد 1367»

         5)باطل در نگاه پیدایش مرامهای باطل:در اینکه عدم شناخت باطل علت پیدایش مکاتب و آئین های باطله میگردد باید توجه داشت که در تحولات اجتماعی گاهی شرایطی بوجود می آید که در آن شرایط و موقعیت های میتوان از جهل توده مردم برای رسیدن به اهدافی بهره گرفت. همانطور که در گذشته گفته شد چون باطل منطقی ندارد که آن را روند و اساس کار خود قرار دهد. در شرایط مناسب که میشود از جهل توده مردم بهره گرفت بهترین فرصت برای این است که فرصت طلبان در جهت رسیدن به مقاصد خود اقدام کنند. حضرت موسی از طرف خدا مأمور گردید و طی یک انقلاب بر فرعونیان پیروز گردید و قوم بنی اسرائیل را از شر فرعونیان نجات یافتند. حضرت موسی(ع) نظر قوم بنی اسرائیل راکاملاً بخود جذب کرده بود و آنها تمام رفتار موسی را دقیقاً مورد نظر داشتند تا ببینند رهبر آنان در این شرایط بعد از پیروزی انقلاب چه میکند سامری که از این روحیه و دید مردم مطلع بود همینکه حضرت موسی بکوه طور رفت و بمردم وعده داده بود که پس از سی شب برگردد وقتی که در موعد مقرر بازگشت نکرد سامری فرصت را غنیمت شمرد و با عنوان اینکه موسی به شما دروغ گفته با درست کردن گوساله مردم را گرد خود جمع کرد بقدری تبلیغ را به ظاهر پسندیده کرده بود که بنی اسرائیل به معاون و برادر موسی (هارون) گوش نکرده و گرد گوساله سامری جمع شدند که فریاد میزد من خدای شما و خدای موسایم وقتی موسی از مناجات بازگشت و وضع را بدان گونه دید هم قوم و هم برادر را بسیار و شدیداً سرزنش کرد و حضرت موسی از آنان خواست که برای این گرایش بیجای خود بدرگاه خدا توبه کنند چون آنها که بگوساله سامری گرویده بودند آماده توبه شدند: (...موسی علیه السلام دستور داد در دو صف بایستند و غسل کرده و کفن بپوشند، آنگاه هارون دوازده هزار از کسانی را که پرستش گوساله نکرده بودند بیاورد و شمشیرهای بران بدست آنها داده و فرمان کشتن آنها را باین دوازده هزار نفر داد و آنها شروع بکشتن کرده تا پس از آنکه هفتاد هزار نفرشان را کشتند خداوند توبه شافرا پذیرفت و دست از کشتار دیگران کشتند.: تاریخ انبیاء ص 146= سید هاشم محلاتی) .

انیکه محمد علی باب روی کار آمد این جو بوجود آمده بود که امام زمان نزدیک است ظهر کند این جو حاکم باعث شده بود که محمد علی باب از موقعیت استفاده کرده و آئین بابت را آنچنان را شالوده ریزی کند که بتواند قانع کننده باشد و عده ای را گرد خود جمع کرده و در گیریهائی میان او و مخالفین عقیده درگیریهای خونینی صورت گیرد، سرانجام کشته شد اما این عقیده غلط توسط طرفداران پی در پی و متعدد او باقی ماند و نیز موجب درگیرها و خون ریزیها گردد و تا حالی باقی مانده و به عنوان بزرگترین حربه بر علیه اعتقاد مسلمین در دست استعمار و  اسرائیل قرار گیرد که از نظر اداری و مال همیشه این آئین غلط مورد حمایت بوده و خواهد بود و این زائید جهل مردم است که باطل را نشانختند اگر توده مردم مانند سامری او را شناخته بودند و گرد او جمع نشده بودند یک بچه تاجر شیرازی به تنها چه می توانست بکند امان امان و فغان از جهل و جهل توده مردم که همیشه زمینه پیدایش، رشد و دوام استعمارگران در طول تاریخ بوده و خواهد بود و مهم این است که همیشه نسل جوان طعمه این گرگان تاریخ بوده اند قرت العین که یکی از ادامه دهندگان سرسخت و با نفوذ محمد علی بود یک دختر جوان بود. و خلاصه یکی از علل مهم پیدایش ادیان و مکاتب باطل عدم شناخت باطل و باطل گرا بوده و خواهد بود. اصول ریشه عقیده فرد که همان باطل شناخته نمیشده که چنین عقیده نمیتواند ناجی بشر باشد و خود باطل گرا نشناخته نشده که بچه منظوری دست بچنین اقدامی زده و ماهیت شخصی خود او چیست. جهل مردم موجب شد یک بچه تاجر شیرازی را بجای امام زمان که تازه ظهور کرده بپذیرند و تا سر حد جان از او دفاع کنند و در درگیریها عده ای از آن ها کشته شوند و جان خود را فدای یک مرد جاه طلب کنند!؟

(...از هرکس مطمئن می شد با او می گفت من باب الله هستم فادخلو البیون من ابوابها... بدین جهت به میرزا علی محمد (باب) مشهور شد... و با خاصان خویش گفت آن مهدی صاحب الامر که مردم انتظارش برند منم... با مریدان خویش گفت سال دیگر دعوت خویش را در مکه ظاهر کرده خروج به سیف خاهم نمود و خون ها خواهم ریخت... ص 11:... و بعضی از مردم زنجان او [ملا محمد علی زنجانی یکی از پیروان باب] را قبول کرده (ص 61) به متابعت و مطاوعت او میان بستند. در زمانی قلیل قریب پانزده هزار کس به گرد او جمع شدند ص 62: گویند روزی حاجی محمد علی به جهت گرما به رفتن از پس پرده بیرون آمده بر اسب خویش نشست تا به قریه ای که قریب به قله بود رود. جماعت بابیه صف کشیدند. با آنکه زمین همه گل بود، چون او را دیدند یکباره بر زمین افتاده و در میان آن گل صورتها بر زمین مالیدند و تا ایشان را رخصت نداد سر برنداشتند [!!!؟] ص 42: [و لشگر ملاحسین بشر ویه پیرو باب] بدرون خانه [شاه زاده وقت] رفتند و با شمشیرهای کشیده با قرا ولات در آویختند و بسیاری از آنها را کشتند و آتش در آن سرای انداختند تمامت عمارت با بهار بندی که یک طرف آن بود و عمارت حسینیه که در جنب آن بود با جماعتی که در آن اها مسکن داشتند یکسره بسوختند و بعضی را هم کشتند و جسد ایشان را در آتش افکندند...= فتنه باب چاپ سوم ص 46= اعتقاد السلطنه)