علل پیدایش نفاق و منافق( ازکتاب شناخت) « با عرض معذرت از املا»
و به عبارت دیگر چه چیزهائی باعث میگردد که فرد شیوه منافقنه را در پیش گیرد؟ در این مورد آنچه به نظر ما رسیده بطور اختصار و بصورت زنجیره ای عللی را که به نظر میرسد ذکر می کنیم و قبل از آن باید به مطالب گذشته بازگردیم. در گذشته پیرامون چند آیه از قرآن خداوند علت انحراف واعمال ناپسند منافقین را بطور کلی جهل و عدم آگاهی آن ها را قلم داد نموده وقتی فرد آگاهی ندارند در مرحله اول قوه درک او ضعیف است و در محله دوم برای یک خط فکری و اعتقاید چون خطوط فکری واعتقادی یه بهم مشتبه شده اند سردو راهی می ماند و نمیتواند یک خط درست را از میان خطوت انتخاب کند با این حال زمینه انحراف پیدا و فرد آماده انحراف شده است. حال فرد منحرف شده و از خط الهی فاصله گرفته چند چیز باعث میگردد فرد بکارهای منافقانه دامن بزند. یکی اینکه انسان طبعاً دوست ندارد به عنوان فردی گناه کار و... شناخته شود لذا می کوشد به هر نحو ممکن آن ماهیت درونی خود را بپوشاند به اصل کار نیک، عبادت و... اعقتادی چندان ندارد اما چون این عبادت، ریش و... درون او را پوشانیده و مردم با دید درست به او می نگرند در میان نمازخوانها و... که می آید نماز می خواند، روزه می گیرد، درباره اسلام و... تعریف میکند اما وقتی کسی نیست اینجا می آئید فلانی نماز میخواند اما پشت سر شما میگوید نماز چیست؟ دوم اینکه احتیاجات مادی باعث میگردد فرد بکارهای منافقانه دست بزنند بسیاری هستند که برای این که افراد گول ظاهر او را بخورند و کالای او را بخرند ظاهر سازی میکند که اگر برای این جهت نباشد مثلاً ریش نمی گذرد درباره کار خیر و... سخن نمی گوید گاهی افراد بر اثر احتیاج مادی برای جاسوس در دست بیگانه قرار میگیرد و به خاطر پول و مانند آن اگرکارهای منافقانه را انجام نمی داد فرار میکرد سال 67 بود عده ای از ایرانیان که فرزندانشان در آمریکا تحصیل میکردند از نظر مادی و دیگر رفت و آمدها آمریکا آنها را تطمیع میکند. مدتی آنها را آموزش میدهد و بعد برای جاسوسی آنها را به ایران می فرستند. مدتی زیاد بکار جاسوسی و کسب اطلاعات برای آمریکا در همان سال دست گیر شدند که اعترافات آنها از تلویزیون پخش شد و مانند خسروخان قشائی و قطب زاده که از آمریکا پول گرفته و با ظاهری انقلابی برای بیگانه کار میکردند. سوم برای کسب موقعی های اجتماعی فرد وارد دالان نفاق میگردد. درگذشته گفته شد باطل چون منطقی که فطرت توده مردم را بخود جلب کند ندارد ناچار است بکاری دست بزند که توجه مردم را بخود جلب میکند هرچند مخالف میل او باشد ناچار است برای کسب ریاست و... دست به کاری بزند که توده مردم را متوجه خود سازد و این یکی از مسائل مهم است که منافقان و استعمارگران و کلاً هر باطل قدیم و جدیدی به آن دست زده و خواهند زد چون ناچار است اگر بخواهد با ماهیت و منطق خود بمیان بیاید که مورد پسند نیست و حتی رسوا میگردد و اگر بخواهد صد در صد در خط اسلام و حق باشد که اینهم نمیشود و کاملاً خلاف میل باطنی و مانع روند کار و خط اوست پس ناچار است بکاری دست بزند که جامعه پسند باشد کفار یهود مسجد میسازند و حتی از رسول خدا میخواهند در آن نماز بخواند!؟. مأمون خودش امام رضا را زهر میدهد وشهید میگرداند. هنگامیکه جنازه حضرت را حرکت میدهند شال عزا بگردن کرده و برا یحضرت گریه و ناله میکند!!؟ حزب توده برای اینکه موقعیت اجتماعی خود را حفظ کند امام خمینی و جمهوری اسلامی را که به شدت مورد علاقه مردم است مورد تأیید قرار میدهد و منافقین بنام مجاهدین خلق ایران به امام نامه نوشته و او را پدر خود خطاب میکنند اما همین وقتی دیدند میان مردم رسوا شده و دیگر هرکاری بکنند به آن ها توجه نمی کنند حتی در چند شهر به طرفداری از بنی صدر و... عکس امام حمینی را پاره کردند و بکردستان رفتند و همین مردم را که بنام مردم روزنامه چاپ و منتشر میکردند بخاک و خون کشیدند و بطور کلی تمام کسانی که برخلاف ماهیت، میل و عقیده درونی خود دم از اسلام، خلافت رسول و یا اینکه ادعای نبوت و مهدویت کردند برای کسب ریاست و... بود که دست به این کارهای منافقانه زدند که چند مورد آنها را در گذشته ذکر کردیم کسانی که ائمه را شهید کردند قرآن و سخنرانی و...گوش فلک را کر میکرد محمد علی باب برای کسب ریاست چنان چهره منافقانه بخود گرفت که کسی نتوانست او را بشناسد که بچه تاجر شیرازی است. فکر کردند واقعاً امام زمان است ظهور کرده.
به هر صورت جهل موجب انحراف و انحراف زمینه را برای منافق شدن آمده میکند بعد از پیروزی انقلاب جونان پاک و مذهبی را با نهج البلاغه و..و گول زدند و بردند و حال آنکه چیزی از شگردهای منافقانه نمی دانستند اما بعد از مدتی استاد شدند همان منافقی را که من ناچار بودم یک ماده در ارگانی با او باشم با اینکه جوان بود درکار نفاق استاد بود. و خلاصه علت اصلی پیدایش منافق جهل و علل بعدی حفظ شخصیت کسب مال... و ریاست و مقام. حال بنیم دیگران درباره منافقین چه چیزهائی سوقات دارند: (حرکت تأئید ضد انقلاب بطور کلی منافقین، تودهای ها، همه شعبه های فدائی ها، کومله، دمکرات، لیبرالها، ملی گراها و شاه دوستها که طیف ضد انقلاب بودند و حتی قاچاقچین و اشرار بی بند و باره و ولگردها و تروریستهای اقتصادی و همه اینهایی که بنحوی در جهت ضد انقلاب حرکت می کردند و همه به بنوعی تحت حمایت آمریکا قرار گرفتن و هنوز هم هستند... یکی ای چیزهایی که ناجان مردانه استفاده می کنند همین مسئله ویزا و مسافرت به آمریکاست. کسانی که به هر دلیل نیازمند می شوند که به آمریکا بروند حالا یا بچه آنها در آنجا درس می خواند... به هر نحوی، بالاخره آمریکا یک جایی است که اینقدر نعمت در آن جمع شده که نیاز خیلی از مردم هست که به آنجا برون اینهایی که می خواهند بروند وقتی پایشان به سفارت خانه آمریکا بخصوص در ترکیه و آلمان وقتی باز میشود... اینها را چند روز معطل میکنند بعد بشرط دادن اطلاعات [از ایران] به آنها ویزا میدهند... نوع آموزشها نشان میدهد که حسابهای خطرناکی هم برای ما دارند... باینها آموزش هدایت چتر باز راد داده اند... به اینها مأموریت دادند همه پلها و نقاط استراتژیک نزدیک مرز را شناسائی و عکسبرداری کنند و به آمریکا بدهند... یک ردیوهایی به اینها داده اند که از آن طرف پیام با رمز می دهند در این رادیو ضبط می شود. وقتی پیام را می گیرد و این از اینطرف دوباره با رمز پیام را تحویل همین رادیو می دهد آنطرف سازمان سیا [آمریکا] می گیرد)= جمهوری اسلامی 2 اردیبهشت 1368= قسمتی از خطبه ماز جمعه تهران بوسیله حجت الاسلام رفسنجانی رئیس جمهور فعلی درباره منافقین ایران در رابطه با جاسوسی برای آمریکا).
ونیز (...در آخرین جلسه بنی صدر موافقت نمود که بعنوان مشاور اقتصادی قابل اطمینان این کمپانی فعالیت نماید و پیشنهاد حقوق ماهیانه 00/1000 دلار را نیز پذیرفت: سؤا: آیا بنی صدر میدانست که طرف مقابل وی یک مأمور سیا [آمریکا] است؟: جوا: قرار نبوده که به بنی صدر در این مرحله گفته شود که طرف مقابل[سازمان جاسوسی] سیاه میباشد...) اسناد لانه جاسوسی آمریکا= شماره= 9-10 ص 50) بنی صدر قبل و بعد از ریاست جمهوریش یک منافق درجه یک میشود برای پول و تحکیم موقعیت خود در مقابل کسانی که مخالف خط انحرافی او بودند (تلگرام تبریک مجاهدین خلق به امام خمینی، بمناسبت حلول سال جدید: بسم الله الرحمن الرحیم: تهران- حضرت آیت الله العظمی امام خمینی. مجاهدین خلق ایران در آستانه حلول سال جدید فرصت را مغتن شمرده، و ضمن تبریک نوروزی بار دیگر سلامتی و طول عمر امام خمینی را آرزو می کنند. حضرت امام، مجاهدین خلق ایران نیز در زمره سایر فرزندان شما در این میهن اسلامی با شکرگزاری ابدی نسبت به رهبری قاطعی که با خاتمه دادن به زمستان [شاهنشاهی] 2500 ساله، در یک مقطع بسیار حساس راه بهاران تعالی این خلق را گشوده اید، ضروری مدانیم که بار دیگر پس از ترک بیمارستان قلب، با تمام قلوب و ضمائرمان شما اطمینان دهیم که اکنون در این میهن نسل انقلابی وفاداری وجود دارد که صرف نظر از همه فراز و نشیب ها و مسائل و مشکلات در هر شرایطی خطوط ضد امپریالیستی آن حضرت را تا پای جان ادامه داده و به ثمر نهائی خواهد نشاند...؟؟)= روزنامه کیهان 27 اسفند 1358= یادداشتهای متفرقه) و رجوی رهبر منافقین پس از فرار در پاریس در جواب سؤال مصاحبه رادیو لندن که از او سؤل میکند. ممکن است بفرمائید که نظرتان بطور کلی راجع بروحانیون چیست؟. میگوید: (عرض کنم که رژیم خمینی با یک سؤ استفاده غلط می خواهد خودش را شاخص تمام روحانیون ایران نشان دهد از نظر اینطوری نیست دار و دسته جنایتکاری که دستهایشان تا... بخون آلوده شده و با خمینی هستند بسیار بسیار ناچیز هستند...= اطلاعات 13 مرداد 1360= یادشتهای متفرقه) و در مورد این سؤال که دولت مورد نظر آنها چگونه است. میگوید: (عرض کنم قبل از اینکه آقای دکتر بنی صدر رئیس جمهوری این حکم [نخست وزیری] را برای من بفرستد چون میدانید که ایشان در تمام مدت بعد از عزل در خانه خود من در قلب تهران بودند مفصل با ایشان صحبت کردیم که آن دولت مطلوب ما چه دولتی باید باشد مجموعه این بحثها و نتایجش در میثاق آزادی و استقلال ایران که خود ایشان تدوین کردند و مورد تأئید ما هم قرار گرفت و منتشر شده)= همان روزنامه) در واقع شما از این مطالب چه چیز برداشت میکنید. در پایان این نکته را عرض کنم یکی از عوامل مهم مریض قلب امام درگیریهائی بود که اینها بنام طرفداری از شریعتمداری در قم بوجود آورند و به منزل امام (آنوقت که در قم بود] حمله کردند که عده ای دست گیر شدند و معلوم شد از منافقین هستند.
خلاصه ای از گرایش به نفاق.کسب مقام، ریاست، بقا و دوام حکومت موجب پیدایش منافق میگردد= 1- تمام کسانی با ظاهر سازی و... بر مردم حکومت کردند چون راهی غیر آن نداشتند دست به ظاهر سازی و کارهای منافقانه زدند مانند بنی امیه، بنی عباس که بنام خلیفه رسول خدا بنام مهدی و، 2= تمام کسانی که ادعای پیامبری کردند چون راهی دیگر برای رسیدن به مقام و... نداشتند روش منافقانه را در پیش گرفتند مانند مسیله، مهدی فاطمی و محمد علی باب و مهدی عباسی و... 3= کسانیکه ممکن است از اول شیوه منافقانه روی کار نیامده باشند اما برای تحکیم حکومت، دوام حکومت و یا جلوگیری از سقوط بر اثر قیام مردم وارد میدان نفاق گردد مانند یزید که حسین را شهید کرد، صفویان، رضا شاه و پسرش (ص 305) مأمور رژیم عراق در جنگ با ایران، رژیم افغانستان و... که اینه برای تحکیم، بقا و دوام و جلوگیری از سقوط وارد میدان نفاق گردیدند (دفتر 27 ص 31 تا...) بنابراین نیازهای سیاسی و... عل پیدایش منافق میگردد و همه اینها دلالت بر بی محتوائی و ماهیت ناپسند حکام جور تاریخ و دلیل بر طلان آنها است در مقابل حکومت اسلامی.
چرا اسلام منافق را از کافر بدتر میداند
و به عبارت دیگر چرا خداوند در میان گمراهان بیشتر از همه منافقین را مورد مذمت قرار داده و صفات و خصوصیاتی را به آ ن ها اختصاص داده است؟ در رابطه با جواب این سؤال قبل از وارد شدن بمیدان بحث. همانطورکه در گذشته کراراً ذکر شده باید با ثر و ثمره هر چیزی توجه نمود تا، بتوان به خوبی بماهیت چیزی آنطور پی برد که خود آن چیز است. به طور کلی اگر اسلام منافق را از کافر بدتر میداند و خداوند تا آن اندازه منافق را مورد مذمت قرار داده مسلم ملاک این امر همان ثمرات کننده و زیانباری است که از وجود و شجره خبیثه منافق ترشح می کند و اسلام و جامعه را آلوده میکند آفتی است که هیچ آفتی مانند او برای شجره طیبه انسانی و حیثیت جامعه زیان بار نیست. حال برای اینکه تاحدودی فلسفه این مسئله و جواب سؤال روشن گردد آنچه را پس از ساعتها فکر بنظر ما رسیده ذکر میگردد، امید است که به واقع نزدیک باشد.
1) چون انسان عالم به غیب نیست: اینکه غیر از امام و معصوم کسی به غیب آگاه نیست، تردیدی وجود ندارد.که همه انسانها از علم غیب بی بهره اند و از آنچه غیر محسوس است اطلاعی ندارند. تاریخ گواهی میدهد که همین عدم علم و آگاهی تاکنون چه زیانهائی را ببار آورده است چون به غیب اطلاع نداشته در عقیده به انحراف کشیده و تا آخر عمر هم در آن عقیده انحرافی باقی مانده. قصدش این بوده کار درست و خداپسندی انجام داده باشد بعد متوجه میگرد اشتباه کرده است. بفکر این که رهبر یک مرد عادل و درستکاری است مردم به او اعتماد کرده اند اما بعد بلای جان آنها شده بفکر اینکه بهترین رفیق را انتخاب کرده بعد متوجه میگردد اشتباه کرده. فکر کرده بهترین همسر را انتخاب کرده اما بعد از مدتی می بیند اشتباه کرده بطلاق منجر میگردد. این مسئله ای است که هیچ کس بجز معصوم از آن راه گریز ندارد. همین عدم علم به غیب زمینه ای میشود که منافق درآن بذرافشانی کند و از جهل و غفلت انسانها سؤ استفاده کند منافق که در باطن به نماز و... اعتقاد ندارد ما برای اینکه بتواند فکر افراد را صید کند چنان نماز می خواند، روزه میگیرد و... که هر بیننده ای به تعجب و امیدوارد. به او اعتماد پیدا می کند، اسرار خود را به او در میان می گذارد، امانت خود را باو می سپارد، برای کارهای اداری و... انتخاب میگردد و... در خود انقلاب و عصر حکومت اسلامی موارد زیادی را ما شاهد بودیم با اینکه افراد را کاملاً شناسائی و بعد انتخاب و بکاری گمارند. اما باز هم کانی نبود و نفوذ کردند و بعد معلوم شد چه جنایاتی را مرتکب و یا در جائی بوده اند که اسرار نظامی و... را دسته بندی کرده و بدشمن داده اند. در گذشته گفته شد همین منافقین در جبهه باعث شدند عملیات را منجر به شکست کنند. طرح عملیات و گاهی نقشه عملیات را قبل عملیات به دشمن داده بودند. حال در اینجا اگر واقعاً علم غیب بود عملیات منجر به شکست میشد؟ فوراً منافق گرفته میشد. و اصلاً منافقی بوجود نمی آمد و اگر بوجود می آمد نمی توانست دست بردی داشته باشد همانطور که در زمان انبیاء و اولیاء(ع) تیغ ینها برنده نبود. این جهل به غیب برای انسان یک امر طبیعی و لازم است که باشد اما مورد استفاده منافقین و استعمارگران قرار میگیرد و این منافق که در لباس خود از آن سؤ استفاده میکند یک کافر نمیتواند آن کسی که مسلمان و نمازخان است میتواند این کار را بکند در یکی از ارگانهای دولتی مسئول آن ارگان چنان نماز و دعا میخواند که من تعجب کردم بعد از اتمام نماز که نماز جماعت تمام شده بود و ما نماز را تمام کرده بودیم مدت زیادی قرآن میخواند همین آقا حتی از مردم دزدی کرده بود موتور آب حمام یک روستا را برای خود فروخته بود و... که بعد از پی گیری از آن کار برکنار شد.
به هر صورت این یکی از علل هم است که منافق بدتر از کافر تلقی گردد چون از غفلت افراد بهره میگیرد و بلای جان انسانها میگردد: (...اسلا همیشه گرفتار یک چنین مردمی بوده است که باسم اسلام می خواستند اسلام را بکوبند مگر محمد رضا [شاه] قرآن طرح نمی کرد؟ مگر سالی یکدفعه نمی رفت به مشهد؟ مگر دائماً صحبت از عدالت اسلامی و عدالت چه و چه نمی کرد؟ مگر نمی گفت حضرت عباس مرا در یک قضیه ای نجات داد؟ «خنده حضار»... خیلیها باورشان آمده بود که خوب یک ر اهی است که می گوید قرآن را دارد میگوید، اسلام را دارد میگوید فلان خوب چه کارش دارید؟ ما مدتی باید زحمت این را بکشیم که این چهره دوم این ها را به مردم بفهمانیم [که دروغ میگویند] این یک چهره است، یک چهره به اسم قرآن، به اسم خدا، اسم نهج البلاغه، اسم اینها می آید در میدان، خطرناک است...)= پیامهای امام خمینی، ششماهه اول 1359 ص 228) در واقع در مقابل این دزدان فکر چه باید کرد دزدی که در خانه است و انسان غیب و درون افراد را نمی داند چیست اگر منافق ظاهر سازی نکند و از حزب الله حزب الله تر نشود و حرکات و گفتار او طبیعی باشد شناخته میشود اما مصیبت این است که شاه جنایت کار میگیود حضرت عباس او را نجات داده. و در گذشته گفته شد که مردم معتقد بودند شاه کمر بسته امام رضا است و هر کاری بخواهد بکند از ا دستور میگیرد. که به جهت همین اعتقاد مردم عام جنایات او را علیه علما و... توجیه میکردند. ومی گفتند شاه خدای روی زمین که هست کمر بسته امام رضا که هست. هرکاری می کند بدستور امام رضا است لذا نباید با شاه مخالفت کرد. در حدیث است که نباید با شاه مخالفت کرد!!!؟
2) منافق در نگاه اسرار نهان: اصولاً هر کشور و هر قوم و قبیله و هر فرد و نهادی دارای اسراری خواهند بود که آن اسرار باید محفوظ بوده و گاهی نزدیکترین افراد به آن اسرار مطلع نباشند و هر کشور... و حتی هر فرد و خانواده ای با بکار کرفتن تدابیری سعی کند اسرار او فاش نگردد و روی همین جهت است که اسلام زیاد سفارش کرده اسرار دیگران را فاش نکند چون در یک زندگی اجتماعی که اکثر انسان ها به فکر خود و در پی دست یابی به اغراض شخصی خود می باشند ولو به زیان دیگران باشد یا نباید اسرار افراد و یا دولت و کشوری نباید فاش گردد. چون اگر اسرار یک کشور یک دولت و حتی یک فرد فاش گردد فاجعه آور است وقتی تاریخ را مطالعه می کنم می بینم چون افرادی توانسته اند بوسیله جاسوسان داخلی و مردمی و یا جاسوسان خارجی توانسته اسرار کشور و دولتی را بدست آورند، ودر آن کشور کودتا کند، مهره های مورد نظر خود را پیدا کنند. در جنگ ها زیاد دیده شده که با فاش شدن اسرار نظامی یک طرف همین باعث شده در مقابل رقیب شکست بخورد. آقا به اسرار درونی یک خانواده پی برده در موقع مناسب اموال آن خانه را به سرقت برده... اصلاً سازمان های جاسوسی دنیا با آن همه گستردگیش و با آن همه نیرو، صرف بودجه و وسایل و ابزار پیچیده جاسوسی به همین جهت تشکیل میگردد و فعال است که اسرار را کشف کند برای دست یابی به اغراض و اهداف و نیاتی که نمیشود آنها را آشکارا کرد. که. در همین جا باید نام جدیدی برای آنها وضع کرد. و گفت منافقین بین المللی حربه استعمار. به نابراین با اینکه کسی منکر نیست که حفظ اسرار حتی هر فرد معمولی ضروری است و فاش شدن آن زیان بار. باید قبول کرد که منافق کافر است که هرچه هست اصولاً ظاهر و باطنش یکی است. بدتر و خسارت بارتر است منافق علاوه بر اینکه اسرار را فاش میکند و به آسانی اسرار را بدست می آورد زمینه ای است مناسب و بدون خرج برای استعمار و دشمن اگر هر کشور و دولتی چندین منافق کار دیده داشته باشد دیگر لازم نیست آمریکا و... آن همه خرج را متحمل شوند و سازمان جاسوسی بسازند گرچه الآن از همین منافقین، جاسوسان مردمی مفت و مجان بهره کافی میگرند اما به آن اندازه نیست که مطابق میل آنها باشد. بعد از پیروزی انقلاب آمریکا و دشمنان اصلاً احتیاج نداشتند که از خارج در ایران جاسوس داشته باشند. منافقین داخلی مفت و مجان تمام اسرار دولت، ارتش، حوزه علمیه ها و علما و... را در اختیار آنها گذاشتند. بعد از چند سال معلول شد این آقای ریشی این آقای حزب الله و... جاسوسی بی قید و شرط، جاسوس مجانی. آمریکا یا رژیم عراق در جنگ بوده. اکثر این جاسوسان به همین راضی بودند که با آمریکا هستند و گاهی به طور کلی آمریکا از خط آنها طرفداری میکند. و نیز در گذشته گفته شد که همین منافقین داخلی در کشوری مانند مصر و خود ایران در زمان ناصرالدین شاه پای استعمار را در این کشورها گشودند و یا افراد در جهت استعمار گام برداشته اند: (...یک مشکل بزرگ جامعه روحانیت ما، وجود روحانی نمایانی است که ساخته دستگاهائی هستند، آن دستگاهها به اینها قدرت می دهند، بودجه هائی در اختیار اینها می گذارند اینها با زرنگی و یا تطمیع و یا وسائل دیگر عده دیگر را با خود موافق می کنند)= مجموعه گفتارها جلد 1 ص 156= شهید مطهری) ونیز(در سال 1973 یکی از جاسوسان اسرائیلی بنام «ولفکانگ لوتز»... ص 134 وارد دستگاه رهبری ناصر [رهبر موقت مصر] شده بود و با بسیاری از سیاستمداران و شخصیتهای سیاسی نظامی حکومت مصر ارتباط و دوستی برقرار کرده بود. وی با استفاده از همین نفوذ صاحب یک ویلای مجلل در قاهره شده بود و گاه بیگاه عناصر مهم حکومت مصر را به ویلای خود دعت می کرد و از آنان پذیرایی می نمود. نامبرده از این طریق موفق شده بود بمدت 5 سال در داخل حکومت مصر به نفع رژیم صهونیستی جاسوسی کند و اخبار وگزارشهای مفصل و مستندی درباره ارتش مصر، پادگانها، تاسیست صنعتی، پالایشگاهها و سایر اطلاعات گرنبهائی که در مورد نیاز صهونیستیها بود تهیه کند و در اختیار وزارت خارجه اسرائیل قرار دهد)= سازمانهای جاسوسی دنیا ص 135= احمد ساجدی) ونیز(...این سازمان [سیا] که پس از جنگ جهانی دوم بوجود آمد، با کلیه ادارات... ، 50 هکتار وسعت دارد... ساختمان سازمان مرکزی سیا 000/50 متر مربع میباشد... سازمن بیش 46 میلیون دلار برای آمریکا خرج داشته است... این سازمان تعداد 000/50 نفر پرسنل حقوق بگیر آمریکایی دارد که تقریباً یک سوم آنها در داخل آمریکا و بقیه در خارج مستقر هستند و هر یک در کشورهای خارجی شبکه های گسترده جاسوسی را تشکیل داده اند... ص 74... ستاد مرکزی سازمان که جساسوسی سیا که بیش از 10 هزار کارمند دارد دارای دستگاههایی بنام «اوردیناتور» می باشد. این دستگاه کامپیوتری قادر است کلیه اطلاعات و اخبار محرمانه ای که عوامل این سازمان از سراسر جهان به زبانهای گوناگون به مرکز ارسال کرده اند با سرعت و بطور اتوماتیک ترجمه کند. ترجمه روزنامه هائی که به زبانهای مختلف از چهار گوشه جهن میرسد نیز از وظایف این دستگاه است)= همان کتاب فوق ص 75. به هر صورت وجود منافق در یک چنین شرایطی که سازمانهای جاسوسی و منافق بین المللی در سراسر جهان گسترش یافته برای استعمار بسیار مفید و برای جامعه انسانی بسیار مضر است چون عوامل خارجی این سازمانها اگر عوامل داخلی نباشد کاری چندان نتوانند کرد.
3) منافق داخلی در نگاه استعمار !؟:در گذشته به این نکته اشاره شد که اصولاً راه نفوذ استعمار از طریق خود آن بمردم و یا اصناف گروه است اگر بخواهد در کشوری نفوذ کند باید ازکانال افرادی مناسب باشد. در صنفی اگر بخواهد نفوذ کند باید ارکانان یکی از اصناف باشد که هم راه و چاه را کاملاً بداند و هم در لباس و... آن صنف باشد. حال استعمار سعی میکند این عوامل داخلی از افرادی باشد که بتواند بسیار مرموز و با ظاهر سازی برنامه را پیاده کند. این گه افراد فقط در صنف منافقین پیدا میگردد. منافقینی هستند که در این مهارت و تخصص خوبی دارند. در هر جا استعمار و بیگانه بخواهد نفوذ کند و یا اسرا مسلمین را کسب کند. در درجه اول به سراق منافقین می شتابد که یا واقعاً سابقه دارند و یا قول میدهند که این کار را انجام خواهند داد. منافق که حتی به هیچ اصل اسانی و ملی پای بند نیست چیزی که برایش اهمیت دارد آن کاری است که انجام میدهد ولو احتمال این باشد که خودش و یا اقوامش زیان ببینند. در اوج جنگ تحمیلی عراق علیه ایران منافقین داخلی با وسیله هائی که در اختیار داشتند به هواپیماهای جنگی عراق گرا دادند مراکز پرجمعیت و مدارس مانند چهار راه بازار قم، مدرسه پسرانه بروجرد و مدرسه دخترانه میاندوآب و... را گرا داده بودند که تعدادای از اینها دست گیر شدند برای خوش خدمتی بیگانه و احیاناً دست یافتن به اغراض شخصی خود این کارها را زیاد میکردند با اینکه خودشان و اقوامشان در این شهرها بودند. منافق باکی ندارد که میهن خود را به بیگانه بفروشد که ما خود شاهد و ناظر آن بودیم. سران و اعضای حزب توده علاوه بر اینکه همه ایرانی بودند بعضی از سران رنگ علمائی داشتند حدود 70 سال در خدمت استعمار شوروی بودند و بنام توده مردم قصد داشتند سوسیالیست را در ایران حاکم گردانند در این مدت هر جنایت منافقانه ای را انجام دادند. مصدق و آیت الله کاشانی تا با هم بودند با پشتیبانی مردم توانستند کاری کنند که محمدرضا شاه به خارج فرار کند. حزب توده با نقشه استعمار میان کاشانی و مصدق تا آنجا تفرقه ایجاد کرد که مصدق و عواملی که بنام او به ظاهر از او طرفداری کردند خانه کاشانی را سنگباران نمودند و... وقتی که دیدند کاملاً میان این ئو جائی افتاده و مصدق پشتوانه مردمی ندارد کودتای 28 مرداد انجام گرفت و مصدق نیز سقوط کرد با جنگ روانی قدرت و فکر قیام را از مردم گرفتند و با دستی که خودشان از آستین مصدق بیرون آورده بودند آیت الله کاشانی را کاملاً در هم کوبیدند که حتی باعث میگردد طرفداران کاشانی و مصدق با هم بدبین شوند چون کوبیدن کاشانی صرفاً به نام مصدق انجام میگرد. و با کودتا و با حمایت آمریکا مصدق را کوبیدند و شاه بایران بازگشت: (آنان [استعمارگران خارجی] با دستهای مؤثری که در دستگاه رهبری حزب توده داشتند از سوئی روزنامه های وابسته به آن حزب را بر آن داشتند تا بی پرده ترین ناسزاها و رکیک ترین دشنم ها و زشت ترین تهمتها را نثار آیت الله کاشانی کنند و اعضای ساده دل خود را نیز به تکرار آن سرود به آهنگ و بدفرجام وادارند ص 31... سرانجام توانستند گروه بسیاری از مردم ساده دل و ناآگاه را... موزیانه در دامی که استعمار ص 32 برایشان گسترده بود و آنان را نسبت به روحانیت و نماینده آن که در آن روزگار آیت الله کاشانی بود بدگمان سازند 33... از ساعت هفت بعد ازظهر سه کامیون سرباز و دو کامیون پلیس در خیابان پامناره و کوچه های اطراف منزل آیت الله کاشانی مستقر شده بودند در همین موقع که مقارن ساعت نه و نیم بعدازظاهر بود ناگهان از ابتدای خیابان پامنار صدای مصدق پیرز است بلند شد و متعاقب آن جمعیت بطور دسته جمعب وارد خیابان شدند و همینکه نزدیک منزل آیت الله کاشانی ص 177 رسیدند... ص 178... تا اینجا حادثه در خارج منزل آیت الله کاشانی جریان داشت ولی هنگامیکه زد و خورد از خیابان به پشت بام منتقل شد مقداری سنگ و آجر نیز بداخل منزل آیت الله کاشانی پرتاب شد...) ص 179= روحانیت و اسرار فاش نشده از نهضت ملی شدن صنعت نفت) ونیز (قطعنامه دوم: به بیان خطای رهبر حزب توده در کودتای 28 مرداد 1332 اختصاص دارد و بدرستی این کودتا را- که خد حزب توده در تدارک آن ولو ناآگاهانه شرکت داشته- فاجعه ای در تاریخ اخیر کشور می خورند. به عقیده رهبر حزب توده، سازش امپریالیسم آمریکا و انگلیس و تزلزل دولت دکتر مصدق و تفرقه نیروهای ضد امپریالیستی علل عینی پیروزی کودتاست،...)= کژراهه ص 178= احسان طبری).
به هر صورت این گوشه ای از این واقعیت است که چگونه منافق آلت دست استعمار میگردد. آیا کافر و ناشناس اینگونه از درون میتواند به مسلمین ضربه بزند؟. ملاک خباثت منافق این است که شناخته نمیشود یکجا بطرفداری از مصدق کاشانی را می کوبد و بعد در طرح کودتا شرکت جسته و مصدق را بیچاره میکند. آیت الله کاشانی به مصدق اخطار کرده دست استعمار در کار است اما او غافل ماند و گول منافقین را خورد از موقعیت مصدق بهره گرفته و کاشانی را کنار زدند و از غفلت خود مصدق استفاده نموده و مصدق را ساقط کردند!؟
4) منافق در نگاه حربه استعمار: و به عبارت دیگر استعمار حق و اسلام را با خود آن ها می کوبد. در اینجا هم مسئله این است که منافق آلت دست دشمن میگردد اما با شرح و بیانی دیگر و آن این که یکی از حربه های مهم و پرسود استعمارگران این است که مذهب را با مذهب و حق را با حق بکویند اسلام را با اسلام، قرآن را با قرآن، روحانیت را با روحانیت. چون برای آنها که منطقی ندارند و ناچار باید بجای منطق از شرایط غیرعادی استفاده کنند. روحانی را در مقابل روحانی قرار میدهند این است که روحانی بهتر نقطه ضعف، قوت و... روحانی را میداند وقتی دو روحانی با هم جبهه گیری داشته باشند شاید روحانی مورد هدف هم مطلع نباشد که او منافق وآلت دست استعمار است تا چه رسد مردم و طرفداران روحانی مورد هدف. طرفداران این روحانی که شاید همه آنها بی اطلاع باشند، می گویند اینها عالم و رهبران اسلامند، خودشان میدانند ما نباید در کار آنها دخالت کنیم. اما نمیدانند که دستی درکاراست و استعمار من غیر مستقیم کار خود را انجام میدهد. در گذشته گفته شد چگونه علمائی آلت دست استعمار شده و در مقابل روحانیت اصیل بنام اسلام و... کارشکنی کردند. و از سوی دیگر استعمار برای اینکه شناخته نشود از خود توده مردم برای نفوذ بهره میگیرد. البته اینکه گفته میشود دین را با دین و روحانی... را با روحانی میکوبند. حتی حربه ای هم که استعمار انتخاب می کند در ابتداء و کلاً در هر وقت که لازم باشد فرد انتخاب شده یک فرد صد در صد اسلامی جلوه خواهد کرد که در گذشته کراراً به این نکته اشاره شد. مهم اینکه استعمار چون اصل قابل قبول و مورد پسند انسان الهی ندارد ناچار است از خود اسلام و مسلمین مایه بگیرد استعمار انگلیس وقتی میخواهد مکه را مستعمره خود قرار دهد یک فرد مذهبی را می گمارد نه یک فرد لامذهب را یک فرد مذهبی که در ظاهر صد در صد اسلامی و در باطن صد در صد استعماری و ضد اسلام واقعی باشد آن را منصوب میگرداند و هنگامی که استعمار بخواهد به اسلام و قرآن ضربه بزند از خود قرآن و بوسیله فرد مسلمانی بهره میگیرد بعد از پیروزی انقلاب که اسلام به سراسر جهان نفوذ خود را شروع کرد و استعمارگران را به وحشت انداخت صدها توطئه برای نابودی انقلاب و جلوگیری از گسترش اسلام انجام دادند. وقتی نتیجه نگرفتند بفکر افتادند که ریشه این فکر اسلام گرائی را سست نموده و از مردم سلب اعتماد کنند. فردی را بنام سلمان رشدی را که مسلمان و ظاهری حزب الله ای داشت پیدا کردندو او کتابی توهین آمیز علیه قرآن و پیامبر نوشت که این کتاب از طرف استعمارگران غربی بعنوان کتاب نمونه سال انتخاب گردید و یک موج گسترده جهانی بوجود آورد. در اینجا وقتی یک مسیحی بخواهد علیه قرآن و پیامبر چیزی بنویسد همه میدانند که دشمن پیامبر و قرآن است اما وقتی مسلمانی کتاب بنویسد هرکس فکر میکند هرکس در اسلام و... نظری دارد و شاید نظر این آقا درست باشد. در واقع عده ای در حال تردید می مانند و کاملاً روشن نمیشود که نویسنده سوء قصد داشته است حال به بینیم دیگران در این مورد چه میگویند: (ریچارد بولیت از دانشگاه کلمبیا در بستان گلاو مینویسد. محمد (ص) پیامبر اسلام الگوی تعالی برای تمام مسلمانان است با توجه باین برداشت باید از خود بپرسیم که کتاب آیات شیطانی از دید یک مسلمان مؤمن که در جهان تغییرات پرشتاب اجتماعی و اقتصادی زندگی میکند چگونه نوشتاریست. از دید وی کتابیست که نویسنده سلمان [اما آلت دست استعمار] در آن به شرح تخیلات می پردازد که در آنها ولگردهتاکی بنام ماهون بجای محمد نشناده شده و نزدیک ترین وابستگان پیامبر بجای الکوهای کامل مسلمانان افرادی ناشایست تصویر شده اند. در اینجا باید از خود بپرسیم چرا آقای رشدی دست باین کار زده و نام ماهون را برای قهرمان کتابش انتخاب کرده؟ برای خوش خدمتی تعصبات ضد اسلامی اروپائیان و اینکه بقیمت استیضاح پیامبر اسلام، غیر مسلمانان را بخنداند)= رادیو ایران 12 اسفند 1367 نقل از رادیو بیگانه= دفتر 22 جلد 1 ص 177) علاوه بر آنچه در این عبارت مورد اهانت قرار گرفته این است که نویسنده کتاب مدعی است آیاتی شیطانی در قرآن بوده پیامبر آن آیات را از قرآن حذف کرده. که حتی توهین بخدا هم هست: (...در عربستان در سال 1924 به جای شریف حسین، مردی که پسرانش بر عراق و ماوراء اردن سلطه میکردند، یکی از امرای داخلی به اسم ابن سعود انتخاب شد. ابن سعود در طول جنگ، زد و بندهایی با حاکم انگلیسی هند کرده. او در سال 1930 در مکه تاج پادشاهی بر سر نهاد و خود را سلطان حجاز و بخد نامیدپ) اسرائیل و عرب ص 32= ترجمه ابراهیم دانائی). در گذشته از کلام امام خمینی دریافتیم که آل سعود چگونه بوسیله آخوندهای درباری اسلام زور و... و در یک کلام اسلام آمریکائی در جهان ترویج میکند. تمام استعمارگران حتی آنها که بعد از هزاران سال روی کار آیند ناچارند که از همین شیوه بهره بگیرند همانطور که همه استعمارگران با اینکه اصول عقائد اکثر آنها با هم فرق دارد بدون کم و کاست از همین آخور میخورند: (ماتریالیسم در ایران، در یکی دو سال اخیر [بوسیله حزب توده و...] به نیرنگ تازه ای بسی خطرناکتر از «تحریف شخصیتها» دست یازیده است و آن «تحریف آیات قرآن کریم» و تفسیر مادی محتوای آیات با حفظ پوشش ظاهری الفاظ است. این نیرنگ جدیدی است و از عمر آن در ایران کمتر از دو سال می گذرد. البته اصل این طرح و نیرنگ چیز تازه ای نیست، طرحی است که کارل مارکس برای ریشه کن کردن دین از اذهان توده های معتقد در صد سال پیش، داده است. طرحی مارکی اینست که برای مبارزه بامذهب در میان توده معتقد باید از خود مذهب علیه مذهب استفاده کرد. به این صورت که مفاهیم مذهبی از محتوای معنوی و اصلی خود تخلیه و از محتوای مادی پر شود تا توده مذهب را به صورت مکتبی مادی دریابد...)= علل گرایش بمادی گری ص 34= شهید مطهری) به هر صورت مشاهده کردیم که در هر جا در درجه اول استعمار به سراق منافقین میروند و بوسیله یک منافق کار هزاران نیروی رزمی با میلیونها خرج را که باید علیه اسلام بکار گرفته شود نتیجه را میگیرد جریان سلمان رشدی از صدها هزار سرباز و... علیه اسلام مؤثرتر بود با نوشتن یک کتاب توهین آمیز بزرگترین ضربه را بمبانی اعتقادی مسلمین وارد کرد.
5) اسلام درنگاه خطر منافق درونی: همه اشیاء محسوس و غیر محسوس عالم اعم از مادی و معنوی همه ضربه پذیرند، اسلام یکی از چیزهائی است که از هر چیز دیگر ضربه پذیرتر است در عین حال که از هر آئین و مکتبی پرتوان تراست بقدری لطیف است که کوچک ترین ضربه بر پیکر آن کاملاً احساس شده و در روند و کارائی آن تأثیر میگذارد. به همین لحاظ استعمارنه تنها اسلام بلکه هر مرام و مسلکی را که مخالف سیاست خود حس کند در صورت امکان میکوشد تا آن را از درون تهی کند خاصیت، محتوا اصالت را از آن بگیرد چون اگر خاصیت و... از مکتبی گرفته شود هرچند ظواهری نمایان داشته باشد آن اثری که باید دیگر در آن وجود نخواهد داشت و کار بجائی رسیده که مورد رضایت و موافق سیاست استعمار خواهد بود. حال علاوه بر آنکه چه منافق خود استعمار باشد مانند بنی امیه ها و چه عمال استعمار از خود استعمار از خارج با شیوه های منافقانه به نام اسلام و با این که اسلام را وسیله قرار داده اند مرتکب هر جنایتی بشوند این ضربه ای است که از درون و برون بر پیکر اسلام وارد و آن را علیل میسازد. استعمار همانند آفتی سوزان از برون و منافق همانند کرم و انگلی خون آشام و زالو ضف خون و شیره جان اسلام را مکیده و آن را علیل، بیمار، رنجور و ناتوان می سازند. اگر خود استعمار منافق و بنام حاکم اسلام باشد مانند کرمی است که از درون میوه میخورد. در آن از سرما و گرما پناه میگیرد و با این پوشش خود را از نظر خریدار مخفی میکند و سرانجام کاری می کند که سیب هر چند بزرگ و ریشه باشد دیگر قابل استفاده و درمان نخواهد بود. بنی امیه و بنی عباس آنقدر عوام فریبی و ظاهرسازی می کنند که ائمه را آنطور شهید و زندانی می کنند باز هم توده ناآگاه در مقابل آنها بله قربان گویان سرفرود آورده و زانو خم می کنند!؟ همه ادعا می کنند خلیفه رسول خدایند محراب،منبر، نماز و روزه، قران و حدیثان تعجب انگیز اما هر جنایتی را مرتکب میشوند چنان اسلام را آلوده می کنند و اسلام را توجیه می کنند که هر جنایتی از آنها شایسته و بنام اسلام تلقی میگردد و بنام امیر المؤمنین بر جان و مال مردم تسلط دارند و اسلام واقعی تا آن حد علیل میگردد که وقتی علی را در محراب عبادات شهید میکنند. وقتی به مردم گفته میشود علی را در محراب عبادت شهید کرده اند. می گویند مگر علی هم نماز خواند!؟. این گروه از منافقین به خاطر ریاست و... بنام و در پناه اسلام این گونه اسلام را علیل و به عبارت دیگر از شکل اصلی خودش باز میدارند. اما استعمارگرانی که قصدشان ناتوان کردن اسلام است با کمک گرفتن از منافقین داخلی محتوا و خاصیت را از اسلام میگرند و سعی می کنند در ضمن نتایج دیگر اسلام نه مرده باشد و نه زنده. مرده نباشد تا همیشه به عنوان پل و نردبامی از آن استفاده کنند و زنده محرک نباشد تا مانعی بر سر راه اهدافشان گردد
به هر صورت این سیاست کلی استعمار است که اسلام را از درون و بنیاد ناتوان سازد همانطور که قبلاً مشاهده کردیم استعمارگران غرب چگونه مسلمانی را آلت دست قرار میدهند. کتابی بنویسد که منابع اعتقادی مسلمین قرآن و پیامبر را سست و بی اعتبار گردانند، خاصیت و محتوا را از آنها بگیرند باز اشاره شود. این مسائل است که وجود ناپاک منافق را هر چند زشت تر از وجود کافر نشان میدهد منافق است که چنان اسلام بصورت معجونی کشنده درمی آورد که حتی شناخت اسلام واقعی از اسلام آمریکائی برای دانشمندان بسیار مشکل میگردد و این بالاترین مصیبت است که حتی عدم شناخت اسلام واقعی موجب گمراهی و با بی تحرک ماندن عده ای از دانشمندان و علما شده است در گذشته گفته شد که حتی ماتریالیسم هم آن گونه به تفسیر قرآن می پردازد آنهم با ظاهری عوام فریبانه: (... این که با اسم اسلام میخواهند اسلام را از بین ببرند... اینها گول میزنند همه را... اینها می خواستند مرا گول بزنند، من در نجف بودم اینها آمده بودند که من را گول بزنند... مع الاسف از ایران هم بعضی از آقابا که تحت تأثیر آنها واقع شده بودند خداوند رحتمشان کنند [کند منافقین] آنها [را] هم اغفال کرده بودند و آنها هم بمن کاغذ سفارش نوشته بودند که اینها [چنان و چینند]... من گوش کردم به حرفهای اینها که ببینم اینها چه میگویند، تمام حرفهایشان از قرآن بود و از نهج البلاغه...)= سخنرانیهای امام خمینی ششماهه سال 1359 ص 226) ونیز (...همینکه کار بمتوکل منتهی شد و بخلافت رسید دستور داد جلو بحثهای عقلی گرفته شود، دستور داد مردم در مسائل دین تعبد صرف داشته باشند و حق فکر کردن و تعقل در دستورهای دین را از مردم گرفت. دستور داد شیوخ اهل حدیث که منکر اصل عدل بودند بکار نقل حدیث بدون اظهار نظر بپردازند... ص 35... بهمین جهت این عمل متوکل که جلو آزادی فکر را گرفت خیلی در نظر عامه مردم پسندیده آمد، بعنوان حمایت از دین و سنت پیغمبر تلقی شد، با اینکه متول مردی فاسق و شریر و ستمگر بود بسیاری از مردم باو علاقه مند شدند، محبوبیتی پیدا کرد، اشعاری در مدحش سرودند مبنی بر تشکر از این عمل که بعقیده آنها دین خدا را یاری کرد!!؟=) بیست گفتار ص 37= شهید مطهری) ونیز(...سیاست حاکم بر جهان یا نیمی از جهان می خواهد که اسلام نه بمیرد و نه زنده بماند، به حالت نیم مرده و نیم زنده بماند...)= ده گفتار ص 125= شهید مطهری) خلاصه همچنانکه در گذشته هم کراراً عنوان شد نامم منافق را باید گذاشت انگل و کرم داخل میوه که از درون شیره جان اسلام را مکیده و بطوری رنجورش میکنند که قابل شناس نیست. در گذشت داشتیم که امام خمینی فرمودند: دشمنان کاری کرده اند که دین مانند غریبی است که کسی او را نشناسد)
منافق پست تر از کافر:
دلایلی که در گذشته عنوان شداکثراً دلایلی بودند که عمل خود منافق و آثار وجود او حاکی از آن بود. اما در این قسمت دلائل دیگر وجود دارد که درباره منافق مطرح و دال بر خباثت اوست. البته دلائلی که درباره پست تر بودن منافق از کافر میتواند وجود داشته باشد زیاد است که ما بدانها دست نیافته ایم. و همین مقدار هم کتاب به ما اجازه شرح و تفصیل بیشتر را درباره آنها نمیدهد که اینکه این چند مورد را هم بطور خلاصه عنوان میکنیم
1)خداوند سوره ای بنام (منافقون) آورد است: که دلالت بر شدت خباثت منافق دارد اصولاً در قرآن هر چیزی را که خداوند سوره ای را بنام آن اختصاص داده وقتی کاملاً دقت میشود. به این توجه میرسیم که ملاک این نام گذاری اهمیت آن چیز و یا آن کس بوده است اگر بنام ابراهیم، محمد، اصحاب کهف، احزاب و مانند آن سوره در قرآن وجود دارد به خاطر آن اهمیتی که مبارزه با کفر و ستمگر دارد و عنصر ضد ستمگر و استعمار چون ابراهیم و... بسیار قابل اهمیت که خداوند خواسته اهمیت این کار کراراً گوش زدکند تا هر نسلی انگیزه مبارزه و عنصر ضد ستمگری را داشته باشد و همینطور سایر سوره ها که هر کدام گویای اهمیت چیزی و یا کسی هست. حال خداوند برای اینکه کاملاً خباثت منافقین را رسانده باشد سوره ای را بنام منافقین اختصاص داده اصولاً تاریخ هم که نوشته میگردد نام دو گروه در مقابل هم در تاریخ ثبت میگردد تا از یک سو ارزش درست کاری و درست را بیان دارد وانسان ها را متوجه ارزشها بنماید و از سوی دیگر پستیها و پستان را به جهانیان معرفی سازد که خود را درآن مهلکه نیندارند خداوند همانطور که درباره مؤمن سوره ای دارد درباره منافق هم سوره دارد. در مقابل مؤمن باید سوره ای بنام کافر آورده باشد اما نیاورده و در عوض بنام منافق سوره ای را قرار داده که همین خود دلیل محکمی است مبنی بر اینکه خباثت و زیان منافق بسیارا شدید تر از خباثت و زیان کافراست. چون همانطور که در گذشته گفته شد و در احادیث بدان اشاره شده ضربه ای را که تاکنون آنهم از درون باسلام زده اند هیچ ضد اسلام و بیگانه ای نزده است همین ها که مسلمان بودند اما راه نفاق را در پیش گرفته بودند از پشت و بطور غافل گیرانه خنجری به اسلام زدند و خواهند زدکه قلب اسلام را چاک کرده و خواهد کرد.
بقول شاعر: (من از بیگانگان هرگز ننالم= که با من هرچه کرد آن آشنا کرد). و این را ما باید بمنافقین بگوئیم اگر شما بدتر از کافر نبودید خداوند در مقابل مؤمنین که سوره ای را بنام آن نام گذاری کرده. کفار را کنار نمیگذاشت و سوره ای را بنام شما قرار دهد و صفات ناپسند شما را ذکر کند: (...اول آنکسی که مخالف با اسلام بود مردم میشناسندش، سازمان امنیت [زمان شاه] را همه مردم میگفتند اینها برخلاف ملت واسلام هستند و آنها را میشناختند، آن سردمدارها را هم [سرانجام] مردم میشناختند و چون میشناختندشان با آنها مبارزه میکردند. مبارزه با آنها آسان بود منافقها هستند که بدتر از کفارند، آنکسی که میگوید مسلمان هستم و بضد اسلام عمل میکند و میخواهد به ضد اسلام عمل کند او هست که در قرآن بیشتر از آنها تکذیب شده است تا دیگران ما سوره منافقین داریم اما سوره کفار نداریم. سوره منافقین از اول شروع میکند و اوصافشان را میگوید. اسلام همیشه گرفتار یک چنین جمعیت هائی بوده است...)= سخنرانیهای امام خمینی ششماهه اول 1359= ص 230) در قرآن آنطور که خداوند با شدت منافقین را مورد ملامت، سرزنش قرار داده و خود را قائل منافقین به شمارآورده درباره کفار آنطور و با آن شدت و تأکید برخورد نشده است. آدم وقتی بیگانه به او خیانت کند زیاد تا راحت نمی شود اما وقتی برادر و یا اقوام به او خیانت بکنند به شدت نگران میشود.
عبد ufnhالحسین نجفی همراه: 09368550280