نقش عالم و علما در دیگر اصناف ( ازکتاب شناخت)
قبل از بیان اصل مطلب لازم به تذکر است که وقتی گفته میشود عالم تنها عده خاص مراد نیست بلکه هرکس که بتواند به هدایت دیگران پرداخته و آنها را هدایت کند این بحث شامل او هم میگردد. در مورد نقش و اهمیت علما در نظام حکومتی و اجتماعی در بحث های گذشته گفته شد که گرایش به علما تقریباً یک امر فطری است چه در قدیم و چه درحال حاضر کمترین حکومتی در جهان پیدا میشود که به علما وابسته نباشد ولو علما ساخته و پرداخته خو شان باشد که در اصطلاح به آنها علماء درباری گفته میشود چنگیز مغول که چندین سال در ایران حکومت کرد علماء درباری و قاضی القضات داشت. علماء سلاطین ساسانی را مویدان، علماء مسیحی را کشیش ها، علماء یهودی را خاخام در بردارد. با توجه به این دو نکته در مورد نقش علما در دیگر اصناف باید این واقعیت را مورد توجه قرار داد که اجتماع همانند یک موجود است که اجزا و اعضانی دست بدست هم داده و یک مجموعه واحد را تشکیل داده اند بگونه ای که با عدم هر جزء یا عضوی به همان اندازه در مجموع اثر منفی خواهد گذاشت و اگر از اعضاع و عناصر مهم باشد امکان دارد مجموع به طور کلی از حرکت بازبماند.
اگر بخواهیم نقش علما را در دیگر اصناف بدانیم خوب است میان کشورهائی که علما دارند و ندارند، یا یکی بیشتر و دیگری کمتر دارد، میان دو روستا، دو شهر، دو قوم و قبیله و فرزندان دو خانواده که در یک طرف روحانی وجود ندارد با کمتر وجود دارد مقایسه کنیم کاملاً نتیجه بدست خواهد آمد. سالهای جنگ تحمیلی عراق علیه ایران که 8 سال با شدت تمام ادامه داشت و عوامل بیگانه در کردستان رخنه کرده بودند ما برای تبلیغ در میان نیروهای خودی به کردستان رفته بودیم چون در کنار اکثر روستاها پایگاه داشتیم گاهی به روستاها سرکشی و برای مردم صحبت و از وضع آنها آگاه شدیم هر روستائی که دارای عالم بودند علاوه بر اینکه عوامل نتوانسته بودند در آنجا رخنه کنند. افرادی از همین مردم به عنوان پیش مرگان کرد مسلمان با آنها مبارزه کردند من جمله روستای دولاب واقع در محدوده کامیاران که در اثر مقاومت در جلوگیری از دخالت اشرار، 11 نفر از آنها را شهید کرده بودند و روستای مرزی بویران در غرب شهر سردشت که رژیم عراق گفته بود پول و اسلحه به شما میدهیم با ایران به جنگید آنها قبول نکرده بودند و شنیدیم که در عملیات های ایران علیه عراق رمز موفقیت بیشتر سخنرانی قبل از عملیات برای رزمندگان بوده است.
به هر صورت همان طور که گفته شد هر عضوی در یک مجموعه نقش اساسی دارد باید توجه داشت که هیچ عضو دیگری جای آن عضو را نخواهد گرفت اگر چشم نابینا باشد گوش این کمبود را جبران نمی کند یک مسلمان که حتی خوابیدن، غذا تهیه کردن و خوردن و حتی سبزی روی سفره اش طبق دستور اسلام باشد و از صبح که فعالیت خود را در جامعه شروع میکند اقل کم با بیست نفر سروکار دارد و همه برخوردها باید در محدوده و چهارچوبه قانون الهی باشد ناچار به عالم نیاز دارد آقا در فلان رشته درس خوانده که حتی بحد دکترا رسیده اما از مسائل شرعی هیچ اطلاعی ندارد الآن سریک مرغ را می خواهد ببرد درآن تخصص نداد قهراً به دیگری نیاز دارد بر فرض اینکه عالم نباشد یا هرکس خود سر باید عمل کند که منجر به هرج و مرج میگردد یا باید خود در پی مسائل شرعی باشد و آنها را از قرآن و احادیث بدست آورد با توجه به اینکه یک مجتهد پس از 30 سال درس و مطالعه میتواند به آن حد برسد. این امر برای کسی که میخواهد شغلی را برای معاش زندگی خود دنبال کند اصلاً سازگاری ندارد. بحث در اینگونه مسائل زیاد است لازم است خود شما سرنخ را گرفته و پیش بروید تا کاملاً نقش علما در دیگر اصناف روشن گردد.
رابطه عملی علما و اطباء در جامعه بشری
و به عبارت دیگر نقش هماهنگ این دو صنف در سلامت روحی و جسمی جامعه. در مورد این مطلب توجه به این واقعیت به درک مطلب کمک می کند. در نظام خلقت روح و جسم هر موجود زنده ای آن گونه بهم پیوسته اند که بقا و دوام هرکدام ضرورتاً به دیگری بستگی دارد من باب مثال وقتی فرد یک فحش و ناسزا می شنود روح او در عذاب و رنج قرا گرفته و به شدت نگران میشود همین نکرانی باعث عارضه در جسم میگردد. اگر کسی سنگی بر سر او کوبیده و شرش را بشکند جسم در رنج با از بین رفتن جسم روح خارج میگردد اگر روح از بدن خارج و بازنگردد جسم بی حرکت خواهد ماند. بنا براین اگر سلامت جسمی و روانی متعادل باشند میتوان انتظار داشت که جامعه ای سالم خواهیم داشت من باب مثال اگر سلامت جسمی کامل باشد و به عبارت دیگر زمیه و وسایل برای سلامت جسم وجود داشته باشد و بطور واضح تر برای هر یک نفر یک طبیب وجود داشته باشد اما سلامت روانی و اخلاقی با آن هماهنگ نباشد فایده نداشته و علاوه بر هرج و مرج فساد اخلاقی زندگی مادی انسان را به درد، و رنج مبدل میسازد.
امروز در جوامع غربی طبیب و دارو در حد کافی و لازم وجود دارد اما چون طبیب روانی و اخلاقی توازن خود را از دست داده سالی میلیونها بر اثر امراض ناشی از درگیریهای اخلاقی، مصرف مواد مخدر و مشربات الکلی و... جان خود را از دست میدهند. مسائل اخلاقی کاری کرده که سالی میلیاردها دلار صرف قرصهای خواب آور می گردد. دراینجا یک مزیت برای طبیب روح وجود دارد و آن اینکه اگر طبابت اخلاقی در حد کافی و لازم باشد اما طبابت جسم نباشد ضایعات کمتری داشته و هرج و مرج بوجود نخواهد آمد همان گونه که در قدیم که دامنه طبابت گسترش نیافته بود و در روستاها اصلاً وجود نداشت جزء اینکه تعدادی بدون دارو و درمان میمردند مسئله حاد اخلاقی درکار نبود آن گونه که امروز در جوامع غربی و بطور کلی در جهان وجود دارد البته این بدان معنا نیست که نقش اطباء جسمی نادیده گرفته شود چون اگر اطباء جسم در حد لازم نباشد از طریق دیگر جامعه زیان خواهد دید در قدیم که دامنه علم طب و طبابت گسترش نیافته امراض مسری گروه گروه قربانی می گرفتند من جمله آبله، سرخک، وبا و... اما با پیشرفت علم طب و طبابت با واکسن کردن و دیگر اقدامات پزشکی جلو این مرگ و میرهای دسته جمعی تا حدود زیادی گرفته شد.
به هر صورت آنوقت ما جامعه سالم خواهیم داشت که هردو جهت بطور هماهنگ و همزمان با هم عمل کنند اصولاً افرادیکرکه هم جسم سالم و هم روح و اخلاق سالمتری دارند زندگی خوش، باصفا و لذت بخشی دارند روی همین جهت است که اسلام روی هر دو تکیه دارد به همان اندازه که در مورد سلامت اخلاقی حدیث داریم به همان اندازه در مورد سلامت جسمی حدیث داریم. برعکس جوامع غربی سلامتی اخلاقی را مورد اهمیت نمی دهند که منجر به فساد جسمی هم شده است: (تهران- خبرگزاری جمهوری اسلامی [خبر داد] به گزارش رویتر «اورت کوپ» رئیس مجمع جراحان آمریکا گفت: کشف واکسن «ایدز» در قرن حاضر انتظاری بیهوده است و ممکن است هرگز چنین واکسن ساخته نشود. کوپ گفته است. ایدز یک بیماری ویروسی است تاکنون درمانی برای یک بیماری ویروسی یافت نشده است وی این بیماری را با بیماری «یرقان» نوع «ب» ناشی از یک ویروسی ساده مقایسه کرد که کشف واکسن آن نوزده سال به طول انجامید «کوب» که دارای بالاترین مقام پزشکی در آمریکا است گفت: نسبت به تمایل دولتها به سرمایه گذاری نامحدود مالی برای مقابله با این بیماری مشکوک است و افزود: برخی از ویروس شناسان به وی گفته اند که برای این بیماری به علت پیچیدگی بسیار هزگر واکسنی ساخته نخواهد شد. یادآوری میشود که بیماری ایدز عمدتاً در میان منحرفین جنسی مشاهده شده است و در عین حال از راه انتقال خون و تزریق با آمپول های آلوده نیز به افراد سرایت میکند)= روزنامه اطلاعات 30 مهر ماه، 1367)
([از] بن واحد مرکزی خبر [گزارش کرد] هر ساله نزدیک به 300 هزار کودک در آلمان مورد تجاوز جنسی قرار می گیرند و اغلب عاملان این گونه اعمال شرم آور، بستگان درجه یک قربانیان هستند. سؤ استفاده جنسی هر سال نسبت به سال گذشته در آلمان رو به افزایش است که بهای این جنایت اخلاقی را کودکان می پردازند، اغلب پدران و یا ناپدری ها مرتکب این گونه اعمال می شوند= جمهوری اسلامی 10 دی 71 ص آخر) تنها همین مرض ایدز تاکنون دهها هزار قربانی گرفته میلیونها در حال حاضر از ابین بیماری رنج میبرند و امنیت را از زندگی جهان گرفته که اگر با این گسترش ادامه یابد این مرض عالم گیر خواهد شد. به هر صورت انسان موجودی است که اگر عامل بازدارنده ای نداشته باشد بنابودی کشیده میشود.