شناخت در صفات فطری و ذاتی     (ازکتاب شناخت)

 قبل از ورود در اصل بحث ذکر چند نکته لازم به نظر میرسد. منظور کلی ما از بحث اصناف اکتسابی و ذاتی عدم شناخت، زیانهای وارده از عدم شناخت لازم و آثار مثبت شناخت است که در کل به آثار مثبت شناخت هم گاهی اشاره میشود. فرق میان صفات اکتسابی و صفات ذاتی معلوم است که صفات اکتسابی جزء جسم و جان انسان نبوده و نیست امری است که انسان آن را بوجود آورده است برخلاف صفات ذاتی بحث میگردد نه روی شناخت ساختار وجودی انسان که بمعنی خودشناسی است در مورد خودشناسی در قسمت های اول کتاب بحد لازم بحث شده است. همان طور که در گذشته کراراً گفته شد منظور از شناخت آن شناختهای سطحی و ظاهری نیست بلکه منظور آن شناختی است که واقعیت امر را کاملاً درک نموده و طبق آن حرکت و خواسته ها سازماندهی می شود، در واقع مهم شناختی است که بتواند حرکتهای ما بطور اصولی و درست سازماندهی می شود، در واقع مهم شناختی است که بتواند حرکتهای ما بطور اصولی و درست سازماندهی نموده و در یک مسیر مشترک زیست اجتماعی پیش ببرد آن حرکتی درست است که در جامعه هیچ تضاد مضری بوجود نیاورد. در این قسمت بحث اول به تمایز و فرقی کلی میان صنف مرد و صنف زن می پردازیم که به نظر من با آن همه کتابی که تاکنون نوشته ام این دو عنصر آنطور که هستند در موقعیت خود شناخته نشده اند.

شناخت دو عنصر بنام مرد و زن

 بسیاری از مردان و زنان را می توان دید که از نظر علم و آگاهی در حد قابل قبولی باشند اما هنوز خود را در مرد بودن و زن بودن نشناخته باشند شاید هم خیلی چیزها را دو باره مرد بودن و زن بودن بدانند اما آن واقعیت امر را لمس نکرده باشند این مرحله از شناخت است که اصولاً هنوز در پرده ابهام مانده است جوامع غربی آن گونه زن را می شناسد که آن را بصورت کالای مصرفی همگانی درآورده و تقریباً یک هرج و مرج جنسی حتی در خانواده ها در پی آورده و در جوامع شرقی و اسلامی بگونه ای از زن در مواردی یک موجود گوشه گیر بوجود آورده است. البته در حال حاضر قسمتی بر اثرآگاهی و قسمتی هم بر اثر نفوذ فرهنگ غربی زن از انزوا خارج گشته است درجاهائی رسم نیست زن برای نماز و درک معارف و احکام اسلامی به مسجد بیاید بعضی که تعدادشان خیلی کم است اما از یک اصل مایه می گیرد خیلی کم میشود که بگذارند زن از منزل خارج گردد.

 به هر صورت داریم از اصل بحث فاصله می گیریم. اصل بحث در این قسمت در مورد شناخت کلی مرد و زن. خداوند حکیم و دانا به قول ما با پیش بینی دقیق مسیر آینده انسان بر اساس نیاز انسان دو عنصر مناسب مناسب که همانند روح و جسم بتوانند منکامل یکدیگر باشند. می آفریند. اصولاً جامعه انسانی و انسان اجتماعی بدو اصل و پایه کلی نیاز دارد که در کل هم بتواند زنده بماند و هم نسل او منغرض نگردد. خداوند ساختار مرد را برای کار و تلاش تنظیم کرده و ساختار زن را برای تولید نسل و ایجاد زمینه تربیت و رشد آن زندگی انسان دو بعد دارد بعد تولید وسایل و لوازم ادامه حیات و بعد تولید انسان این دو بعد همانند روح و جسم مکمل یکدیگرند اگر بعد اول نباشد مرگ زود رس در کمین انسان است و اگر بعد دوم نباشد نسل انسان برچیده خواهد شد. با توجه به این مطلب که تا حدی مطلب را روشن می نماید فلسفه تفاوت کلی میان این دو عنصر بخاطرآن است که بازده وجودی آنها با هم فرق روحیه ای که با کار و تلاش درگیراست با روحیه ای با تربیت انسان روبرو است باید فرق داشته باشد. اصولاً بازده و پدیده هر چیزی همان رنگ را دارد که صاحب پدیده دارد. دراینجا ما اگر بخواهیم فرق خصوصیات جسمی و روانی مرد و زن را جداجدا مورد بحث قرار دهیم شرایط کتاب اجازه نمیدهد و باید به کتاب های دیگر رجوع شود در اینجا بیشتر روی این مطلب تکیه میکنم که آثار منفی عدم شنا خت این دو عنصر چیست و چه مسائلی زیان باری را متوجه فرد و جامعه می سازد.

آثار منفی شناخت موقعیت مرد و زن

 در این بحث لازم بذکر است که در این مورد بیشتر مسئله شناخت زن مطرح است چون این عنصر است که از قدیم شناخته نبوده و عرب جاهلیت دخترها را زنده بگور کردند الآن هم در بسیاری از خانواده ها دختردار شدن و دخترداری با بی میلی روبرو است و در مواردی تنفر دختران در خانواه شخصیت اشان کوبیده میشود در خانه شوهر هم که میرود با آن برداشتی که از خانواده دارد به خانه همسر میرود دیگر فرزندان پسر هم در چنین خانواده هائی همان گونه رشد می کنند که والدین آنها است البته در این گونه خانواده ها این پدران هستند که باعث آن بدران بیش نسبت بدختران میشوند که در اینجا باید گفت چون این گونه مردان خود را به عنوان یک مرد هم زیست با زن نشناخته اند این گونه اعمال افکار از آنها صادر میگردد لذا منشأ و پایه اول آن از زمان جاهلیت شروع میگردد. باز وارد وادی دیگر شدیم، نزدیک است از اصل مسئله جدا شویم که گفته شد مواردی از آثار منفی عدم شناخت را بیان کنیم.

1)دیدگاه جهانی نسبت به موقعیت زن: موقعیت زن در دیدگاه عمومی و جهان با کمی جا به بجا و شکل های مختلف دیدگاه زیان آور و ریشه داری است که باعث مشکلات و بلکه در جوامع غربی باعث فساد و تباهی ارزش های انسانی شده است. در گذشته اشاره شد موقعیت زن در غرب به گونه ای ارزش خود را از دست داده و در شرق و کشورهای اسلامی بگونه شخصیت زن نادیده گرفته شده است با یک حساب کلی دیدگاه جهان نسبت به زن همان دیدگاه افرادی از قدیم درباره برده است که استدلال می کردند خداوند دو گروه انسان خلق کرده گروهی آقا و گروهی خدمت گذار گروهی انسان و گروهی حیوان (دوپا) گروهی عالی و گروهی پست. بنا براین پست باید در خدمت عالی و آقا باشد این دیدگاه باعث شده عده زیادی به زن به عنوان یک کلفت، حمال کارهای خانه اجیر و خدمت گذار آقاباشی باشند و هرکاری که خواسته مرد است زن باید انجام دهد. در همین رابطه یک برداشت غلط دیگراز موقعیت زن میشود، زن ناقص العقل است، زن از شیطان بدتر است و البته در مورد بعضی از زنها درست است اما دیدگاه های دیگر باعث شده این دیدگاه شامل مطلق زنان گردد. آنچه روی همه اینها را پوشیده و همه جهان را تحت الشعاع قرار داده موقعیت زن در جوامع غربی است که زن به عنوان آلت درآمده بطور کلی وسیله ارضاء جنسی از هر راهی که باشد شده است علاوه بر اینکه جوامع غربی را به فساد کشیده و زندگی را بیک زندگی حیوانی تبدیل کرده این مرض مسری بدیگر نقاط جهان سرایت کرده کشورهای مستعمره آمریکا و... دراین جهت تا حد زیاد رنگ غربی گرفته اند زمان شاه را خوب یاد دارم که وضع چه بود آثار شوم آن باقی مانده و پس از 14 سال که از استقرار حکومت اسلامی می گذرد هنوز همان دید غربی در روح و جان عده ای موجب مشکلاتی اجتماعی و اخلاقی برای جمهوری اسلامی شده است وقت آن نیست که این ملب را بطور دقیق بررسی و محاسبه کنیم اما آنچه برداشت کلی خود من از اوضاع جهان است این است که ریشه 80 درصد مشکلات اجتماعی جهان از همین دیدگاه غلط نسبت به زن است که آن را صورت آلت درآورده اصلاً جهان درک نمیکند هدف از زن چیست حتی خیلی از مسلمانان هم هستند که زن را وسیله دفع شهوت تلقی می کنند چون شهوت ممکن است او را به گناه بکشاند ازدواج میکند که دلیلش این است وقتی زن مریض شد و یا به هر علی و جا هست خود را از دست داد آقا در وادی دیگری قرار میگیرد ولو اینکه از نظر ایمان و... بهترین زن باشد. حال برای اینکه تا حدودی روشن گردد جوامع غربی چه خیانتی به کل جهان و بح خصوص موقعیت زن کرده و میکند مواردی از پدیده و اثرات این دیدگاه را عنوان میکنیم.

         (در گزارشی دیگر که از سوی انجمن بهداشت عمومی آمریکا منتشر شده آمده است تجاوز جنسی نسبت به کودکان، حاملگی های نوجوانان... خانواده های فقیر یا اقلیتهای نژادی هستند در وضع خطرناکی قرار داده است... این گزارش می افزادی در هر روز در آمریکا فقط سه هزار دختر حامله میشوند و 1300 تن نیز زایمان میکنند همچنین در هر روز 500 دختر مدرسه ای سقط جنین می کنند 26 مورد آن که 13 تا 14 ساله هستند اولین بچه خود را سقط میکنند در حالیکه بقیه موارد آنها که 16-13 ساله هستند دومین بچه خود را سقط میکنند..).=جمهوری اسلامی 26 اسفند 1364) ونیز (... براساس گزارش انجمن حمایت از کوکان سالانه بیش از 20 هزار کودک و نوجوان 10 تا 14 ساله در در ایتالیا مورد تجاوز قرار میگیرند و عجیبتر آنکه 45 درصد از این تعداد قربانیان دیگر اعضاء خانواده مربوط به تجاوز پدر یا ناپدری به دختران، 30 درصد مربوط به تجاوز برادران به خواهران و 10 درصد تجاوز مادران به پسران نوجوان میباشد که البته این تعداد تنها مربوط به مواردیست که بدنبال شکایت یکی از طرفین بدادگاه ثبت شده است... لازم به یادآوریست براساس آمار منتشر شده در سال گذشته تعداد قربانیان تجاوز در میان کودکان در آمریکا یک میلیون و 200 هزار نفر، در آلمان غربی 200 هزار نفر، در انگلیس 60 هزار نفر، در فرانسه 50 هزار نفر بوده است)= جمهوری اسلامی 22 اسفند 1364) نیز (من دختری هستم که سالها است با پسر جوانی طرح دوستی ریخته ام، اما با گذشت زمان و در اثر معاشرتهای مداوم و پی در پی مهر و عواطفم نسبت باو رو بنقصان گذارده است تصمیم گرفته ام باب معاشرت و ارتباط را با جوان دیگر باز کنم آیا میتوانم با حفظ این رفیق تصمیم خویش را عمل سازم؟ با بهمین جوان اکتفا کرده و از تجدید رفیق صرف نظر نمایم. راهنما!! در جواب چنین گفت: شما تا قبل از سن بیست و هشت سالگی با آزادی بدون قید و شرط با یک رفیق یا بیشتر معاشرت و آمیزش کینه و از این جهت هیچگونه تردید و ضطراب بخود راه ندهید)= سیمای تمدن غرب ص 54 سید مجتبی موسوی لاری) ونیز (در لندن از هر ده کودکی که بدنیا آمدند یکی غیر مشروع بوده است دکتر اسکات تأکیده کرده است که تولدهای غیر قانونی درحال افزایش دائمی است و از 33838 نفر در سال 1957 به 5433 نفر در سال بعدی افزایش یافته است... اما دولت انگلستان درست برخلاف نظر آقای راسل عمل کرد، بجای اینکه تکلیف زنان مجرد را روشن کند، رقبائی از جنس مرد برای آنها به رسمیت شناخت و بیش از پیش آنها را از جنس مرد محروم ساخت به این شکل که قانون «همجنس بازی» را بتصویب نهائی رسانید در تاریخ 14/4/46 روزنامه اطلاعات خبرداد «لندن- مجلس عوام بریتانیا پس از یک بحث هشت ساعته قانون همجنس بازی را تصویب کرد و متن لایحه (ص 383) را برای تصویب نهائی بمجلس اعیان فرستاد)

(چگونه استعمار در ایران قصد دارد زنان را بفساد بکشد)= پیامهای امام خمینی ششماهه اول سال 59)

(در ده روز بعد یعنی در 24/4/46 نوشت «مجلس لردهای انگلیس قانون «همجنس بازی» را در شور دوم تصویب کرد)= نظام حقوق زن در اسلام ص 384= چاپ هشتم= شهید مرتضی مطهری) باتوجه به این چند مورد از موارد متعددی که ما آنها را در کتاب جنایات بشر گردآوری کرده ایم لازم است در این باره نکات مورد نظر پیرامون آن عنوان گردد چون بزرگترین ضربه از این دیدگاه بر عالم معنویت و شخصیت زن وارد شده است!؟

نکات قابل ذکر پیرامون بحث فوق

در اینجا می خواهیم روی این نکته تأکید کنیم که همین دیدگاه که حتی در غرب و اروپا از طرف دولت مردان رسمیت پیدا کرده و به عنوان آزادی به آن مشروعیت داده اند علاوه بر اینکه عالم معنویت زن را به حال دیگر تبدیل و شخصیت، عزت، ابهت، و قار و مقام زن را در جهان از میان برد اصل و ریشه بسیاری از مشکلات اخلاقی، اجتماعی و... (همانند کلاف سردرگم) شده است از 5/2 میلیارد جمعیت فعلی کره زمین که اقل کم 5/2 میلیارد آن را زنان تشکیل میدهند جز صد میلیونی از 5/2 میلیارد شاید از تأثیر این دیدگاه در امان مانده و توانسته باشند خود را از مهلکه فرهنگ غربی محفوظ بداند تمام ملاک و معیارهای غربی در این مورد که جهان بینی دنیاگرایان و هوس بازان مناسب است در کوتاه مدت بگوش همه میرسد لباسها و مدهای مخصوص که حاکی از آن دامن میزنند که چند بار شنیدم مغازه ها آنها بسته شده است. امروز وضع جهان مانند قدیم نیست که یک پیام بعد از چند ماه بوسیله یک پیام رسان به کشوری دیگر آنهم بدست چند نفر میرسد امروز صدا و سیما، مخابرات و... به طوری سریع عمل می کند که کوچک ترین خبر از هر گوشه دنیا با زبانهای مختلف بین المللی بگوش جهان میرسد مخصوصاً رسانه های غربی برای جذب افراد بطوری زمینه سازی میکنند که مخصوصاً اکثر جوانان را شیفته آن وضعی میکند که در غرب میگذرد .البته تا حدودی معیارهای غربی در این باره رنگ خود را از دست داده اما ریشه این دیدگاه در عمل ناخود آگاه بطوری محکم شده که خود غرب هم نمی داند با این وضع چه کند در اینجا قرار بود روی این نکته بیشتر تکیه شود که همین دیدگاه علیه هموقعیت زن کار را بجائی رساند که باعث مشکلات عدیده اخلاقی و اجتماعی شده. قبل از آنکه به مواردی از آنها اشاره کنیم در مورد توسعه این دیدگاه و شکوه در غرب از وضع موجود مطلبی خواهیم داشت:

(... در حال حاضر در انگلستان تعدد زوجات ممنوع است اما همجنس بازی روا است. از نظر این مردم اگر یک مرد برای زن «هووئی» از جنس زن بیاورد جایز نیر انسانی کرده است اما اگر «هووئی» از جنس مرد بیاورد عمل شرافتمندانه و انسانی و متناسب با مقتضیات قرن بیستم انجام داده است. بعبارت دیگر بفتوای اهل حل و مقد انگلستان، اگر «هووی زن ریش و سبیل داشته باشد چند همسری اشکال ندارد! اینکه میگویند دنیای غرب، مسائل جنسی را و خانوادگی را حل کرده و ما باید از راه حلهای آنها استفاده کنیم، باین نحو حل کرده که دانستید...)= نظام حقوق زن در اسلام ص 384 چاپ هشتم آیت الله شهید مرتضی مطهری) منظو ازر راه حل مسائل جنسی در غرب این است که غربیها با این استدلال که محدود کردن گرایشات جنسی موجب عقده و افسردگی درجوانان (بخصوص) میشود مسائل جنسی را آزاد کذاشتند تا اینکه امروز بنتیجه شوم آن رسیده اند :(... هفته نامه «واشپیگل» در شماره اخیر خود در مقاله ای تحت عنوان «سقوط ملل غربی در خوکدانی» نوشت انقلاب در مفاهیم جنسی موجب گسترش بی شرمی و زوال هرگونه حیا در کشورهای غربی شده و قتل و آدم کشی در این کشورها تمامی ارزشهای اجتماعی را متزلزل کرده است... زندگی مدرن جامعه آمریکا کلیه معیارها و ارزشهای اخلاقی را زیر و رو کرده و این مسئله موجب رشد و شکوفایی منفی غریزه های حیوانی در افراد گشته است... «اشپیگل» در خاتمه با استناد به گفته یک نویسنده سوئیسی که معتقد است تمدن اروپا به روزهای آخر خود رسیده است، مینویسد: رندگی در جوامع غربی بسیار خشن شده و زورگوئی به عنوان راه حلی برای نجات از دنیایی که فاقد عواطف و احساسات می باشد برگزیده شده است...)= جمهوری اسلامی 26 دی 71 ص 16) وقتی آن مواردی را که دختران در خانواده بوسیله پدران و برادران مورد تجاوز قرار میگیرند روشن تر میشود که چرا حتی فریاد خود غربیها هم بلند شد که پدیده آن دیدگاه ها چه ها کرده است!؟

1)پدیده آن دیدگاه درباره زن: و به عبارت دیگر اثرات منفی دیدگاه، زن را آلت هوس و این ها دانستن. همان طور که در گذشته گفته این دیدگاه در عمل باعث پیدایش آثار منفی ریشه ای اخلاقی و اجتماعی گردید که ریشه کن نمودن آن مشکل و سالها وقت و میلیاردها توامان هزینه لازم دارد. ممکن است کسی سؤال کند. با توجه به اینکه هیچ پدیده ای بدون علت نیست چرا گرایش به هم جنس بازی تا آنجا در اروپا اوج می گیرد که حتی دولت وقت انگلیس ناچار میگردد به آن رسمیت داده و آزادش کند؟ جواب این است وقتی استفاده از زن بیک هرج و مرج سر درآورد آن لطافت، رنگ، بو، طعم، لذت، صفا و... برداشته شد و استفاده از زن در چنین وضعی یک حالت سیری، کهنه و افسردگی به خود گرفته چیزی که کهنه شده دیگر لذت بخش نیست باید به سراق چیز جدیدی رفت همان وضعی که در قوم لوط پیش آمد زنها را رها کردند و به مردان گرایش کردند چون از رنها سیر شده بودند. همین هم جنس بازی زمینه ای شد برای پیدایش مرض (ایدز) که در گذشته مواردی ازآن بیان شد. همین مرض اید امروز باعث مشکلات عدیده روانی، ناامینی روحی، مشکلات درمانی، جذب هزینه ها برای جلوگیری از آن و سرایت آن بدیگران با توجه به اینکه مرض مسری و بی درمان است چون به ایران هم سرایت کرده انسان امنیت روحی خود را به همان اندازه از دست میدهد: گسترش مواد مخدر توسعه مشروبات الکلی و دیگر عوارضاین دو پدیده ریشه اصلی آن عمدتاً همان هرج و مرج جنسی در غرب... است اصولاً کسانی که در وادی هرج و مرج جنسی هستند بیشتر به مواد مخدر و مشروبات الکلی گرایش دارند با توجه به اینکه مشروبات الکلی و مواد مخدر در کل سوقات کشورهای غربی و اروپائی است در حال حاضر در صد بالای معتادین در کشورهای غربی و اروپائی است این خود دلیل روشنی است که هرج و مرج جنسی منشأ اصلی آن شده است.

 همان طورکه از کلمات آن هفته نامه خود غربیها فهمیدیم عواطف انسانی در غرب علاوه بر اینکه از میان رفته زندگی آنها بیک زندگی حیوانی تبدیل گشته و خوی حیوانی بطوری حاکم شده که حیا و شرم را کنار گذاشته است!؟ این بدترین وضع است که حتی زندگی مادی انسان آن لطافت و شادابی خود را از دست بدهد آن اندازه عواطف از بین برود که برادر، پدر، مادر و خواهر در مسائل جنسی هرج و مرج داشته چرا در جوامع غربی طلاق بالا میرود؟ در جواب باید گفت یکی از علل مهم طلاق این است وقتی مرد یا زن از این همسر سیر شدند به فکر چیز تازه و بهتری می شوند این امر بطور کم و زیاد در همه جا دیده میشود چون ازدواج با این دید انجام گرفت که صفائی کرده باشد حال که حالت سیری و کهنگی پیش آمده یا این همسر بر اثر مرض مانند آن لطافت و... اول خود را از دست داده به فکر زن دیگر میشود. در این باره حرف زیاد است و چند مطلب را ما در چندین سطح خلاصه کردیم حال مواردی از ضایعات آن دیدگاه را با دقت خواهیم دید.

(بنوشته مجله آمرکائی نیوزویک هر سال دهها هزار کودک در اروپا مورد تجاوز جنسی و سؤ استفاده های دیگر قرار میگیرند. بنوشته این مجله همچنین آمار مؤسسه اجمن ملی برای جلوگیری از ظلم به کودکان نشان میدهد تجاوز جنسی به کودکان در انگلیس از سال 1984 تا 1985، 90 درصد افزایش یافته است بنا به آمار این مؤسسه سالانه 50000 کودک در انگلستان و 15000 کودک در ایتالیا مورد سؤ استفاده قرار میگیرند. آمار رسمی در آلمان غربی نشان میدهد تنها در سال گذشته 15000 کودک در این کشور مورد تجاوز واقع شده اند، نیوزویک تأکید میکند این در حالی است که آمار غیر رسمی ده تا پانزده برابر این تعداد است. این مجله آمریکائی می افزاید، بیشتر کودکان مورد تجاوز قرار گرفته دختر هستند و تجاوز کنندگان عمدتاً اعضای خانواده آنها میباشند.... اخیراً پلیس ایتالیا کشف کرد شش دختر یک خانواده مکرر توسط پدر و سه برادرشان مورد تجاوز قرار میگرفته اند. این موضوع وقتی فاش شد که یکی از دختران بد پلیس شکایت کرد...)= جمهوری اسلامی 22 مهر 1365= دفتر 8 جلد اول) ونیز(... بطوریکه از جنگ دوم [جهانی] باینطرف سطح طلاق در آمریکا بطور متوسط از سالی 000/400 طلاق پائین تر نرفته است و 40 درصد ازدواجها بهم خورده... از هر 4 زن مطلقه یکی الکلی میشود و میزان خودکشی میان آنها سه برابر زنان شوهردار است ص 259... علت طلاق در ازدواجهای ده یا بیست ساله ناسازگاری نیست، بلکه بی میلی به تحمل ناسازگاریهای دیرین و هوس برای درک لذات بیشتر و کار مجوئی های دیگر است... ناگهان زن برای طلاق تلاش میکند بدون آنکه هیچ تغییری در وضع مادی و معنوی شوهرش پدید آمده باشد، علت این است که تا دیروز خاضر بود یکنواختی کسل کننده زندگی را تحمل کند ولی اکنون بتحمل یکنواختی تمایل ندارد... افزایش طلاق منحصر بامریکا نیست، بیماری عمومی قرن است در هر جا که اداب و رسوم جدید غربی بیشتر نفوذ کرده است آمار طلاق هم افزایش یافته است. مثلاً اگر ایران خومان [در زمان شاه] را در نظر بگیریم، طلاق در شهرها بیش از ولایت است و در تهران که آداب و عادات غربی رواج بیشتری دارد بیش از شهرهای (ص 260) دیگر است... به بینیم چرا زن آمریکائی چنین شده است... این محیط آمریکاست که این روحیه را به زن امریکائی داده است غرب پرستان ما سعی دارند بانوان ایرانی را در مسیری بیندازند که زنان امریکائی رفته اند... عنوان برجسته مقاله روزنامه فرانس سواد اینست که در بیش از 300 رستورات (ص 261) و کاباره ایالت کالیفرنیا پیشخدمتهای زن با سینه بازکار می کنند... شهر نیویورک دهها سینما فیلمهائی را نشان میدهند که فقط در زمینه مسائل جنسی است تصاویر برهنه زنان بر بالای در آنها بچشم میخورد، اسامی بعضی از آنها از این قرار است «مردانی که زنان خود را با هم عوض میکنند» «دخترانی که مخالف اخلاقند»... در ویترین کتابخانه ها کمتر کتابی است که عکس زن لخت در پشت آن نباشد حتی کتابهای کلاسیک هم از این قاعده مستثنی نیست و در میان آنها کتابهائی از این قبیل بحد و فور دیده میشود [که بر روی جلد آنها نوشته شده] «وضع جنس شوهران امریکائی» «وضع جنسی مردان غرب» «وضع جنسی جوان های کمتر از بیست سال»..).= نظام حقوق زن در اسلام ص 262 چاپ هشتم شهید مرتضی مطهری).

 با توجه به اینکه این کتاب شهید مطهری در زمان شاه نوشته شده در زمان شاه شاه مأمور بود فرهنگ غرب را علناً در ایران توسعه دهد جوان زنجانی برای خود من گفت: زن شاه دستور داده تمام زنان و دختران باید بدون حجاب برای ملاقات با شهبانو در مرکز شهر تجمع کنند این شیوه در همه شهرها اجرا میشد. اما بحمدالله و با سقوط شاه روی کارآمدن حکومت اسلامی نود و نه درصد مسائل زمان شاه از بین رفت اما متأسفانه هنوز بعضی ها هستند که رنگ آمریکا را به سینه زده و خواب وضع غربی را می بینند!؟

2) پدیده دیدگاه نسبت بزن، درگیریهای خانوادگی:یکی دیگر از آثار منفی دیدگاه ناپسند نسبت بزن و موقعیت او درگیریهای خانوادگی است که از جوانبی مختلف به صورتی مرموز ظهور پیدا میکند. باز در اینجا ممکن است کسی سؤال کند علت درگیریهای خانوادگی چیست و آیا منشأ درگیریهای خانوادگی همین دیدگاه است یا عوامل دیگر هم دخالت دارند؟. در مورد جواب این دو سؤال. البته عوامل دیگر هم وجود دارد اما عمده ترین علت و عامل درگیریها که بیشتر آنها به طلاق منجر میگردد همین دیدگاه است لذا درصد طلاق در کشورهای اروپائی و غربی به مراتب بالا تر است. درصد طلاق ایران در زمان شاه از این زمان حکومت اسلامی بسیار بالا تر بود هرجا که شناخت نسبت بموقعیت زن بیشتر و بالاتر است طلاق درصد کمتری دارد چون کمتر دلیل دیگر وجود دارد که باعث درگیری میان مررد و زن شود. به هر صورت وقتی ازدواج به خاطر صرفاً شهوت و هوس رانی صورت میگرد در اصل وجاهت و قیافه ظاهری مورد نظر طرف است چون سر راه آن امراض، کهنگی، پیری، نفص عضو وجود دارد همین که یکی یا دو تا از این گونه عوارض وجود پیدا کرد آن چیزی که مورد نظر و هدف بوده آن حالت و جاذبه اول خود را از دست میدهد ولذا بهانه گیری و نق زدن شروع میگردد اینجا است که علل و عواملی دیگر هم ممکن است به تشدید مسئله کمک کند و سرانجام منجر به طلاق گردد اینجا است که باید به پرسیم چرا اسلام روی شخصیت موقعیت زن تکیه دارد و زیاد سفارش میکند ازدواج به خاطر شهوت و... تنها نباشد بلکه ازدواج به عنوان پیوند دو شخصت، دو انسان عاطفی... صورت گیرد. خداوند میدانست اگرآن دیدگاه حاکم باشد وضع چگونه خواهد شد لذا مقام زن در قرآن حتی از مقام مرد بالاتر است سوره مریم و سوره نسأ در قرآن عنوان میگردد و در امر و دعوت به ازدواج در اصل روی مسائل عاطفی و مانند آن تکیه میکند: (و من آیاته ان خلق لکم من انفسکم ازواجً لستکینوا ایها و جعل بینکم مودهً و رحمً ان فی ذلک لایات لقوم یتفکرون)= الروم آیه 21).

 در این آیه چند نکته قابل توجه است نکته اول اینکه سخن لذت شهوانی بمیان نیامده بلکه آن عامل تسکین دهنده عنوان کرده است و فرموده (لتسکنوا الیها) و نگفته (لیتمعوا الیها) اگر برای لذت و شهوت بود و هدف عالی تری در نظر نبود باید کلمه تمتع را عنوان میکرد نکته دوم میفرماید با این ازدواج میان شما مودت دوستی و رحمت را قرار دادم یعنی یک امر بسیار مهم اجتماعی است که جامعه بدون آن نخواهد توانست حتی زندگی مادی خوبی داشته باشد اصلاً اگر مودت و رحمت در جامعه حاکم نباشد مسلم آن خلأ را کینه و دشمنی پر خواهد کرد که عامل ویرانی جامعه است انسان موجود صد در صد عاطفی و محبت گرا است که سخت بدوستی، محبت و ترّحم نیاز دارد و نکته سوم اینکه گامی بالاتر میرود و در اول آیه میفرماید: (و من آیاته) از آیات و علامات با عظمت خداست که جفت را از خود شما آفرید تا به وسیله آن قرار گیرد و بخطر نیفید یعنی عامل بازدارنده از خطر مهم است نه هوس و شهوت رانی که دیدگاه غرب و غرب گرایان است و از آزاد نمودن مسائل جنسی آن را یک انقلاب و دگرگونی در راه سعادت بشر اعلام کرده و بر آن افتخار میگردد که غرب مسئله غرایز جنسی و خانوادگی حل کرده است!!!؟.

 در پایان آیه میفرماید: (ان فی ذالک لایات لقوم یتفکرون) در این پیوند مرد و زن همانا آیات و نشانه هائی برای اندیشمندان است در درجه اول با تأکید آن را عنوان میکند، در درجه دوم میفرماید آیات و نشنانه های متعددی در این امر وجود دارد و در درجه سوم میفرماید با تفکر و تمعق این آیات درک میشود معلوم است که چیزی فراتر از شهوت است چون صرف شهوت و لذت چیزی نیست که تفکر لازم داشته باشد و از آیات خدا محسوب گردد. حال این آیات چیست که اصولاً به همان مسائل اجتماعی باز میگردد که لازم است ما فکر کنیم و آنها را برای بهبود زندگی اجتماعی خود دریابیم که در یک کلام میتوان گفت آن بنای پایه های اجتماعی است که از خانواده شروع میگردد، شکل و قیافه جامعه، فعل و انفعالات جامعه، سعادت و شقاوت جامعه و... از خانواده شروع میگردد، اگر خانواده نباشد اصلاً چیزی وجود نخواهد داشت، مسائل بسیار لطیف و از طرفی ظریف و پیچیده روانی و... که از همین جا سرچشمه میگیرد. علاقه بتولید نسل، تربیت اولاد و... همه از همین مقوله است که در چندین فصل کاملاً باز شود معلوم میگردد خداوند با پیوند دو موجود با ارزش چه شاکریهائی انجام داده است. خلاصه عدم آگاهی نسبت به آنچه گفته شد باعث بوجود آمدن آن دیدگاه و آن دیدگاه زمینه مسائلی خواهد شد که پاره ای از آنها تاکنون عنوان شده است

این را اضافه کنم که چندین کتاب در مورد موقعیت زن نوشته ام که جای بیان آن این جا نیست وهم سبک این کتاب شناخت جوری دیگر است  وهمه مسائل زندگی بشر را در قالب شناخت مورد توجه قرار می دهد. واما عناوین کتاب ها:1) هویت زن،2)زن تجّلی گاه انسان کام، 3) لذتی که زن از زندگی می برد. وکتاب هایی که در باره علل وعوامل طلاق، فلسفه ازدواج، فلسفه گرایش به جنس مخالف... دارم.