فلسفه گرایش درنگاه تمایل به جنس مخالف  ( از کتاب شناخت)

یکی از مسائلی که برای انسان روشن نشده مسئله گرایشات شهوانی و میل به جنس مخالف است فقط تا این اندازه جهت آن برای انسان روشن شده که زمینه رسیدن به آن را فراهم سازد همان گونه که بچه به نان و آب میل دارد اما از دیگر مسائل آن بی خبراست. با توجه به اینکه تا حدودی روشن اصلاً خلقت زن برای ارضاء مسائل جنسی نیست، هدف از ازدواج نباید تنها شهوت باشد و قرآن هم روی لذت شهوانی تکیه ندارد. پس در باره گرایش شهوانی چه باید گفت هدف واقعی و اصلی از آن چیست؟ در مورد پاسخ به این سؤال برای روشن شدن مطلب مورد بحث در گذشته نزدیک. قبل از هر چیز لازم است بدانیم هر کاری که لازم است انجام گیرد بدون انگیزه امکان پذیر نیست و ایجاب میکند عواملی در بوجود آوردن انگیزه فعال باشند مخصوصاً در امور مهم همان طور که در گذشته گفته شد جامعه آنگاه معنا و شکل پیدا می کند که خانواده زیر بنای آن را تشکیل داده باشد ما نمی توانیم جامعه ای را پیدا کنیم که از خانواده ها تشکیل نشدده باشد تنه درختی را در مقابل حرکت باد و... استوار نخواهید دید مگرآن که ریشه های عمیق آن در زمین استوار است.

 اینکه خداند عالم می فرماید آیات برای اندیشمندان در امر ازدواج است همین است که چه ریزه کاریها در اینجا صورت گرفته و میگیرد تا یک جامعه با آن همه وضع عجیبش بوجود آید برای اینکه پایه های محکم جامعه در درجه اول تشکیل و در درجه دوم استوار بماند به بیک علل و عوامل و انگیزه نیاز دارد همان طور که در بحث های گذشته گفته شد جامعه دو رکن کلی و اساسی دارد یکی کسب معاش و دیگری تولید نسل حال اگر فرض کنیم تمایل به جنس مخالف دراین حد نباشد یک مرد و زن بیگانه تا این حد دل باخته یکدیگر میشوند که تشکیل خانواده داده و بتولید نسل و ادامه حیات بپردازند مرد کار بیرون و زن کار داخل منزل را انجام دهد؟ این تلاش برای ادازه زن و فرزند است که مرد را بکار می کشد این شهوت است که مرد و زن بیگانه آنقدر بیکدیگر نزدیک می کند که در هر کاری یار و غم خوار یکدیگر باشند شهوت هدف نیست بلکه بخاطر ایجاد یک زندگی مشترک و تشکیل خانواده است خوردن غذا برای لذت نیست بلکه برای ادامه حیات و ادامه حیات برای کسب ارزشها است اصلاً اگر این جوش و هیجانی که شهوت به انسان میدهده نبود اما بگونه ای بود که تولید نسل شود اگر دنیا هم موعظه میشد که تولید نسل و تشکیل خانواده چه محسناتی دارد شاید کسی دنبال آن نمی رفت تا عتش نان و آب نباشد انسان دنبال آب و نان نخواهد رفت.

به هر صورت صرف شهوت هدف نیست بلکه عامل محرک است اما دیدگاه جهان عصر ماشینی با دید هدف به آن نگاه کرده زن را به صورت آلت و وسیله ارضا، شهوات درآورده علاوه بر اینکه تمام ارزشها و واقعیات زن زیرآوارهای هوس رانی  مانده وضع روزمره اجتماعی را رنج آور نموده که در گذشته گفته شد پدیده ای مانند هم جنس بازی و هم جنس بازی زمینه پدیده ای مانند مرض (ایدز) و مرض ایدز دهها مسئله ناخواسته و مضر به حال جامعه وآسایش انسان را بوجود آورده است!؟

3) طلاق مخرب در نگاه موقعیت هویت  زن: در بحثهای گذشته در مورد طلاق در کشورهای غربی و اروپائی به خوبی روشن شد که یکی از عوامل مهم طلاق همان دیدگاهی است که زن وسیله ارضاء خواسته های جنسی قرار گرفته است. و اشاره شد چون از زن فقط همین یک چیز مورد توجه است و دیگر واقعیات زن مورد نظر نیست وقتی آن آثار جذب خاسته های شهوانی برود یا کهنه شده و یکنواختی خسته کننده پیش آید چون چیز دیگری برای تحکیم خانواده و ادامه آن وجود ندارد وضع به طور کلی دگرگون میگردد. نظیر این واقعیت زیاد است وقتی فرض ما یک منزل را به خاطر مثلاً آفتاب روئی آن خریداری می کنیم تا زمانی که این آفتاب روئی باشد مالیم درآن منزل زندگی کنیم و راضی هم هستیم اما هنگامی که بر اثر یک ساختمان تازه ساخت این آفتاب رو گرفته شد حال دیگر میل ماندن در این منزل بگونه دیگر میشود که ممکن است روزی به فروش منزل منجر گردد این مسئله حتی در میان مسلمانان مذهبی هم وجود دارد چون ازدواج به خاطر ارضاء شهوت بوده و از طرف دیگر موقعیت زن و اصلاً معنای زن برای طرف روشن نبوده همین که عارضه ای بوجود آمد نسبت به آن زن بی میل میگردد که مواردی به درگیری خانوادگی بس کرده و مواردی با کمک عوامل دیگر منجر بطلاق میگردد. میتوان به جرأت گفت هشتاد درصد طلاق ها از ناحیه افرادی است که اصلاً معنی زن و یا زن معنی مرد بودن را درک نکرده اند ممکن است باسواد و نسبتاً آگاه هم باشد اما همینکه موقعیت زن برایش روشن نیست سواد و آگاهی چندان تأثیری ندارد. تاریخ 13 اسفند 68 رادیو ایران از قول یک نویسنده آمریکائی گفت: علت نود درصد طلاقهائی که در آمریکا واقع میگردد ازدواجهائی است که اساس آنها عشق و تمایل جنسی تشکیل داده است. این نویسنده در پایان کلامش گفته. شما جوانان را بخدا قسم میدهم بخاطر عشق ازدواج نکنید:

4)دیدگاه زن نسبت به مرد: یکی دیگر از آثار منفی میان دوجنس مرد و زن که موجب مشکلاتی در  جامعه اثر گذاشته و به فرزندان منعکس میگردد این است که زنها نسبت به مردها دید خوبی ندارند البته در اینجا با آن دیدگاه مردان نسبت به زن وجود دارد ولی  زن به آن اندازه که مرد زن را آلت لهو و لعب میداند زن نمیداند روی همین اصل است که اکثراً مردها دنبال زن ها هستند ، وانگهی در کشورهای اسلامی که به فرهنگ غربی آلوده نشده اند اکثر زنها صرفاً مرد را از دیدگاه شهوت نگاه نمی کنند. روی همین جهت طلاقهائی که از ناحیه زنها صورت میگیردد شاید ده درصد طلاقها نباشد و این ده درصد را میتوان گفت دیدگاه شهوانی زن نسبت بمرد بوده که کار را به طلاق کشانیده و یا در حد درگیری خانوادگی باقی مانده است من خودم چند مورد را شاهد بودم که زن از شوهر یک چیز می خواهد که در حد انتظار وجود ندارد مردی به خود من شکایت کرد چه کنم حال که افتاده شده ام وضع این گونه است و نمیدانم چه کنم زنی را هم سراق داشتیم آن موقعیت مرد برایش مطرح بود نه چیز دیگر چندین سال شوهر افتاده خود را مانند بچه تر و خشک و پرستاری کرد و روزی هم که مرد، نگران بود چرا مرده و با همین حال افتاده در بالینش نبوده است!؟ البته بحث ما در این قسمت زیاد به مسئله تمایل تکیه ندارد چون همان طور که اشاره شد زنها روی این مسئله در همان حدا قل هم که هستند چندان حساسیتی ندارند. مسئله مورد نظر ما این است که در کل معنی مرد بودن و اهمیت مرد برای زنها روشن نیست به عنوان یک کارگاه و نان آور به مرد نگاه میشود. به طور کلی در یک کلام باید گفت کمتر زنی است که موقعیت و عالم مرد را درک کند علی الخصوص اگر سطح معلومات، سواد و دیگر خصوصیات مساوی نباشد. زن هنگامی که واقعیت مرد بودن را نداند، عالم مرد را در هر موقعیت، علمی، هنری، شغلی... که هست درک نکند فاجعه آفرین است فردی از درد دلهای خود مسائلی را بازگو کرد که شنیدنش هم رنج آور بود. زنش موقعیت علمی او را درک نمی کند در یکی از بحرانهای استقرار در حکومت اسلامی که وضع صنفی شرایط غیر عادی پیدا کرده بود از طرف زنها در مواردی درگیری خانوادگی و در مواردی درگیری به طلاق خاتمه یافت در واقع اگر زن موقعیت مرد را نشناسد، عالم علمی و... او را درک نکند یک تضاد و ناهماهنگی فکری در میان آنها بوجود خواهد آمد این یک امر بسیار مهمی است که در مسئله تربیت و ازدواج فرزندان تأثیر دارد زنهائی هستند که بافتهای تربیتی مرد را در چند دقیقه رشته میکنند پدر آگاه و مدیر صلاح دیده بچه تنیه شود. مادر از بچه دفاع میکند یا بعد از تبیه مادر فوراً بچه را نوازش کرده و از او پشتیبانی نموده است. دیده شده که در قیاب به مرد تاخته و فرزند را مورد نواش قرار داده اند در امر ازدواج فرزندان چون اکثر مردان بهتر صلاح کار را میدانند زنانیکه فکر و دیدگاه مرد را درک نمیکرده اند باعث درگیری خانوادگی میان مرد و زن شده است. خلاصه کلام این جا ختم و تا حدودی درباره موقعیت زن بحث می کنم چون همه مسائل اینجا دور میزند.

این نکته بذهنم آمد اینکه اسلام زیاد روی تناسب انتخاب همسر در ازدواج تأکید دارد به همین جهت است مرد و زن در یک جهت اصلی عالم یکدیگر را کاملاً درک کرده و تضاد فکری در میان آنها وجود نداشته باشد تا ضمن سلامت خانواده جامعه سالم باشد چون سلامت جامعه از خانواده شروع می شود وقتی مثلاً دیپلم یا دیپلم ازدواج کند عالم هر دو یکی است اما وقعیت دیپلم یا بی سواد ازدواج کند، فاسد با درست کار، معلول با سالم و... تناسب و عالم با هم تباین دارند و همین یکی از عوامل درگیری و ضایعات دیگر است لذا خداوند عالم میفرماید (الخبیثات للخبیثین و الخبیثون للخبیثات و الطیبات للطیبین و الطیبون للطیبات اولئک مبرؤن مما یقولون لهم مغفره و رزق کریم= النور آیه 26) و این نکته هم اضافه شود که خداوند برای همان سلامت جامعه روی این اصل تأکید دارد و مسئله لذت و مانند آن بدان معنا که ما می نگریم مورد نظر نیست.

شناخت هویت و واقعیت زن

همانطور که در بحثهای گذشته اشاره شد. ما دو مقام عنوان تمام مسائلی که باید درباره زن گفته شود نستیم. در مقام عنوان پاره ای از مضرات و آثار منفی شناخت واقعیت زن و کلاً هر چیزی که لازم است انسان بداند. اینجا هم به خاطر اینکه تا حدودی روشن شود که آن دیدگاه خطر ناک واقعاً نادرست و زن موجودی است ناشناخته در این قسمت موقعیت زن در عالم طبیعت، قرآن و احادیث در حد لازم مورد بحث قرار می گیرد. این نکته را بیان دارم آنچه درباره موقعیت زن گاهی در ذهن من به صورت شیه ای نمودار میگردد آن گونه که هست به قلم نمی آید و به عبارت دیگر نمیتوانم آن را بیان کرده و یا بقلم بیاورم البته اگر تمام آیات قرآن و احادیث را در این باره کاملاً باز کنیم شاید  تا حدودی جان مطلب بدست آید اما این کتاب در حال حاضر این اجازه را به ما نمیدهد. آنچه در توان است و این کتاب اجازه میدهد بیان میگردد.

1) موقعیت زن درنظام خلقت: اگر ما ثابت کنیم که زن یکی از اعضای رائیسه در نظام خلقت و نمونه از مرکبات ساختار عالم وجود است مسلم مانند سایر اعضا عالم مقدس است آنگاه یک وجود مقدس صرفاً برای ارضاء تمایلات جنسی که ما فکر میکنم لذت است آفریده نشده بلکه هدفی دیگر را دنبال می کرده و تولید و تربیت اولاد به عنوان یک وظیفه و رسالت بسیار مهم به او سپرده شده است. خداوند در قرآن میفرماید: (و من کل شیء خلقنا زوجین لعلکم تذکرون= الذاریات آیه 49) از هر چیزی جفت آفریدیم باشد که آگاه شوید وقتی عالم را از نظر فیزیکی و شیمی مورد دقت قرار دهیم و کلیات بافت عالم خلقت را در نظر بگیریم خواهیم دید چیزی درعالم ندارد مگر اینکه جفت آفریده شده اند باور کن اگر این بافت کلی د ر عالم نباشد اصلاً عالمی وجود نخواهد داشت روح و جسم، شب و روز، ماه و خورشید، تلخی و شیرینی، خیر و شر بلندی و پستی، بالا و پائین و... همه نقطه مقابل یکدیگر و جفتند که در بسیاری اگر یکی باشد باید دیگری هم باشد نه روح و نه جسم نه شب و نه روز هیچ کدام بتنهائی نه وجود پیدا خواهند کرد و نه دوام خواهند آورد در واقع مرد و زن همانند روح و جسمند هر دو متکمل یکدیگرند و با هم بطور هماهنگ ادامه حیات را تضمین میکنند. همانطور که در گذشته گفته شد زن و مرد هرکدام در جهت کار مخصوص به خود تولید نسل و ادامه آن را تضمین میکنند نه زن و نه مرد هیچ کدام بتنهائی نمیتوانند جامعه فعلی را داشته باشند. مرد و زن وقتی ازدواج میکنند همانند روح و جسمند که با هم مرکب و یک موجود واحد درد و قالب میشوند اصلاً از هم جدا نیستند اگر جدا باشند مانند همان روح و جسم است تا مرد و زنی با هم ازدواج نکنند نه خانواده ای تشکیل میگردد و نه نسلی بوجود می آید. فرض 20 مرد و 20 زن را خداوند در آن واحد خلق نموده است اگر اینها با هم ازدواج نکنند هنگامیکه مردند کسی از آنها باقی نخواهد ماند باز اینکه خداوند عالم میفرماید (احل لکم لیه الصیام الرفث الی نسائکم هن لباس لکم و انتم لبائی لهن...= بقره آیه 187) شما برای زنانتان و زنانتان برای شما بمنزله لباسند. با توجه به اینکه لباس هم ستر عورت و میکند و هم زیست اندام است زن و مرد سرپوش یکدیکر و جمال و جلوه یکدیگرند بسیاری از چیزها هست که تا با چیز دیگر ترکیب نشوند اصلاً مورد توجه انسان قرار نخواهند گرفت و هنگامیکه مرکب شدند همانند پیچ و مهره های یک ماشین و... یک وجود واحد میشوند و حال آنکه هر کدام جدا نام و کاری خاص خود دارد در اینجا حتی میتوان ادعا کرد که موقعیت زن از موقعیت مرد در ابعادی بالاتر است و اینکه مرد به لحاظ خصوصیاتی مانند توان کار و... بر زن برتری دارد دلیل برتری مرد نخواهد شد حضرت علی (ع) در خانه کعبه تولد پیدا کرده و داماد پیامبر است اما با دو مزیت برتر از رسول خدا دال بر والا بودن مقام علی نسبت به پیامبر نمیشود. به عبارت دیگر نمیتوان حساب کرد کدام برتر است مانند روح و جسم که هرکدام بدون دیگری اصلاً هیچ است.«موقعیت زن در ارث= دفتر 41 ص 101»

موقعیت زن  در نگاه قرآن در تولید نسل

 همانطور که در گذشته اشاره شد مجال آن نیست که آیات و احادیث را در این باره بطور مفصل مورد بحث قرار داد بلکه بطور اجمال کلیاتی مورد بررسی قرار خواهد گرفت. همان طورکه در گذشته نیز گفته شد ساختار روحی و جسمی زن بگونه ای طراحی شده که درست بازار و تربیت فرزندان متاسب باشد و این زن است که میتواند بخوبی از عهده این کار برآید برفرض اگر ده کودک تازه متول بده مرد و ده تا را به زن بدهند و آنها بزرگ کنند در مقایسه روشن خواهد شد چه تفاوت های فاحشی باهم دارند بچه هائی که در دامن مردان بزرگ شده اند چه کمبود و نواقصی عارض وجود آنها شده است وقتی قرآن را مورد توجه قرار میدهیم از یک سود و سوره قرآن را بنام سوره نسأ و سوره مریم نام گذاری کرده است و درآیاتی زن را تحمل دار تولید نسل قلم داد کرده است اصولاً خداوند هر چیزی که مهم بوده سوره بنام آن نام گزاری کرده است هر چیزی که از نظر کار اهمیت دارد درباره کارآن سخن گفته است در این جهت باید ادعا کرد زن از مرد بسیار برتری دارد چون مرد خمیره تحمل این کار که نیست فوت و فن این کارها را ندارد و امکان کسب آنها هم برای مرد مقدور نیست من باب نمونه زن در ظرف یکروز چندین کار را انجام میدهد و بقول معروف گیج نمیشود بچه داری، پخت غذا، نظافت و... از جمله کارهائی است که اکثر زنها با آن روبرو هستند برای موقعیت زن همین بس که تمام مردان خدا، دانشمندان، مبارزان ضد استعمار و... در دامن مادر پرورش یافته و خواهند یافت: (ثم خلقنا النطفه علقه فخلقنا العلقه مضغهً فخلقنا المضغهً عظاماً فکسونا الغظام لماً ثم انشاناه خلقاً آخر فتبارک الله احسن الخالقین...= المؤمنون آیه 14)و (و الله اخرجلم من بطون امهاتکم لانعلمون شیئاً و جعل لکم السمع و الابصار و الاقئده لعکم تشکرون= النحل آیه 78)و (و وصینا االنسان بوالدیه احساناً حملته امه کرهاً و وضعته کرهاً...= الاحقاف آیه 15)و (... و نقرفی الارحام ما نشاء الی اجل مسمیً ثم نخرجکم طفلاً ثم تبلغوا اشدکم...= الحج آیه 5).

 با توجه باین واقعیت آیاتی هم که درباره دوران بارداری و وضع مریم آمده خاص مریم نیست و شامل نوع زن میگردد دراین چند آیه مشاهده میکنیم موجودی که (فتبارک الله) شامل آن میشود در رحم مادر و زن پرورش می یابد درآیه بعد خواهیم دید که نطفه تا انسانی کامل شدن مراحل رشدش را در رحم زن طی میکند. پرورش رحم زن است که از یک قطره منی ناچیر انسان دارای بینائی بصیرت میسازد مادر است که سختی ها را بجان خریده و انسانی آراسته تحویل میدهد، از شیره جان خود موجودی عجیب آراسته و ساختمانی بسیار عظیم و زیبا بنا میکند اگر این کشتزار نبود بذر انسان در کجا رشد میکرد و بثمر می نشست اینکه خداوند عالم میفرماید: (نسائکم حرث لکم فأتوا حرثکم انی شئتم= بقره آیه 223) زنهای شما کشت زاری برای شما است بدان معنا نیست که صرفاً ارضاء مسائل جنسی مورد توجه باشد بلکه واقع عمر همان تولید نسل است این تنها زن است که میتواند زمینه و کشت زار تولید مثل باشد من نمیدانم در مورد این نکات چه اصطلاحات و کلماتی را بکار گیریم که آن واقعیت امر کاملاً آشکار شود. فقط همین را میتوانم بگویم اگر آنطور که موقعیت زن است ما آن را می دانستیم اصلاً در امر ازدواج مسئله ارضاء جنسی اصلاً مطرح نمیبود و در یک کلام باید گفت انسان هر چوبی که میخورد از دست جهل و عدم آگاهی است وقتی زن عمران فرزند در رحم خود را نذر خدا نمود هنگامی که دختر زائید نگرن بود چرا دختر زائید و شاید فکر میکرد حتماً باید پسر باشد تا مورد قبول خدا واقع شود خداوند برای رفع این توهم که برای همه عالم است نه زن عمران تنها این هدیه را بهترین وجه قبول کرد و از او حضرت عیسی بدون پدر (ظاهری) متولد شد که پیامبر و خدمت گذار در راه خدا شد میخواهد بگوید این زن است که عیسی ها میتواند در دامان او پرورش یابد بدون آنکه مردی در کار باشد (فلما و صنعتها قالب رب انی وضعتها انثی (36) فتقبلها ربها بقبول حسن و انتها نباتاً حسناً (37) اذ قالت الملائکه یا مریم ان الله یبشرک بکلمه منه اسمه المسیح عیسی بن مریم و جیهاً فی الدنیا و الاخره و من المقربین= آل عمران آیه 45) و درآیه دیگر خداوندجریان مریم را از آیات خود به حساب آورده است که مسلم منظور همان تولید نسل از یک زن بدون مرد است.

 هویت ناشناخته مردو زن

 با نادیده گرفتن امتیازاتی که زن بر مرد دارد. مرد را به خاطر امتیازاتی که دارد برتر از زن میدانند مانند برتری مرد در ارث... درحالیکه اشتباه و در گذشته گفته شد مرد و زن هر کدام از نظر ساختار روحی و جسمی مناسب کار و وظیفه ای خلق شده اند که در نظام اجتماعی برعهده آن ها قرار میگیرد تمام وسایل یک ماشین از نظر بزرگی و کوچکی جنس و... یکسان نیستند و عدم یکسانی دلیل بر امتیاز هیچ کدام نیست لاستیک طایر نرم و یک میخ آن را سوراخ میکند این دلیل بر نقص آن نیست بلکه دلیل برکمال آن است همین طور هر کمبودی درباره زن نسبت به مرد فرض میشود دلیل کمال اوست هرچه درباره مرد و زن گفته شده در مقام ارزش یابی نیست در چیزهائی که مربوط به ساختار فطری انسان است اصلاً ارزش یابی معنا ندارد در قرآن زیاد در مورد ارزشها و مقایسه آنها بحث شد از ارزشها تعریف و ضد ارزشها مورد نکوهش قرار گرفته ولی چنین اصلاً درباره تفاوتهای مرد و زن وجود ندارد هرچه درباره زن و مرد گفته شده به خاطر شناخت است وقتی استاد وسیله و ابزاری را دراختیار ما قرار میدهد کاربرد هر کدام را بیان میکند که در وقت عمل دچار اشتباه نشویم اگر گفته میشود نباید با زن مشورت کرد و مثلاً زن چنین است می خواهد ما را آگاه سازد اگر هم مشورت کردیم متوجه این امر باشیم که زن روی آن دید خودش که یک موجود خانه دار و... است نظر میدهد. اصلاً اینکه خداوند میفرماید: (الرجال قوامون علی النساء) خود دلیل بر این امر است که مسئله ارزش یابی مطرح نیست اینکه زن باید تحت فرمان مرد عمل کند دلیل برارزش مرد و بی ارزشی زن نیست اگر تمام وسال یک ماشین براساس قوه محرک موتورحرکت میکنند دلیل بر بی ارزشی آنها نیست به هر صورت در مسائل فطری ارزشایابی معنا ندارد چون با عدالت سازگاری نیست و خداوند در اصل خلقت تفاوتی قرار نداده است: (ما ترافی خلق الرحمن من تفاوت) بهر صورت کارهای بسیاری از زن ساخته است مانند بچه داری و... که از مرد ساخته نیست در حالیکه تمام کارهای مرد برای بسیاری از زنها ساخته است و حال آنکه این دلیل بر بی ارزشی مرد نخواهد بود.

مردان و زنان موقعیت خود را بشناسند

 تنها اینکه ما دیگران را بشناسیم کافی نیست شناخت خودشناسی قبل دیگر شناسی است آنگاه انسان بخوبی میتواند دیگران را بشناسد که خود را در حد لازم شناخته باشد در حدیث آمده: (من عرف قدر نفسه فقد عرف قدر کل شئ) . انسان وقتی خود را بشناسد، قدر و قیمت خود را بداند، آنگاه میتواند ارزش و اهمیت چیزهای دیگر را بداند انسان تا جوان است از عالم پیری خبری ندارد و برخوردهائی با پیران دارد که نباید داشته باشد آنگاه که بدوران پیری رسید تازه میداند از پیری یعنی چه و اشتباهات درگذشته در برخورد با پیران داشتهو چه بوده است یعنی حالا به آن شناختی رسیده که بتواند موقعیت پیران را درک کند. منظور از خودشناسی در اینجا آن خودشناسی که در اول کتاب آمده نیست بلکه منظور این است که مردم وقعیت و خصوصیات مرد بودن و زن بودن یعنی چه ونیز موقعیت و واقعیت زن ومرد بودن را آنطور که هست درک کنند بیساری هستند که میدانند مرد یا زنند اما در واقع درک نمی کنند زن و مرد یعنی چه این دو موجود چه موجودی هستند هدف واقعی از خلقت این دو چیست، چرا اینطورند و طوری دیگر نیتسند به قول معروف (خرچه داند قیمت نقل و ثبات= مشت کاهی خواهد کنج حیات) بعضی هستند که از مرد و زن بودن جز مسائل جنسی چیزی درک نمی کنند و کارهائی را هم به حکم غریزه، بحکم وجدان، بحکم عادات و رسومات ارثی... انجام میدهند. نام این گونه مردان و زنان را میتوان گذاشت، زنان و مردان خود باخته که قدر و منزلت خود را در بازار جهل گم کرده اند دلیل بر این مدعی پدیده های وجودی آنها است درگذشته به این نکته اشاره داشتیم برای شناخت هر چیزی بهتر است اثرات و پدیده های آن چیز را مورد توجه قرار داد مردان خود باخته اصولاً تحت سلطه زنها درآمده و همان طور که اشاره تا وقتی برای زن اهمیت قائل هستند که ارضاء شهوت میکند زنان خود باخته همانند مردان خود باخته اند خواسته های بیجا نسبت به مرد دارند مرد را تا وقتی دوست دارند که پول و مسائل جنسی فراهم باشد اینها گوشه ای از علامات مردان و زنان خود باخته است. خلاصه این نوعی از عدم شناخت است که علاوه بر مسائل دیگر اثرات سؤ آن به نسل های بعدی منتثل میگردد. ما خود شاهد این کونه مسائل هستیم واقعاً رنج آور و نگران کننده است مخصوصاً این که نسل بی گناه ذرآینده بطور ناخودآگاه از این ارث شوم آبا و اجدا محروم نمی شوند همان طور که عرب های زمان جاهلیت گرفتار این درد بودند و در جواب پیامبر گفتند ما از پدران خود پی روی میکنیم و برای بقای این ارث پا فشار کردند تا 80 درگیری نظامی را بر پیامبر (ص) تحمیل و باعث آن همه کشتار... شدند. آقا و خانم اگر فکر خود نیستید جواب نسل آینده را چه خواهید داد؟ کمی فکر کنید، بیندیشید و سر بی صاحب نتراشید خانه نسل آینده را ویران نکنید.