شناخت موقعیت نسل جوان      ( ازکتاب شناخت)      « باعرض معذرت از کاستی ها»

 در مورد شناخت نسل جوان چون پایه ها، روحیات و دیگر عوالم جوان از کودکی شروع میگردد وباید درباره شناخت و عوالم کودک تا زمان و دوران جوانی بحث کرد برای والدین لازم است عوالم و روحیات کودک و جوان را بدانند چون خانواده در کانون تربیت و رشد فکر و جسم و جان آنها است و مربیان اجتماعی لازم است با روحیات جوان آشنا باشند چون محیط جامعه کانون رشد فکری، علمی، هنری... و کلاً دست یابی به تمام ارزشهای انسانی جوان است برای اینکه بحث زیاد طولانی نشود و اینجا جای بحث مفصل مسائل تربیتی نیست. اجمالی از سیر و مراحل طفولیت تا دوران جوانی را بیان نموده و بعد می پردازیم به لزم شناخت نسل جوان

مراحل طفولیت تا دوران جوانی

 طفل تا به مرحله دوران جوانی برسد چهار مرحله را طی خواهد کرد، طفولیت، کودکی، نوجوانی و جوانی. هر مرحله ای عالمی، دیدگاه و خواسته ای خاصی دارد که هر عالم و مرحله ای مقدمه و زمینه مرحله و عالم بعدی خواهد بود عوالم و مراحل بطور کلی با هم فرق دارند و هر مرحله و عالمی نسبت به مرحله و عالم قبلش تکامل بیشتری یافته و رنگ و بوی دیگر بخود گرفته است. خصوصیات هر مرحله و عالمی تمام هدف دارد است و به خاطر آنچه که باید انسان به آن دست یابد پی ریزی شده است درست مانند همان کلاسهای درسی تا دانشگاه که همه به خاطر دست یابی انسان به انواع و اقسم ارزشهای علمی، هنری و... است در تمام این مراحل و عوالم خاصیت کنجکاری است که اولین شکوفه آن ظاهر گشته و رفته رفته تکامل یافته و دوران جوانی به اوج خود میرسد. دوران و عالم استقلال گرائی است که این هم از زمان نوجوانی شروع میگردد بسیاری از خصوصیات است که از دوران نوجوانی شروع میگردد که در دوران کودکی به ظهور نرسیده و هنوز شکوفه نکرده است با این وصف میتوان چهار عالم را بدو عالم که هر عالمی شبات بیشتر بهم دارند تقسیم کرد دورا طفولیت و کودکی و دوران دوم دوران نوجوانی و جوانی. عالم طفولیت طفل آنچه درک میکند صرفاً از راه چشم است و هنوز بجائی نرسیده که به سبک و سنگین، خوب و بد و... اشیاء بپردازد هر چیز جدیدی و هر صدا و رنگی نظراو را جلب میکند اما چیزی از آنها درک نمی کند درست مثل بچه ای که تازه قلم بدست او میدهند نشان او میدهند فقط خط تیره بکشد تا بعداً به او بگویند این الف است. عالم و دوران کودکی علاوه بر آنچه در دوران صفولیت بود و چیزهائی را میدید اما مانند درهای بسته بوده که اکنون آن درها قدری نیمه باز شده. و کودک هر چیزی را مشاهده میکند میپرسد آن چیست و زیاد هم سؤال میکند مثل اینکه دوران طفولیت که چشمش هر چیزی را دیده و نتوانسته از آنها سؤال کند عقده ای شده، و الآن وقت آن رسیده که عقده گشائی کند. در این مو قع بعضی از کودکها که روشان باز شده و سرکوب نشده اند انسان را سؤال پیچ میکنند. کودک در این دوران برعکس احساس ترس و وابستگی دارد تا از حطراتی محفوظ مانده و آنچه را خود قادر به درک آن نیست بپرسد و فرا گیرد. کودک برعکس نوجوان لباس خود را در گل و خاک مالیده و زیاد فکر نظافت  نیست و تشنه  پیشرفت است... که هر کدام جهت خاصی دارد و بدون جهت نیست. دوران و عالم نوجوانی بنطر من از هنکامی شروع میگردد که کودک تازه شانه به موهای خود میزند در آئینه بخود نگاه میکند گرد و خاک را از لباس می تکاند. در واقع دوران زینت گرائی از زمان نوجوانی شروع میگردد در این مرحله حس استقلال شروع میشود و علامت آن این است که نوجوان دیگر حاضر نیست با پدر و یا مادر جائی برود دوران نوجوانی که خیلی چیزها را خود درک میکند و در سؤال کردن تا حدود زیادی احساس خودکفائی میکند دوران انتخاب است لباس، رفیق و... به آن حد دیدگاه خود انتخاب میکند همان طور که قبلاً اشاره شد دوران نوجوانی و جوانی شبیه همند بدان معنا که بسیاری از خصوصیات دوران نوجوانی شکوفا میگردد و رفته رفته تا دوران جوانی و بعد آن به تکامل میرسد لذا وقتی خصوصیات جوان را مورد بررسی قرار دهیم خصوصیات نوجوان را هم مطرح کرده فوقش مانند تعریف از میوه نارس و میوه رسیده است.

 دوران،و عالم جوانی همه چیز در حال سرعت و توسعه است درست مانند دیگری که با شدت قلیان دارد که امکان دارد هرآن سر ریز کند عالم جوانی عالم حرکت، خروش، تخریب، نوآوری، جهش، بالا رفتن، زدن و بستن، خشونت و ستیز، ساختن و رها کردن، بدست آوردن و ذخیره، انتخاب، مدگرائی، تمدن جوئی، تفوق طلبی و آقائی، سلطه گری، دولت گرائی، تجمع برای تخریب و جنگ و دعوا، کنجکاوی و کشف مجهولات و خلاصه عالمی است که وصف آن بسیار مشکل است و همان طور که در گذشته اشاره شده همه اینها هدف و جهت خاصی را دنبال میکنند اگر گاهی یک عمل نادرست از جوان سر میزند بدان جهت است که کنترل و هدایت نشده آتش دیگ زیاد شده. چون مراقبی در کار نبوده دیگ سر کرده است. حال چند مور از این خصوصیات را قدری باز میکنم تا درکل معلوم شود این گونه خصوصیات بدون جهت و بدون هدف نخواهند بود و نباید آن را بد بدانیم بلکه باید آنها را بدانیم و مراقب جوان باشیم تا رشد او یک رشد سالم باشد و آفتی عارض آن نشود.

جهت پاره ای از خصوصیات جوان

 و به عبارت دیگر پاره ای از خصوصیات انسان. باید توجه داشت که برای باز کردن جهت خصوصیات جوان میتوان یک کتاب مستقل نوشت اما به عنوان نمونه اینکه سر نخی بدست آمده باشد چند مورد آن را بطور خلاصه درچندین سطرح عنوان میداریم از. هنگامی که مشاهده می کنیم کودک حالت وابستگی خود را از دست داده و درحد نوجوانی مستقل عمل می کند و در عصر جوانی علاوه بر استقلال مایل است حتی استقلال دیگران را تحت سلطه خود درآورد برای این است که خداوند انسان را مستقل آفریده است و همین استقلال است که زمینه رشد انسان در تمام کسب ارزش های علمی و... خواهد شد انسان که یک موجود انتخاب گر است اگر در انتخاب و مانند آن مستقل نباشد وابستگی با هویت انسانی و کسب ارزش ها منافات دارد. در جوانی عالمی سیری ناپذیر مشاهده می گردد اگر دنیا را کشف کند، اختراع کند، جهان را در یک لشگرکشی بگیرد قانع نخواهد شد. چرا؟ چون خلقت انسان برای تعالی و دست یابی به ارزش ها تا انتها درجه آنها است اصولاً کسانی هم که دارای این روحیه اند همیشه موفقند و بدرجات عالی رسیده و خواهند رسید. در زمان کودکی ترس به خاطر این است که کودک از بندگان فاصله نگرفته و حوادثی متوجه او نشود. عکس آن که خشونت و جسارت درجوان است لزامه این واقعیت است که جوان در دوران انتخاب از هیچ رادع و مانعی ترس بخود راه ندهد چن ترس عامل بازماندن از خیلی کارها میشود که احتمال خطر درآنها وجود دارد و موارد دیگر که لازم است جوان از چنین حالتی برخوردار باشد در یک کلام تاکنون کاخ ستمگران با دست نسل جوان ویران شده است. روحیه کنج کاوی درجوان در اوج خود قرار دارد مایل است پرواز کند، و همه جا را دیده و هرچیز پنهانی را کشف و به ماهیات آنها پی ببرد. این تا همین جا کافی است خوب است اجازه فرمائید وارد بحث دیگر شویم و قدری هم درباره لزوم شناخت جوان حرف بزنم اگر از مطالعه خسته شدید چند دقیقه صاف دراز بکشید چشمهای خود را به بندید پس از رفع خستگی و رسیدن خون کافی به مغز و آمادگی چشم مطالعه را شروع و با دقت مطالعه کنید و نکات لازم را هم در دفتری با ذکر نام کتاب و صفحات درج کنید. این نکته را فراموش نکنید برای سلامت وتقویت چشم قبل از دراکش و بعد آن وحتی همیشه جاهای دور را نگاه کنید ودر نگاه کردن راه دور خوب خیره شوید که برای تمرکزهم خیلی مؤثر است.

لزوم شناخت جوان

 و به عبارت دیگر باید پرسید چه ضروتی دارد شناخت جوان چون گاهی از شناخت ها خوب است مثلاً از نظر اطلاعات عمومی بهره ای داشته باشد بداند نحوه زیست و زندگی انسان های نخستین چگونه بوده... در جواب این سؤال باید گفت علاوه بر اینکه شناخت جوان و کلاً انسان شناسی خوب و لذت بخش است بدلایل زیادی شناخت جوان واجب و ضروری است. حال به عنوان مقدمه این نظر و ادعا توجه به این واقعیت لازم است بدانیم جامعه که یک موجود آسیب پذیر است از چه راه هائی و از کجا ضربه بر او وارد می گردد چون جامعه همانند یک مجود واحد انسانی است که اندام او از اعضائی تشکیل گردیده است هنگامی که یک عضو بیمار شود سایر اعضا آسیب دیده و ناراحت می شوند اصولاً جامعه همیشه از نسل کم تجربه تازه روی کار آمده آسیب می بیند جوان هم کم تجربه، تازه روی کار آمده و... است درحال حاضر این همه معتاد به مواد مخدر و... را نسل جوان تشکیل میدهد هشتاد درصد فحشا و منکرات، چاقو کشی، دزدی و... بویسله جوانان صورت میگرد متخلفین به مقررات عمدتاً نسل جوان است. نسل جوان که در عین حال بهترین عضو حساس و فعال جامعه است آسیب پذیر ترین عضو جامعه است بحدی آب پذیر است که علاج واقعه قبل از وقوع نشود طولی نخواهد کشید که جامعه را تباه و نابود می کند همین فشار نسل جوان درکانون فرهنگ غربی بود که غرب را مجبر ساخت مشروبات الکلی، مواد مخدر، مسائل جنسی را آزاد کند. با آزادی و این انقلاب افتخار کند اعلام شود که غرب مسئله مسائل جنسی و خانوادگی را حل کرده است. و یک روز هم متوجه شود که دارد زندگی انسان بیک زندگی حیوانی تبدیل میگردد. که دیگر دیر شده و کار از کار گذشته و فریاد خود غربیها بلند میشود غرب بکجا میرود، شرف و حیا دارد نابود می گردد. در یکی از روزنامه همین سال جاری (71) خواندم کنفرانی در تهران دایر میگردد و در مورد آسیب پذیری نسل جوان بحث میشود. پس از این استعمارگران بین المللی نتوانستند با تحمیل 8 سال جنگ بویسله رژیم عراق حکومت اسلامی را ساقط و یا وابسته کنند تهاجم فرهنگی علیه ایران شروع و سر نیزه خود را بطرف سینه نسل جوان روانه کرده اند مدتی است مسئولین در فکر چاره اندیشی هستند اما هنوز راه حلی که بتواند در حد انتظار کاری کرده باشد نیافته ا ند. البته راه حل وجود دارد اما همان عدم شناخت دقیق در مورد جوان باعث شده نسل جوان یک گرایش اصولی درست نداشته باشد با توجه به این مقدمه که خود دلیلی است در لزوم شناخت نسل جوان اینک موارد از آن را بیان میداریم

 شناخت جوان درنگاه براهین

 تربیت خانواگی و اجتماعی بسیار امر مهمی است برای موجودی که واقعاً هم آسیب پذیرترین عضو جامعه است و هم درحال شکل گیری بسیار حساس و دقیق قرار دارد چگونه ممکن است انسان موجودی را که هنوز خوب نشناخته به آن شکلی بدهد که لازم یکی از مشکلات اساسی تربیت و حتی تعلیم است؟ همین عدم شناخت عالم و دیگر خصوصیات نسل در حال پرورش است که اصولاً موانعی خواه و ناخواه سر راه رشد جوان وجود دارد ما اگر جوان را نشناسیم ولو آنکه بر موانع آگاهی داشته باشم نمیتوانیم او را در جهت درست هدایت کنیم خطرات و موانع رانندگی در فلان جاده را بخوبی میدانیم اما رانندگی را نمی دانیم و درست ماشین بسوی خطر هدایت می کنیم بسیاری از والدین و مربیان که با روحیات و... جوان آشنائی ندارند با اینکه دلسوزانه عمل می کنند اما در نتیجه بازده عکس آن چیزی است که ما در پی آن بوده ایم. بقول معروف بجای اینکه بینیش را پاک کنیم چشمش را کور کرده ایم وقتی ندانیم چون موجود ناگواری برای استعمارگران است که همیشه نسل جوان هدف ترهای زهرآگین او می یاشد، نخواهیم توانست نسل جوان را از دست برد استعمار حفظ کنیم او چون نسل جوان را شناخته که چگونه برایش خطر است روحیات او را دقیقاً بدست آورده که از چه راهی میتوان او را منحرف ساخت. لذا تاکنون هم موفق بوده در زبان جوانان ایرانی خوانده اند، ما نماز می خوانیم و غرب اختراع میکند، کره ماه... میرود، کامپیوتر میسازد....، نسل جوان کم تجربه بی اطلاع از تاریخ اسلام و... فوراً قبول میکند که نماز او را از رسیدن بدرجات علمی و هنری بازداشته است با ایجاد این زمینه فکری در نسل جوان به وسیله عوامل خود نوارهای مبتذل عکس زنان عریان در بسته بندی شیرینی ها و... در دست رس جوانی قرار میدهد که ما بر اثر عدم آگاهی بوضع جوان نتوانسته ایم خلأش را پر کنیم استعمار خلاء را پر می کند.

 وقتی ما بدانیم جوان عنصری ضد استعمار است و فلان خصوصیات این موقعیت را به او داده و همین موقعیت بوده که در طول تاریخ کاخ ستمگرانی چون فرعون، نمرودیان و... بدست آنها ویران شده برای او شخصیت و قدر و منزلت قائل میشویم و برای تقویت او از نظر اعتقادی، اخلاقی، علمی و... می کوشم اما اگر این آگاهی نباشد و بقولی بعضی گفته شود این جوان ها نپخته اند، چیزی حالیشان نیست آنها را رها خواهیم کرد و چون کم تجربه هستند. چون خواسته و نیازهای مشروعی دارند و برآورده نمی شود استعمار آنها را از دست ما میبرد الآن شکایت میشود که ورود ویدیو قاچاق و استفاده نامشروع از آنها زیاد است. چه باید کرد؟. از طرفی دیگر وقتی ندانیم نسل جوان ر کسب علم و... یک عنصر سپری ناپذیر است علاوه بر اینکه نمی توانیم زمینه رشد علمی و... او را بوجود آوریم ممکن است زمینه رکود و انحطاط او را بوجود آوریم. آقا چرا ترک تحصیل کردید؟ در جواب عدم آگاهی والدین به موقعیت جوان با عوامل دیگر هم دست و باعث ترک تحصیل جوان گردیده است من چند مورد را در یک بحث خلاصه کردم کسانی که واقعاً جوینده و به فکر نسل جوان باشند درک کرده اند که شناخت جوان ضروری و واجب است و باید با مطالعه کتاب ها در این زمینه. مطالعه روی حرکات و خواسته های خود جوانان... سعی کرد لا اقل در حد لازم جوان را بشناسیم و مثلاً مثل آن پدر پای جوان را تو یک تای گسف نکنم. که حتماً باید با دختری ازدواج کند که مورد نظر اوست من خود با سه مور آن مواجه بودم که شکایت داشتند و کسب تکلیف کردند. و خلاصه نیر اضافه کنم که هشتاد درصد عوامل انحراف جوانان عدم رشد علمی... آنها همان عدم شناخت والدین و مربیان امور اجتماعی است این را با مطالعه می گویم اما شرح آن طلبتان باشد و خودتان با مطالعه در اجتماع نسل جوان به فکر درک این واقعیت باشید و همیشه به فکر استفاده از گفته های دیگران نباشید لذتی که کشفیات... خود انسان دارد بهترین غذا و... نخواهد داشت.

موقعیت جوان در نگاه در قرآن

 و به عبارت دیگر موقعیت انقلابی و ضد ستمگری جوان در قرآن. در مورد اینکه جوان یک موجود خشونتگرا، انقلابی، پر خروش و مایل است حتی با یک دشمن فرضی به مبارزه برخیزد و در قرآن هم به این واقعیت توجه شده قبل از طرح جزدیات بحث انسان به حکم خود قرآن یک موجود سرکش است و مایل است تا بی نهایت اسب خود را بتازاند (لیفجر امامه آیه5، قیامه) بنا براین وقتی این خوی انسانی را در سطح وسیع تری نگاه کنیم خواهیم دید که طبقه قوی چشم طمع به طبقه ضیف دوخته است کشور قوی مایل است کشور ضعیف را تحت سلطه خود درآورد کشورهای بزرگ روی همین اصل تقسیم میگردند کشورهائی به همین خاطر مستعمر واقع میشوند و جنگ های خونین به همین علت پدیدار میگردند مسلم عامل مدافع و بازدارنده ای در اینجا لازم است و الا همه چیز از میان خواهد رفت از طرفی دیگر وقتی جامعه را مورد بررسی قرار می دهیم نصف آن را زنان تشکیل میدهند که علاوه بر کار خاص خود برای دفاع و جنگ ساخته نشده اند گروهی دیگر به سر حد جوانی نرسیده اند که حدود 30 درصد جامعه را تشکیل میدهد گروهی سالمندان هستند که هم جوش و خروش جوان را ندارند و هم اینکه توان جسمی لازم در آنها کاهش یافته یک گروه باقی می ماند که حدوداً در سنین پانزده تا 35 سالگی هستند که هم جوش و خروش در آن ها بوجود آمده و زنده است و هم در اوج توان جسمی هستند به نابراین باید قبول کرد که مرکز ثقل این بار مبارزاتی بر دوش نسل جوان است و به همین علت مورد هدف استعمار است.

 چون اگر این عنصر را بتواند فلج کند موفق است. استعمارگران مسیحی در اروپا با تأسیس مراکز فحشا بطور رایگان نسل جوان مسلمان را بدان جا کشانیدن همین که توان نظامی از مسلمین گرفته شد با یک حمله نظامی همه را کشته و عده ای را آواره و به حکومت 700 ساله مسلمین در اسپانیا پایان دادند. در گذشته گفته شد تهاجم فرهنگی بیگانه در ایران نسل جوان را تهدید میکند روی همین اصل است حدوداً سالی 6-70 تن مواد مخدر بوسیله نیروهای انتظامی از قاچاقچیان حرفه ای کشف و ضبط میگردد. اگر خداوند در قرآن به جرقه سم اسب رزمنده و نفس زدن آن قسم یاد میکند. اگر کسانی را عامل بازدارند فساد و... در جامعه میداند اگر در قرآن از ابراهیم و یاران موسی به عنوان جوان یاد میکند همه شامل نسل جوان میگرد حضرت ابراهیم جوان یاران موسی جوان اکثر یاران پیامبر (ص)، امام حسین (ع) جوان بودند تمام انقلاباتی که صورت گرفت، پرچم دار و پیش رو آن نل جوان بوده در انقلاب و جنگ 8 ساله علیه ایران با چشم خود دیدیم که نود و پنج درصد جوان بودند که بمیدان رفتند و بسیاری از آنها شهید شدند اصلاً ارتش یک کشور که مدافع آن کشور است بدون استثنا نسل جوان است و بازنشستنگی ارتش زودتر است چون توان لازم را از دست داده است اگر واقعاً ما جوان را آنطور که هست بشناسیم و آنچه در توان اوست بموقع از آن بهره بگیریم هیچ دلیلی ندارد که یک کشور وابسته و مستعمره شود. جوانی به دامهای استعماری و مانند گرایش نخواهد کرد وقتی جوان در زمان کسب دانش تا حدی میتواند زمینه رشد علمی او فراهم باشد و در هر زمینه ای کشور از متخصص بی نیاز باشد دلیلی وجود ندارد کشوری وابسته و مستعمره کشور دیگر شود. وقتی جوان آگاه و تجربیات بزرگا به آنها مستقل شده باشد دیگر خلاءای وجود ندارد که استعمارگران آن را پر و این عضو فعال را از جامعه بگیرند وقتی این سرمایه گران در یک برنامه ریزی، سازماندهی و هماهنگی برای جلوگیری از تجاوز بیگانه آماده شود دیگر دلیل ندارد که دشمن بتواند در تجاوز خود پیروز باشد کشور بوسنی و هرزگوین حال که 70 درصد کشور در اشغال صربها قرار گرفته به فکر بسیج و سازماندهی نیرو شده که دیگر کار از کار گذشته است. سخن در این باره زیاد است و مدارک نیز فراوان حال آیاتی از قرآن و کلماتی از آیت الله (امام) خمینی (ره) تقدیم حضورتان میگردد. خود دانید و تجزیه و تحلیل آن.

(قالو اسمعنا فتی (جوان) یذکرهم یقال له ابراهیم= الانبیاء آیه 60) و (و اذ قال موسی لفتاه لا ابرح حتی ابلغ مجمع البحرین= الکهف آیه 60-62) و (اذ اوی الفتیه الی الکهف فقالو ربنا آتنا من لدنک رحمه= الکهف آیه 10) و آیات دیگر که به آنها اشاره شد(حج آیه40، بقرهآیه251) همان آیاتی است که در مورد شناخت ارتش و اهمیت آن در گذشته آمد که کل آن را باید بحث شناخت نسل جوان اضافه چون نود پنج درصد ارتش همیشه در سنین 18 تا 20 ساله قرار دارند که اوج قدرت روحی و جسمی انسان است (... جوانان عزیزم که چشم امید من به شماست با یک دست قرآن را و با دست دیگر سلاح را برگرید و چنان از حیثیت و شرافت خود دفاع کنید که قدرت تفکر علیه خود را از آنان [استعمارگران] سلب نمائید (ص 8): محمد رضا شاه مخلوع تلویزیون را تحت سیطره خودشان داشند... جوانها را میکشیدند و به آنجا و فاسدشان میکردند... میکشیدند دنبال مواد مخدر... و تمام نقشه این بود که قوه فعالی که همه کار از او باید بیاید و مملکت خودش را اداره کند. این یا لاقید بشود و یا اینکه مخالف (ص 80) بشود... زنهای کذا و کذا را پشت آنجا [تلویزیون] نمایش میدادند [جوان دیگر] نمی تواند قاطع باشد... و جوانها از این راه فاسد میشدند و همه مقصد این بود که در ایران یک قوه فعاله ایکه مقابله [دشمن] بایستد در مقابل کسانیکه دشمن ایران و اسلام هستند نباشد تا هر کاری دلشان میخواهد بکنند)= پیامهای امام خمینی ششماهه اول سال 1359 ص 81).

 وقتی امام میفرمایند با از کار افتادن نسل جوان دشمنان هر کاری دلشان بخواهد میکنند. کاملاً روشن شد که عزت، شرف و... همه چیز به این عنصر ضد ستم... وابسته است تعجب است چرا دولتها کمتر روی نسل جوان سرمایه گذاری می کنند و حال آنکه خاطرات تلخ تاریخی مثل اشغال ایران بوسیله چنگیز مغول، پایان دادن به حکومت 700 ساله مسلمین در اسپانیا و... را به خاطر دارند واقعاً باید فریاد کشید چرا بفکر نسل جوان نیستند چرا با چشم انسان نپخته، بی بند و بار، سر بهوا، هوس ران، دیوانه،خدا مترس و... به او نگاه میکنید چرا توقع داریم که جوان هم مثل سالمندان فکر کنند، غذا بخورند، لباس بپوشند، آرام بگیرند و بهر دری نزنند اصلاً دید گاههای مخربی علیه جوان وجود دارد که برعکس جوان را بیک کانون فساد، عمده، عقب ماندگی و آلت دست بیگانگان تبدیل میکند!؟

علامات عدم شناخت

: در اینکه هر چیزی علامات و اثری دارد که دال بر یک واقعیت پنهان است شکی نیست و بقول معروف سال نیکو از بهارش پیداشت. وقتی در یک کشور روی مسئله نسل جوان سرمایه گذاری در حد انتظار نشده خود دلیل واضحی است که جوان آنطور که هست شناخته نشده مثل الآن ایران که در حد لازم روی جوان سرمایه گذاری نشده و تا آن  جا که من درک میکنم بیشتر به تهاجم فرهنگی و مشکلات جوان پرداخته و آنچه در حد انتظار است عملاً صورت نمی گیرد، در مورد شناخت جوان زیست و زندگی کتابی مستقل وجود ندارد همین امر را به جائی دیگر در می آورد و مشاهده می کنم نوعاً نسل جوان آسیب پذیر است، انحرافات بیش حد انتظار است آسیب پذیری خود دلیل این است که ما جوان را درآن حدی که بتوانیم خلاء موجود در او را پر کنیم نشناخته ایم همین خلاء زمینه ای برای آسیب پذیری گردیده است، انحراف دلیل بر این است که کنترل و حفظ نسل جوان مناسب با شرایط نیست دستگاههای هدایت کننده کمبود دارند زیان آشنا، کتاب آشنا، فیلم... آشنا، برخورد آشنا، زمینه آشنا و... برای هدایت، راهنمائی دفع موانع و مشکلات جوان وجود ندارد انسان وقتی ارزش چیزی را میداند آن را به هر قیمتی که شده حفظ می کند اما وقتی بی خبر است آن را رها می کند بچه قطعه ای طلا برداشته به عنوان وسیله بازی کمی با آن بازی می کند بعد هم آن را پرت می کند و یک زرگر آن را برمیدارد و حفظ میکند وقتی والدین و مربیان برخورد مناسبی با جوان نداردند خود دلیل بسیار روشنی است که موقعیت جوان شناخته نشده که در گذشته گفته بعضی از پدران هستند که با دید دیوانه، هوس باز و... به جوان نگاه کرده و بر خورد دارند، محیط را بهر شکلی برای رشد علمی، فکری جوان کاملاً نا امن می کنند که خود زمینه را برای انحراف و جبران کمبودهای عاطفی فراهم میکند.

 تاریخ 19 آبان 1368 از طرف مدیر دبیرستان آیت الله کاشانی (قم) جهت مسائل درسی و دیگر امور دانش آموزان بدان مدرسته دعوت شده بودیم، ساعت 9 صبح همه اولیاء دانش آموزان در سالن مدرسه جمع شده بودند مدیر مدرسه در ضمن مطرح نمودن مسائل و نکات لازم به اولیاء دانش آموزان سفارش کرد. با فرزندان خود از نظر اخلاقی رفتار درستی داشته باشند و اضافه کردند شیفت بعد از ظهر این مدرسه در سال گذشته از میان 900 دانش آموز 200 نفر آنها مردود شده اند که علت آن عدم آگاهی والدین به روحیات دانش آموز و بد رفتاری آنها با فرزندان خود بوده است. این مدیر که از بیاناتش معلوم بود بدون دلیل حرف نمی زند اظهار داشت: من بدانش آموزان گفتم اگر حرفی دارید که لازم است به پدران شما گفته شود آنها را نوشته و بمن بدهید تا آنها را در جریان قرار دهم. چند نامه بمن داده اند که واقعاً نگران کننده بود آنها را نوشته و بمن بدهید تا آنها را در جریان قرار دهم. چند نامه بمن داده اند که واقعاً نگران کننده است من جمله یکی از دانش آموزان نوشته به پدران بگوئید لا اقل ما را بجای یک انسان بحساب آورید، ما را تحقیر نکنید جلو دیگران ما را سرزنش نکنید. و دانش آموز دیگر نوشته اند: پدر و مادرم بچه های دیگر از اقوام و غیر اوقام را که نمره بیشتری برده اند برخ ما می کشند من ناراحت میشوم و دیگر حوصله درس خواندن را ندارم. دیگری نوشته: جلو پدرم نمی توانم حرف بزنم تا میخواهم حرف بزنم به من بر میگردد و میگوید حرف مزن. و دیگری علت مردود شدن خود را اینطور بیان کرده است: هر روز با پدرم درگیری داشتیم. از بس ناراحت بودم چند روز از منزل بیرون رفتم چند روز در مسافرخانه خوابیدم و گاهی از شبها که پدرم نفهمد آمدم پشت بام منزلمان خابیدم:

 مطالب زیادی را در این رابطه بیان داشتند که جا داشت انسان بحال این گونه جوانان گریه کند و خلاصه همه اینها جهل است نه غرض هر پدری فرزند خود را دوست دارد و اینکه با فرزند خود ستیز میکند یا دیگری را برخ او میکشد فکر میکند راه کار این است تا فرزند مورد پسند داشته باشد (الجهل فی الانسان اخر من الا کله فی الابدان) (الجهل فساد کل امر) (الجهل ممیت الاحیاء و مخلد الثقاء = غرر الحکم)و (من لم یعرف الخیر من الشر فهو من البهائم= غرر الحکم ص 680)

نسل جوان خود را بشناسیم

همانطور که در گذشته گفته شد این خودشناسی غیر ازآن خودشناسی است که در گذشته عنوان شد این خودشناسی در موقعیت خاص جوانی است که میتوان نام آن را گذاشت شناسنامه و هویت جوان در گذشته تأکید جوان را بشناسیم حال چه لزومی دارد جوان خود را بشناسد؟ در جواب ابتداءً باید گفت: مسئله این است که چه چیزهائی باعث میگردد موجودیت جوان را در معرض خطر قرار دهد ملاک این است نه تنها یک چیز همان طور که وقتی ما کسی را نشاسیم نه بهره لازم را میتوانیم از او بگیریم و نه در حفظ او می کوشیم همین طور وقتی قدر و قیت خود را نداند ونداند در چه شرایطی قرار دارد و چه باید بکند. مخصوصاً در لحظات حساس موجودیت خود را از دست می دهد. اصلاً تمام انسانهائی که خد را بهر چیزی آلوده می کنند به خاطر این است که نمیدانند چه موجودی مقدس هستند. با ارزشمند خود و انسانیت خود را فدای شهوت و... می کنند که به این گونه افراد باید گفت خود باخته. اگر حضرت یوسف، میر داماد، جوان بزاز در آن لحظات حساس مسئله جنسی خود را حفظ می کنند بدان جهت است که بموجودیت و قداست خود پی برده اند و ارزشهای انسانی، الهی و معنوی را با مادیات معامله نمی کنند. جوان وقتی نداند چرا بچیزی قانع نمیشود چرا روحیه کاوش گری در او اوج گرفته، چرا مایل است بزند ببندد، پرخاش کند و... علاوه بر اینکه این خواسته را بیجا بکار میگیرد از آن چیزهائی که باید دست پیدا کند غافل خواهد ماند!؟

 من خودم خیلی مطالعه کرده و میکنم وقتی دید جوانان را نسبت به کسب علم و... مورد دقت قرار میدهم به شدت نگران میشوم که دیگر خواسته های کنترل و هدایت نشده او او را واداشته مثلاً به اخذ دیپلم کفایت کند برای اینکه تحت فشار شهوت قرار گرفته و نمیداند چه کار کند عجله دارد یک دیپلم گرفته و فوراً ازدواج کند و حال آنکه هنوز آن عتش علم و کشف واقعیات در او موج میزند دلیلش این است که بعدها می بینیم اظهار پشیمانی دارند در این باره هم بحث زیاد است و دلیل عدم شناخت هم در این مورد همان دست نیافتن بدرجات عالیه علمی و... و انحرافاتی است که گاهی جوان همه چیز را فدای رسیدن بیک چیز هوس انگیز و یا زودرس میکند. سال 61 بود که نامه های تبلیغی منتشر می کردم در پایان این نامه نوشته بودیم هرکس سؤالی دارد به آن جواب داده خواهد شد که اتفاقاً نامه ای از پادگان نیروهای هائی نوژه همدان بدست مان رسید جوانی که نامزد کرده بود شکایت داشت که هم نامزد و هم خودش اصلاً تمایل به ازدواج ندارند و مثل اینکه با هم خواهر و برارند از زندگی و ازدواج دلسردند، رنجور و نگرانند!؟ ما با یک سری راهنمائیهائی جواب نامه او را دادیم طولی نکشید جواب نامه آمد و هنوز همان مطالب اول عنوان شده بود با اینکه معلوم بود تا حدودی فرق کرده این بار هم مطالب دیگر را اضافه و برایشان ارسال کردم. بلافاصله بعد از چند روز جواب نامه آمد و معلوم شد مسئله حل شده از ما آدرس منزل خواسته بود که برای سرکش بقم بیایند آدرس یه ابشان دادیم اما نیامدند که از نزدیک ایشان را ببینم چگونه آدمی هستند اما از نامه هاشان معلوم بود خیلی مقدس مأبانه فکر میکند و یک روحیه انزوا طلبی و رهبانی وجودش را گرفته است که همه اینها همان جهل و عدم درک موقعیت جوانی است برعکس کسانی که از کانال شهوت در بن بست قرار میگرند!؟.

حال قسمتی از نامه آن سرباز. (برادر عزیز آقای عبدالحسین نجفی سلام، امیدوارم که حالتان خوب باشد نامه شما بدستم رسید و پس از چندبا ر خواندن و درک کردن نصایح شما بقولی تازه متوجه قضیه و درد و راه علاج شدم که همان حرفهای شما بود رسیدم... برادر عزیز به امید خدا برای پنج شنبه آینده (26/1/61) اگر خدا بخواهد و مرخصی بدهند یک سری به قم می آیم و اگر موافق باشید یک مقدار حضوری صحبت کنیم... برادر کوچک شما کاظم کیهانی 17/1/61).(هلک امرؤ لم یعرف قدره= نهج البلاغه (فیض) ص 1149) و (لاتجهل نفسک فان الجاهل بمعرفه نفسه جاهل بکل شیء= ص 814: معرفه النفس انفع المعارف= غرر الحکم ص 768)

ابعاد و کتاب شناخت نسل جوان

 حال که در مورد شناخت و خودشناسی جوان تا حدودی به عنوان توجه و اعلام خطر بحث شد لازم است به ابعاد شناخت و کتاب جوان هم اشاره ای اشته باشیم. با توجه به اهمیت نسل جوان و شناخت آن تا آن جا که من سراق دارم کتابی مستقل در این زمینه نوشته نشده و آنچه هم به صورت پراکنده آمده حق مطلب ادا نشده است همین اهمیت نسل جوان و عدم کتابی مستقل در این باره زیانهائی که دامنگیر نسل جوان و جامعه شده ما را بر آن داشت که در فکر یاد داشت برداری بوده و کتابی درباره شناخت نسل جوان نوشته شود که امید است روزی این فرصت و توفیق برای آن بدست آید اگر این فرصت برای ما بدست نیامد  شاید کسی پیدا شود و با توجه به کلیات این مطالب در حد توان دریغ نکرده و در این راه گام بردارد.

 کتاب نسل جوان از این قرار است انگیزه نوشتن کتاب که در واقع همان برداشت های ما از اهمیت جوان و زیان هائی که ازاین راه وارد میگردد. دوران و عوالم طفولیت تا جوانی عوامل و زمینه های رشد علمی و... جوان، موانع و آفات رشد وارشاد جوان و اینکه موانعی دارد از همان زمان رشد و بعد آن آفاتی وجود دارد که اگرآفت زدائی و مراقبت نگردد خطرناک است بعد از پیروزی انقلاب اسلامی بر اثر فعالیت عوامل خارجی مخالفین دولت بسیاری ازجوانان است بعد از پیروزی انقلاب اسلامی بر اثر فعالیت عوامل خارجی و مخالفین دولت بسیاری از جوانان خانواده های مذهبی به انحراف کشیده شدند که جای بحث طولانی آن نیست. هیچ موجودی از نسل جوان آسیب پذیرتر نیست هم آفات او زیاد است و هم زمینه آفت پذیری مناسب:

کفر ستیزی، جوان در قرآن، جوان و سیاست، استعمار علیه جوان، نقش جوان در انقلابات موارد دیگر کتاب است که میتوان هرکدام را مفصلاً مورد بحث قرار داد. آرزوها، خواسته های جوان. دیدگاههای جوان نسبت به آن چه در اطرافش جلب توجه میکند، جوان وخواسته های گوناگونی، اعتقادی، علمی، هنری و... دارد که میتوان هر کدام را جدا مورد بحث و بررسی قرار داد. یکی از مسائل مهم جوان شخصیت گرائی تفوق طلبی و... اوست در زمان جوانی باعث تحرک و عشق جوان برای بدست آوردن شخصیت هائی اجتماعی و برتری بر دیگران سخت تلاش می کند که همان انواع بازی ها نمونه ای ازآن است و جوان در این موقع واقعاً عالم و خواسته های عجیبی دارد. راههای جذب و هدایت جوانان که بیشتر برعهده علما و مربیان است انواع و اقسام دارد که میتواند نسل جوان را به مسائل مورد نظر خذف کند و هم مانعی بر سر راه دامهای استعماری برای ربودن جوانان باشد. خود شناسی جوانان آئین و روش زیست و زندگی آنها از امور دیگر است که جای آن خالی است و یک جوان که الآن دوران انتخاب شایسته ها را در پیش دارد و باید چگونه زیستن، برخوردهای خانوادی و... را بداند اصولاً برای جوانان وجود ندارد و این دوران سختی برای جوان است و اصولاً سر دو راهیها می ماند و زیاد شده که راه نادرستی را در پیش میگرند من جمله ادامه ندادن به تحصیل ترک تحصیل و یا بکم قانع نشدن همین جوانی که گفتم برای ما نامه نوشته بود گرفتار یک چنین وضعی شده بود و نمیدانسته چه کار کند در واقع اگر جوانی به انحراف کشیده شود و یا اینکه از نظر علمی و... در حد لازم رشد نکند والدین علما و مربیان مسئولند والدین تا آنجا که میدانند مسائل را برای آنها در هر موردی بیان کنند. بگویند یا در نامه برای آنها مطرح کنند علما کتاب بنویسند جوانی که تازه وارد جامعه میشود از هر نظر آئین و روش برخورد با افراد جامعه را بداند مربیان و علما برای آنها در زمینه های لازم مانند انتخاب علم، شغل و... برای آنها کلاس بگذارند قبل از ازدواج آئین زندگی و همسرداری را بدانند و بدون آمادگی قبلی وارد نشوند که تجربه ثابت کرده ضایعات زیادی داشته است. در این کتاب باید از آیات قرآن در مورد اهمیت علم و هنر و... که جوان شیفه آنها است بحث شود. در بعد مبارزاتی با کمک از آیات، احادیث و شواهد تاریخی چهره جوان را کاملاً باز کرد عفت و پاک دامنی در دوران جوانی را مورد بحث قرار داد و سرگذشت یوسف، میرداماد، جان بزار کاوه آهنگر را مورد بحث قرار داد.

 در مورد نوشتن این کتاب از جوانان نظر خواهی کرد و از آنها کمک گرفت با توجه به اینکه جوان زیاد به سیاحت، تماشا، وسایل سرگرم کننده و... علاقه دارد علل این خواسته بیان و روشن شود چه کار باید کرد تا جوان را بتوانیم از این راه ها نیز اشباع کنیم. در واقع برویم در عالم جوانان و به بینیم درد و درمان آنها چیست و چگونه باید آنها را معالجه کرد. حال قسمتی از یکی نامه های آن جوان سرباز را می آوریم تا معلوم شود نوشتن کتاب مستقل برای نسل جوان واقعاً ضروری است (... راتش تمام اینها مقدمات بود اصل مسئله این است. زمانیکه می نشینم و کلاهم را قاضی می کنم می بینم درست مثل یک ماشین شده ام برنامه اهم روز مثل روز پیش است درست تکراری حالتی که همیشه از آن متنفر بودم ولی هم اکنون بدامش افتاده ام در خلوت که فکر میکنم خودم را انسانی کوچک و گهنکار می بتبم مدام از خود سؤال میکنم این همه گرسنه، این همه فقر اینهمه... است در کنارم و در اطرافم ولی من هیچ کاری نمیتوانم بکنم هر روز و هر ساعت به همین دلیل خودم را میخورم و گاهی اوقات بقدری جلو می روم که اصلاً از خودم میپرسم زندگی چیست، خدا چه می گوید؟ نیاز چیست؟ راه کدامست؟ آفرینش چرا آفرینش است و نابودی نیست و هزاران چرا. این افکار بقدر ی خرد دم میکند که تازگی ها میخواستم از خدمت فرار کنم... حال برادر جان تقاضا دارم که حتماً در این موارد راهنمائیم کنید... به امید موفقیت برای تمام مسلمین جهان 25/12/60). این مطالب حکایت از آن دارد که جوان نیاز به کتابی دارد که دراین دوران تهاجم افکار راه خود را پیدا کند و بدام خطر گرفتار نشود اینکه درصد بالای خودکشی را جوانان دارند علتش همین است که سر دو راهیها مانده و طعمه این گونه افکار میشوند

خلأ شناخت در نگاه جوان از موقعیت خود نیست؟

در مورد جواب این سؤال توجه به این واقعیت لازم است بدانیم هنگامی انسان برای خودش و یا چیز دیگر اهمیت، ارزش و موقعیت قائل است که آن را واقعاً شناخته باشد اگر ما برای بسیاری از چیزهای با اهمیت ارزش قائل نیستم قدرآن ها را نمیدانیم بدون جهت و مفت آنها را از دست می دهیم و گاهی بطور ناخودآگاه علیه آن وارد عمل می شویم بدان جهت که اهمیت و ارزش آن چیز را ندانسته ایم موقعیت جوانی چیزی است که اگر جوان خود را نشناسد خطرات متعدد و گوناگونی متوجه آن خواهد شد علاوه بر اینکه از موقعیتهای علمی، هنری و... بی بهره و یا کم بهره خواهد ماند خطرات زیان آور دیگر متوجه او خواهد شد اکثر جوانان بی سواد، کم سواد و... ازجوانانی هستند که نه تنها موقعیت جوانی خود را درک نکرده اند اصلاً از انسانیت هم چیز قابل قبولی درک نکرده اند تقریباً موجودی هستند در قالب انسانی و در وادی حیوان، یکی از خطرات مهمی که نسل جوان را شدیداً تحدید و ضایعات آن دامنگیر جامعه میشود گرایش به مسائل جنسی، توسل به مواد مخدر و مصرف مشروبات الکلی را نسل جوان تشکیل میدهد این نسل جوان است که کانون شهوت و این هوا های نفسانی و دیگرحالات روانی جوان است که او را به مواد مخدر ومشروبات الکلی سوق میدهد که این حالات روانی در افراد بزرگسال خیلی کم وجود دارد اصولاً افکاری که هم برای اینکه نسل فعال جامعه را از کار بیندازد و هم از این طریق جامعه را برای بدست آوردن شرایط و زمینه های مناسب آلوده کند. متوجه نسل جوان است همیشه شیوه های استعمار متوجه نسل جوان بوده است. همیشه جامعه از کانال نسل جوان آلوده شده است. جوانان ناآگاه در این دام ها قرار گفته اند امروز در جوامع غربی واقعاً زندگی دارد از زندگی حیوانی هم بدتر می شود خوی حیوانی بر جامعه غربی کاملاً حاکم گردیده است. البته با شیوه های استعماری خیلی بعید است که نسل جوان آلوه نگردد اما اگر آگاهی در حد لازم باشد درصد آن را کاهش میدهد و کار را بدان جا نمی کشاند که امروز در غرب شاهد آنیم.

(بیست درصد از زنان و شصت درصد از مردانی که به بیمارستانها مراجعه کرده اند اعتیاد بالکل داشته اند و هفتاد درصد دیوانگاه و چهل درصد از بیماران آمیزستی در نتیجه استعمال الکل بوده است، در انگلستان در اثر تحقیقات دانشمندان به ثبوت رسیده که تقریباً نود و پنج درصد دیوانگان دیوانه مشروبات الکلی میباشند... در این آمار خاطر نشان شده است که تعداد تلفات در اثر افراط در الکل در سال 1956 بالغ بر بیست هزار نفر بوده دبیر کل کمیته بین المللی مبارزه با الکل اعلام کرد که بیست و پنج درصد از مخاطرات و سوانح کار و پنجاه و هشت درصد از تصادفات اتومبیل در فرانسه بعلت استعمار الکل رخ داده است (ص 71) الکل سبب زیاد شدن مرگ و میر در انسان میشود، بطوریکه پنجاه و پنج درصد مرگها در مردان و سی درصد در زنها از الکل سرچشمه میگیرد، نود و پنج درصد قاتلین بچه ها الکلیک هستند و شصت درصد جوانهای فاسد از پدران و مادران الکلیک بوجود آمده اند. در یکسال قریب 150000 نفر از مجروحین که گناهشان از استعمال مسکرات ناشی شده بمحاکم قانونی آلمان جلب شده اند و همچنین در سال 1878 میلادی باندازه 54348 حکم قطعی درباره زنان گناهکار که گناهشان از استعمال الکل سر زده است از دادگاههای آلمان صادر شده در حالیکه این رقم وحشتناک در سال 1914 به 6031 رسیده بود (ص 72). یکی از وزرای اتازونی در سخنرانی خود گفت. آمریکا در مدت ده سال هیجده هزار میلیون [دلار] خرج مشروبات نموده و در نتیجه آن صد هزار جوان را بدالمساکین فرستاده و یکصد و پنجاه هزار مجرم بزندان انداخته و یکهزار و پانصد نفر را کشته و دو هزار نفر را به خودکشی واداشته و دویست هزار زن را بیوه نموده و یک میلیون طفل را بی پدر گذارده است (ص 73). بنا گزارش پلیس در 1976 بیش از ده هزار نفر در آلمان غربی خودکشی کرده اند، در همین سال نیز بیش از شش هزار نفر از مردان و بیش از هفت هزار از زنان در آلمان دست بخودکشی زده، که آنها را نجات داده اند. در جامعه فرانسه که سابقه اش در تمدن جدید از همه جا بیشتر است، اقلاً در هر سال سی و پنج هزار نفر دست بخودکشی میزنند= سیمای تمدن غرب ص 62= سید مجتبی لاری).

 در اینجا باید پرسید اینها نتیجه جهل است یا نتیجه آگاهی و ارزش قائل شدن برای خود اگر از تک تک پنج میلیارجمعیت فعلی جهان هم بپرسیم شاید کسی نباشد که این  را دلیل بر عقل و آگاهی انسان بداند از خود معتادان هم به پرسی آن را دلیل بر خود آگاهی نخواهند دانست تنها علاج این است که نسل جوان که از همان نجوانی بدان کشیده و تا پیری ادامه دارد. موقعیت و ارزش خود را بدانند آنگاه که انسان ارزش و موقعیت خود را بداند آن را با هیچ چیز معامله نخواهد کرد. اگر نسل جوان موقعیت و ارزش خود را درک نکرده باشد هیچ داروئی دیگر کارساز نیست ولو تمام مضرات مشروبات الکلی و... را بداند فایده ندارد چون برای موقعیت خود ارزشی قائل نیست به هر چیزی که خود را آلوده می کند اصولاً کسانی هم که معتاد سیگارند با این که سیگارچه زیانهائی دارد و سالی حدود 4 میلیون سیگاری در جهان جان میدهند باز هم پول دست رنج خود را دود هوا میکند. علتش برای خود ارزش قائل نبودن است اکثر افراد سیگاری افراد کم شخصیت و لا ابالی هستند (لا تجهل نفسک فان الجاهل بمعرفه نفسه جاهل بکل شیء= غرر الحکم ص 814)و (هلک امرؤ لم یعرف قدره= نهج البلاغه (فیص) ص 1149) و(من لم یعرف الخیر من الشر فهو من البهائم= غرر الحکم ص 680)و (رحم الله امرء علم من این، و فی این، و الی این= علی (ع))