نقش  دانش در نگاه  موقعیت آن      ( از کتاب شناخت)

 و به عبارت دیگر موقعیت علم و دانش در قرآن و نظام خلقت. چون بحث علم بسیار گسترده و عمیق است. همان طورکه در مورد سایر مطالب گفته شد هدف از مطرح کردن بحث زمینه سازی برای شناخت علم است که جویندگان آن را پیگیری کنند. اگر بخواهیم در مورد علم تمام آیات و احادیث شواهد تاریخی را مورد بررسی قرار دهیم باید جلد ها کتاب نوشت. اهمیت و موقعیت را از دو طریق میتوان تا حدودی درک کرد یکی آن همه آیه و حدیث جدا جدا مورد بحث و بررسی قرار داد تا کاملاً واقعیت علم و دانش شکافته گردد و اساس و ریشه علوم را در قرآن جستجو کرد و دوم اینکه آن همه آیه که با کلمه (اکثرهم لا یعلمون) ختم میگردد دال بر این است که عدم وجود علم وآگاهی علت آن همه انحراف شد. بنابراین باید گفت خلقت عالم بر پایه علم و دانش است ماهیت و بافت های عالم و نظام خلقت زائید علم و دانش است تنظیم و ترکیب عالم روابط فیزیکی و شیمی میان اشیاء تناسبات و تشابهات، قوانین کلی در نظام خلقت، سیر تکاملی اشیا و مراحل گوناگون آنها. خواص و ماهیت بسیار عجیب اشیا، ظهر و انقراض هر چیزی... تمام این ها پدیده علم است علم و آگاهی خداوند عالم علت این پدیده های علمی خیره کننده است کلمه علم، علیم و... حدود 799 بار در قرآن تکرار شده که اکثر آنها مربوط به علم خدا و بقیه مربوط به ماهیت علم و عالم است علاوه بر این همه آیه درباره علم و دانش احادیث بسیاری درباره فضیلت علم و عالم آمده که هر کدام مطلبی خاص را درباره علم و عالم مورد توجه قرار می دهند که جا دارد درباره آنها در حد لازم بحث و بررسی گردد تا اصل مطلب روشن شود.

 چرا اسلام تا این حد درباره علم تأکید دارد، نقش علم در تمام کارها چیست چرا آن همه فضیلت برای علم عالم قائل است اگر علم نباشد وضع بشر چگونه خواهد بود اگر علم و دانش در حد لازم وجود داشته باشد جامعه بشری چه وضع خوب و باصفائی خواهد داشت همان طورکه درگذشته اشاره شد باید کتابها درباره علم و دانش نوشته شود تا ماهیت علم و نقش آن روشن. خود انسان یک موجود عالم تمام عیار و ماهیت و سرشت او همراه و ساخته و پدیده علم است: (و علم ادم الاسماء کلها ثم عرضهم علی الملائکه فقال انبئونی باسماء هؤلاء ان کنتم صادقین= بقره آیه 31) همانطور که در تمام خصوصیات یک گیاه میوه و... همزمان با خلقت آن وجود پیدا میکند تمام علوم همزمان با خلقت انسان وجود پیدا کرده و درعالم دنیا به هر اندازه جوینده کوشش کند به همان اندازه گمشده خود علم و دانش را خواهد یاقت علم و داشن در وجود هر انسانی زیر پردههای عوارض، ارثی، تربیت خانوادگی و جهل نهفته است هنگامی که پرده ها کنار بروند ظهور پیدا خواهند کرد .(لو لا ان تکثیر فی کلامکم و تمریج فی قلوبکم لرایتم ما اری ولسمعتم ما اسمع= رسول اکرم (ص)) نتیجه اینکه تمام موجودات عالم پدیده علم و ماهیت علمی دارند در واقع اگر علم و آثار علمی را از کوچک ترین چیزی جدا کنیم مساوی است با نابودی است امروز اگر بخواهیم پایه و اساس تمام علوم را در قرآن بیابیم وجود دارد علو م انسان شناسی، داروسازی و دارو، زمین شناسی، جانور شناسی، گیاه شناسی، ستاره شناسی و... همه در قرآن است (لا رتب و لا یابس الا فی کتاب مبین آیه)و (ما من امر یختلف فیه اثنان الا و له اصل فی کتاب الله و لکن لا تبلغه عقول الرجال= امام صادق (ع)) و در مورد کاربرده آن همان جریان عاصف برخیا که در فرصت کوتاهی بلقیس را با تاج و تختش نزد سلیمان آورد و آن توان و دانش را بقرآن نسبت داد انسان با این علم و دانش در خون، رنج و... غوطه ور است و ناله هایش به فلک میرسد!؟

راههای شناخت علم و دانش

 چون اصل هدف از این بحث شناخت علم است که تا حدودی روشن گردید عدم شناخت علم چه زیانهائی را در پی داشته است. چنان به نظر میرسد که بهترین راه شناخت علم این است که در مورد راههای شناخت علم اندیشید. و واقعاً دراین راه چاره اندیشی کنیم چون وقتی متوجه لزوم شناخت علم شدیم اگر راه و طریقه شناخت علم را ندانیم به هیچ نتیجه ای نخواهیم رسید. ما در اینجا به عنوان نمونه بمواردی از آن اشاره می کنم شاید راهی برای پیدا کردن راههای شناخت علم آن طور که نظر این بحث است پیدا شود در این جا قبل از طرح مطالبی در مورد راههای شناخت علم و دانش بد نیست تا حدودی درباره ریشه علم و جهل چند کلمه ای سخن گفته شود اگر بخواهیم برای شناخت علم کار را به طور اساسی شروع کنیم اولین بار باید ریشه و منبع علم را مورد توجه قرار داد.

درگذشته به طور اجمال گفته شد ریشه علم در بافت خلقت اشیا و اصلاً قابل جدا کردن نیست همان طور که اگر رنگ و ابعاد سه گانه از چیزی گرفته شود مساوی با عدم و هیچ است در مورد خود انسان هم گفته شد که وجود خود انسان که همان فطرت الله باشد عین علم است بدان معنا که اگر هیچ عارضه ای بر روح و جسم انسان سایه نیفکنده باشد انسان برهر چیزی آگاه خواهد بود بدون آنکه استاد دیده باشد که نمونه آن انبیاء و اولیاء (ع) هستند با توجه به این واقعیت باید ریشه جهل را یک امر عارض دانست یعنی هنگامی که علم ظهور نداشته باشد جهل ظهور پیدا کرده و خلاء را پر میکند و به عبارت دیگر علم را می توان بنور و جهل را به ظلمت تشبیه کرد. علم امر وجودی و جهل را امر عدمی تلقی کرد. در مور کسب و ظهور علم و پر نمودن خلاء چنین است که هر چیزی انسان به طرف علم و دانش گام بردارد به همان اندازه از جهل فاصله خواهد گرفت هر قدمی که بطرف علم برداشته و پیش میرود به همان اندازه علم و دانش در نظرش اهمیت پیدا نموده و ارزش و اهمیت علم را بیشتر و بهتر درک می کند وقتی ما چیزی را از دور می بینم اول سیاهی آن را با جثه ای کوچک مشاهده میکنم وقتی قدری نزدیک تر شدیم معلوم میگردد آن سیاهی یک انسان بوده است هنگامی که به او رسیدیم فقط می دانیم که انسان است اما از دیگر جزئیات و هویت او اطلاعی نداریم پس از آنکه جویای هویت او شدیم و معلوم است دوست بسیار خوب ماست که ده سال پیش با هم بوده ایم بنظر شما چه حالت و احساس به دو طرف دست خواهد داد. عیناً نزدیک شدن به علم و دانش همین طور است وقتی به او نزدیک شده و هویت او را کاملاً دریافت فوراً او را درآغوش می گیریم وقتی تاریخ بزرگان علمی مانند بوعلی و... را مطالعه کنیم خواهیم دید که اینها تمام آسایش و لذائذ مادی را فدای علم و دانش کرده اند اگر واقعاً بخواهیم بدانم اثرات شناخت علم چیست باید تاریخ زندگی بوعلی، ابوریحان، فخر رازی. علامه حلی، شیخ طوسی، علامه مجلسی... و ادیسون را مطالعه کنیم و آن را درخاطر داشته باشیم آنوقت علم و دانش در جامعه شناخته شده که نمونه هائی همانند بوعلی و... در جامعه باشند نه کسانی امروزی که با علم خود جهان را به فساد کشیده اند در همین جا میتوان گفت یکی از راهها شناخت ماهیت و ارزش علم این است که تاریخ زندگی بزرگان علمی را مطالعه کنیم که هستی خود را فدای علم و دانش کرده و می کنند. حال بطور جداگنه مواردی از راههای شناخت علم.

چگونه علم و دانش را بشناسیم؟

 اگر با دقت بنقش علم در تمام کارهای اداری، اجتماعی، اقتصادی و... زمین شناسی، گیاه شناسی، بهداشت و درمان و... نگاه کنیم و وضع جوامع فعلی را با وضع جوامع گذشته و انسان های نخستین مقایسه کنیم خواهیم دید علم ودانش چقدراز مشکلات طاقت فرسا را به راحتی و سرعت تبدیل کرده به واقعیت. در صنایع، در کشاورزی مانند تراکتور و... چقدر کارها را آسان و سریع نموده است من جمله کامپیوتر امروز چه کمک شایانی به بشرکرده و چه مشکلاتی را از میان برداشته زمانی که کامپیوتر نبود در امتحانات کندی کار مشکل زا بود، پارتی بازی، رشوه تغلب، حق کشی و... بیداد میکرد اصولاً پول داران با پول مدرک می گرفتند نه با زحمت و درس خواندن. اصولاً بی سوادان با مدرک پولی و پارتی بازی وارد کارهای اداری، تولیدی و...می شدند که هیچ ثمری نداشت امام کامپیوتر جلو بسیاری از مفاسد... را گرفت.

آثار علمی گذشتگان در انواع و اقسام اختراعات و ابتکارات من جمله همین برقی که ادیسون اختراع کرد چقدرکارها را آسان و سریع نمود همزمان با آثار مادی آثار علمی و کتابهای بجا مانده از علماء بزرگ تاریخ چقدر انسان را به ماهیت، ارزش علم و... نزدیک میگرداند اکثر دانشمندان فعلی جیزه خوار سفره گسترده بزرگان علمی... است از آن کتاب ها در موارد کوشش علمی و... بهره برداری می گردد باور کن هیچ آثاری همانند آثار علمی قابل بهره برداری و سودمندتر نباشد از یک کتاب درسی هزاران استاد بوجود می آید هزاران متخصص برای خدمت به جامعه شکوفا میگردند از همین جا راه دیگر شناخت علم را مطرح میکنیم که آن نقش متخصص در استقلال اقتصادی، سیاسی، نظامی و... کشور است.

 کشوری که در حد لازم متخصص داشته باشد علاوه برآن که وابستگی به کشوری او را تهدید نمی کند هر کشور دیگر دست نیاز به طرف او دراز می کند و برعکس کشوری که متخصص در حد کافی و لازم نداشته باشد امکان وابستگی آن زیاد است اصولاً یکی از شیوه نفوذ استعمارگران در کشور مورد نظر، مورد توجه قرار دادن نیاز آن کشور است کشور کویت که تاریخ 11/5/69 بتصرف رژیم عراق درآمد کویت دست بدامن آمریکا و آمریکا کویت را آزاد کرد و همین امر باعث این کشور کاملاً مستعمره آمریکا واقع شود که یکی از روزنامه های کویت چند روز پیش (6/11/71) سفیر آمریکا در کویت را مورد انتقاد قرار داده بود که در امر و نهی کشور دخالت می کند مثل اینکه سرنوشت کویت در دست آمریکا است. به هر صورت این تخصص از آثار علم است و این تعریف برای علم که اصل و خمیر مایه کار است و بدان جهت که متخصص در استقلال کشور نقش دارد تعریف از متخصص است. و در نهایت بهترین راه برای شناخت ماهیت علم همان مقایسه آثار هر علمی با علم دیگر است که در گذشته نیز گفته شد بهترین راه در شناخت هر چیزی مقایسه است خداوند از همین روش برای شناخت حق و باطل در موارد زیادی استفاده کرده است وقتی اثرات علم ادیسون را باعلم کسی که بمب اتم میسازد مقایسه کنیم بخوبی ارزش و اهمیت علم روشن می گردد یکی در خدمت و دیگری در نابودی جامعه بکار رفته است

:(... ما دانشگاهی میخواهیم که ما را از وابستگیها بیرون بیاورد ما را مستقل کند تمام کشور ما را مستقل کند و از وابستگی ها خارج کند، ما متخصص می خواهیم و اسلام با تخصص موافق و اسلام در رأس ادیانی است که از علم و تخصص تمجید کرد... ما می خواهیم یک دانشگاهی داشته باشم و یک کشوری داشته باشیم که این وابستگی مغزی ما را که مقدم بر همه وابستگی هاست و خطرناک تر از همه وابستگی هاست نجات بدهد. ما اساتید دانشگاهی را میخواهیم که آن اساتید بتوانند مغزهای جوانان ما را مستقل با بیاورند و غربی نباشند... (ص 134):... اینها [استعمارگران] می خواهند به دنیا ارائه بدهند که اسلام با علم و تخصص مخالف است در صورتی که آیات قرآن کریم آنقدر راجع به علم و دانش سفارش فرموده است که شاید در سایر کتب دیگر نباشد اسلام با تخصص، با علم، کمال موافقت را دارد...)= سخنرانیها (آیت الله) امام خمینی در ششماهه اول سال 1360 ص 131)

 نقش علم  در نگاه جهان

 در گذشته درباره آثار علم و نقش اشاره شد در اینجا برای نمونه یک مورد آن را آن هم بطور اجمالی مورد بحث قرار می دهیم که از سوی دیگر ما را برای شناخت علم و دانش تا حدودی راهنمائی میکند. نیز در گذشته گفته شد برای شناخت علم بهترین راه مقایسه است. به مطالعه تاریخی بشر قبل از علم و تمدن و مقایسه آن با عصر پیشرفت علم کاملاً نقش و اثر علم روشن می گردد تا قبل از توسعه علم و تمدن انسان در توحش و بر بربیت، آدم کشی و... به سر میبرد، سنگ و... را به عنوان خدا پرستش می کردند، برده داری بحدی بود که تجار برده فروش کشتی های برده را به کشورهای صادر می کردند. پرستش های گوناگون و خیلی جاهلانه وجود داشت اما با گسترش علم و دانش وحشیگیری جنگ های قومی و مانند آن تا حد زیادی فروکش می کند بهره برداری و فروش برده ملغا می گردد بت پرستی آن وضع سابق خود را از دست میدهد با پیشرفت علم و دانش بسیاری از مرام و مکاتب رنگ خود را از دست داده و تقلیل یافته اند کمونیست که یک مکتب غیر منطقی و در واقع مخالف با ملاک و معیارهای علمی است ما خود شاهد فروپاشی آن هستیم (دفتر 22 ج 1 ص 351) در مورد سرخورگی جهان از مکتب و فرهنگ غربی از کسی سؤال کردم علت آن چیست؟ ایشان در جواب گفتند: بدان جهت که با پیشرفت علم و منطق این ملاک و معیار جواب گوی نیازها واقعی انسان نیستند علم امروز آزادی مسائل جنسی، مواد مخدر، لواط و... را نمی پسندد چون زیانهای آن را با ملاک معیارهای علمی وقتی می سنجد به این نتیجه میرسد که هستی انسان را مورد تهدید قرار میدهد خیلی از محصلین امروز زیر بار عقاید قومی و گرایشات غیر منطقی والدین خود نمیروند افرادی شیطان پرستند بچه هاشان پس از چند سال تحصیل والدین خود را مسخره می کنند. قدیم بتی از خرما درت کردند و او را ستایش میکردند و هر وقت که نیاز پیدا میکردند بت را شکسته و می خوردند. با پیش رفت علم این گونه پرستشها از بین رفت. باور کن سلاحی که امروز در دست بشر قرار دارد اگر در دست بشر قبل از علم و دانش بود اصلاً انشانی باقی نمی ماند این جنگ هائی هم که رخ میدهد بر اثر جهل است که بر اثر بی سوادی. در گذشته گفته شد (عالم جاهل) عالم فعلی جاهل است نه بی سواد عالم گذشته هم جاهل بود، هم بی سواد عالم فعلی فقط جاهل است باور کن اگر عالم فعلی این جهل و نادانی را نداشت اصلاً جنگی در عالم رخ نمیداد، این سالحهای مرگبار را اصلاً تولید نمیکرد.

علم امروز اگر در قالب انسان های الهی می بود دنیا گلستان میبود اگر اخلاق و عواطف انسانی بر جهان حاکم می بود همه انسان ها مانند دوست و برادر در کنار هم زندگی میکردند: (آنقدر که بشر از قلمهای صحیح نفع برده است از چیز دیگر نبرده است و آنقدر که ضرر کشیده است از چیزهای دیگر ضرر نبرده است... تمام گرفتاری هائی [گرفتاریهائی] که ما در طول این مدت تاریخ داشتیم بهره برداری از جهات مردم بوده، جهالت مردم را آلت دست قرار دادند و برخلاف مصالح خودشان تجهیز کردند. اگر علم داشتند، علم جهت دارداشتند (ص 215) ممکن نبود که مخربین بتوانند آنها را به یک جهتی که برخلاف این مسیری است که مسیر خود ملت است تجهیز کنند علم و سواد است با آن جهتی که باید به او توجه کرد که می تواند ملت را از همه گرفتاریها بگیرد اگر ملت ما علم را، آن علم جهت دار را یاد بگیرند. تقویت بشوند در مقابل علم در پهلوی علم هم تربیت باشد تریت دینی، تربیت الهی تربیت انسانی و هم علم اگر این دو حربه در دست شما باشد کسی نمیتواند به شما تعدی کند...)= سخنرانیهای (آیت الله) امام خمینی در شش ماهه دوم سال 1359 ص 216).

 این مطالب را روشن می کند که اگر این علم امروزی جهت دار بود با جهل آمیخته نشده بود دیگر هیچ مشکل اساسی جهان بشریت را تهدید نمیکرد امروز که دارد تعدادی از سلاحهای مرگبار منهدم میگردد بدان جهت است که انسان تا حدودی از جهل فاصله گرفته و پیشرفت علم او را آگاه نموده است:(شوروی اعلام کرد تاکنون 1498 فروند موشک میان برد هسته ای را طبق موافقت نامه شوروی و آمریکا منهدم کرده است... شوروی در یک بیان رسمی اعلام کرد تا تاریخ 31 دسامبر سال 1989 این کشور همچنان 555 سکوی پرتاب موشک میان برد را نابود کرده است. آمریکا نیز 451 موشک و 92 سکوی پرتاب موشک ما منهدم کرده است= رادیو ایران 12 دیماه، 1368)و (شوروی دیروز انهدام تمام موشکهای هسته ای کوتاه برد و میان برد را با تمام رساند...= جمهوری اسلامی 23 اردیبهشت 70 ص 14)

انحراف در نگاه  چه کسانی  تحقق می یابد؟

 از مطالب قسمت اول این سؤال به نظر میرسد چه کسانی باعث انحراف علم از مسیر اصلیش شده اند که با آن همه نقش مهمی که علم دارد این مشکلات ناشی از علم در جهان فعلی وجود دارد و نام این عالم را (عالم جاهل) میگذاریم؟. در صورتی که علم و دانش ماهیتاً بدون هیچ عیب و نقصی است چرا پدیده های علمی امروز در موارد زیادی مخاطره آمیز است و جز زیان سودی ندارد؟ برای پی بردن به جواب سؤال باید شیوه های استعمارگران را مورد نظر قرار داد. عمده ترین عامل شیوه های سود جوئی استعمارگران است. استعمار که دلیل و منطقی قاتع کننده برای بهره کشی ندارد ناچار به شیوه هائی دست میرند که قهراً علم و دانش  را در مسیر غیر اصلی خود بکار میگیرد. یکی از موانع بزرگ بر سر راه استعمار نسل جوان بوده و هست استعمار برای برداشتن این مانع به گسترش مواد مخدر و دیگر آزادی های جنسی و... که نسل جوان را بدام خود میکشاند دست زند  که در موارد زیادی علم برای تأمین این گونه نیازها بکار گرفته شده برای مستعمره قرار داد کشورهای مورد نظر و دیگر سیاستهای بین المللی وجود و حضور نظامی در نقاط حساس جهان و کشورهای مورد نظر را پیشه کرد. در حال حاضر آمریکا 15 هزار پایگاه نظامی در جهان دارد این گونه حضور نظامی از طرف چند کشور بزرگ در جهان این دهنیت را بوجود آورد که باید ارتشی نیرومند سازماندهی نمود.

 همین امر در کل باعث شد کشورهای کوچک در مقابل کشورهای بزرگ مورد تهدید واقع شوند این ذهنیت و زمینه فکر زمینه فکری دیگر را بوجود آورد و نیاز به تهیه و خرید سلاح را تشدید کرد. این امر باعث شد تمام علوم و تخصصها بخدمت تولید سلاح بسیج گردد تولید سلاح مرگبار و خرید آن که در یک وعده رسانه های خبری به سراسر جهان منتشر میشود جهان را به مساقه تسلیحاتی واداشت در حال حاضر کشورهای خاورمیانه میلیارد میلیاردها اسلحه از آمریکا، انگلیس خریداری میکنند باور کن امروز نیمی از علم در جهان فعلی در خدمت این گونه مسائل است که همه ناشی از سیاست بهره کشی استعمارگران چون میخواهند دنیا را به چاپند بهر جنایتی دست میزنند که قهراً علم را در مسیرنادرست خود قرار میدهد اگر بخواهیم این مطلب را کاملاً باز کنیم و شواهد تاریخی آن را بیان کنیم، بحث طولانی خواهد شد و جویندگان باید تاریخ را مطالعه کنند تا کاملاً درک کنند چگونه شیوه های استعمار علم و دانش را در مسیر نادرستی قرار می دهد.

(... اصولاً دولتهای جهان سومی را بدو گروه میتوان تقسیم کرد یک گروه آنهائی هستند که بواسطه روابط نزدیک با ابر قدرتها و قدرتهای جهان منافع خود را هم سؤ با آنها قرار داده اند... برای چنین دولتهائی سیاستها و هنزینه های نظامی باید بطریقی باشد تا اهداف مورد نظر را تأمین کند و چون اهداف آنها با دیدگاه های ابر قدرتها پیوند دارد لذا بررسی تحولات آینده نظامی آنها نمیتواند به سادگی انجام گیرد... اگر کشوری بواسطه منابع طبیعی یا بواسطه موقعیت جغرافیائی و یا بخاطر بازارهای مصرفیش در وضعیتی باشد که ویزگی های خاص و متمایزی را دارا باشد طبیعی است که [ابر قدرتها] نخواهند گذاشت تا سیاست مربوط بکشور خود و از حمله سیاستهای نظامی را در خارج از زاویه منافع قدرتهای جهان طراحی کند و درست به همین دلیل است که پس از مدتی حجم خریدهای نظامی گروه دوم یعنی کشورهائی که استراتژی استقلال حرکت میکنند بمیزان خریدهای گروه اول یعنی دولتهای وابسته نزدیک میشود...حتی اگر کشوری بخواهد در محدوده مرزهای خود به سازمان دهی و فعالیت بپردازد سیاستهای جهانی نخواهند گذاشت که این امر تحقق یابد بهمین دلیل طراحی یک سیاست نظامی متنسب با شرایط داخلی کشور و هم نوا با اوضاع منطقه ای برای کشورهای جهان سوم پیچیده تر میشود و تمام کشورهای جهان سوم زیر یا زود حجم عظیمی از بودجه کشور با ببخش نظامی اختصاص خواهند داد. حال اگر کشور مربوط به گروه دوم یعنی با استراتژی استقلال باشد مسئله بسیار مبهم تر میشود چرا که جناحهای قدرت مند از طریق وابستگان منطقه ای خود خواهند کوشید تا با وسیع نمودن آهنگ خطرات نظامی ایجاد بحرانهای منطقه ای آن کشور را به سمت هزینه های نظامی بیشتر بکشانند اما تأثیرات جانبی این روند که قدرتهای جهانی از طریق وابستیگان منطقه ای خود اعمال میکنند بسیار گسترده است تأثیراتی که بتدریج خود را در اقتصاد همه کشورهای جهان سم نشان میدهد تأثیراتی که دیگر مختص بگروه خاصی از کشورها نیست... خرید فزاینده اسلحه بتدریج فشار سنگینی را بر بودجه کشورهای در حال توسعه وارد میکند و موجب کسری بودجه سرسام آور این کشورها میگردد در سال 1978 نیمی از کسر بودجه تمامی کشورهای در حال توسعه ناشی از مسابقه تسلیحاتی بود و این روند همچنان ادامه یافت بطوریکه بنا به پیش بینی بانک بین المللی توسعه و بازسازی کری تر از پرداختهای کشورهای در حال توسعه تا سال 1995 به 276 میلیارد دلار افزایش می یابد و این در حالیست که از سوی دیگر بدهی خارجی این کشورها تا سال جاری میلادی از مرز هزار و صد میلیارد دلار هم گذشته است... امروزه، 75 درصد از کل سلاحهای تولید شده جهان بواسطه سیاستهای پیچیده ابر قدرتها بسوی کشورهای در حال توسعه سرازیر میشود و مناطق قابل انفجار بیش از مناطق ناآرام دیگر اسلحه دریافت میکنند... براساس گزارش صلح بین المللی... هزینه نظامی جهان امروز در هر دقیقه بیش از یک میلیون دلار می باشد و این مسئله بخوبی نشان میدهد که نقش سلاح در تخریب اقتصاد ملل جهان سوم تا چه اندازه است... سازمان ملل در گزارش خود تحت عنوان نتایج اقتصادی و اجتماعی مسابقه تسلیحاتی آورده است که در جهان امروز بیش 60 میلیون نفر در زمینه های مختلف نظامی مشغول بکار می باشند که این رقم برابر مجموع کل نیروهای مشغول بکار در کشورهای پیش رفته اروپا نیست...)= رادیو ایرا 28/4/1368) حال اگر بخواهیم کشتارهای این سلاحهای مرگ بار را به رشته تحریر درآوریم باید یک کتاب مستقل نوشت و رقم کشته ها به دهها میلیون رقم نمود.(مدارک لازم= دفتر 27 جلد اول ص 54)