دوران نامزد داری در نگاه طلاق!؟ ( از کتاب فلسفه طلاق)
گرچه اين قسمت يكیاز علل طلاق است ولیبه جهتیمستقل مورد بررسیقرار بگيرد بهتر است چون تقريباً چيز جديد و شايد تا اين حد در هر جای از ايران رسم نباشد كه پس از عقد پسر و دختر مانند زن وشوهرشب پهلویهم بخوابند و هر روز پسر منزل پدر خانم بوده و بيرون در بيش از حد زياد بوده و مثلا ًتنهایی با هم يك هفته به تفريح و گردش بروند بر خلاف قديم كه دختر و پسر فقط شب عقد تا اين حد ملموس هم ديگر را میديدند ، حتی نامزد داری تا اين حد طولانی نمیشد كه در مواردیدوران نامزد داری سه سال طولانیگردد.
اشكال قضيه اين است كه البته از تحقيقات خودم اين نتيجه به دست آمده است كه تماس مستمر ،نزديك دراين حد باعث میشود عشق به جنس مخالف تمام شود، چون عشق هم چيزیاست كه تمام میشود شما كسی را كه چند سال نديده ايد داريد لحظه شماریمیكنيد برایديدن او وقتیبا هم ملاقات میكنيد روز اول اصلا ًيك لحظه نگاهتان را از ديدن او بر نمیداريد ولیدو روز بعد چه ؟ يك ماه بعد چه ؟ گاهیشده بعد ازچند ماه براثر موردیاز تضاد منافع بگو مگو شروع و بد گویی پشت سر يكديگر شروع شده است اين دليل بر تمام شدن عشق و علاقه بر يكديگر است اصلاً اگر اين عشق و علاقه زن و مرد نسبت به يكديگر نمی بود اين كه زن و مرد هردو باز درگيرند و روزی از هم جدا میشوند ، به خاطر اين است كه ديگر علاقه ایبه هم ندارند اين كه وصلت زناشویی با افراد غير لذت بيشتری دارد به خاطر همين كمبود تماس كم به افراد غيراست و شايد يكیاز علل مشكلات ازدواج های فاميلیهمين باشد كه هم بستر شدن با اقوام نزديك آن لذت شيرين ... با غير را ندارد و لذا بچه هاییكه از غير اقوام هستند رشيد ترند ، بچه هاییكه در دوران جوانی والدين متولد میشوند رشيد ترند چون عشق و علاقه مرد و زن ، اوايل زندگیهم به علت جوانی و هم به علت بقایعشق بچه رشيدتر ... میشود.
چون شب عروسی تازه پسر و دختر متوجه می شوند مثل این كه اين همان كه خواسته نيست چون عشق و علاقه به يكديگراست كه حتی بدی هایطرف را انسان زيبا میبيند ، چون شب عروسیچيزی از عشق باقی نمانده و دوران نامزد داریافت كرده كوچكترين نقض طرف خود را بزرگ نشان میدهد اصلاً همان بی ميلی محسنات طرف را به هيولا تبديل میكند اين عشق است كه ملات اجر ها ساخت بنایزندگی مشترك است الان ملات تمام شده وآجر های بدون ملات با يك تكان فرو میريزد. چرا اسلام بر رویحد واسط رعايت كردن تاكيد دارد و می فرمايد: ( خير الامور اوسطا) چرا وقتیغذا را مكررمیخوريم ديگر آن مزه اول را ندارد چرا میگويند دوری و دوستی، چرا برادرها وقتی با هم نزديك هستند با هم درگيرند ولیوقتی دورمیشوند برای ملاقات با هم جان می دهند وقتیملاقات میكنند در موارد گريشان میگيرند چرا قديم طلاق كمتر واقع میشد ، چرا حالا هم در دهات درصد طلاق كمتر است چرا در قم و مانند آن در صد طلاق بی نهايت است؟ چون در قم اين رسم بيش از حد متداول است و هر شب داماد منزل پدر زن با نامزدش مانند زن و مرد در يك اتاق میخوابند!؟
در كتاب بهداشت جنسی در مورد اهميت قوایجنسی در جذب زن و مرد و علاقه به هم زياد توضيح داده ام ولی شهوت را فرع قضيه دانسته ام شهوت يك كليد و استارت روشن شدن است موتور ماشين است نه خود موتور ...آن عشق و علاقه زن و مرد همان موتور و ديگر لوازم آن است كه ماشين را به حركت در میآورد و به همين جهت كتاب ( فلسفه گرايش به جنس مخالف ) را نوشتم و به قرآن استناد كردهام كه خداوند اين گرايش ازآيات خود میفرمايد : ( ومن آیاته ان خلق لکم من انفسکم ازواجاً لتسکنوا الیها وجعل بینکم مودت و رحمه ان فی ذالک لاآیت لقوم یتفکرون= آیه21، روم ) معنی ( لسكنوا اليها) يعنیهمان عشق به يكديگر لذا میفرمايد ( و جعل بينكم موده و رحمته) يعنیهمان عشق و علاقه به يكديگر درست است كه اگر همين شهوت نباشد علاقه او به سردیمیرود ولی شهوت به تنهایی كاره نيست پس چرا پيرزن كه ديگر خبری از شهوت آنچنانی نيست حتی نگران میشود كه شوهرش به شوخی بگويد میخواهد زن ديگر بگيرد چرا دخترهای پسر باز می ميرند برای اينكه بداند دوست پسرش دوستش دارد، همين كافیاست پسره بگويد دوستش دارد ولی اگر بگويد فلان ... بدش میآيد حيوانات چون مانند انسان زندگی مشترك ندارند همان زمان معين شهوت برای توليد مثل حركت میكند ولیدر بقيه زندگی خوابيده و سرد است ولی انسان كه در سايه عشق بايد زندگیكند اين استارت برای روشن كردن موتور هر شب كار میكند اين هم برایلذت نيست برای همان عشق است كه اگر نباشد وضع خراب نمیشود نه تنها طلاق بلكه حتیيك بگومگویسرد ميان زن و مرد رخ میدهد مگر اين عشق دچار مشكل شد شهوت است ولی عشق نيست از نظر جنسی به هم تمايل دارند و مقاربت هم صورت میگيرد ولیمرتب با هم درگيرند در مسئله مورد بحث همين طور است شب عروسی چون آن عشق بكر كه لازمه شكل گيری زندگیتازه بنياد است تمام شد لذا بديهای يكديگر بزرگ و محسنات به همان اندازه كوچك میشود همين بستری می شود برای تاثير هر علل و عوامل ديگر بگو مگو ، اشكال و ايرادهای به يكديگر نرمك نرمك شروع و پله پله بالا میرود تا جایی كه دختر ناچار میشود برای مادر درد دل كند و الی آخر درصد كمیاز خود زن و مرد اطرافيان هستند كه آتش را خاموش كنند بلكه هر كدام مشتی هيزم روی آن جرقه به وجود اورده ميان زن ومرد میگذارند كسی هم مانند كارشناسان حوزه نيست كه فوراً جرقه را خاموش كنند يك روز می بينيم چندين هكتار جنگل به خاكستر تبديل شده و در كشور هفتاد ميليون ايرانیصد در صد اسلامی و مدعی ام القرای جهان دريك سال 73 هزار طلاق خون بار رخ میدهد كه معصوم (ع) مرفرمايد عرش خدا به لرزه در میآيد ( يهتز منه العرش)طلاق (بغض) خداست در گذشته گفته شد حتی همان طلاقی كه به جهاتی بايد واقع شود آن آثار مخرب بعد از طلاق خواهد داشت بچه بی مادر روزی بزهكار میشود ، يا عقدهای... بار می آيد هر كس نداند میگويد اين مرد رفیق داشته كه خانمش طلاق گرفته و برای هميشه مردم به همين چشم به او نگاه میكنند يا میگويند اين خانم رفیق داشته كه شوهرش طلاق داده است بهترین زن است ولیديگر كسی به سراغش نمیآيد ، دچار افسردگی يا به زنان دادن مبتلا میشود!؟ ، نمونه هایی سراغ دارم در همين محله خود ما چندين زن جوان طلاق گرفته يا طلاق داده در رنج و چه كنم گرفتارند از وضع خصوصی بعضیاز اين خبر دارم واقعاً نگران كننده است؟!
رفت و آمد هر شب دختر و پسر پهلوی هم بخوابند اين هرج و مرج است چون هر چيزی حدو مرز دارد به الگوی مصرف نياز است استفاده از عشق الگوی مصرف میخواهد لذا محبت كردن هم الگو مصرف میخواهد چرا بچه هایی كه زياد محبت ديده اند بيش ازحد او را خراب كرده هر روز با نامزد جایی رفتن هر شب پهلویهم خوابيدن زياد به هم محبت كردن ،مردآب به دست نامزد بدهد مرتب حتی جلویپدر و مادر خویش را به او بچسباند پايش روی پای بزند اين خراب میکند مثل اينکخ مرتب دست خود را به لباس زيبا و سفيد خود بكشيم چون زيباست و انرا دوست داريم گل داخل گلدان را چون دوست داريم مرتب به آن دست بكشيم ... خلاصه اين هاست كه خراب میكند و روزی نيست كه در همين قم طلاق واقع نشود همين الان تعدادی از مرد ها در زندان هستند چون توان پرداخت مهريه را ندارند كه در همين سال جاری دكتر احمدی نژاد رئيس جمهور كه قم آمده بود مبلغیرا برای آزادی آنان قرار داد .چقدر حديث درباره ميانه روی و رعايت حد و مرز داريم و همه منزویشده اند و لذا خداوند درباره رعايت حدود میفرمايد:( ... اينها ( احكام طلاق) حدو مرزهایالهیاست از ان تجاوز نكنيد ، و هر كس از ان تجاوز كند ستمگر است [1] ) ( هر كس در احكام طلاق از حدود الهی تجاوز كند به خويشتن تجاوز كرده ...[2] )و ( و آن كس كه نافرمانیخدا و پيامبرش را كند و از مرزهایاز او تجاوز نمايد ،او را در آتش وارد میكند ...[3] ) در حديث است كه خداوند برایهرچيز حد و مرز قرارداد ، وارد مقوله رياضيات و اصول علمی، فيزيك و شيمیهم شوم خواهيم ديد هر چيزی طبق اصول و قوایین دارایمرز و حدود هستند كه حتیاگر يك سر سوزن كم وزياد شود همه چيز بهم میريزد مثلاً در يك اينچ پوست ( كليه بدن) هفده متر عروق خونیاست اگر در يك ساخت آن خون از جريان باز ايستد كليه سيستم های بدن دچار درد و تب میشود چون چگونه میشود روابط انسان با ديگران كه بايد دقيق تر باشد بدون حدومرز و ميزان باشد همه مشكلات روحی، جسمی،اخلاقی ... كه متوجه انسان میشود به خاطر همان تجاوز از حد و مرزیاست كه خداوندحتی برای يك سلول، يك اتم معين كرده است و لذا در حديثیآمده است ( كل شیتجاوز عن حده ينقلب الیضده ) میگويند اگر نظام منظومه شمسی ذرهاي كم و زياد شود اثرات مخربیرا متوجه زمين میكند.
بعضیاز زنها هستند كه موقعيت مردهایی كه زياد لوس گریی در میآورند و صد چيز را میخواهند فدای حاج خانم كنند زن به حكم ضمير ناخودآگاه طرحی را پیگيری میكند كه هر چند گفت مرد بگوید چشم و به قول معروف بر مرد مسلط شود!؟
به هر صورت اين قبيل مسائل هم وظيفه عالمان دينی است كه بايد جوانان كانون شهوت وكم تجربه را روشن كنند خاصاً در مورد اين قبيل مسائل جزواتیرا در اختيارشان قرار دهند.