فصل دوم: فلسفه ازدواج دانشجویی    ( از کتاب فلسفه طلاق)

در گذشته در مورد فلسفه ازدواج دانشجویی اشاره شد و آن را به مسائلی نسبت داديم كه باعث مسائل پيچيده اجتماعی شده و رفته رفته حد و مرزهای ‌بين والدين و فرزندان درامر سرنوشت آينده فرزندان شكسته و همين امر هنگامی‌كه به صورت يك فرهنگ جا بيفتد قطعاً‌ وارد مقوله ژنتيك شده و به نسل های ‌بعدی ‌انتقال خواهد يافت در اينجا اول به محسنات ازدواج دانشجویی اشاره می‌كنيم و بعد به تبعاتی‌كه در پی‌خواهد داشت به بحث می ‌نشينيم .

محسنات ازدواج دانشجویی

جز اينكه خداوند خير و زيبایی محض است در ساير موجودات چيزی ‌را نخواهم يافت كه خير و يا شر محض باشد كاری ‌نيست كه همه اش اثر منفی و يا مثبت از خود  بروز دهد، انسان وقتی‌گفته می‌شود محسنات ازدواج دانشجویی دليل براين نيست كه تبعات آن هم نيكو باشد، غير از اين بسياری از اعمالی كه از دستورات صريح اسلام است درنگاهی‌ دور انديشان معلوم است تبعات زيان باری را متوجه فرد و جامعه خواهد كرد مانند اين كه صدقه امريست كه مورد تأكيد اسلام است ولی در نگاه ديگر سبب گدا پروری‌می‌شود كه معضل است كه چند سال است جلو اين تكدی‌در ايران گرفته شده از محسنات ازدواج دنشجویی  این است.

1)شناخت متقابل : يكی‌از علل طلاق عدم اطلاعات لازم به خصوصيات پنهان است كه ممكن است بعد از عقد و تماس نزديك ثابت و باعث جدایی شود كه نمونه زيادی دارد ، با توجه به اين كه شناخت خصوصيات در ديگر انتخاب های‌ غير دانشجویی هم مشكل است و هم آن دست آخر آن كه بايد نمی‌شود ولی‌انتخاب دانشجویی‌علاوه براين كه دختر و پسر شناخت كامل نسبت به هم پيدا می‌كنند اصولاً‌از نظر نوع تخصص متناسب با هم می‌جويند در ميان همه محسنات تنها اين محسن خوب است چون همان طور كه گفته شد يكی از علل طلاق و حد اقل درگيری‌خانوادگی اين است كه عيوب ، صفات ... افراد آن طور كه بايد شناخته نمی ‌شود تا شب عروسی و در مواردی تازه بعد از يك سال معلوم می‌شود آن چيزی‌كه در نظر بود ، نيست و طرف قبلاً  نسبت به انتخاب خود نگران و به همان اندازه بجای علاقمندی از طرف متنفر می‌شود.

2)هزينه عروسی‌‌: يكی از مشكلات جوانان (البته فقير) مشكل اقتصادی‌است هر چه حساب می‌كند نمی ‌تواند ناچار مدت زيادی عقب می‌افتد تا چيزی‌فراهم سازد ولی‌ازدواج دانشجویی كه به صورت گروهی‌باشد شنيده ام كه با مختصر هزينه ای‌دختر و پسر زندگی‌مشترك خود را آغا ز می‌كنند و اين خوب است كه قبل از مشكلات روحی ‌و روانی‌و يا خدای نكرده ديگر مسائل ديگر ازدواج صورت می‌گيرد و نمی ‌توان آن را با ديد منفی‌ديد.

3)كار خود كرده : يكی‌از چيزهایی كه حتی مانع می‌شود فرد به خاطر مشكل طرف كه تازه طرف مقابل متوجه آن شده به قول معروف سرآن را زده و چيزی ‌نگوید اين است كه كار خود كرده است و كالای ‌بد به ريش صاحب است،كارخود كرده پشيمانی ندارد چيزی‌كه درامر انتخاب همسر والدين بايد روشن گری ‌بكنند ولی تحميل نكنند، بگذارند دختر و يا پسر در انتخاب آزادی عمل داشته كه اگر فردا بد شد روی ‌پدر و مادر تاوان نشود بسياری هستند چون دخالت والدين بيشتر دخيل بوده و افراد آزادی عمل انچنانی نداشته و به همين اندازه دلگيرند ، به حكم ضمير ناخود آگاه سعی ‌می‌كنند به يك بهانه ای‌وانمود كنند آن همسری‌كه خواسته اين نيست ، گاهی كنايه و اشاره ای هم دارد ، من غير مستقيم چيز ديگر را بهانه كرده و با والدين بحث و جدال را پيش می‌كشد همين طرز تفكر، همين ديد از سرنوشت و زندگی مشترك يا كار به طلاق می كشاند يا تا آخر زندگی اين دغدغه رنج دهنده از گوشته دل پاك نخواهد شد ولی انتخاب آزاد در دانشگاه باشد يا طبق روال معمول قديم ، ديگر اين مشكلات روحی ... را نخواهد داشت .

تبعات ازدواج دانشجویی

همان طوركه قبلا اشاره شد اين كه ازدواج دانشجویی محسناتی دارد هيچ منافاتی ندارد كه تبعاتی جبران ناپذير را همراه داشته باشد مانند همان صدقه دادن بيجا و گدا پروری ، اصلاٌ اگر حساب كنيم كه اصل انتخاب دنشجویی مشكل ندارد ولی‌اگر تبعاتی داشته باشد چه؟ !

وقتی ‌تبعاتی‌داشته باشد كه قابل كنترل و پيشگيری نباشد ديگرهيچ توجيهی ندارد مهم اين كه وقتی‌بستری برای ‌بروز تبعاتی وجود نداشته باشد ولی ‌با وجود آن بستر تبعاتی را در پی‌داشته باشد كه اگر نمی ‌بود اصلاً خبری ‌نمی‌بود، آن اصل قضيه وقتی‌صد در صد هم درست باشد ، ادامه آن هيچ توجيهی‌ندارد كه همان اول بحث گفته شد همين نوع ازدواج دانشجویی از دانشگاه فراتر رفته و اول وارد ادارات و بعد وارد كوچه و خيابان می‌شود، كه درحال حاضر وارد ادارات هم شده كه يك نمونه آن دوبار پيش خودم آمد و بار دوم وقتی مضرات آن را توضيح دادم پشيمان شد به هر صورت به خاطر اهميت قضيه تبعات آن را مفصل تر بررسی‌ می‌كنيم.

1)موقعيت والدين‌‌: صرف نظر از اين ، تجربه ای‌كه والدين در امر انتخاب همسر و بنياد زندگی‌مشترك دارند و از سوي ديگر احترام و شخصيت والدين جای‌خود دارد اصلا خداوند برای‌هر چيزی حدو مرزی‌قرار داده است كه بايد رعايت شود چرا اذن پدر در عقد از شروط الزامی است كه دختر بدون اذن پدر نمی‌تواند شوهركند هر چند با سواد تر ... از پدر باشد صرف نظر از همه اينها اصلاً يك نوع خود مختاری در امر تصميم گیری درامر ازدواج رخ داده و در نهايت به يك هرج و مرج اجتماعی درامرازدواج و انتخاب امر مهم ازدواج مبدل می‌گردد!؟ اگر جوان بی تجربه اول زندگی حقوق والدين را زير پا گذاشته و آنها از حاشيه سرنوست خود هم بيرون كند فردا چگونه به حقوق ديگران اهميت می‌دهد چگونه به مقررات و قوانين نظام و حتی ‌حدود اسلام می‌تواند مقيد باشد كسی بدون نظر اوليه والدين  چند سالها است فلانی را می‌خواهد باهم بگو وخبر داشته باشند، كجای‌‌ آن رعايت حقوق و نظر والدين است موردی داريم كه دختر علی رغم نظر والدين خواهان فلان پسر است و بيش از سه سال است با هم درگيرند و كاربه بن بست رسيده است ، چرا اگر همان اولين بار به پدر و مادر يكديگر اطلاع بدهند و پای بند باشند حرفی ديگراست درواقع ازدواج دانشجویی كه والدين در حاشيه باشند صد در صد امری غير طبيعی است يك من درآوری ، يك بدعت در امر مقدس و مهم ازدواج و زندگی مشترك است .

2)شكسته شدن مرزها : همين كه اشاره شود كافی‌است بدانيم همه آنچه در عالم با چشم سرديده می‌شود و يا درپی تحقيقات علمی به آنها پی می  ‌بريم و چيزهایی كه حتی با چشم مسلح هم ديده نمی‌شوند علاوه بر اين نظم ، اندازه خاص برآنها حاكم است هر ذره‌ای دارای حدو مرز است كه همان ماهيت، نظم ... هم در اشياء از مقوله حدو مرز هستند به طوری كه اگر حتی يك گوشه از آن تعادل خود را ازدست بدهد تمام است و كلمه رب العالمين كه اين كلمه ( رب) بیش پنجاه  بار در قرآن تكرار شده ، يعنی كسی كه اين حد و مرزها را در نظام هستی به وجود آورده است .

يك انسان در نگاه اوليه پس از انعقاد نطفه تا تولد و رشد دوران طفوليت و يادگيری حرف زدن همه وابسته به والدين است بعد از خود شناسی هم چون هنوز به سر حد كمال نرسيیده  باز هم به مربی نياز دارد به خصوص زمانی که قصد زندگی مشترك دارند كه از هر جهت هم بسيار مهم و پيچيده است و هم امری مقدس و همه اين از شروع و حتی‌جمع شدن نطفه تا امروز كه تشكيل زندگی مشترك بدهد ذره ذره آن دارای حد و مرزی است كه مربيانی مانند والدين مسئوليت آن را داشته اند حال چگونه می‌شود يك باره آنهم درتعيين پايه زندگی مشترك جوان خود مختار و مستقل عمل كند اين تجاوز از حد و مرز مسير طبيعی‌زندگی است در حديث است ( كل شی تجاوز عن حد ينقلب الی ضده  ) يكی از مراجع در مورد حدو مرز اين طور مثل آورده اند اگر بگويند سرده متری گنجی‌وجود دارد شما ازده متر بالاتر و يا كمتر برويد قطعاً به مطلب نمی‌رسيد.

درنگاه ديگراگر حدو مرز شكسته شود كم كم ازدواج دانشجویی از دانشگاه به اداره جات و از اداره جات به خيابان و كوچه ها كشيده خواهد شد واين جاست كه وارد مرحله بسيار خطرناكی می‌شود يكی‌اين عصر اينترنت و تلفن همراه است و ديگر اين كه چون مرز شكسته و ازدواج دانشجویی ذهنيت دارد دختر و پسر آزادند دركوچه و خيابان با هم تماس نزديك داشته باشند اگر كسی هم متوجه شد می‌گويند ما دانشجو هستيم و برای يك امرخير باهم گفت و گو می‌كنيم كه از نظر اسلام هم بی‌اشكال نيست، اين همان است كه يك نوع هرج و مرج در مورد جنس مخالف رخ داده و در واقع تشبيه همان اشتراك جنسی کمنیست است و در يك استان به نام  شهر... سالی‌ششصد دختر دچار مشكلی‌می‌شوند و بعد هم همين ها كه اكثراً در خانه می‌مانند و يا بعد از ازدواج طلاق داده می ‌شوند درخانه مانده والی‌آخر... خانم گفته بود فعلاً چيزی نگو بعداً نخواستی طلاقم بده كه آقا اصلاً از ايران خارج می‌شود چه كسی ‌می‌تواند تضمين كند كه دامنه ازدواج دانشجویی در دانشگاه به خيابان ... كشيده نمی‌شود همين ها كه امروز اين طوری ازدواج می‌كنند فردا نسبت به اولاد خود كاملاً بی ‌تفاوت می‌شوند و رفته رفته به يك فرهنگ ماندگار و معضل اجتماعی تبديل شده و وارد مقوله ژنتيك شده و به نسل های ‌بعدی‌،‌خواهی نخواهی انتقال خواهد يافت و به اين جا كه رسيد ديگر بازگرداندن آن به حالت اوليه مشكل در حد محال است .

3)ديگر از عشق خبری نيست:گر چه در گذشته مورد بحث قرار گرفت ولی به خاطر اهميت آن در ازدواج دانشجویی هم قابل بحث است. شايد در تاريخ چيزی مانند عشق به معنای‌عام آن وِرد زبان شاعران نبوده است ، اصلاً بنای هر چيز بر اساس عشق است حتی درميان حيوانات عشق است كه حيوانات هم زندگی و توليد مثل می‌كنند عشق به فرزند است كه پرنده آن گونه با زحمت طاقت فرسا جوجه پرورش می‌دهد خاطره يك  پرنده به نام ياكريم را در منزل دارم كه در همين سال 87 چهار بار جوجه پرورش  مورد حمله گربه قرار گرفت و بالش شكست ولی ‌بازهم ادامه داد بر اثراين كه نرسيده بود دوباره تخمش جوجه نشد چون تخم ها بر اثر ترس قابليت جوجه شدن خود را از دست داده بود درهر دفعه كه روی تخم ها می‌خوابيد گاهی تا چهار روز برای غذا وآب بيرون نمی‌رفت .

دوران دانشجویی تا دردانشگاه هستند مرتب با هم مرد تماسند بعد هم كه عقد كنند اين تماس مرتب ادامه دارد اصلاً همه اسرار يكديگر را ديده و هر چه داشته اند برای يكديگر گفته اند كه ناچارند از چيزهای تكراری‌خسته كننده استفاده کنند ، همه چيز برايشان تازگی ندارند درست مثل اين که هر روز انسان از يك نوع غذا استفاده كند ديگر غذا بی ‌مزه است انسان وقتی به چيزی ميل دارد هرچه اين ميل شديد تر باشد آن چيز برای‌انسان لذيذتراست و هر قدر لذيذ تر باشد اثرات روحی ‌و جسمی آن بيشتر است ما نمی‌گوييم همه در شروع زندگی مشترك دچار مشكل می‌شوند ولی چرا در قديم و دردهای كه هنوز هم هست درگيری ، طلاق ... درميان خانواده ها كه كمتر است؟ هيچ صفا ، صميميت ، علاقه مندی به يكديگر ... زياد تراست در شهرها وقتی زن افتاده می‌شود مرد فوراً به فكر زن ديگر می‌افتد زن و شوهر از كار افتاده را به بهزيستی تحويل می‌دهند ولی‌در روستا ها قضيه به طوركلی عكس است كه هم در شهر وهم در روستا خودم شاهد نمونه هایی بودم و هستم خانمی از محل خودمان كه چند سال شوهرش درازكش بود برای مردنش كه زياد گريه می‌كند زنها می‌گويد راحت شدی چرا گريه می‌كنی ؟!

در جواب می‌گويد دلم خواست باشد همين كه نگاهش می‌كردم راضی بودم « در اسايشگاه معلولين و سالمندان خيريه بقيه الله قم كه برای تحقيق آنجا می‌رفتم، هنوز ادامه دارد وقتی آمار نوع مشكل سالمندان را خواستم نوشته بود تعدادی درخيابان ها جمع كرده اند، خيلی ها به خاطر جهاتی همين طور بيرون می ‌گذارند چون می‌‌دانند بهزيستی آنها را جمع و نگهداری می‌كند دردسرش برای‌‌آنها كمتر است!؟

اين ها همه بر می‌گردد به همان عشق و علاقه در عصر ماشينی ، ارتباطات جمعی‌... كه جهان را به يك دهكده كوچك تبديل كرده است اصلاً عطوفات انسانی‌... دارد بی ‌رنگ تر می‌شود آنوقت خيلی دير همديگر را می‌ديدند ، با نامه آنهم بعد از يك سال از همه با خبر می‌شدند عكس هم نبود و فيلم نبود كه عكس دوست و عزيزش داشته باشد فيلم را بگذارد كمی دلش باز شود لذا تشنه ی‌ديدن يكديگر بودند و لذا وقتی يكديگر را می‌ديدند زياد به يكديگر محبت و احترام می كردند ، اولش رفت و آمد ها‌ی‌عاشقانه زياد بود ولی‌عصر تكنولوژی...آمريكا است مثل اينكه جلو چشمش يك ساعت تلفنی با هم گفت و گو می‌كنند اصلاً ‌از يكديگر سير شده اند ديگر شب نشينی ...!؟

هديه دادن مانند قديم برچيده شده است اصلاً عصر ماشينی كار می‌كرده كه افراد مانند بيگانه بهم نگاه می‌كنند از بس تماسها مكرر، سريع و زياد شده است ، و روز به روز هم دارد بد تر می‌شود اگر كسی‌يك ماه در روستایی زندگی كند بعد در شهر متوجه می‌شود چه می‌گويم اگر علاقه زن و مرد روستایی را زن و مرد شهری مقايسه كنيد متوجه می‌شويد چرا زن روستایی دوشا دوش مرد كار می‌كند هيچ حرفی‌هم نمی‌زند و زن كارمند شهری حساب درآمدش جدا و گاهی با شوهرش درگيراست كه می‌گويد مقداری از حقوقت را بدهيد قبول نمی‌كند ويا اگر درآمدش را خرج می‌كند مرتب می‌گويد روی‌شوهر منت‌می‌گذارد ، با صراحت نباشد با كنايه !؟

ای‌كاش كارشناسان آسيب شناسی می‌بودند همين نوع كارهای مقايسه ای را انجام می‌دادند ، آزمايشاتی ‌را دنبال می‌كردند و نتيجه را اعلام می‌كردند كه بشر متوجه شود هرچه از اسلام فاصله گرفته و خود سر عمل می‌كند به همان اندازه زندگی مادی طعم شيرينی ،رنگ زيبای خود را به تدريج و خيلی‌ را حت ومفت دارد از دست می دهد لذا بيماری قلبی‌و افسردگی‌همه ريشه در ناراحتی‌،‌بی‌مهری ، مشكلات دارد اسلام در يك جمله كوتاه می‌گويد ( خير الامور اوسطا)  دخترو پسر نامزد در هفته يك بار هم همديگر را ببينند ولی‌از صبح ده بار تلفن همراه ‌با هم صحبت می‌كنند شب مانند زن وشوهر كنار هم می‌خوابند!؟

4)اهميت تمركز در تحصيل: در قسمت 3 مدعی ‌بوديم ( ديگر عشقی‌باقی‌نمانده ) در اين جا  با جرأ ت بيشتری ‌بايد گفت تمركزی ‌باقی‌نمی‌ماند با توجه به اينكه امروز هم سطح علم ودانش به صورت جهشی بالا می ‌رود واز فوق ليسانس دارد عبوركرده و مورد قبول هر جا دكتر است و همزمان و بيش از آن پيچيدگی علوم دركاربردی نمودن ها واقعاً‌ مشكل است و كار هركس نيست مسلم تحصيل وضع ديگری ‌پيدا می‌كند يعنی يك دانش آموز از برنامه غذایی ، كيفيت غذا ،‌تنوع غذایی‌، استفاده از لباس ، هوای‌مناسب ، داشتن استراحت و خواب به موقع ، بهداشت در همه سطوح ، بدن سازی‌ و داشتن قوای‌جسمی نياز شديد به آرامش و در وقت تحصيل شديداً به تمركز نياز دارد ازمنظر روان شناسی ‌تمركز است كه انسان در هر كار موفقیت داشته و كسی‌كه تمركز دارد هم ديرتر خسته می‌شود و هم اينكه از درس و بحث لذت می‌برد كه اگر علاقه و لذت نباشد گمان نمی ‌رود كسی ‌بتواند به مدارج علمی‌قابل قبول دست بيابد ، آيا با اين دغدغه نامزد داری واين كه فرد درحال شناخت از يكديگر و اينکه می‌كوشند خيلی‌چيز ها را مخفی‌بدارند و دها مشغله فكری ديگربا تحصيل منافات ندارد؟ ممكن است برای‌كسانی‌زياد مشكل نباشد ولی‌كليت ندارد سراغ دارم كه می‌گويم كه چند سال دختر و پسر درگير قضيه بودند و هنوز هم باقی‌است و هر دو سرگردان و با مخالفت والدين دختر و پسر واين بزرگترين خسارت است كه بر ارتقاء علمی‌يك كشور وارد می‌شود كه فكر همه دانشجويان متوجه ازدواج دانشجویی كرده است !؟

رعايت حد و مرز ميان زن ومرد

در مورد اين كه بعد از عروسی‌آيا ميان زن ومرد بايد همه مرز باشد يا نه بلكه مطلق هرج ومرج گونه باشد چون مرد و زن بطوركلی ‌محرم اسرار همند، اين  درست كه محرم اسرارهمند ولی‌اين بدان معنا نيست كه نبايد بی‌حدو مرز باشد رعايت حدومرز در اين جا رعايت ادب ، حيا،  مردانگی‌است بی حد ومرز باشد حرام نيست ولی ‌عين بی‌حيایی‌و بی‌ادبی‌است كه شخصيت فرد بی‌ادب از بين رفته و هرز می‌شود خداوند به نكته ای‌اشاره می‌كند كه درميان مقاربت هم بايد حدو مرز رعايت شود نه حيوان وار و بی‌حد و مرز باشد( ... و هنگامیكه ( زنان از حيض) پاك شدند ، از طرقیكه خداوند به شما فرمان داده است ، با انها اميزش ... [1] ) اين كه می فرمايد (از طريقیكه خدا به شما امركرده نزديكی كنيد) دارای ‌نكته است و يعنی‌رعايت حدو مرز اگر رعايت چيزی دركار نبود می‌فرمود( آميزش كنيدهر طور خواستيد ) نكته اش اين جاست كه قوم لوط مقاربت را ازجای ديگر ادامه دادن لذا به لواط عادت كردند لذا آيت الله امام خمينی ‌و طی در ُد بر را كراهت شديد می‌داند يعنی با همسر بايد مرز و حدود رعايت شود غير از اين باز هم چيزهایی هست كه بايد بين مرد و زن رعايت شود وگرنه همان نوع مشكل قوم لوط پيش خواهد آمد، هر شب پهلوی‌ نامزد خوابيدن و يا هر روز با او در تماس بودن ابداً حرام نيست ولی‌آثار و تبعات آن به حرام كشيده می‌شود مانند جريان قوم لوط كه به زن خود عادت كرده بودند و اين عادت آن ها را به لواط با هم جنس كشانيد مانند آلان كشور انگلستان كه لواط با هم جنس رسماً‌و قانون اساسی‌‌آنها می ‌باشد پس خداوند برای‌هر چيزی‌حدومرز معين كرده است كه اگرآن حدو مرز شكسته شود همان خواهد شد كه در مورد قوم لوط بدان اشاره گرديد.

فلسفه غيب بودن خداوند

درست است كه خداوند ذاتاً قابل ديدن نيست و دیندن خدا با چشم نيست ولی‌همين امر چقدر آثار مثبت از خود نصيب انسان دركسب ارزشهای‌انسانی‌... می‌كند كسی به مسافرت رفته چقدر انتظار او را می‌كشيم ،‌چقدر به سفارشات او پای‌بندیم تا برگردد چون او را دوست داريم و انتظار ديدارش را می‌كشيم به همان اندازه به انجام سفارشاتش پای‌بند و مقيديم حتی از كارمان می‌زنيم و كار محوله را انجام می‌دهيم ، نه به خاطر اين كه شرمنده او نشويم و از ما بپرسد چرا،‌بلكه به خاطر همان علاقه قبلی‌است ولی‌اگر از مسافر آمد و دو سال است آلان از آمدنش می‌گذرد آيا ديگر زمان مسافرتش به انجام دستورات او مقيديم در اينجا اين سوال مطرح است خداوند كه بعد از مرگ مومن با آنها تماسش نزديك شده و با آنها هم صجت است پس چرا حالا كه انسان شديداً به تماس نزديك و صجت خدا نياز دارد اين طور نيست ؟ در جواب بايد گفت به خاطر همان عشق است انتظار رسيدن به آنجا و به خاطر عشق به آن ديدار نزديك است كه شب و روز تلاش می ‌كنيم وازچيزهایی كه ممكن است مورد تنفر معشوق نباشد جداً خودداری‌می‌كنيم كه شايد روزی‌به اين خواسته خود برسيم و اين كام تشنه خود را از آب خنك و گوارای‌ديدار نزديك با خدا سيراب كنيم .

درباره غيبت امام زمان (عج) هم اين گونه است اگرحضرت مهدی‌(عج) درميان ما می‌بود و روزی ‌می‌خواست حكومتی‌جديد تشكيل دهد هم می‌پرسيدیم يعنی‌چه و هم آمادگی‌نداشتيم در ركابش جان فشانی كنيم تا جهان را مسخر و سپس تشكيل حكومت دهد ولی‌حالا كه متوجه شده ايم حكومتی كه قرار است  تشكيل بدهد چه اهميتی دارد و هم عاشق و دلباخته او هستيم كه اگر بيايد هرچه داريم در راهش فدا می‌كنيم لذا گفته می‌شود ياران و لشكران حضرت مهدی‌(عج) هر كدام قدرت مقابله با ده نفر را دارند چرا بايد امام درغيب باشد و ما انتظار آمدنش را بكشيم و لحظه شماری كنيم؟ چون در صدد است يك حكومت مهم جهانی بر پا كند كه برای‌اولين بار تازه  بشر از آن بهرهمند می‌شود اين حكومت را عشق امت مهدی‌است كه آن را می‌سازد نمونه آن را ما همه در انقلاب اسلامی ديديم بايد خمينی را شاه تبعيد كند و مردم به عشق ديداراوخون داده و شاه را بيرون كنند و بعد حكومت را تشكيل دهند اگر خمينی مانند ساير مراجع در ايران می ‌بود ومی‌گفت مردم قيام كنيد تا شاه را بيرون كنيم وحكومت تشكيل دهيم هم مردم تعجب می‌كردند ، هم كسی آماده نبود ، از شعارهای مردم در انقلاب معلوم می‌شود اين عشق به امام خمينی‌بود كه هفتاد هزار جوان خون سرخ خود را فدایی دادند و بعد به عشق همين خمينی‌سيصد هزارشان در جنگ هشت ساله  عراق عليه ايران شهيد شدند تا اين حكومت را از سقوط بدست دشمنانی مانند آمريكا نجات دهند .

زندگی مشترك به لحاظی از تشكيل يك حكومت و بيرون راندن شاه مهمتر است و نياز به عشق دارد اين عشق سرشار مرد و زن نسبت به هم است كه بدی‌های‌يكديگر را ناديده گرفته و بر مثبتات يكديگر تكيه داشته و آنها را تقويت می‌كنند و لذا با اين قدرت روحی‌، عشق ،‌و علاقه به هم پايه های ‌زندگی ‌مشترك را محكم و استوار می‌كنند چنان اين بنا را با مصالح محكم عشق ساخته می‌شود لذا در روستا چنان ديواره زندگی محكم است كه زن و مرد كار داخل و خارج از منزل را باهم انجام می‌دهند و تا آخر يك جان دو قالبند و كمترين مشكلی ‌رخ نمی‌دهد.

شعارهای‌مردم در انقلاب سندی ديگر

سندی ديگردر مورد اين است عشق بسترآنچه است كه عاشق به دنبال آن می‌باشد ما بوديم و جزئيات انقلاب مانند روز روشن جلو چشممان نمايان می‌باشد از زمانی كه شاه امام خمينی را  پس از دستگيری در سال 43 به تركيه و به عراق تبعيد كرد شهادت پسرش حاج آقا مصطفی بدست عمال شاه و سپس توهين شاه در روزنامه اطلاعات به امام خمينی كه همان روز ساعت هشت پای درس ستوده بوديم درسها تعطيل و انقلاب شروع شد مرتب اعلاميه ها و نوارهای‌امام خمينی به ايران آمد و بوسيله جوانان عاشق امام خمينی به همه جا پخش شد كه خيلی از آنها به وسيله ساواك دست گير و شكنجه شدند و در انقلاب جوانان شعار می‌دادند: ( خمينی عزيزم بگو تا خون بريزم) در همين قم جوانان با خون پای‌خود برديوار نوشت ( درود بر خمينی )  و يك نمونه ای‌از عشق جوانان به خمينی ( نه شاه میخواهيم نه بختيار = امام خمينيه صاحب اختيار( اين شاه آمريكایی اعدام بايد گردد = خمينیخمينیايران در انتظار است ) ( بيا ایرهبر ايران خمينی = بيا ای دشمن شيطان خمينی) ( نم نم بارون میاد = خمينی تهرون مياد= در زمستون بهار میاد= رهبر اين ديار مياد) ( اي مرد جهان خمينی جان = دل به تو بستيم محبان توهستيم ) ( ما لشكر خمينی با نهضت خمينی ،از پا نمینشينيم = تا لحظهی شهادت )

راستی چرا ازدواج با غير لذت بخش و ازدواج با همسری كه از كشور ديگر بی‌نهايت لذت بخش تر است و به همان اندازه درميان اين خانواده صفا ، صميميت... بيشتراست و كمتر می‌شود كه اختلاف خانوادگی وجود خارجی‌پيدا كرده و به طلاق منجر ‌شود به نظر می‌ رسداگر بررسی شود بيشترين درگيری ، طلاق ... در ميان خانواده هایی ديده می‌شود كه يا از بستگان می ‌باشند يا از همسايه ها و كسانی‌كه از ديرباز زياد با هم حشر ونشر... داشته اند ضايعات ازدواج فاميلی را دراين می‌توان دانست كه بر اثر آشنایی زياد و اين ازدواج با اقوام هيچ تازگی ، شيرينی ، ندارد در واقع يك نوع تنفر، سيری زدگی‌ بر روح و روان هر دو طرف حاكم است و همين حالت درانعقاد نطفه اثر دارد و هر جا كه علل و عوامل ديگر هم همكاری كنند بچه ها ‌اين ها يا ناقص متولد می‌شوند يا ضعيف و بی كيفيت، سالهاست در اين باره تحقيق می‌كنم غير از اين چيز ديگری  نيست . صرف نظر از اين مساله ازدواج فاطمه (س) با حضرت علی (ع) بحثی جدا دارد علی (ع) بعد از فاطمه (س)‌به برادرش عقيل سفارش می‌كند برای او زنی را خواستگاری كند كه از مردمان شجاع و در واقع غير باشد ولذا همين بود كه جوانی مانند عباس از او متولد شد كه قمر بنی هاشم گرديد و جوانی مانند او نيامده و نخواهد آمد.

اصلا چرا خداوند همه چيز را متنوع خلق كرده گل هزاران بو، گل صدها هزار ميوه گوناگون ، صدها هزار پرنده، ميليون ها هزار ماهی،‌فصول متنوع سال ... تمام به خاطر لذت خداوند است و لذا آمده است ( فی كل جديداً لذه ) دختری‌را كه تا دو شب قبل عروسی‌شب باهم خوابيده بوديد و ديگرحرف جديدی برای شوخی و گفتنی نداشتيد چگونه شب عروسی‌می توانيد برايتان تازگی داشته باشد قديم شب عروسی عروس و داماد تا صبح بيدار بودند و با هم حرف زده و از خاطرات خود می گفتند و تمام هم نمی‌شد ولی حالا دختر و پسری كه در مدت دو سال نامزد داری هر شب پهلوی‌هم خوابيده اند ديگر چيزی برای‌گفتن ندارند مگر حرف های ‌تكراری‌خسته كننده و گاهی چرت و پرت و گاهی هم به هم ايراد گرفتن ،دهن تو كمی‌بو می دهد ، درخواب خورخور می كنی‌، شب خيلی‌غلط می‌خوردی ، در وقت غذا خوردن دهنت صدا می‌كند ... آيا اگر زياد باهم نباشند جای بروز اين حرفها است، اگر در هفته يك بار هم ديگر را ببينند چون خاطره يك هفته را برای‌گفتن دارند ديگر جایی برای ايراد و اشكال باقی می‌ماند؟ ، چرا اسلام اين گونه چيزها را منع كرده و خواسته انسان سبك نباشد زياد از حد كاری را تكرار نكند هر چند خوب باشد ؟! دانشجوی پسر و دختر كه چند سال هرچه داشته اند برای هم گفته اند ديگر حرفی برای گفتن ندارند.

چه بايد كرد و چگونه ؟

در باره اینکه چه بايد كرد بعداً به مواردی اشاره خواهيم كرد ولی در مورد « چگونه » لازم است گفتن مشكل بشر، پيدايش مكاتب ، مسلمانان به شيعه و سنی تقسيم شدن... ناشی ازچگونه عمل كردن است كه حضرت رسول(ص) می‌فرمايند: ( انیلا اخاف عليكم فيما لا تعلمون و لكن انظروا كيف تعلمون فيما تعلمون من درآنچه نمیدانيد بر شما نمی ترسم، ولی توجه داشته باشيد درآنچه میدانيد چگونه عمل خواهيد كرد { كه دچار اشتباه نشويد چون چگونه عمل كردنتان خيلی دقيق و ترس آور است} [2]) اصلاً نمی‌شود گفت مردم تعمداً دست به كارهایی می زنند كه نتيجه آن طلاق است ولی با جرأت می‌توان گفت با اين که هر كس می‌خواهد ايده آل ترين زندگی و همسر داری را داشته باشد ولی با اين حال از هفتصد هزار ازدواج 3 هزار به طلاق منجر می ‌شود معلوم است درچگونه عمل كردن مشكل دارند نه جوان نه خانواده ی او درانتخاب همسر ناقص عمل می‌كنند، مهريه را سنگين می ‌زنند تا از طلاق جلوگيری كند ولی با اين حال آن همه طلاق را در يك سال نشان می‌دهد ، ملاكهای انتخاب ملاك های‌آلوده به هوا و هوس شيطانی است

در مورد چه بايد كرد كه طلاق به حد اقل برسد اگركه بخواهند من طرحی كامل و جامع برای حل اين معضل ارائه می دهم و مواردی را كه بايد بدان اشاره كرد همان چيزهایی می باشد كه توضيح آنها گذشت و نیز به گونه ای ديگر به عنوان راه كار به آنها اشاره  می‌كنيم.

1)آموزش: يكی از كشورها كه شالم ترين مردم جهانند به جهت تغذيه سالم ، آموزش كامل و بهداشت لازم است چندين طرح در همين مورد دارم كه از سال 83 تا كنون در اختيار مسئولان زيربط قرار گرفته كه جديداً دولت آموزش سراسری را در مورد صنايع كشاورزی شروع كرده كه اميد می رود درمورد ازدواج ... هم شروع وحتی اجباری باشد قبلاً گفته شد تنها جهل است که همه علتهای ناخواسته را در پی دارد اگر جوان قبل ازدواج آموزش كامل و جامع ای ‌ديده باشد، باوركن طلاق به نود درصد كاهش پيدا خواهدكرد كه ناخواسته پيرامون استمناء وخود ارضائی گفته شد كه افت قوای جنسی را در پی خواهد داشت اين ها را يك آموزش جامع و كامل در نطفه خفه خواهد كرد.

2)سنت كهن: تا چند سال پيش و به خصوص قبل از استقرار حكومت اسلامی در ايران ما مسلمانان را مرتجع معرفی می‌كردند يعنی كهنه گرا و بازگشت به اصول كهنه شده اسلام!؟ قرنها پيش حتی در ميان مسلمانان شنيده می شد ( اي بابا اين ها قديمیشد بايد ديد زمان چه میگويد...!؟) ولی‌حالا وضع به طور كلی عوض شده هم در مطبوعات زياد ديده می‌شود و هم  رسانه زياد بازگو می‌كنند آنهم از قول دانشمندان غربی ‌و اروپایی كه خيلی ازآنها را ياد داشت كرده ام وآن اين است که علم بدون پشتوانه معنوی والهی انسان را به نابودی ‌می كشد ، ايمان و تقوا در كارها روزمره نقش به سزایی وافراد دارای باورهای دينی هم كارایی هتری دارند و هم سالم ترند، كسانی كه نماز صبح را وقت اذان با جماعت هم بخوانند از سلامتی روحی و آرامش روانی بيشتری برخوردارند... این گوشه اندکی از اعتراف دانشمندان اورپائی است.

منظور اين كه اگر می‌خواهيم واقعاً جلو درصدی از درگيری های خانوادگی و طلاق ها گرفته شود مانند قديم هم دوران نامزد داری بيش از شش ماه تجاوز نكند و هم رفت و آمد در هفته يك بار بيشتر نباشد و پسر هم  به طور كلی حق نداشته باشد شب پيش نامزدش بخوابد ، مسافرتی كه شب بمانند ابداً در كار نباشد و دو ماه قبل از عروسی رفت و آمد حتی ده روز يك بار هم كمترباشد و برای عشق بازی چند روز چيزی را كه بعداً شيرازه زندگی رامحكم می‌كند همه را يكباره در دوران نامزد داری از دست ندهند.

3)منع ازدواج دانشجویی: با توجه به مساله تمركز كه حتی اگر خواستگاری از منزل شروع شود قطعاً خود نامزد داری در وقت تحصيل دانشجو را از ايده آلهای علمی باز خواهد داشت ازدواج دانشجویی به طوركلی ممنوع شود و اگرنشد كوتاه مدت اين كار عملی شود دختر و پسر همين كه هم ديگر را ديدند و پسنديدند باشد كه اگر والدين دو طرف قبول كردند ادامه بدهند و فوراً عقد و بعد حد اكثر سه ماه عروسی كنند چون عروسی هم ديگر مانع تمركز دردانشگاه و منزل نمی‌شود و هم اينكه جوان از دغدغه ها برای انتخاب همسر ايده‌آل چه كند، كجا برود... و فشار جنسی در امان مانده و باخيال راحت و به دور از شرايط والدين كه محدوديت هایی را متوجه جوان می‌كند درامان خواهد ماند وبه قول قرآن ( لتسكنوا اليها             ) تحقق يافته است خداوند ازدواج را از آيات خود به شمار آورده و آخر آيه می‌فرمايد : از جنس خودتان همسریقرار داديم كه به سوی آنان آرامش بگيريد )‌در واقع جوان تا عروسی نكرده به قول قرآن آرامش ندارد ، آرامش نداشتن با داشتن تمركز صددر صد منافات دارد.

4)كنترل مهريه :رهبری و دولت يك رابطه اعتباری است بدان معنا كه اگر مردم آنها را نمی‌خواستند و انتخاب نمی‌كردند انهاهم وظيفه رسمی نداشتند و هم اعتباری كه مردم ناچار باشند طبق دستور آنها عمل كنند مردم رهبر و دولت را انتخاب نمی‌كنند فقط برای نان وآب بلكه انتخاب می‌كنند كه هر چيزی كه به نظرمی‌آ يد بود و نبود آن به مصلحت جامعه است و خود مردم قادر به كنترل ... آن نيستند و اصلا صلاح نيست دركارهایی كه به مصالح عموم ربط دارد وارد شوند اينجا رهبری و دولت جداً بايد وارد عمل شوند ولو با عرف و فرهنگ غلط همه مردم مخالف باشد حتی جداً بايد وارد عمل شوند چگونه كلاه ايمنی موتور سواری و كمربند رانندگی كه زياد هم جنبه عمومی ندارد اجباری‌، و جريمه ای است ولی 83 هزار طلاق كه زاييده همين مهريه سنگين ... است نبايد جلوگيری از عوامل آن اجباری باشد؟ 83 هزار نفر بايد مهريه بپردازد بعد هم می‌خواهند با گرانی امروزی ازدواج كنند چه می‌شود حداقل از 83 هزار دو هزار آنان برای پرداخت در زندانند كه  در گذشته گفته شد سال جاری  87 كه رئيس جمهور محترم دكتر احمدی نژاد به قم آمده بود مبلغی برای آزادی‌اين زندانيان مهريه اختصاص داد از نظر مشكلات روحی شما حساب كنيدهر خانواده با پنج خانوانده ديگر ربط دارد چهار صد هزار خانواده از نظر روحی درگير مشكلات طلاق ، حرف و نقل ... آنها هستند چرا بيماری های قلبی ‌و عروقی و افسردگی نسبت به ساير بيماری‌درصد اول و دوم را دارند و به قول يكی‌از پزشكان بيماری های روحی و روانی درحال توسعه است و لذا نوبت مراجعه به پزشك دو ماهه است كه دو مورد آن را ما خودمان برای‌كسانی حضور داشتيم.

چه اشكال  شرعی، عرفی ‌و عقلانی دارد كه دولت اعلام كند سقف مهريه اين قدر است و بيشتر از آن نه ، در دفتر ازدواج ثبت می‌شود ونه اعتبار قانونی‌دارد و ادعای ‌بيش ازآن در وقت طلاق كسی مدعی‌باشد حتی‌ پيگرد قانونی دارد كجای‌آسمان خراب می‌شود باور كن مردم حتی تحسين خواهند كرد درست مانند سهميه بندی بنزين كه كسانی فكر كردند دنيا به هم می‌خورد ولی‌ديديم كه دنيا كه بهم نخورد و جلو چه دزديها ، تخلفات و مشكلات ديگر به راحتی گرفته شد .

راستی چرا مراجع ، علما سكوت كرده اند امری‌كه باعث آن همه مشكلات اقتصادی ، روحی روانی شود  حرمت آن چيزی را دارد كه باعث آن می‌شود مانند حرمت استعمال تنباكو بوسيله ميرزای‌شيرازی‌، شراب حرام است برای‌چی برای‌اينكه مفاسد اجتماعی‌را درپی دارد يا اين كه صرف شراب خوردن حرام است فرض كنيم هيچ مشكل روحی و جسمی ندارد اعلام كنند تا اين مبلغ جايز و بيشتر از نظر شرع حرام است مگر هر چه نص صريح دارد بايد حرام باشد يا هر چه موجب زيان فرد و جامعه می‌شود؟ ملاك زيان است كه نص صريح با پيشرفت زمان و چيزهایی كه از نظر نام و شكل تغییر می‌كنند ما با موارد زيادی ‌روبه رو خواهیم شد كه دراحاديث و آيات حرفی ‌از حرمت آن نيست ولی‌ واقعاً زيان آنها از چيزهایی كه نص صريح برحرمتشان داريم بيشتر و فاحش تراست مانند همين مواد مخدركه سه ميليون جوان را نابود كرده ولی‌حرمت آن به طور صريح اعلام نشده سيگار با آن تلفاتش و هاكذا...

اين ها همان هلاكتی‌است كه خدا در قران اعلام كرده چرا جلو آن نمی‌گيريم (و در راه خدا انفاق ، { و با ترك انفاق و بايد هایمهم زندگی} خود را با دست خود به هلاكت نيفكنيد...[3] ) شما ببينيد خدا می ‌فرمايد اگر انفاق نكنيد خود را به هلاكت انداخته ايد آيا 83 هزار طلاق كه چهره كشور اسلامی‌را در جهان بد جلوه داده هلاكت نيست آن همه مشكلا ت روحی ... طلاق داده ها... و تبعات آن هلاكت نيست؟ ، چقدر همين زنان طلاق گرفته و يا طلاق داده شده به حرام گرفتار می‌شوند!؟ ، دچار افسردگی و فشار خون ، آلزايمر، مشكلات قلبی‌، عروقی‌ می ‌شوند، چه مشكلاتی از نظر روحی متوجه والدين ... می‌كنند سراغ دارم و از مشكلاتشان دقيقاً با خبرم! اي رهبر ای‌دولت ای ‌مراجع ،‌ای اهل منبر و قلم ... چرا به داد مردم نمی‌رسيد چرا به داد اين ها نمی ‌رسيد ، اين ها به شمه انتظار و دلبستگی‌دارند ، جواب اين حديث ها را چه می‌دهيم ؟! ( من اصبح ولايهتم با مور المسلمين فليس بمسلم و من سمع رجلاً نيادیيا للمسلمين فلم بحبسه فليس بمسلم[4]) فرياد اين ها در زندان بگوش می ‌رسد زنان مطلقه درخانه كه هر روز دعا و نظر ونياز شوهر می‌كنند واز گوشه و كنايه والدين... نجات پيدا كنند صدايشان به گوش نمی ‌رسد، مسلمان نيست ، نياز ندارند ، گرفتار نيستند، در حصار و گاز انبری ‌و منگنه رسومات غلط گرفتار نشده اند؟!؟

5)مشاوره خانوادگی: امروز چقدر مشاور دادگاهی‌، شورای‌حل اختلافی‌،‌پزشكی‌... برای‌حل اختلاف خانوادگی... وجود دارد و چقدر در نوبت بايد به ايستد و در موارد پزشكی چه پولهایی كه گرفته نمی‌شود در همين قم همراه زن و شوهری ‌بودم كه آن دست آخر ازآقا دوازده هزار تومان برای ‌نيم ساعت مشاوره گرفت، هيچ نتيجه ای ‌نداشت و بيش از بست جلسه مشاوره خودم در مورد خانواده هر دو انجام دادم اگر می‌خواستند پول بدهند بايد خيلی پول می‌دادند.

راستی حوزه های ‌علميه با اين همه هزينه و از خمس دست رنج و عرق جبين مردم ساخته شده و ادامه دارد برای چيست؟، طلاب درس می‌خوانند و هيچ كار توليدی‌در جهت بنيه اقتصادی‌... كشور ندارد كارشان چيست كجای بار جامعه را بردوش گرفته اند مگر به قول خودشان وارث انبيا و اولياء (ع) نيستند؟ مگر برای‌حل مشكلات فرهنگی... مردم آماده نمی‌شوند از83 هزار طلاق در يك سال برای يك كشور چی ‌خسارت بار تر، مشكل سازتر... چه اشكال شرعی ، عرفی و عقلایی حوزه های علميه دارد که سراسر كشور يك مركز مشاوره داشته باشند؟ برای مراجعات تلفنی‌مردم و گاهی‌هم حضوری گروهی از طلاب كاملاً آموزش ديده را آماده داشته باشند و اعلام كنند هرخانواده ای‌ مشكلی داشته باشد و يا مايل امور زندگی خود را براساس راه و روش اسلامی برنامه ريزی‌كند سالی يك نفر كارشناس از حوزه علميه و مركز مشاوره دعوت كند بدون هيچ خرج و هزينه ، بدون هيچ معطلی و جایی ديگر رفتن بدون اين که نزديك بستگان بدانند ميان زن و شوهر چه گذشته خيلی راحت بوسيله يك نفر كارشناس از يك مركز مسئول رسمی ‌و محرم مشكل خود را حل كند در صورتی كه  می ‌شود اين كار را كرد و هزينه ای‌ هم برای حوزه  ندارد و اگر اين كار را بكنند هم مردم استقبال می‌كنند و هم روحانيت در متن جامعه قرارگرفته و اصلاح جامعه را از خانواده شروع می‌كند،ديگرشاهد بزهكاران... نخواهيم بود با وجود اين روحانيت تا كنون نسبت به چنين مهمی ‌نپرداخته و اين همه تبعات ناگوار را در پی ‌داشته و دارد مگر خدا با كسی ‌رو در بايستی‌دارد در مورد انتخاب امامت خدا درغديرخم پيامبر را آن گونه تهديد می‌كند: ( فان لم تفعل فما بلغت رسالت= آیه67، مائده) وای به حال ما آنهم در يك امر بسيار مهم كه با سرنوشت حياتی‌ جامعه ربط دارد واقعاً اگر چنين برنامه ای‌شروع و اين گونه حوزه علميه را وارد مدار زندگی روزمره مردم كنيم علاوه بر اين طلاق در حد نود و پنچ در صد كاهش پيدا خواهد كرد جامعه  اصلاح می‌‌شود چون افراد درست تربيت شده وارد جامعه می‌شوند اميدوارم دولت هم ازحوره های‌علميه بخواهد اين طرح را جدی بگيرند دولت هم كمك كند آنگاه چقدر ازحجم پرونده ها در دادگاه ، نفرات در زندان تخلفات در مقابل پليس ... كاسته می‌شود چه هزينه هایی بر می‌گردد ودولت آن را صرف مصالح قابل بازده كشور می‌كند...

6)مشكل مسكن جوانان: علل و عوامل گوناگون هستند كه مستقيم و غير مستقيم روی‌هم رفته سبب می‌شوند ما در يك سال از هفتصد ازدواج 83 هزار طلاق ويران گر داشته باشيم همه علل و عوامل پشت صحنه كه شايد نشود آنها را به شمار آورد باعث يك پديده به نام طلاق می‌شوند قبلاً اشاره ای كه خسارات همه جانبه طلاق داشتيم و درگذشته از حديث شنيديم طلاق عرش خدا را به لرزه در می آورد، زندگی ‌مشترك را تخريب می‌كند مورد بغض و غضب خداست لرزيدن عرش ، تخريب زندگی و بغض خدا سه واژه تكان دهنده كه حتی در مورد قتل امامان نيامده ، اگر كسی امامی ‌را كشت عرش می‌لرزد.

يكی از مشكلات ازدواج مشكل مسكن است هر جا پسر برای‌خواستگاری‌می ‌رود اول می‌پرسند چون خانه ندارد به بهترين جوان خانه نمی‌دهند ، روزی ‌ناچار می‌شود با دختری ازدواج كند كه ايراد منزل ندارد آقا جوان با كسی ازدواج كرد كه واقعاً او را نمی‌خواهد يعنی‌اگر خانه داشت هرگز اين دختر دارای ‌چند مشكل را نمی‌گرفت حال اگر پسر روزی خانه دار و صاحب مال شود آتش دلش شعله ور می‌ شود ای كاش می‌شد زنی‌ديگرمی‌گرفتم چون نمی‌شود خلاصه به هر بهانه و درگيری روزی ‌زن را طلاق می دهد يا زن مجبور می ‌شود مهر خود را حلال كرده وطلاق بگيرد، زن هر روز با شوهر اجاره نشين درگير است مادر دختر وارد ميدان می‌ شود بهترين خواستگار برای دخترم آمد دخترم را ندادم هم خانه داشت و هم ماشين الهی ‌مادرت بميرد كه تو را گرفتاركرد وچند سال خانه بدوش هستی كاش خانه پدرت مانده بودی و شوهر نكرده بودی‌!؟  نمی دانيد همين مشكل مسكن تا كنون چه بر سر خانواده ها آورده است !؟

چه اشكالی‌دارد دولت همان پولی ‌را كه خرج ساختمان، اعوامل اجرایی دادگاه ، زندان ، پليس ... می‌كند همان را صرف خانه برای جوانان كند خانه ساخته در اختيار آنها قرار دهد و مانند وام قسط آن را بگيرد، يا به اين شرط باشد وقتی خانه دارد خانه را تحويل و بعداً هر وقت توانست اجاره را به تدريج بپردازد يا از همان اول اجاره به شرط تمليك باشد كه همزمان با پرداخت قسط خانه اجاره را هم بدهند يا راه دیگر را پيدا كنند پنج سال اول زندگی‌مشترك به عروس و داماد رايگان بدهند عجيب اين كه بيش از اين دولت در مورد دادگاهها... هزينه می‌كند اين مشكلات رو به فزاينده باقی‌مانده و در دادگاهها و زندان ها هم آن می‌گذرد كه واقعاً تاسف آوراست در همين سال جاری آيت الله شاهرودی‌رئيس قوه قضائيه ، پنج ميليون پرونده دراين سال را نگران كننده دانست برای هر پرونده چند ساعت وقت تلف شده حد اقل يك ميليون از اين پرونده و ده هزار زندانی مربوط به مشكلات خانوادگی ‌و طلاق... است!؟ .

خدايا خودت كمك كن...25/9/87

                                                                     مهريه سگنگين وطلاق

تاريخ 8/3/1391، در ضمن خبر ساعت دوي بعد از ظهرآقاي جولايي رئيس ستاد تعيين ديه در داد گاه گفت: 20000، مرد به خاطر اينكه توان پرداخت مهريه را نداشتند به زندان افتادند!؟. علت العلل اين ماجراي بسيارد تأسف بار، ورود بيقيد و شرط زن در بازاركاراست كه در باره آن درچند كتاب و نامه براي مسؤولين ذيربط توضيح داده ام و علل و عوامل ديگرآن كه ريشه در همان علت العلل دارد.اين هاست.

1):بي توجهي به سر نوشت زندگي مشترك جوانان است كه هم دولت و هم حوزه هاي علميه باهماهنگي  با يد با آموزش نحوه انتخاب همسر و مديريت در زندگي مشترك آنان كاملاً آشنا و بدون  مدرك آموزش هيچ  عقدي را وارد دفتر محضر نكنند.

2): و نيز وظيفه دولت و حوزه است سطح مناسبي براي مهريه  تعيين و اعلام كنند كسي  حق ندارد بيش ازآن مهريه بزند و هركس خلاف كند علاوه براينكه در دفتر ازدواح ثبت نمي شود حتي پيكرد قانوني هم دارد چون قانون شكني محسوب مي شود.

3) زناني به خاطر اينكه مهريه يك سرمايه مي شود گروهي به هر بهانه اي كه شده راه و روش طلاق گرفتن را ياد گرفته اند و با گرفتن مهريه  سرمايه اندوزي مي كنند و طلاق براي زنان  يك بازار تجارت محسوب مي شود كه  ممكن است برخي شوهر بهتري  بدست بياورند.موردي راكه سراغ  دارم وقتي كسي به خواستگاري او نيامد به طرف شوهر برگشت و براي زن دوم مشكل شد؛ در حدي كه آن زن  بيچاره راضي شد به اينكه مرد آن زن اول خودر را صيقه كند!؟.

4) خود داد گاه هم يكي ازعلل اين بد بختي دركشور جمهوري اسلامي هستند كه براي اسلام ننگ درست مي شود.چون اين گونه مسائل به حساب اسلام گذاشته مي شود چون فضا فضاي اسلامي است نه كفركه حساب آن جداست. داد گاه بدون جهت نسبت به تبعات باز بودن راحت طلاق گرفتن حق را به زني مي دهند كه با كلاه شرعي كه درست كرده اند موفق مي شوند طلاق بگيرند كه البته بايد قانون اصلاح شود ومصالح اجتماعي را فداي مصالح فردي نكنند كه در يك سال كشور 75ميليوني  شاهد20هزار زند باشد براي اين كه توان پرداخت مهريه را نداشته اند لابد 20هزار هم توان  پرداخت را داشته اند در ايران  روی همرفته سالی 80تا70هزار طلاق واقع مي شود!؟

اشتغال زنان حقوق بر، حقوق بري باعث بالا رفتن توقعات زنان در همه مسائل زندگي مشترك مي شود، ازجمله مديريت در زندگي و همين امر باعث تضاد در مديريت زندگي مي شود و هر دو  مي كوشند، حرف خود را به كرسي بنشانند و ديگري از او  پي روي كند. اين جاست كه سر نخ اختلاف خانوادگي شروع مي شود كه ممكن است سر از طلق درآورد. درصورتي كه خداوند طبق آيه 34از سوره نساء، مديريت را به مرد واگذار نموده است0

                                                 کدام کشور بیشتیرین طلاق را دارد؟

مدیرکل دفتر آمار و اطلاعات جمعیتی و مهاجرت سازمان ثبت احوال گفت: نسبت آمار طلاق به آمار ازدواج‌ها در ایران ۱۶.۳ درصد است که این شاخص در فرانسه ۵۳.۲، روسیه ۵۲.۶، نروژ ۴۹.۸، آلمان ۴۸.۸، کانادا ۴۶.۳، استرالیا ۴۱.۲، ژاپن ۳۵.۸، چین ۲۱.۲، ترکیه و اردن ۲۰.۳ درصد و … می‌باشد. این بدان معناست که در صدر این جدول برای کشورهای توسعه‌یافته و منطقه، درصد طلاق به نسبت ازدواج‌ها در حدود ۵۰ درصد است، یعنی یک طلاق در مقابل هر دو ازدواج.

به گزارش قدس آنلاین ،علی اکبر محزون در گفتگو با مهر با بیان این مطلب افزود: آمار میزان ثبت ازدواج و طلاق در کشور و ویژگی‌های آن از جمله آمارهایی است که علاوه بر مسائل فرهنگی و اجتماعی، به لحاظ تأثیر غیرمستقیم در تحولات جمعیتی نیز در سطوح مختلف جغرافیایی اعم از کل کشور، استانها، شهرستان‌ها، شهرها و نقاط روستایی مورد توجه است.

عبد الحسین نجفی

همراه: 09368550280

 

 



 آيه 222-[1]

نهج الفصاحهص 194-[2]

بقره آيه 195-[3]

اصول كافی ج 3 ص 238 رسول اكرم(ص)-[4]