را خدا از کتاب نازل کرده، و آن را به بهای کمی می فروشند، آنها جز آتش چیزی نمی خورند ( و هدایا و اموالی که از این راه به دست می آورند، درحقیقت آتش سوزان است ) و خداوند روز قیامت، با آنها سخن نمی گوید، و آنان را پاکیزه نمی کند؛ و برای آنها عذاب دردناکی است[1] »، ونیز می فرمایند« کسانی که مال یتیمان را به ظلم و ستم ( غصب کرده و ) خورند ( در حقیقت ) تنها آتش می خورند، و به زودی در شعله های آتش ( دوزخ ) می سوزند[2] »
می گویند، عین مال حرام آتش می شود و درحدیث است که مال حرام خون خوردن است. ازکسی که دارای چشم بصیرت بوده نقل شده، می بیند لقمه ای که ازگلوی حرام خوار پایین می رود خون است!؟، آقایی که غذای حرام خوار را نمی خورد درجلسه ای که لازم بوده باشند، درنظر داشته از غذای صاحب خانه نخورد ولی با اصرار زیاد دو تا لقمه می خورد و فوراً حالت تهوع به او دست می دهد و هرچه خورده بالا می آید!؟، می گویند براثرهمین لقمه حرام تا چند روز بیمار می شود!؟
این آقا که به خاطراجتناب ازحرام خواری با وجود بی سوادیش درامامزاده ای، دو جوان نورانی برخوردی با او دارند به گونه ای که قرآن و معنای آن راحفظ می شود و داستان آن را پسرش در هر شب ماه مبارک 1383 ، وقت سحری، قسمتی ازداستان او را توضیح می داد، ازجمله اینکه شب بدون روشنی و چراغ قرآن می خوانده؛ فرق کلمه قرآن و دعا را می دانسته و گفته چرا اینها را مخلوط کرده اید؟ ، که البته هدف امتحان این آقا بوده که آیا واقعیت دارد یاخیر!
تزِ موفق شیطان را نگاه کنید!
یکی از تزهای بسیارموفق شیطان این است که انگشت جایی می گذارد که همه گناه ها از همان جا برخواسته و زایش کند وآن حرام خواری است؛ یعنی وقتی انسان حرام خوارشد دیگربی باکانه، به هرجنایتی دست خواهد زد، که یک نمونه بارزآن درگذشته گفته شد؛ امام حسین(ع) به لشکر یزید گفت: قلبتان ازحرام پرشده است که آیاتی از قران همین موضوع را با صراحت بیان می کند وآن اینکه وقتی چشم حقیقت بین انسان کور شود، دیگر عالم انسانی او به یک عالم شیطانی وحیوانی تبدیل می شود( اعراف آیه 179).آن آیه و قبل و بعد آن را مطالعه کنید که فردا نگویید ندانستم.
فلسفه خلقت انسان این است که باید کسی ضرورتاً جهت دهنده و راهنمای او باشد؛ حال این جهت دهنده اگر شیطان باشد درست همانند رانندگی بدون گواهی نامه است وحاصل آن خون آشامان تاریخ است که مورد تنفر همگان می باشند ولی اگرجهت دهنده و ولی اوخداوند باشد، معلوم است حاصل آن سلمان فارسی، مقداد...، می باشد و مورد ستایش و اشتیاق انسان ها که هرکس آنان را دوست دارند چون به قول قرآن در قلب افراد قراردارند(مریم آیه 96).
4): صحنه آزمایش: زندگی دنیا عیناً کلاس درس است که هر روز باید روی تخته سیاه جواب بدهیم و درپایان سال تحصیلی کارنامه هرکس را بدستش می دهند.آیات زیادی می رسانند که دنیا صرفاً به خاطرآزمایش است و هرکس به چیزی مانند فقر، ثروت، جمال طایفه... آزموده خواهد شد. و میان افراد فرقی ندارد، ازحضرت رسول (ص) گرفته تا آن چوپان بیابان گرد که با خوش رفتاری یا بد رفتاری او با گوسفندان، آزموده خواهد شد. در واقع خمس مال، یک امتحان بزرگ است چون مال به قلب انسان گره خورده است، لذا اگرانسان دراین امتحان موفق نشود، روزی مانند شمرامام حسین(ع) را درکربلا می کشد بعد هم درمسجد کوفه نمازمی خواند وعذرخواهی می کند!؟، بسیاری از همین نمازخوان ها وارد جهنم ابدی می شوند کوتاه سخن اینکه خداوند می فرماید « قطعاً همه شما را با چیزی از ترس گر سنگی و کاهش در مالها و جانها و میوه ها ( نتیجه کارها). آزمایش می کنیم و بشارت باد به استقامت کنندگان[3]» و درآیه 7سوره کهف می فرماید« ما آنچه را روی زمین است زینت آن قرار دادیم، تا آنها بیازماییم به کدامشان بهتر عمل می کنند[4] » این آیه هم می رساند دنیا صرفاً برای امتحان پس دادن است و اینکه چیزی نیست که انسان به وسیله آن آزموده نشود و این میدان مسابقه است که یکی مدال طلا می برد دیگری برنز وکسانی هم سرافکنده از میدان مسابقه بیرون رفته و زانوی غم را دربغل می گیرند؛ دخترک منتظر برنده شدنش درکنکوردانشگاه، به محض شنیدن خبرقبول نشدن ، با کلت پدرخود را می کشد!؟؛ شکست خورده، گانی را درمسابقه فوتبال دیدیم، با گریه ازمیدان مسابقه خارج می شدند!؟، اینها زنگ خطر را به صدا درمی آورند!؟
ونکته مهم اینکه آنجا هایی که بهانه ای درکاراست خدا بنده را امتحان می کند، مانند جریان حضرت ابراهیم(ع) دراینکه به دستورخدا باید زن و بچه را دربیابان بدون آب... رها و به محل برگردد؛ باید پسر را قربانی کندکه می شد عذر بیاورد و بگوید: « برای چه؟، من یک پسربیشتر ندارم؛ خودت انسان کشی را دوست نداری؟» ودهها بهانه دیگرکه قطعاً از الهامات شیطان و شیطان صفتان است.« شما خودتان هزاربد بختی دارید، دختر وپسر وقت ازدواج داری، مگرنمی بینی گرانی بیداد می کند، ما خومان مسحقیم وآبرو داریم، شب و روز می دویم تا پیش زن و بچه خود شرمند نباشیم»اینها القاأت شیطان است و این ذهنیت برای هرکس جز معصوم(ع)پیش می آید ولی تعداد زیادی دراین جنگ تن به تن پیروز و سر بلند بیرون می آیند ولی تعدادی...!؟، ارزش انسان تنها در همین گیر و دارها معلوم می شود و زندگی دریگ جنگ تن به تن سر نوشت ساز پیش می رود.
اسلام درنزد ما امانت است!
وچه امانتی که رسول خدا(ص)، علی و فاطمه(ع)، حسن وحسین(ع)...، شهدای صدراسلام تا امروزقربانی رسیدن این امانت بدست ما شده اند. ازین امانت چه کسانی و با چه وسیله و امکاناتی باید نگهداری کنند تا به دست نسل بعدی برسد همان گونه که کسانی رنج ها کشیده، خون جگرها خوردند تا اسلام به دست ما رسید. ما چه کار باید بکنم؟، اگرما دراین امانت داری کوتاهی کنیم، نسل بعد ازما دردامن فساد وکفرقرارخواهد گرفت؛ این را آیات قرآن، روایات و شواهد تاریخی گفته واعلام می کنند، اگرما کوتاهی کنیم فردایی باید جواب گو باشیم؛ کسی به شما چیزی را به رسم امانت بدهد درنگهداری آن چه کاری می کنیم؟، اگر زمانی رسول، علی، فاطمه، حسین ازما بپرسند؛ سهم شما درحفظ این امانت چه بوده؟، جوابی نداشته و سرافکنده شویم چه خواهدشد؟!، آیا یقین داریم با عذر و بهانه هایی که برای قانع کردن خودمان داریم می توانیم به همین باشیم؟؛ البته امید است چنین کسی درشیعه علی(ع) نباشد؛ ولی سهیم بودن درنگهداری این امانت به دقت، ازخود گذشتگی، فداکاری و ایثارگری نیاز دارد و با خرما گفتن دهن انسان شیرین نمی شود!؟
حقیقتاً باید توجه داشته وآن را جدی بگیریم. چون از یک سو خداوند در مورد جایگاه و بنیان گذاراین اما نت برما منت گذاشته و می فرماید« خداوند بر مؤمنان منت نهاد ( ونعمت بزرگی به آنها بخشید) هنگامی که در میان آنها پیامبری از خودشانبر انگیخت ؛ که آیات او را بر آنها بخواند،وآنها را پاک کند وکتاب وحکمت را به آنها بیاموزد...». آل عمران آیه 164: و ازسوی دیگردرمورد اینکه این امانت را باید حفظ کرد و برای نسل آینده آن را به دست اهشل سپرد که دچار مشکل نشود، می فرماید« و خدا وند به شما فرمان می دهد که امانت ها را به صحبانش بسپارید...». نساء آیه 58:
راستی با صمیم قلب خمس مال را دادن و سربلند ازمیدان مسابقه خارج شدن بهتراست یا سرافکنده و زندگی با آتش تا ابد!؟. یعنی خدا شوخی می کند یا آنجا هم جای پارتی، رشوه، دروغ و فرار به کشوردیگر وخود را به بیماری زدن است؟، با پیشرفت علم و تکنولوژی دیگراینها اثری ندارند اصلاً عصر پنهان کاری گذشته و شانه خالی کردن ازتکالیف بیش ازچند لحظه دیدن یک سراب دلخوشی و زمان ندارد؛ و هر چه باشد ولو هزار سال خوشی آخرش پشیمانی، خاری و عذاب است.
وکلام آخرخطاب به کسانی که با هربهانه ای ازخمس دادن شانه خالی می کنند. خوب است یک لحظه با دل خود خلوت کنند ازخود بپرند چه چیزدارند که مال خدا نباشد که برای دادن خمس به صاحب مال( خدا، رسول«ص»، امام«ع»...، بهانه تراشی می کنند، خوب دقت کنند این بهانه ها را عقل، و جدان...، می پذیرند؟، و درجواب سؤال خدا... چه باید گفت؟، دلیل قانع کننده چد داریم که بشود آنرا روی کاغذ نوشت؟، و به خدا...، نشان داد؟!، متأسفانه اکثراین عذر تراشها، ازکسانی هستند که مانند قارون بانک جای پول آنها را ندارد، و اکثرخمس بده ها ازطبقه دو و سه جامعه هسنتد!؟، اگراین برانداز ومقایسه اشباه است، خواهش دارم به حقیر اطلاع دهید تا اصلاح کنم.
موضوعات ومسائل متفرقه خمس