فصل دوم: آثار طبي سحرخيزي            ( از کتاب فلسفه سحر خیزی)

چون بحث در مورد قداست و معنويت سحرگاهان و عرفان است، لازم است به اين نكته توجه شود، همه دستورات اسلام داراي ابعاد مختلف و جامعيت ارزشها و در واقع ساختاري هستند چند منظوره، با توجه با اين كه هدف از حيات معنويت و كسب ارزشهاست در ضمن آثار و تبعات مادي را همراه خواهند داشت هدف از روزه ماه مبارك رمضان صرفاً معنوي و خودسازي و كسب ارزشهاي اخلاقي است ولي با اين حال، روزه‌ داري بيش از پنجاه بيماري ريشه‌كن نموده و يا حد اقل تضعيف مي‌نمايد، وكلاً در معالجه بيماريهايي جنبه كمك درماني دارد. سحرخيزي صرفاً به خاطر كسب ارزشهاي معنوي است ولي در ضمن، آثارطبي با ارزشي دارد و همانند اثرات معنوي آن اثرات طبي زيادي دارد. تأليف و نگارش كتاب روان ‌درماني در واقع براي برداشتن سحرخوابي مي‌باشد نوعي بيماري اخلاقي است و همين نوع بيماري باعث از بين رفتن بسياري از ارزشهاي معنوي مي‌گردد، لذا اين كه بيماري‌ها گاهي بطور كلي مانع دست‌يابي به ارزشهاي معنوي مي‌شود ما را برآن داشت كه كتابي به اين سبك در مورد سحرخيزي و آثار سوء سحرخوابي نگاشته شود تنها با وجود سلامت جسم و وجود نشاط است كه مي‌توان با علاقه و عشق در پي كسب ارزشهاي معنوي بود و به حد اكثر آنها دست يافت، ممكن است بيماري جسمي باعث انحراف افراد زيادي نشود ولي باعث از دست رفتن بسياري از ارزشهاي معنوي خواهد شد كه تنها سلامت جسم شرط دست يابي به آنها است همين ناراحتي هاي جسمي در عده ‌اي كه شناخت لازم و عوامل بازدارند را ندارند، حد اقل باعث مي‌گردد نسبت به بسياري از اصول انساني و مقدسات ديني فاصله گرفته و بدبين شوند، وخود را از بسیاری ارزش های انسانی والهی محروم کنند!؟

انگيزه نگارش كتاب هاي طبي

با وجود كارهاي تحقيقي گسترده و پيش‌نويس چندين كتاب در همه زمينه‌هاي غير طبي و پيش‌نويس بيش ازسي طرح جامع اجتماعي دولتي وحوزوي. مشكلات قابل لمس طبي اكثر جامعه، مرا برآن داشت وارد مقوله طبابت شده و هفت كتاب به نامهاي «رژيم غذا، غذا درماني، شناخت درماني، رفتار درماني اول،‌ طب جامع اسلامي و ژنتيك و وراثت»، پيشگيري از بيماريها ارثي، رفتار درماني دوم داشته باشم. يعني اگر مشكلات آزاردهنده مردم نمي‌بود اصلاً به فكر اين گونه مسائل طبي نمي‌شدم و حدوداً از بيست سال پيش تا كنون آرامش را ازمن سلب كرده كه همان زمان طرحي به دولت در مورد پيشگيري دادم ولي تاكنون(85) كاري نشده و همچنان مردم با بيماري هايي كه مي‌شود نباشد و داروهاي شيمياي كشنده دست و پنجه نرم مي‌كنند چيزي كه بيشتر از همه چيز مرا رنج داده و تحريك مي‌كرد اين بود كه بسياري از بيماريها را مي‌توان با رژيم غذا، مانع از بروز آنها شد و يا آن ها را با غذا درماني به راحتي ريشه‌كن نمود و اين كه بسياري از بيماري‌ها درماني ندارد و خود به خود خوب خواهند شد ولي با مراجعه بي ‌رويه به پزشك و مصرف داروهاي شيميايي،بشر با دست خود باعث توسعه و تعميق بيماريها شده است بي‌تحركي و عدم رفتار درماني مانند سحرخيزي، ورزش.. جاي خود را به داروهاي كشنده شيميايي داده ‌اند كه به مواردي از آنها اشاره مي‌شود تا ما را متوجه اهميت سحرخيزي و ورزش درسحرگاهان و درمان دردمان، و جلوگيري از بروز بيماريها و در واقع پيشگيري بنمايد و بدون جهت خود را هلاك نكنيم.

دكتر دزهاچنسون مي‌گويد :«ترياك و الكل و دخانيات و به طور كلي مواد مخدر را از بين جامعه براندازيد در عرض 48 ساعت ستون فقرات معاملات دارويي خواهد شكست.»

دكتر دهاميتوال مي‌گويد :«بر اثر بكار بردن دارو براي معالجه امراض مختصر، فوراً داروهاي حّاد بكار مي‌برند كه در نتيجه قسمت اعظم امراض مزمن از اين راه توليد مي‌گردد و معني واقعي فاسد بر افسد همين است، زيرا براي دفع يك مرض كوچك و سهل متوسل به يك داروي سمي مي‌شود كه خود مسموميت مي‌نمايد...»

بُقراط در زمان خود مي‌گفت:«داروهاي خود را به دور بريزيد تا از چنگال امراض خلاص يابيد.»

و دكتر كلدندر مي‌گويد:«داروهاي گوناگون بيش از جنگ و قحطي در كشور آدميان را نابود مي‌كند[1]».

و نيز در مورد مصون ماندن از دكتر و داروي شيمايي آمده است:

دكتر ريچردكابرت اظهار مي‌دارد :«در بيش از 1407، امراض مختلف كه در علم طب جديد نام برده شده فقط 6 مرض به وسيله دارو قابل علاج است.»

دكتر آلبرت هوبادرد مي‌گويد :«پدر 67 سال طبابت كرد ولي هرگز من و برادرانم و خواهرهايم را با دارو معالجه نكرد.[2]».

 تا كنون چندين نفر را كه سالها دارو مصرف كرده بودند، بي‌نتيجه و هنوز بيماريشان دادامه داشت با دستورات غذادرماني و رفتار درماني معالجه شدند براي زني كه نه سال گرفتار افسردگي بود و مرتب به دكتر و دعانويس مراجعه مي‌كرده بودند با يك نسخه نه صفحه‌اي به حمد‌ الله خوب و پس از نه سال نازايي بچه ‌دار و درآخر سال 84 پسري به دنيا آورد و چون در ماه صفر بود نام او را ابوالفضل نهاد كه خاطره بسيار خوشي براي من بود و اين‌گونه مسائل مرا اميداور ساخت كه در هر قالبي بكوشم كه هر انساني از نظر جسم و جان سالم باشد، تا سعادت دنيا و آخرت و ارزشهاي آنها را از دست ندهد.

سحرخيزي و ارزش هاي هوايي

تصور ما از هوا نبايد اين باشد كه مي‌توانيم راحت‌نفس بكشيم و زنده باشيم خود هوا داري تركيباتي هست كه مي‌تواند مدت زيادي جايگزين غذا باشد ولي غذا اين خاصيت را ندارد آن كساني كه اعتصاب غذا مي‌كنند تا شصت روز هم مي‌توانند زنده باشند ولي كسي كه اعتصاب هوا كند بيش از دو دقيقه نمي‌تواند زنده بماند خود هوا مملو از اكسيژن... و ديگر املاي معندي كه خود نوعي غذا هستند مي‌باشد. ما شب بدون اين كه مرتب غذا بخوريم خوابيم ولي بدون اين كه مرتب هوا مصرف كنيم نمي‌توانيم بخوابيم در كتاب منتظر جهان و راز طول عمر، ص 66 نوشته سيد احمد علم‌الهدي آمده :«هر نفر روزانه به 900 ليتر هوا نيازمند است كه سنگيني وزن آن، 1250 گرم است و اين سه برابر خوراك و آب يك روزه انسان است» و ص 69 آمده است :«برهمنهاي هندي پيش از پوشيدن لباس آن را كاملاً تكان مي‌دهند تا هوا بخورد و شايد اين يكي از ادله تندرستي آنان باشد. خواب همانند خوراك و غذا براي بدن لازم است.» و نيز ص 67 آمده است: «دكتر ميلث مدت چند سال بود كه بيماران سل را به وسيله خوابيدن در هواي آزاد معالجه مي‌كرد. پس از جنگ استرلينز سيصد زنداني روسي را در زير زمين تاريكي زنداني كردند پس از چند ساعت دويست و شصت‌تن از آنان به وسيله فقدان هواي سالم مردند تهويه بدن از دو طريق است يكي از طريق تنفس كه هر كس در سال هفت ميليون بار نفس مي زند و سه هزار و پانصد ليتر خون را تصفيه مي‌كند» از نظر علمي ثابت شد در هيچ وقتي از اوقات مثل صبح بدن انرژي توليد نمي‌كند اين كه انسان صبح آرامش دارد، خوب مي‌فهمد.. به خاطر اين است كه بدن انرژي در حد كافي توليد مي‌كند و كم نمي‌آورد.

هواي سحرگاهان از اين نظر اهميت دارد كه از هر آلودگي و گازهاي كربن، دود وسايل نقليه عاري و بكر است و شايد به همين جهت در قرآن به نام (بكر) دست نخورده آمده باشد كه خداوند مي فرمايد :«و سبح بالعشي و الابكار[3]» علاوه بر پاك بودن آن قبل از طلوع خورشيد هواي لطيفي به طرف زمين رانده مي‌شود و با طلوع خورشيد از بين مي‌رود، در واقع هوا نيست بلكه مواردي است به نام.. اين مواد همراه هوا درست مانند يك داروي عاري از هر عارضه است و حتي براي هر نوع بيماري بخصوص بيماريهاي تنفسي مفيد است مي‌توان گفت همه موفقيتهايي كه براي سحر خيزان حاصل شدني است به خاطر همين هواي سالم است كه سيستمهاي بدن را براي خوب عمل كردن آن آماده مي‌كند مثلاً (النظافت من الايمان) خود نظافت در ايمان اثر دارد به خاطر همان جنبه طبي آن و سلامت جسم است لذا روح آري از هر عارضه زمينه‌ساز ايمان و شناخت خداست.

آثار طبي سحر‌خيزي و هوا

هوا به دو صورت براي ما مفيد است يكي اين كه بيمار هم كه نباشيم استفاده از هواي سحرگاهان وضع جسمي و روحي ما را به حد ايده آل و نورمال مي‌ رساند، كسي كه از روحي و جسمي در حد ايده‌آل برخوردار باشد، مسلم در همه كارهاي فكري و جسمي خود موفق خواهد بود و به همين جهت است كه گفته مي‌شود (سحر خيز باش تا كام‌روا باشي) كام‌ روايي در بعد مادي و معنوي هر دو را شامل مي‌گردد كه قبلاً درباره بعد معنوي آن بحث شد چون بدن عاري از هر مشكل و عارضه اي است و اصلاً درست فكركردن و درست حركت كردن به سلامت جسم و جان (روح و ران)‌بستگي دارد، گلبولها، سلول ها، ماهيچه‌ها، خود مغز... درست كار مي‌كنند لذا فرد خوب تصميم مي‌گيرد و خوب هم مي‌تواند عمل كند و به همين جهت است كه محققين كارهاي پيچيده خود را صبح‌ها حل مي‌كنند در همين مورد كه چگونه سحر‌خيزي سبب كم ‌روايي مي‌شود خوب است يك كتابي مستقل نوشت و علت عدم موفقيت در كارها و آثار زيان ‌بارآنها را ذكر كرد، خود كام ‌روايي را كاملاً تعريف كرد....، من گمان نمي‌كنم افراد سحرخيز دركارهاي خود دچار شكست و اشتباه شوند و اگر هم بشوند گمان نمي‌كنم عقب‌نشيني كنند و با وجود همان توان روحي و جسمي كه دارند از تجربيات شكست نزد بام ترقي مي‌سازند و اشتباه آنها را متوجه مي‌كند سنجيده عمل كنند، لذا همين‌ها باعث جهش پوياگر مي‌شود و در واقع پله‌هاي نردبان ترقي را يكي پس از ديگري پشت سر خواهند گذاشت.

و دوم اثرات طبي آن واقعاً نا گفتني از يكي از پزشكان معروف عقيده به حق و تجربه شده‌ اي دارد مبني براين كه تفريح و گردش براي هر بيماري لاعلاج درمان است اين واقعيت عمدتاً به خاطر همان هواي سالم و پاك است كه در جنگل ها و جاهاي سرسبز وجود دارد چون درختان و گياهان گازهاي كربن را به اكسيژن تبديل كرده ‌اند علاوه بر سالم بودن هوا انباشته از اكسيژن بكر و دست نخورده است. هواي داخل شهر و دراتاق بسته علاوه بر اين كه آلوده است چون اكسيژن آن به وسيله تنفس گرفته شده با مقدار كمي اكسيژن وارد ريه ‌هاي مي‌شود و جز خستگي براي سيستم تهويه بدن ندارد. به هر صورت هواي صبح همانند هواي در تفريگاه است علاوه بر اين كه مواد در هواي صبح و قبل از طلوع خورشيد در تفريگاه ممكن است وجود نداشته باشد يعني اگر آفتاب بالا آمده باشد ديگر آن اثر را مسلم ندارد. در كتاب (خود هيپنوتيزم، ص 313، نوشته كابوك) اين طور آمده است :«فايده ؟؟ پاك‌كننده: اين طرز تنفس كشيدن ايژه‌هاي ريه و تصفيه و پاك مي‌نمايد مجاري تنفسي را پاك مي‌كند جريان خود را در بدن سريع و تقويت مي‌نمايد اكسيژن بيشتري جذب بدن مي‌كند موجب تقويت قواي جواني مي‌شود و به طول عمر مي‌افزايد و بدن را براي انجام (پراناياما) آماده مي‌نمايد.»

در اين كتاب انوع ورزشهاي يوگايي آمده است ورزشهاي يوگايي تماماً جنبه تنفسي دارد تا جنبه تكنيكي جنبه‌هاي تكنيكي آن به خاطر همان بهتر و بيشتر از هوا بهره گرفتن است كه به يك مورد آن براي نمونه خواهيم پرداخت كه هوايي را جذب بدن مي‌كند كه غير از آن جذب بدن نخواهد شد و اثر درماني آن معجزه‌گونه است آن نحوه تنفس بدين طريق است كه: (چهار زانو مي‌نشينيد، سه انگشت مياني دست راست را روي انتهاي بيني قرار مي‌دهيد، با انگشت كوچك سمت چپ بيني را مسدود مي‌كنيد و با سوراخ سمت راست ريه را پر از هوا مي‌كنيد پر كردن هوا بايد شش شماره يا شش ثانيه طول بكشد سپس هر دو سوراخ بيني را مسدود مي‌كنيد و هوا را به مدت 6 ثانيه بايد طول بكشد كه هوا را از ريه خارج كنيد...= ص 314 همان كتاب): اين كه اين نوع تنفس بيماري خاص را برطرف مي‌كند كشف يكي از كارگاه هاي صنعتي بود. كه از نوع حركت دوراني موتور كشف و به مراكز درماني ابلاغ شده كه در حد همين اشاره كافي است. به طور كلي ورزشهاي يوگايي عمدتاً بهترين دارو براي بيماريهاست كه در ص 302 همين كتاب فقط نام بيماريهايي را ذكر مي‌كنم كه طولاني نشود :( برطرف شدن تنگ نفسي، حل مشكل ذات‌الريه، معالجه بواسير، معالجه سياتيك، حل مشكل ناتواني جنسي، دفع اختلاف بيضوي دفع و رفع يبوست، كاهش مرض قند، حل مشكل بدخوابي يا بي خوابي، ضعف اعصاب، حل مشكل چاقي): در واقع اين دستورالعمل ها به دو گونه عمل كرده و دو اثر خواهند داشت يكي اين اگر از بدو شروع كه هنوز بيماريها به سراغ ما نيامده درست انجام شد بهترين داروي پيشگير ي است و از مشكلات درماني امروزي انسان را نجات مي دهد و دوم اين كه وقتي انسان بيمار باشد بهترين دارو هستند كه انسان گرفتار داروهاي شيميايي نشود.

البته خود ورزش به هر نحوي كه باشد چون همراه با تنفس است براي انواع بيماريها مفيد و حتي از غذا درماني هم كه تجربه خود ماست مأثرتر است و خلاصه اين همه امكانات مايه حياتي در سحرگاهان آماده و در اختيار ما قرار دارد كه بدون هزينه و اتلاف وقت در بيمارستان ها، به راحتي قابل استفاده است. بي‌انصافي و ظلم در حق خودمان است كه از هواي سحرگاهي خود را محروم و در نتيجه گرفتار درمان و داروهاي امروزي شويم و سالم هم نباشيم.

                                                              هوا درمانی درنگاه سحرخیزی

صرف نظر از تجربات نویسند. این مطلب از رسانه  به گفته یک پزشک شنیده شد مدتی نابینا وکم بنایان را در طبیعت خوش آب و هوا اسکان می دهند،پس از مدتی متوجه می شوند هم کم بینایان در حد مفیدی بهبودی حاصل شده وهم وضع عمومی نا بیناها درحدی از قبل آن وضع بهتری پیدا کرده اند. همین پزشک افزود رانندگانی که در دامان طبیعت زندگی می کنند هم با کمترین تصادف رو برو می شوند هم از تخلفات رانندگی درکمترین در صد آن قرار دارند.

البته  درمورد هوا درمانی خود کتاب مستقلی را در بر می گیرد وما گوشه ای از کتاب( منظر جهان وراز طول عمر امام زمان(ع) نوشته سید احد علماهی چاپ سوم صفحه 67، این مطلب را می آوریم (دکتر میلث مدت چند سالب بودکه بیماران سل را بوسیله خوابیدن در هوای آزاد معالجه می کرد.) ونیز در صفحه66، چنین آمده است:( هر نفر روزانه به900لتر هوا نیاز مند است که سنگینی وزن آن1250گرم است و این سه برابر خوراک وآب یک روز انسان است، برای اینکه مقدار لازم هوای اکسیژن دار وارد بدن شود). که البته مفصل است وهمین اندازه حیاتی بودن هوای سالم را می رساند سحر خیزی چه نعمت بزرگی برای سالم زیستن می باشد که نباید بدون جهت خود را از آن محروم کرد.

 ورزش در نگاه سحرگاهي

اهميت ورزش در سحرگاهان از اينجا روشن مي‌گردد كه هواي سالم، بكر و داراي املاي نيروبخش و كارساز،فقط در اين زمان كوتاه وجود دارد، يعني بعد از طلوع فجر تا هنگام بالا آمدن خورشيد. با توجه به مطالب گذشته، (دراين خصوص) ما را متوجه مي‌سازد بهترين دارو و مواد نيروبخش در اين وقت، از غنيمت هاي زندگي و راحت زيستن است، هواي سحرگاهان است كه اگر از اولين گام زندگي مرتب مورد استفاده قرارگيرد امكان دارد، كسي دچار هيچ عارضه جسمي و روحي نشود، اگر هم اتفاقاً مشكلي پيش آيد به خاطرآمادگي بدن و استفاده از اين داروي شفا بخش به راحتي و زود معالجه خواهد شد اصلاً بهترين مكمل براي مصرف داروي غذايي و شيميايي خواهد بود ما مگرآن همه پول و وقت را صرف دكتر و دارو نمي‌كنيم براي سلامتي پس چرا از نعمت هواي سحرگاهان خود را محروم می سازيم كه نه هزينه دارد و نه اتلاف وقت و نه روي تخت بيمارستان براي نجات ازآنجا مرتب به بيرون بيمارستان نگاه كرد. همين حالا چقدر افراد در بيمارستان خوابيده ‌اند كه لحظه‌شماري مي‌كنند چه وقت آزاد مي‌شوند. چندين سال است دانشمندان در مورد ورزش به طور جدي تأكيد دارند و حتي اخطار مي‌كنند در عصر ماشيني كه دارد تحرك را بطور كامل از انسان مي‌گيرد، بشر را وارد يك بحران طبي خواهد نمود و بايد اقدام كرد. درايران هفتاد ميليوني بيش از هفت ميليون ديابتي و بيماران مرض قندي وجود دارد و به همين اندازه بيماران ديگر هست كه ناشي از عدم تحرك لازم است. بي‌تحركي نشاط و بطور كلي هستي را از انسان مي‌گيرد و همانند آب در گودال، مانده آن را مي‌گنداند و باد هر آشغال و شيء آلوده ‌اي را در آن مي‌ريزد، عدم تحرك بيماري آلزايمر (فراموشي)، تشديد افسردگي و فشار خون ناشي از چاقي... را همراه خواهد داشت.

ورزش در هواي آزاد ماهيچه ‌هاي ريز و درشت را فعال، انعطاب‌پذير و بزيده مي‌سازد، قلب و عروق به هم‌ چنين و رسوبات آن را بطوركلي از بين برد، عضلات بدن را براي گردش خون راحت و فعال مي‌كند، گلبولها و سلول هاي بدن را تحريك و فعّال و آماده دفاع از بدن و انجام وظيفه مي‌كند، خون را پاك و ريه را براي جذب هوا و اكسيژن لازم فعال و آماده مي‌كند گردش خون را منظم و آن را به ريزترين مورگ هاي رسانده و از آنها عبور مي‌دهد، قلب و مغز را تقويت و فعال و آماده مي‌كند، جهاز هاضمه را تحريك و اشتها را زياد مي‌كند از بروز هر بيماري، زخم معده، تصلب شرائن، بیماری قلبی جلوگيري و آنها را به راحتي معالجه مي كند بيماري قند، چربي‌خون، فراموشي، روماتيسم، دردهاي عضلاني، پا درد و كمر درد... را از بين مي‌برد در حد سي سال طول عمر را زياد مي‌كند باعث نشاط، تقويت قواي فكري، از بين رفتن ضعف اعصاب، افسردگي، اختلالات خوني» مي‌گردد خدا رحمت كند آيت‌الله امام خميني (ره) رهبر كبير انقلاب اسلامي را، در سن هشتاد سالگي وقتي دكتر قلب او را آزمايش مي‌كند مي ‌بيند ضربان قلب درحد قلب يك جوان چهل‌ساله است با وجود اين حال، هرگز ديده نشد عصا دست گرفته باشد يا مانند ساير مراجع براي راه رفتن به او كمك كنند، كار ايشان هر سحرگاهي ورزش و راه ‌پيمايي بوده است من براي هر كس نخسه مي‌دهم درباره ورزش هم تأكيد دارم چون هيچ دارويي جايگزين اين داروي شفابخش نخواهد شد اصلاً هيچ پيشگيري به اين جا نخواهد رسيد، بهترين واكسن براي بيماريهاي، واگيردار و ويروسهاي بيماريهاي شايع است چون همه سيستم هاي دفاعي بدن آماده و برزيده هستند و هر عارضه‌اي را به راحتي دفع مي‌كنند در كتابي خواندم ميكروب ها را به راحتي شكاركرده و همين امر باعث قوي‌تر شدن آنها مي‌گردد. مانند ارتش يكي از كشورها، در سابق كه نياز به تداركات غذايي نداشتند، فقط نمك همراه خود مي‌بردند و از كشته‌هاي دشمن كباب درست كرده و مي‌خوردند. بايد گفت گلبولها سفید ميكروب ها را كباب كرده و مي‌خورند و روز به روز قوي‌تر... مي‌شوند و مرتب جشن پيروزي مي‌گيرند!؟

به هر صورت اگر آرزوي رسيدن به ارزشهاي مادي يا معنوي داريم، فقط در سحرگاه هان مي‌توان به آنها دست يافت. چون به قول معروف( سحر خيز باش تا كام‌روا شوي) همان چيز كه قرآن به آن سوگند ياد كرده است هزاران شعر و خاطره تاريخي را همراه دارد مشكل ميليون ها انسان در چنين مواقعي حل شده و از بن‌بست ها، چالش ها نجات يافته وگره از كارشان باز شده است. در مورد اهميت سحرخيزي حضرت رسول(ص) مي‌فرمايند(سحرخيزي بر امت من مبارك باد)، شايد در هيچ صفت نيكي نباشد كه پيامبر مبارك باد گفته باشد. ورزش

                                                            در نگاه دانشمدان جهان

من در این مورد یاد داشت های زیادی با تاریخ وحتی نام آن کشور ها دارم که مفصل است وتنها چند مورد آن را در حد موضوع تنها می آورم کافی است..

(به دلیل اینکه ورزش سبب ترشحی درمغز می شود برای درمان وجلو گیری از افسردگی مفید است)و(ورزش فاکتوری در مغز ایجاد می کند به نام« ایدئسن» که هیجانات ونا آرامی ها را به آرامش وخون سردی تبدیل می کند)و( درحال ورزش در مغز ماده ای به نام« ها اوفین »ترشح می کند که باعث نشاط و انبساط روح وروان می شود)و(ورزش که سبب انبساط وانقباض عضلات قلب می شود ماده ای را به نام « ای ام بی) ترشح می کند که باعث کشاد شدن عروق می شود). که البته جلو گیری از فشار خون، وبیماری قلب وسکته آن را درمان وبهبود می بخشد.

طول عمر و سحرخيزي

اگر از ما بپرسند چه چيز باعث بيماري و يا مرگ انسان خواهد شد، چه جواب مستدل و قاطعي براي دو طرف قضيه داريم كه بگويم هيچ يا بگويم فلان عوامل، اين واقعيت غير قابل انكار است كه همه موجودات عالم خاكي از جمله انسان تأثيرپذير و عوامل تأثيرگذار مثبت و منفي در حد وفور و در هر جا موجو داست در واقع انسان در ميان اين دو گروه از عوامل تأثيرگذار قرار دارد و هر كدام قوي‌تري باشد طرف مقابل را قطعاً تحت تأثير قرار خواهد داد در مسائل اعتقادي و اخلاقي نيز اين‌گونه است و آن همه پيامبر...(ع) به خاطر همين مسأله آمده ‌اند در واقع عوارض گوناگون، ميكروب ها.. هستند كه جسم انسان را مورد هجوم قرار داده و از پاي درمي‌آورند، خود جسم ذاتاً خاصيت نابودی ندارد و نيز عوامل تأثيرگذارهستند كه انسان را سالم نگاه مي‌دارد، چرا انسان هاي نخستين طول عمر زيادتري داشتند، حضرت نوح(ع) بيش از هزار سال عمر مي‌كند، در همين عصر خودمان مردم دهات از طول عمر بيشتري برخوردارند، درحالي كه دارو و درمان درآن جاها كمتر است بارها رسانه‌ هاي خبري شنيديم مرد صد وسي ساله‌ اي را كه رمزآن دوري از غم، اندوه،‌ مصرف كم گوشت و استفاده زياد از لبنيات، سرگرمي ها، كار و تلاش بوده است.

اين كه اسلام صله ارحام را سبب طول عمر مي‌داند نه معجزه است و نه يك امر انتصابي بلكه همان عاملی است كه باعث انبساط روح، خوشحالي و باعث تقویت روح جسم مي‌گردد. درسالهاي اخير كه تجربيات علمي رو به پيشرفت است، دانشمندان به اين نتيجه رسيده ‌اند كه حسن خلق، نشاط خنديدن باعث مي‌گردد انسان هميشه سالم و شاداب بماند امام زمان (ع) كه بيش از هزار سال عمر دارد و مي‌گويند هنوز جوان است، اين معجزه نيست بلكه بدن امام از عارضه‌ها به دور است: لذا( كتاب «منتظر جهان و راز طول عمر») نوشته سيد احمد علم‌الهدي، با وجود آن همه بحث و ذكر دلايل در این کتاب، براي يك جمله است، که طول عمر امام زمان معجزه نيست، و آورده است («...، پس روي اين حساب اگر شيعه ادعا كند كه سيزدهمين پيشواي اسلام و دوازدهمين جانشين پيغمبر اسلام 1000 سال و اندي است كه در دنيا زندگي مي‌كند و ممكن است چندين سال ديگر عمر كند چيز بعيدي نخواهد بود.. ص 43.»)

(پس با اين مقدمه معلوم شد كه موجود زنده نمي‌ميرد مگر اين كه جنبه حوادث فنا غالب شود يعني موجود زنده در بين اين دو نيرو مبقيه و منفيه پابرجاست تا اين كه حوادث و عوارض فنا غالب گردد و انرژي‌هاي داخلي مغلوب شوند. بدين جهت است كه دانشمندان آلماني با كمال صراحت بي انتها بودن زندگي بشر را اعلام مي‌كنند، عوارض نابودي براي بشر بسيار است و عمده آنها نفوذ ميكروب‌ها در بدن مي‌باشد كه انسان را با مرض گوناگون مبتلا مي‌كند و قواي داخلي شخصي را زايل كرده و انسان را از بين مي‌برد پس اگر بشر در هواي سالم زندگي كند و حوادث خارجي از قبيل هموم و غموم و تصادفات ناگهاني و ساير عوامل نابودي پيش نيايد و يا غلبه بر نيروي انساني نكند عمر بيشتر خواهد داشت و با بقاي انرژي‌هاي داخلي ممكن است انسان در يك حالبت بماند و پير و شكسته نيز نشود. دكتر متشنيكوف مكتشف ميكروب مي‌گويد جسم انسان آمادگي دارد براي اين كه بيش از سيصد سال در دنيا عمر كند و باقي بماند و اغلب افرادي كه در سنين هتاد و يا هشتاد سالگي از بين مي‌روند وقتي درست دقت شود ملاحظه مي‌شود كه اعضاي بدن آنها سالم است منتهي بر اثر اين كه يك عضو از اعضاي آنها بخاطر كثرت كار و فعاليت دچار فرسودگي شده است ساير اعضا را عليل مي‌كند و انسان از بين مي‌رود. سپس مي‌گويد بزرگ عاملي كه مانع است از اين كه انسان عمر طبيعي كند بوجود آمدن انواع ميكروب‌ها در خون و در امعاي وريه انسان است=. همان كتاب ص 41 تا 42).

در اين كه چه عوامل دروني و چگونه سبب ادامه حيات مي‌گردد در همان كتاب ص 49 اين طور آمده است: (پروفسور پي‌بلز مي‌گويد زندگي اصلي طبيعي دارد و آن تغيير و تبديل است اين دگرگوني ياخته‌   هايي را (سلولها) كه در اثر كنش و واكنشهاي شيميايي و ميكانيكي ناتوان شده‌اند نابود مي‌كند و ياخته‌ هاي جوان را بجايشان مي‌گذاراند همين تغييرات و تبديلات است كه زندگي را ممتد مي‌كند): پس نتيجه مي‌گيريم كه اگر اين تبديل تا صدها سال و تا هزاران سال موجود باشد عمر انسان تا به همان زمان كشش خواهد داشت حال ببينيم آيا ادامه اين تقسيم و توليد مثل سلول تا چه اندازهاي امكان دارد...» يعني ما چگونه عوامل سلامتي را فراهم مي‌كنيم در رابطه با همين مقوله است كه امام صادق (ع) هم مرگ را بيماري مي‌داند يعني چيزي است كه مي‌تواند نباشد چون اندام انسان ذاتاً فناپذير نيست، در همين سال جاري (85) شاهد دو پيرمرد صد و پانزده ساله استان گلستان و چهارمحال و بختياري بوديم كه همانند جواني پر انرژي در مزرعه مشغول كار بودند.

بهره‌  علمي در بگاه سحر خيزي

از آن جا كه سرنوشت انسان را علم و آگاهي تعيين مي‌كند لازم و مهم است كه علم آميخته با معنويت باشد. كساي كه سحرگاهان به كسب علم و دانش پرداخته از انسان هاي نمونه تاريخ شده ‌اند. مانند شيخ طوسي ها، مقدس اردبيل ها، علامه حلي‌ها بوعلي سناها فخر رازيها، ابوريحان بيروني ها.. اينها از شب زنده ‌داران و سحرخيزان نمونه تاريخ بوده ‌اند حال بايد توجه نمود علت چيست آيا تنها همان جنبه معنوي سحرخيزي اين تأثير را دارد، يا عوامل ديگر دخالت دارند؟

اگر همه سيستم هاي بدن بخصوص قواي فكري را يك ابزار بدانيم بايد توجه كنيم كه بدن، جسم و جان روح و روان هرچه سالم ‌تر و قوي‌تر باشند به همان اندازه‌كارايي آن در حل مسائل سنگين مؤثرتر است، همان‌طوركه عكس آن نشان مي‌دهد افرادي در مسائل روزمره و پيش ‌پا افتاده خود مي‌مانند و دچارمشكلاتي مي‌شوند ولی افراد نخبه بدان جهت نخبه هستند كه بدني سالم و فكري كارآمد دارند. سحرخيزي همراه با ورزش و تنفس بدن را براي فعاليت هاي علمي آماده مي‌كند از يك سو بدن را از هر عارضه عاري مي‌سازدو از سوي ديگر بدن عاري از عارضه و تقويت و براي فعاليت آماده مي‌شود به همين جهت است كه اسلام به سلامت و قواي جسمي توجه جدي دارد و لذا خداوند مي‌فرمايد): «... گفت خدا او را شما برگزيده، و او را در علم و قدرت جسم، وسعت بخشيده است خداوند ملكش را به هر كس بخواهد مي‌بخشد و احسان خداوند وسيع و (از لياقت افراد براي منصبها) آنگاه است.[4]»)

اين آيه درباره رهبري يكي از پيامران است كه مردم در مورد رهبري او اشكال داشتند كه مثلاً فردي فقيراست ولي خداوند علم و نيروي بدني او را ملاك دانسته و بر آن تأكيد دارد توجه كنيم نيروي بدني توئم با دانش تا چه حد حتي در رهبري و مديريت يك جامعه مؤثر است چندين آيه ديگر در اين ‌باره نيروي بدني و اداره جامعه و مبارزه آمده است بهر صورت چرا انسان هايي خود را از اين فرصت طلايي بي‌ بهره مي‌كنند كه مسلم عكس آن صدها مشكل را دامن‌گير سحرخوابان مي‌كند، اگر با چشم واقع ‌بينانه توجه كنيم در مقايسه وضع دو گروه (سحر خواب و سحر خيز) دست‌گيره‌ هاي خوبي براي خوب زيستن به دست خواهد آمد. به خصوص علم و دانش آميخته با معنويت و معنويت آميخته بدانش كه تنها مردان خدا ازآن بهره‌مند هستند و تنها سحرخيزان به آن نايل خواهند شد و بس.

زندگي ایده آل در نگاه و سحرخيزي

اگر شكست ها، اشتباهات، چالش هاي در زندگي روزمره و كلاً مديريتهاي ناموفق را به دقت ريشه‌ يابي كنيم و تا آنجا پيش برويم كه به علت‌العلل و علت نهايي برسيم، خواهيم ديد علت ريشه‌اي همه مشكلات در دو چيز است يكي عدم ايمان و تقوا و دوم عدم سلامت جسم و وجود بيماريهايي كه وارثتاً به ما رسيده‌ اند، يا دوران كودكي يا بعد ازآن دچارمان شده است. تمام سعادتها و شقاوتها ريشه در اين دو مقوله دارد و بس به قدري مهم است كه آيات زيادي به اين دو مقوله توجه دارد، درباره اهميت نيروي بدني و توان علمي قبلاً آيه‌اي آمد و نيز آيات ديگر هست كه به علم، امانت‌داري و تقوا توجه دارد حضرت يوسف براي تصدي خزانه‌داري مصربه عزيز مصر گفت: مرا سرپرست جز اين سرزمين (مصر) قرار ده، كه نگهدارنده و آگاهم.»[5]: «هر نيرويي در قدرت داريد براي مقابله با آنها (دشمنان) آماده سازيد...[6]» :«و براي او (حضرت موسي) در الواح اندرزي از هر موضوعي نوشتيم و بياني از هر چيز كرديم پس آن را با جديت و نيرومندي (و توان جسم وجان) بگير و به قوم خود بگو...[7]»: «(... از آنها پنهان گرفتيم و گفتيم) آنچه را (از احكام و دستورها) به شما داده‌ايم با قوت(و جديت) بگيريد...[8]»: «اي يحيي كتاب (خدا) را با قوت بگير.[9]».

گمان مي‌رود كسي سحخيز و ورزشكار باشد و در كارايي از كارهاي فردي و اجتماعي كاستي داشته باشد، آدمي دل‌مرده، بي‌حال كم جرأت، كوته‌نظر شكست خورده، گوشه‌گير، تنها، بي‌دوست ورفيق، گرفته، اخمو... باشد موفق‌ترين زنان و مردان در زندگي روزمره، كارهاي علمي، هنري، اختراع و ابداع... افراد داراي جسم و جاني سالم هستند، چگونه است كه افراد شب‌زنده‌دار و سحرخيز هم خوب و راحت مي‌خندند و هم راحت گريه مي‌كنند، برخورد و گفتارشان دوست داشتي است؟! دوري آنها پرجاذبه و نزديكي آنها دلربا است.

ايام كودكي را يادم هست يكي از نزديكان كه خدا رحمتش كند واقعاً سحرخيز و در همه كارها موفق بود.آيات و دعاهايي را كه درآن هنگام مي‌خواند هنوز بعد از شصت سال به ياد دارم كه مي‌خواند : (و افوض امري الي‌الله ان الله بصير بالعباد[10]): (حسبنا الله و نعم الوكيل)[11]، (نعم المولي و نعم النصير)[12]، (لاحول و لا قوة الا بالله) آيت‌الكرسي را از آن زمان حفظ دارم املاك زيادي را با دسترنج خودش خريده بود درآن محل مسجدي و حمامي ساخت هيچ‌گاه محتاج كسي نبود و هر كس به او احتياج داشت، خيرخواه بود و به همين جهت ا فراد با او مشورت مي‌كردند افراد بي‌كار و بي عار را به شدت سرزنش مي‌كرد، قرآن را هميشه بلند مي‌خواند، در ميان مردم عزيز و محترم بود و هيچ‌گاه به كسي اذيت و آزاد نمي‌رساند، به فقرا مي‌رسيد و با ستمگران به شدت برخورد مي‌كرد اين شخص پدرم بود كه هر چه دارم از اوست خدايا رحمتش فرما كه مرا نيرومند قوي پرورش داد. مي‌خواهم عرض كنم اگر پدران و مادران سحرخيز باشند فرزندان آنها هم سحرخيز خواهند شد. نكند با سحر خوابي هم خودمان و هم فرزندان خود را بيچاره كنيم و حد اقل از ارزشهايي خود و آنها را بي نصيب گردانيم؟!

2/6/85 از رسانه خبري شنيدم عمل جراحي بلكه هر كار ديگري كه آغاز آن از صبح باشد از هر جهت با موفقيت كاملي روبرو است و مهم اين كه اگر از كارهايي هستند كه بايد دوام بياورد، آغاز آن در سحر سبب پايداري آن خواهد شد و اين بر مي‌گردد به همان آيات و احاديثي كه از سحرخيزي گفته و ما به آن توصيه مي كنيم. خلاصه خداوند مي‌فرمايد :«و در آنچه خدا به تو داده، براي آخرتت بطلب و بهره‌ات را از (بهره بردن از نعم) دنيا فراموش مكن و همانطور كه خدا به تو نيكي كرده نيكي كن و هرگز در زمين در جستجوي فساد (و كاري كه به تو زيان مي‌رساند) مباش، كه خدا مفسدان را دوست ندارد.[13]»

ما كه محسنات سحرخيزي را بارها تجربه كرده ‌ايم سفارش مي‌كنيم اگر مي‌خواهيد موفق و سربلند باشيد... به هر قيمتي شده نصيب خود را از سحرخيزي فراموش نكنيد كه زيان هايي ناگوار متوجه شما نشود. همان طور كه خدا به شما لطف كرده و چنين موقعيتي را براي رشد و تعالي قرار داده ما هم به خودمان و به جسم و جانمان لطف كرده و آنها را از بهره ‌هاي سحرخيزي برخوردار سازيم.

و درمورد اين كه سحرگاهان روزي تقسيم مي‌شود و بطور كلي سحرخيزي، در گشايش روزي و برآمدن حاجتها و باز شدن گره در زندگي اثر دارد. حضرت رسول (ص) مي‌فرمايند: «صبح زود در طلب روزي و حاجتهاي خود برويد، زيرا سحرخيزي مايه بركت و گشايش در كارهاست.[14]»

و در جايي ديگر مي‌فرمايد (سحرخيزي بر امت من مبارك باد.) فرض كنيم آخرتي وجود ندارد! آيا آرزو نداريم در دنيا سرآمد ديگران باشيم. در طي هفتاد سال عمر خود نديدم كسي به اين آرزو رسيده باشد مگر سحرخيزان!؟



[1] ـ طب سنتي و گياهي، اسماعيل اژدري،‌ص 19و 20.

[2] ـ همان، ص 20.

[3] ـ سوره‌ي آل‌عمران،‌آيه‌ي 41.

[4] ـ سوره‌ي بقره،‌آيه‌ي 24

[5] ـ سوره‌ي يوسف، آيه‌ي 55.

[6] ـ سوره‌ي انفال، آيه‌ي 60.

[7] ـ سوره‌ي اعراف،‌آيه‌ي 145.

[8] ـ سوره‌ي اعراف، آيه171

[9] ـ سوره‌ي مريم،‌آيه‌ي 12.

[10] ـ سوره‌ي غافر، آيه‌ي 44

[11] ـ سوره‌ي آل‌عمران، آيه‌ي 173.

[12] ـ سوره‌ي انفال،‌ آيه‌ي 40.

[13] ـ سوره‌ي قصص، آيه‌ي 77.

[14] ـ نهج‌الفصاحه، ص 217