تمدن خيره كنند اسلام در اروپاي سابق

مطالبي كه درباره تمدن اسلامي، در اين‌جا خواهد آمده، همع اعتراف دانشمندان خود اروپائيان.. مي‌باشد كه ما را متوجه اين واقعيت مي‌كند كه اگر اسلام را اين‌گونه به جهان معرفي كنيم به يقين جايي براي ستمگران غارتگر باقي نخواهد ماند كه به بهانه هر حمايت اقتصادي، صنعتي.. هستي كشورهايي را به غارت ببرند، و به همين جهت بود كه با ايجاد تفرقه ميان سران مسلمان و جذب جوانان مسلمان، به مراكز فحشا به حكومت0 70 ساله مسلمانان، پايان دادند، تا چيزي به نام اسلام در جهان مطرح نباشد؛ همان سياستي كه آمريكا در اين عصر، عليه ايران اعمال مي‌كند و با وجود اين كه تاكنون نتيجه عكس گرفته است،‌باز هم دست بردار نيست، كه شايد بار ديگر به كارگيري شيوه ‌هاي غارتگري و آقايي مداخله گرانه فرامرزي او بدون هيچ رقيبي ادامه يابد،‌در حالي كه شرايط اين عصر ديگر ظرفيت اين شعبده‌‌ بازي ‌ها را ندارد و امروز عصر جديد و عرصه ظهور و شكوفايي واقعيت‌هاست!؟..

گوشه‌اي از اعترافات دانستني!؟

مسلمانان عرب و بربرهاي شمال آفريقا در سال 92 هجري تحت فرماندهي سردار نامي طارق بن‌ زياد كه خود از قوم سلحشور بربر و يكي از افسران لايق موسي‌بن‌نمير، فرمانرواي آفريقا بود،‌ با دوازده هزار سپاهي از تنگه ميان مراكش و اسپاينا كه امروز به نام وي به جل الطارق است گذشت و در اندك زماني سراسر اسپانيا كه شامل كشور پرتقال كنوني هم بود فتح كرد اين فتح با نهايت سرعت انجام گرفت. تمام شهرهاي بزرگ و دروازه‌هاي را برروي اين سپاه فاتح گشودند و مانند قرطبه،‌ملقه، غرناطه، طليطله شهرهاي بدون مزاحمت فتح شده و به تصرف مسلمين درآمدند،‌و در طليطله كه پاي تحت مسيحيان بود بيست و پنج ‌تاج از سلاطين (گت) به دست آن ها افتاد. دكتر «گوستاولوبون» در فصل سوم كتاب خود تحت عنوان «تمدن اسلامي در اندلس»(اسپانيا) مي‌نويسد، عمران و آبادي اندلس در عصر وزيگت محدود و تمدن آنان نظير تمدن قوم وحشي بود. مسلمانان مخصوصا در خاتمه فتوحات خود شروع به تمدن ترقي نمودند و در طور يكصد سال اراضي بائر تمام مزروع و آباد وابنيه و عمارات عاليه بنا نهاده و روابط تجاري خود را با اقوام ديگر برقرار نمودند و بعد به اشاعت علوم و فنون همت گماشته،‌كتب يوناني و لاتيني را ترجمه كرده آموزشگاه‌ها و دانشكده‌هايي تاسيس نمودند كه تا مدتي مديد مورد استفاده اروپائيان واقع و از پرتو آن بهره‌مند بودند. «گوستا ولوبون» در بخش «تمدن اسلامي در سيسيل» ضمن تشريح اين موضوع مي‌نويسد مسلمين كه بر جزيره (سيسيل) استيلا پيدا كردند كشاورزي و هنر شروع به ترقي نمود. نواقص و خرابيهاي موجود را اندك زماني ترميم و اصلاح نمودند پنبه و ني شكر، زيتونو درخت زبان گنجشك را از خارج طلبيده كشت كردند. يك رشته مجراها و نرها احداث نمودند كه هنوز باقي مي‌باشد. از جمله مجرائي بوده كه آب آن بوسيله شتر گلو داخل نهر مي‌شد كه قبل از مسلمانان چنين چيزي وجود نداشت و حرفت و هنر هم ترقي كرده رونقي بسزا حاصل نمود. كانهاي كشور از قبيل كاني نفره،‌آهن، مس، گوگرد، سنگ مرمر و سماق با نهايت اهتمام و از روي قواعد صحيح استخراج مي‌كردند، پارچه حريري خيل قشنگ مي‌بايتند در «نورمبرگ» يك رداء ابريشمي مال سلاطين سيسيل هنوز موجود است كه در آن كتيبه‌اي بخط كوفي نقش شده است و تاريخ آن 520 هجري مطابق 1132 ميلادي مي‌باشد. چنين معلوم مي‌شود كه فن‌رنگرزي از سيسيل به اروپا آمده است «نهرو» نخست وزير فقيد و دانشمند هندوستان در اثر كم‌نظير خود «نگاهي به تاريخ جهان» مي‌نويسد دوران 700 ساله حكومت اعراب در اسپانيا بسيار حيرت‌انگيز است اما آنچه بيشتر جالب توجه و حيرت‌انگيز مي‌باشد،‌تمدن و فرهنگ عالي و بزرگي است كه عربهاي اسپانيا كه بنام «مورها» مشهور شده‌اند بوجود آوردند. يكي از مورخان كه تحت تاثير اين تمدن قرار گرفته و تا اندازه‌اي مجذوب آن شده است مي‌گويد، «مورها آن حكومت حيرت‌انگيز»(كوردووا)(قرطيه) را بوجود آوردند كه از شگفتي‌هاي قرون وسطي بود و در موقعي كه سراسر اروپا در جهل و بربريت و جدال و زد و خورد غوطه مي‌خورد به تنهايي مشعل دانش و تمدن را روشن نگاه داشت كه پرتو آن بر دنياي غرب مي‌تابيد، در اين شهر كتابخانه‌هاي فراوان وجود داشت كه معتبرترين و مهمترين آنها كتابخانه سلطنتي امير بود كه 000/4000 نسخه كتاب داشت.

دانشگاه قرطبه هم در سراسر اروپا و حتي در آسيا غربي مشهور بود و مدارس مجاني و رايگان براي فقيران نيز بسيار زياد بود يكي از مورخان مي‌گويد كه «در اسپانيا تقريبا» همه كس خواندن و نوشتن را مي‌دانست در حاليكه در اروپاي مسيحي صرف نظر از طبقه روحانيان مذهبي حتي اشخاصي كه از عالي‌ترين طبقات هم بودند در جهل كامل بسر مي‌بردند».

مستر چمبر نويسنده و دانشمند انگليسي در كتاب «فتوح العربه و كنوز الالب» ترجمه عبدالرحيم خان ‌شيرازي كه در تاريخ فتح اسپانيا و تمدن اسلامي آنجا نوشته است چنان از تمدن و كشفيات و اختراعات و علوم و صنايع مسلمين سخن گفته است كه از هر جهت جالب است. اينكه قسمت‌هايي از آن «مسلمانان فنون ادب و انسانيت را در اندك زماني تحصيل نمودند كلمات ارسطو و ساير حكماي يونان را به زبان عربي ترجمه نمودند ادب و انسانيت را در اندك زماني تحصيل نمودند كلمات ارسطو و ساير حكماي يوناني را به زبان عربي ترجمه نمودند و از اينجا مي‌توان دريافت كه بي‌شبه ترقيات حاليه ارپوا را مسلمانان باعث و باني بوده‌اند در علوم رياضي و نجوم منتهاي پيشرفت را داشتند و مي‌توان گفت جبر و مقابله كه امروز در دست داريم و از داشتنش فخرها مي‌كنيم بطور كلي از مسلمانان است علم شيمي و داروسازي و بسياري از داروها را كه امروز معمول و مستعمل است مخترع آن مسلمانان بوده‌اند كه اغلب آنرا حكماي مسلمين به مريضان خود نسخه نوشته و مي‌دادند.»

مسلمانان عرب در علم ادب متجاوز از يكصد هزار تاليف دارند شعرا و نكته دانان و دانايان و تاريخ‌نويسان ايشان بي‌حساب بوده‌اند و علاوه بر اين كتابها در علوم مختلف تصنيف نموده اند. انصافا در اسپانيا تعليمف‌تسلط مسلمانان،‌تربيت و ترقي عالم انسانيت به منتها و درجه كمال رسيد. مسلمانان بغداد هم ترقي‌هاي فوق‌العاده كردند دكتر كرانتين مي‌گويد در اسپانيان تعليم و تدريس زبان عربي به حدي شيوع داشت و نفور مدارس به اندازه‌اي بود كه بوصف نمي‌آيد. شهرهاي(كاردودا) و (سويل)و (گرانيدا) هر يك از كثرت مدارس و كتابخانه‌اي از ديگري بهتر و معمورتر بود.

خلاصه دانايان رموز الهي در علم اخلاق و تاريخ‌نويسان و فيلسوفان و استادان عالي مرتبت در هر كدام از شهرهاي مزبور مجمعي داشته و بخصوص شهر (گرانيدا) و همچنين شهرهاي (تولدو) و (ملاطا) و (مورشيا) و ـ (والتينا) همه منظم و مملو از هر گونه علوم و صنايع و اهل معرفت بوده است در شهرهاي اسپانيا هتفاد كتابخانه معتبر براي استفاده عموم باز بوده و هفده مدرسه بسيار عالي داشت .

«ميدل دراف» كه يكي از تاريخ‌نويسان ارپا است يكا يك اسامي مدارس و معلمين آنجا را شرح مي‌دهد و تمام ايشان به زبان عربي درس مي‌گفته‌اند.. در مقابل مردم بي‌شعور روم و آلمان، اسپانياي اسلامي در آن زمان نقطه معروف و با تربيت و متمدن بود تسلط مسلمانان در سپانيا بي‌شك از اتفاقات غربيه اروپاست چنانكه سيلي شد مملو از هر گونه علوم و تمدن كه تمام اروپا را فرا گرفته سعادت جاوداني بخشيد.

الحق قلم از بيان اينكه مسلمانان چه قدر آداب و رسوم انسانيت و سعادت زندگاني همراه خود آورده و داخل خاك ما كرده و تا چه درجه باعث ترقي و تربيت ارپائيان شدند عاجز است. اگر اين عده مسلمنان به سرداري طارق بن زي در سال 711 ميلادي در كنار جبل الطارق فرود نمي‌آمد و از آنجا داخل خاك اروپا نمي‌شدند معلوم مي‌شد كه ما اهالي اروپا چه زيانها مي‌ديديم و تا چه اندزده از ترقي هاي حاليه دور مي‌افتاديم. جنانكه علم نجوم را از مسلمانان آموختيم. جبر و مقابله معروف را از ايشان يافتيم. اختراعات جديد در علم تعمير شهرها و تاسيس پليس براي حفاظت شهر، تشكل كتابخانه عمومي و وقفي را از آنها آموختيم: از کتاب(تاريخ تفوحات اسلام در اروپا، مولف شكيب ارسلان، ترجمه علي دواني)

لازم است دراين‌باره كمي توضيح داده شود؛ علم و دانشي كه امروز غرب و اروپا به آن مي‌نازند و به ما فخر كرده و به وسيله آن زنده ‌اند، آيا اين فخر بجاست يا نه؟! همان‌طور كه دانشمندان خودشان اعتراف داشتند به نظر مي‌رسد چندان نيازي به توضيح نباشد. در اقع هر چه دارند از اسلام دارند و با آنجه از اسلام خود ما گرفتند،‌كشورهاي اسلامي را مستعمره خود قرار دادند و چه خون‌ريزي‌ها... كه به راه نينداختند و همين حالا هم با قصاوت تمام، آن را ادامه نمي‌دهند!؟ و با همين غنيمتي كه از ما گرفته بودند چگونه ما را به خود وابسته كردند كه محتاج آن‌ها باشم، و حالا كه ايران سربلند، در ميان همه خواهد ديگر محتاج آن‌ها نباشد و از همان تمدن اسلامي خود كه آن‌ها غصبش كرده‌اند استفاده كند، به بهانه‌هاي واهي مانع مي‌شوند از سفره گسترده تمدن اسلامي خودمان استفاده كنيم!؟

در كل جا دارد پرسيد چرا و چه چيز باعث شد خود ما تا اين حد از اسلام عملي فاصله گرفته و تمدن اسلامي را فراموش كنيم؟! در جاهاي ديگر و درشش جلد كتاب (تاريخ سياسي ايران و جهان در اين‌باهر كاملا توضيح داده و علل و عوامل را ذكر كرده‌ام، ولي جاي بحث آن اين جا نيست و درين‌باره مصطفي زماني دركتاب (پيش‌گوئي‌هاي علمي قرآن صفحه 62) خود،‌ مطلبي را مي‌آورد كه تا حدودي جواب سوال را مي‌دهد: «مفسير عالقدر طناطاوي بعد از نقل آيه بالا [انشقاق آيات 15، 19] مي‌نويسد «آيا گمان مي‌كنيد خدا اين سوگندها را فقط براي لغت‌پردازي و زيبايي كلمات در قرآن آورده است!؟ ما از نظر علوم مراحلي را طي كرديم اما حمله تاتار محصول علوم ما را نابود كرد و اروپا علوم و اخلاق ما را به غنيمت برد و به آن اضافه كرد و در جهان سربلند گرديد اما ما مسلمنان قرنها به خواب غفلت فرو رفتيم.»: به هر صورت مقصر خود ما هستيم؛ به حكم اصول دانش و از منظر جامعه‌ شناسي اين خلأ وجود عملي ما بود كه آنها، اين خلأ را به جنگ و خون ريزي، غارتگري، وابسته كردن كشورهاي اسلامي پر كردند!؟ و مي‌شود اين گونه نباشد، كاريست كه نه محال است و نه كمبودي براي سازماندهي و اجرا و ادامه آن وجود دارد.