تحول فرهنگی در نگاه مدیریت جهانی امام خمینی
1) امام خمینی در نگاه شناخت: و به عبارت دیگر امام خمینی یک اسوه حسنه و الگوی تاریخی جهانی در شناخت. سخن از شناخت امام در مورد آثار شناخت اوست که در یک انقلاب جهانی کم نظیر شکوفا شد پرتوی نورانی بود که همانند خورشیدی از افق جسم و جانش رخ برکشید و جهان را منور ساخت که حضرت ر سول(ص) می فرمایند:خوشا به حال مخلصین که چراغ هدایتی هستند و نورشان به ظلمت و تاریکی نور بخشیده و هر فتنه و فسادی را خاموش میگرداند= نهجافصاحه ص403). اصولاً هر چیزی اثر و ثمری دارد و اثر و ثمره هر چیزی حاکی از واقعیت و خصوصیت آن چیز است. در اینکه امام با شناختی که داشت جهان را متحول ساخت این تحول با این عظمت حاکی از یک عظمت درونی، خصوصیت و واقعیت امام است که نام آن را شناخت می گذاریم. شناخت چنین کاربردی دارد که هر امری از امور مربوط به آن در سیر طبیعی خودش هدایت کرده و پیش میبرد و علاوه بر آن هر جریان انحرافی ولو سالها ادامه داشته، قادر است آن راکه از مسیر طبیعی خود خارج شده برگرداند و در مسیر طبیعی خود به حرکت درآورد و جهان به این بزرگی را یک نفر متحول سازد که در گذشته شاهد بودیم ،حتی دشمنان چگونه درباره او سخن سرائی می کردند. یک تنه ایستاد مردم استعمار زده ایران را گردآورد وطی یک انقلاب، شاهنشاهی 2500 ساله را که آمریکا و اسرائیل مستقیماً حمایت میکردند، سرنگون ساخت و بعد از 14 قرن و در عصر اتم با آن همه دشمن دارای قدرت و سلاح توانست حکومت اسلامی مستقل برقرار سازد.، و8 سال در طول جنگ هم حکومت نوپا را حفظ و هدایت کند، جنگ را مدیریت کرده و همه توطئه های داخلی و خارجی را خنثی گرداند و خون خوران را بزانو درآورد.
آیا این آثار شناخت است یا چیز دیگر؟ آیا میتوان نام آن را معجزه گذاشت؟ ابداً و درکلام شخصیت های آگاه من تاکنون نشنیده ام کسی بگوید معجزه بوده است. پس چیست؟، شناخت. شناخت آن چیزی است که خداوند خمیر مایه آن را بلقوه در وجود انسان قرار داده، که تا بی نهایت میتواند مانند سلمان فارسی پیش برود که از اهل بیت عصمت به شمارآید. در گذشته گفته شد که امام مطالعات مخصوصاً سیاسی داشتند و این طور که بنده درک کردم و شاهد بودم اگر دید سیاسی ایشان نبود بعید بود کار به اینجاها برسد علاوه بر دید سیاسی امام واقعاً یک جامعه شناسی بود که اگر این جامعه شناسی او نمیبود بعید بود در جذب مردم و حرکت آنها در یک خط مشترک تا این حد موفق باشد و این گونه بتواند جهانی را متحول سازد. که ما نام این تحول را آثار شناخت بگذاریم همانطور که یک طبیب برجته وقتی در شهری برود که طبیبی وجود ندارد و عده زیادی مریضند بعد از مدت طبابت خواهیم دید درصد امراض کاهش یافته است. این کاهش اثر شناخت است... تحولی که این قهرمان تاریخ بوجود آورد نمونه همان تحولی است که پیامبر(ص) بوجود آورد درحال حاضر (1368) دارد احزاب کمونیست یکی پس از دیگری از هم می پاشد و فتنه ها فروکش میکند: (و قل جاء الحق و ذهق الباطل ان الباطل کان ذهوقا= آیهً81، اسراء
(پارلمان لهستان دیشب بالغو نقش رهبری حزب کمونیست در این کشور موادی از قانون اساسی را که از لهستان به عنوان یک کشور سوسیلالیستی نام میبرد حذف کرد. بگزارش خبرگزاری رویتر پارلمان لهستان در یک رشته اصلاحیه های قانون اساسی واژه خلق را از مقابل نام لهستان خذف کرد و نام رسمی این کشور را جمهوری لهستان اعلام کرد)= جمهوری اسلامی 10 دیماه= 1368 دفتر 9 ص 142)و (گروه بنیان گزار حزب کمونیست رومانی دیروز با انتشار یک اعلامیه آمادگی خود را برای انحلال این حزب اعلام کرد بگزارش خبرگزاری رومانی در این اعلامیه آمده است تمامی کسانی که ایده های سوسیالیست معاصر براساس آزادی و دمکراسی و عدالت اجتماعی را قبول دارند موظفند در انتخابات آزاد آدتی از طریق سزمانهای سیاسی جدید و در چهارچوب ساختارهای سیاسی نوین شرکت کنند. گروه بنیان گذر حزبکمویسن رومانی خاستار تشکیل کنگره اضطراری حزب بمنظور تصمیم گیری در مورد انحلال آن و تسلمی تمام میراث حزب به شورای نجات ملی شد)= رادیو ایران 10 دیماه= 1368= دفتر 9 ص 142)و (موجب نباید گرائی نشئت گرفته از ایران خود را بپای تخت های کشورهای دور دست جنوب تا جنوب شرقی آسیا رسانده است... رادیو ایران 23 تیر 1368 نقل از رادیو بیگانه)= دفتر 11 ص 156) و(تعریف بیگانه از امام خمینی= دفتر 9 ص 147)
2)تحول جهان درنگاه شاخت: گفته شد شناخت امام بود که پرتو آن انقلاب اسلامی و جهانی در عصری تاریک ظهور نمود و جهان را متحول ساخت. تحول جهان بدون شناخت و آگاهی امکان ندارد چون معنی تحول دگرگونی تغییر جهت در درجه اول در اعتقاد و جهان بینی است که بدنبال آن به همان اندازه حرکت بوجود می آید. کل جهان را وقتی یک فرد جاهل فرض کنیم. عنوان می کنیم که جهان تا قبل از انقلاب در یک جهل عمومی ادامه حیات میداد و در مسیری کلی گرایش داشت که او را در یک جهت و بسوی نابودی سوق میداد. اما هنگامی که این جهل عمومی تبدیل به شناخت گردید متوجه شد که مسیر او نادرست و بی راهه میرود و راه و مسیری درست ازسوی دیگر است فرض کنیم فردی در میدان جنگ بطرفی در حرکت است اما نمیداند که جلو او دشمن و یا میدان مین وجود دارد. هنگامیکه به او گفته شود مسیری را که در پیش گرفته خطری مین و دشمن در پیش است فوراً فکر او عوض میگردد که ادامه این مسیر امن نیست و سپس پس از کمی فکر و اینکه از چه راهی باید رفت تا به منزل و مکان برسد فوراً تغییر مسیر میدهد و راه دیگر را در پیش میگیرد.
جهان امروز در مقابل اثرات انقلاب به همین گونه بود همه نام اسلام را شنیده بودند که یک آئین حیات بخش و ضامن اجرائی زندگی تمام بشراست اما چون روح و جان از کالبد آن خارج و مسخ شده بود، اسلام قرنها منزوی و تحقیر شده بود. از طرفی دیگر آن را به عنوان مواد مخدر، دین نماز و روزه معرفی کرده بودند بطورکلی اسلام کنار گذاشته شده بود و هرکس بسراق آئین و مکتبی که ساخته بشر بود رفتند. اما هنگامیکه اسلام به تنهائی توانست انقلابی جهانی را بوجود آورد و با همه مشکلاتی که داشت 8 سال در طول جنگ در مقابل جهان کفر به ایستد و در عین حال بتواند به مسیر خود ادامه داده و از نظر امور اجتماعی، اقتصادی و... نمونه و الگو شود یکباره جهان را متوجه اسلام نمود که اسلام میتواند عملاً ضامن تمام نیازهای جامعه بشری باشد و آن را در مسیری حیات بخش سوق دهد. انقلاب جهان را متوجه ساخت آن چه درباره اسلام گفته شده مغرضانه بوده و آنچه درباره مکابت دیگر به عنوان ضامن سعادت بشر گفته شده همه بی اساس و صرف ادعا بوده است و در مدت عمر خود بازده خوبی نداشته و تجربه مطلوبی از آنها بدست نیامده است. اینجا است که یک جهل عمومی به یک بینش و شناخت عمومی مبدل شده جهان بینی ها تغییر ماهیت میدهد و در پی آن به همان میزان عملاً تغییر جهت داده میشود. بدون آنکه کسی معتقدان کمونیست را اجبار، و یا تطمیع کند و با اینکه سالها داد سخن داده و از کمونیست به عنوان مکتب رهائی بخش دم زده اند... یکبار همه بکنار گذاشته میشود و متوجه می شوند که این راه و مسیر اشتباه بوده و باید تغییر مسیر داد. لذا می بینم بعد از هفتاد سال از زمان استالین تاکنون در شوروی مساجد برو روی مسلمانان باز مدارس علیه تأسیس، آئین های مذهبی آزاد، قرآن و کتب اسلامی در میان مسلمین راه می یابد. دیوار بتونی برلین در هم شکسته و انسانها آزاد میشوند و احزاب کمونیست یکی پس از دیگری از هم می پاشد: (جناب آقای گورباچف برای همه روشن است که از این پس کمونیسم را باید در موزه های تاریخ سیاسی جهان جستجو کرد. چرا که مارکسیسم، جوابگوی هیچ نیازی از نیازهای واقعی انسان نیست، چرا که مکتبی است مادی، و با مادیات نمی توان بشریت را از بحران عدم اعتقاد به معنویت که اساس ترین درد جامعه بشری در غرب و شرق است، به در آورد. حضرت آقای گورباچف. ممکن است شما اثباتاً در بعضی جهات به مارکسیسم پشت نکرده باشید و از این پس در مصاحبه ها اعتقاد کامل خودتان را به آن ابراز کنید، ولی خود می دانید که ثبوتاً اینگونه نیست. رهبر چنین اولین ضربه را به کمونیسم زد و شما دو من و علی الظاهر آخرین ضربه را بر پیکر آن نواختید، امروز دیگر چیزی به نام کمونیسم، در جهان نداریم...)= ماه نامه پاسدار اسلام= بهمن 1367 قسمتی از نامه امام خمینی به رهبر شوروی) ونیز (هم زمان با اقدام اخیر دولت آلمان شرقیآ تحولات سیاسی در این کشور نیز در دستور کار است. چهار مسئول عالیرتبه حزب کمونیست این کشور از عناوین خود در دفتر سیاسی کنار گذاشته شدند. دو مسئول برجسته حزبی بنامهای «هلموت میت» و «گرهار داوهه» نیز روز پنجشنبه با شلیک گلوله در سر خود خود کشی کردند. براساس یک گزارش دیگر «ونتر شاوفسکی» مسئول رسانه ها در دفتر سیاسی جدید حزب کمونیست گفت: که آلمان شرقی سرگرم برنامه ریزی برای برگزاری یک انتخاب آزاد است. طی این انتخابات ممکن است حزب کمونیست، حاکمیت خود را از دست بدهد... این در حالیست که یک وزیر آلمان فدرال گفت: دیوار برلن و سوسیالیسم آلمان شرقی، محکوم به فنا هستند. این وزیر روز گذشته در رادیو آلمان غربی همچنین اعلام کرد: دیوار برلن نمیتواند پابرجا بماند. سوسیالیسم به آخر سیده و تلاش برای آزادی غیر قابل اجتناب است براساس آخرین گزارش واصله طی دو ساعت نخستین بازگشایی مرزها حداقل 20 هزار تن از اتباع آلمان شرقی به آلمان غربی رفته اند...)= جمهوری اسلامی 20 آبان 1368) وقتی پیامبر(ص) متولد شد که در واقع تولد اسلام بود ایران کراشکت و 14 کنگره آن فرو ریخت و تخت سلاطین واژگون گردید: (...این دیوار[برلن] که بمدت 28 دو آلمان را از یکدیگر جدا کرده بود برای نخستین بار در ماه نوامبر گذشته [آلمان 1368] در پی اصلاحات در آلمان شرقی[تخریب و] بر روی ابتاع این کشور گشوده شد.)= رادیو ایران 12 دیماه= 1368 دفتر 9 ص 144) در واقع انقلاب جهان را آگاه کرد که دارد اشتباه و رو به خطر گام برمدارد. لذا به تخریب کاخهای اعتقادی خود اقدام میکنند: (یخربون بیوتهم بایدهم و اید المؤمنین= آیه2، سوره حشر) خود خمینی جهان را بیدار کرد به طوریکه بعضی اقدام به خودکشی میکنند: