قداست زن در نگاه آسيب ها چرا؟!   ( ازکتاب هویت زن)

 در این مقوله، قبل و بعد از اسلام را نمي‌دانم ولي در همين دو قرن اخير از دو سه ضربه سنگيني و بسيار شکننده ‌اي متوجه هویت زن شده و هم چنان در شکل و فرم ديگری ادامه دارد و همان طور که قبلاً تا حدودي روشن شد، هويت زن دارد از بين رفنه ومي ‌رود که گفته شد يکي از دلايل بارز و روشن آن اين است که اکره زنها از زن بودند يا تنفر دارند يا ناراضيند، يا درجواب ساکت هستند، يا با صراحت و يا با علاقه به زن بودن خود اعتراف نمي‌کنند، کمتر زني است که اگر بخواهيم ربع ساعت در مورد علاقه خود به زن بودن تعريف کند، شايد صدي يک نفرهم پيدا نشود درصورتي که جا دارد همه زنها به زن بودن، مادر بودن، شوهرداري خود افتخارکرده و باصراحت حتي نيم ساعت در مورد علاقه خود به زن بودن تعريف کند که اگر زن اينگونه مي ‌بود حاضرنمي‌شد در مقایسه باکشورهاي غربي و اروپايي تا آن حد تنزل کرده  و به طور نا خود آگاه، ازآنها رنگ بگیرند، که به صورت آلت و ابزار کار به او نگاه شود. اين مشکل از جهاتی متوجه قداست و اهميت زن شده است که در مجوع معلوم شد. و اهمیت قداست زن با تکرار با مستنداتی در قسمت بعدی روشنترتر می گردد.

گردش زندگي در نگاه موجوديت زن

در مورد اين که گفته شد شقاوت وسعادت بشر به خانواده و محيط کوچک بستگي دارد يک واقعيت انکار ناپذيراست چون آحاد جامعه از همان افراد خانواده مي ‌باشند که وارد اين محيط همگاني شده اند،در واقع انسان يک منزل خصوصي دارد يک منزل هم عمومي. در مورد اين که گردش زندگي به زن وابسته است يکي از دانشمندان بزرگ مي‌گويد: (مادر با يک دست گهواره و با دست ديگر دنيا را حرکت مي‌دهد) عيناً درست است و بر مي‌گردد به همان فرمايش حضرت رسول (ص) که مي فرمايد:( هر خوشبختي از رحم مدر و هرآدم بدبخت شقي‌اي از رحم مادر بدبخت و شقي است)[1] یعنی جامعه ما هم یا همه این رنگ( سعید) را دارن یا برخی که بشود جامعه ای مرکب از سعید وشقی.

منظور مورد نظر ما اين است که تنها مادراست که امثال بوعلي سينا، شيخ طوسي، و خلاصه اديسون را پرورش مي‌دهد و درکلام ديگراست که بزرگان در دامن مادران بزرگ شده در عصر ما خميني (ره) جهان را متحول کرد اين همان حرکت دنيا بدست ما درست که 1500، اختراع بوسيله ادیسون باقی مي‌ماند، حال آيا اين کاراز مرد ساخته است؟ مرد نه آن اوصافي را دارد که زن دارد و نه آن وقتي را که خدا براي تربيت اولاد معين کرده است به همين جهت است که اسلام حتي کار در منزل را از عهده زن برداشته که اگرخواست داوطلبانه به کارهاي منزل بپردازد. خلاصه بايد تاريخچه مادراني که امثال بوعلي سينا، سيد جمال، مطهري ، خميني را بزرگ کرده‌ اند دید، تا متوجه شويم اين شرايط از وجود مادراست که چنين فرزنداني از او باقي مانده است. البته زن اگراز نظر اسلام ایده آل باشد ولی مرد نه خیلی که مشود که فرندان شقی وبد عاقبت باشند، چون طفل از شیره جان مادر شکل گرفته و رشد می کند.

زن درنگاه تساوي  و...

مواردي ديگر از آنچه بايد گفته شود باقي مانده که در مواردي گوياي تساوي ماهوي زن و مرد مي ‌باشد، و موارد ديگرکه نيز برتري زن را مي ‌رساند ، و روي هم  رفته براهميت و موقعيت زن دلالت دارند مانند پاک بودن که خداوند هم زن و هم مرد را پاک بيان مي‌کند و مي‌فرمايد: ( و زنان پاک براي مردان پاک و مردان پاک براي مردان پا کند...)[2] که البته از منظر روانشناختي زنان پاک با مردان پاک سنخيت دانشته و بهم علاقه باطني دارند درهمان حد که زنان پاک از مردان ناپاک و مردان پاک از زنان ناپاک به شدت متنفرند، با توجه به اين قبيل آيات از ماهيت زن و مرد خبر مي‌دهد، روشن مي‌شود هيچ تفاوت ماهيتي ميان مرد و زن وجود ندارد و هر تفاوتي ديده مي‌شود به صفات فعلي و شرايطي مربوط به امور هم زیستی زن و مرد مي شود که به خاطر مصالح و سلامت زندگي اين تفاوت وجود دارد و هيچ منافاتی به ماهيت شکلی ندارد درهمين جا بايد توجه داشت هرجا جمله (مؤمن و مؤمنون ) آمده و زياد هم هست زن هم در رديف مرد است يعني وقتي گفته مي‌شود. ( يا ايها الذين آمنوا ) زن را هم شامل مي‌شود و جاهايي که مي‌فرمايد (مؤمنين و المؤمنات) در اين جا هم تساوي است.

باز در مورد امتياز زن بر مرد اين است که خداوند الگوي اخلاقي و ايماني را از زن آورده در صورتي که از مرد چيزي با اين صراحت نيامده است مانند: ( و خداوند براي مؤمنان به همسر فرعون مثل زده است...)[3] و درجاي ديگر تنها در مورد زنها است که زناني را به عنوان زنان نمونه معرفي کرده است که به اين شکل و با صراحت در مورد مردان نيامده است مانند: ( و به ياد آوريد) هنگامي که فرشتگان گفتند: اي مريم! خدا تو را برگزيده و پاک ساخته، و بر تمام زنان جهان، برتري داده است)[4] و اين که مرد از خاک و زن از نور خلق شده است و اين که خداوند از نعم بهشت چيزي مانند زن و حوريان بهشت را درآن حد تعريف نکرده است مانند او همسراني از حورالعين دارند: «که» همانند مرواريد در صدف پنهان «مي‌درخشند»[5].باز هم اعتراف کنم آنچه شبه آن در ذهنم نمايان مي شود قادر نيستم به تفصيل بيان کنم که خداوند چه موجودي خلق کرده است واقعاً حق زن زير چکمه ‌هاي جهل، خواسته‌ هاي شهوي پايمال شده و بيک معضل اجتماعي ماندگار تبديل شده!؟

 زن  در نگاه کشورهاي غربي

 قبلاً در مورد نظرات متضاد دانشمندان و سياست ‌مداران غربي در مورد زن تا حدودي بحث شد و گفته شد از زمان سياست برون مرزي استعمارگرائي مانند انگليس و آمريکا و در کل سود جويان سياسي با استفاده از موقعيت زن و انتخابات و مانند آن زن را به عنوان آلت و ابزار بکار گرفته و از اين موجود جذِّاب سود ها برده و خواهند برد. همان طور که در گذشته گفته شد اين و یروس در غرب به ايران و کلاً شرق سرايت کرد و ما زمان رضا شاه خود شاهد آن بوديم که دختراني والدين را کهنه پرست تلقي کرده و با پسرهاي کنار دريايي دستشان باز باشد. زن به عنوان کالاي مصرفي بي ‌قيد و شرط درآن ها بود بعد ازآن زمان که حکومت اسلامي استقرار يافت عده ای که به آزادي زن در زمان شاه عادت کرده بودند که هنوز هم بقايي ازآن هست و از هر جهت مورد حمايت غرب است از سوي ديگر زمينه را براي بي‌اهميت جلوه داده زن وآلت دست قرارگرفتنش دامن زده و مي ‌زنند!؟ همين امر نگذاشت نگاه بشريت به زن نگاهي باشد که خداوند درطبيعت زن قرارداده که ازهر نبايدي آراي و بطور کامل در اختيار توليد مثل ، تربيت و صفا بخشيدن به زندگي و مرحمي بر زخم ‌هاي مرد براثرکار... باشد. همان طورکه درگذشته گفته شد، دست خيانت کار روزگار ازآستين سود جويان بيرون آمد اين شمشير از قلافش بيرون کشيده شد و زنگارهائي آن را از وضع طبيعيش کاملاً جدا کردند اين وضع علاوه براين که چيزي به عنوان هويت و اهميت زن باقي نگذاشت حتي آن را يک موجود پست ولي ارضا کننده خواسته هاي حيواني تبديل کرد؛ طوري که درهمين کشوراسلامي هم ملاک انتخاب همسر عمدتاً همان زيبايي و ديگر بايد هايي است براي رسيدن به خواسته هاي حيواني و اين رنگ باقي مانده‌ اي است از همان نگاه عملي غرب به زن مي باشد. لذا شهيد مرتضي مطهري مي‌فرمايد: ثالثا آنچه  دنياي غرب کرد اين بود که به قول ويل دورانت زن را از بندگي و جان کندن در خانه رهئيد و گرفتار بندگي و جان کندن در مغازه وکارخانه کرد، يعني اروپا غل و زنجيري از دست و پاي زن باز کرد و غل و زنجير ديگري که کمتر از اولي نبود به دست و پاي او بست. امام اسلام زن را از بندگي و بردگي و در خانه و مزارع و غيره رهانيد و با الزام مرد به تأمين بودجه اجتماعي خانوادگي، هر نوع اجبار و الزامي را از دوش زن براي تأمين مخارج خود و خانواده برداشت.[6]

که البته همین مستند قبلاً گذشت ولی به خاطر اهمیت آن جادارد که در باره همین مستند زیاد توضیع دارد که درکشور اسلامی به گونه دیگر وحتی بد تر ازآن تکرار می شود چون به نام آزادی زن در اسلام حتی  برای حوزه های علمیه جا افتاده تلقی می شود که زن باید در همه امور سیاسی اقتصادی مدیریتی خارج از منزل عملاً دخالت داشته باشد که قبلاً گفته شد زن شاغل جایگذین سه میلیون  معتاد به مواد مخدر شده که علت آن بیکاری جوانان است!؟ پس چرا دختر ها در این حد به مواد مخدر مبتلا و زندان نیستند؟ این موضع جا افتاده دیگر زن در بازارکار، به نام  اسلام، در نسل های آینده باقی خواهد ماند!؟، چون گفته شد به نوعی به تأیید حوزه های علمیه رسیده؛ چون من ندیدم تا کنون دراین مورد حرفی زده باشند درصورتی که علت معتاد شدن پسران را می دانند بیکاری است  که در نتیجه باعث طلاق،  در موداردی آدم کشی، خود کشی، تجاوز به عنف، کیف قاپی، دزدی مسلحانه به سلاح سرد... شده است وشهادت بیش از هزاران نفر از نیروی انتظامی در درگیری با قاچاقچیان مسلح بین المللی شده است وهنوز(1395) ادامه دارد و سالی چند تن مواد مخدرکشف می شود، غیرازآن مقدار چندبن تن هم مصرف می شود!؟ واین تیر زهرآگین است که بر اثر ورود بیقید وشرط وفزونی زن در بازارکار باید گفت: بر سنیه اسلام می خورد چون این ویروس، به نام اسلام دارد توسعه می یابد که نزدیک است درایران زنانی برای ریاست جمهری هم کاندید شوند که تا کنون ادعا کرده اند ولی هنوز مورد قبول واقع نشده است.

عبد الحسین نجفی

همراه: 09368550280

 



[1] - نهج الفصاحه، ص 375.

[2] - نور، آيه 26

[3] - تحريم ، آيه 11

[4] - آل عمران ، 43

[5] - واقعه، آيه 22.

[6] - نظام حقوق زن در اسلام، ص 225