فصل چهارم:مکملهاي متفرقه ( از کتاب فلسفه هویت زن)
گرچه احساس ميکنم با نوشتن يک کتاب حق مطلب ادا نميشود ولي به نظر مي رسد اگر کسي باشد که در صدد برآيد و يک کارشناسي دراين مورد اشتغال زن صورت بگيرد شايد بشود در دراز مدت وضع را به حال طبيعي خودش بازگرداند که زن کار منزل را انجام داده و بچه تربيت کند و اگر زني بيکار است زنها را در منزل به کارهاي دستي، هنري و... مجهزکنيم که هم توجيه اقتصادي دارد، هم توجيه سلامتي و پيشگيري از بيماريهايي مانند ديابت، قلب و عروق، آلزايمر در اين فصل درباره فلسفه قداست و اهميت زن بحثي خواهيم داشت و در پايان، اين که چه بايد کرد و چگونه که طرح و راه کارهايي باشد براي حل مشکل و نجات نسلآينده ازاين معضل دگرگون کننده هويت انسان که تا حدود معلوم شد چگونه شرايط انسان را از حالت طبيعي خارج و بگونهاي ديگر درميآورد.
فلسفه قداست زن!؟
شايد ذکر جمله (قداست) تعجب آور به نظر برسد مگر ميشود به زن هم نسبت قداست داد؟! ولي شايد اولين بار باشد که ما اين نسبت را به زن ميدهيم و آن هم بدان جهت است آنچه وراي افقهاي ذهنم نمودار و خود نمايي ميکند و نمي توانم آن طورکه هست به تصوير بکشم حکايت ازآن چيز دارد که جلب توجه ميکند و شايد دلايلي که خواهد آمد نشانگر اين واقعيت باشد که خيلي بي ربط هم نگفته باشم .به هر صورت اگر انسان موجود مقدسي است و خداوند در دو جا به خود انسان و نفس انسان سوگند ياد کرده و در مورد خلقت او به خود بار که الله ميگويد ميشود به انسان نسبت مقدسي داد و به زن هم به خاطر بر ترهايش به او نسبت قداست داد. که در تولید مثل رسول خدا(ص) به زن نسبت اجر شهید می دهد. که در قسمت های بعدی به آن خواهیم رسید.
زن درحالي که موجودي بسيار پيچيده است درعين حال زيبا ترين موجود در ميان ساير مخلوقات از جمله خود انسان مي باشد يعني برترين زيبايي که در ميان همه زيبايي ها نظر مرد را جلب ميکند زن است مانند جريان، شيرين و فرهاد، ليلي و مجنون... حتي حديث دراين باره وارد شده است. خود قرآن که خداوند آن را ازآيات خود ميداند اول آيه 21 روم ميفرمايد: ( و من آياته ان خلق لکم في انفسکم ازواجاً لتسکنوا اليها). و درآخرآيه هم ميفرمايد: ( ان في ذلک لايات لقوم يتفکرون) روي سخن هر دو جمله (آيه) به جمله (لتسکنوا اليها) مي باشد، يعني اگر اين سکونت نباشد انسان ناقص است که در حديث آمده آدم عزب ناقص، ودينش ناتمام است و اين که مردي بدون زن نتوانسته آنگونه موفق باشد که نسبت کمال و يا انسان کامل به آن داد، دلیل کامل تر موضوع می باشد.
قداست زن در نگاه قرآن
در قرآن سوره اي به نام زن داريم (النساء) ولي سورهاي به طورخاص در باره مرد نداريم که (الرجال) باشد. سوره مؤمن، مؤمنون و سوره انسان هم جنبه عمومي دارد و مرد و زن هر دو را شامل ميگردد. سوره کوثر که در خصوص فاطمه(ع)آمده است شامل هر زن ديگري ميشود که فرزنداني شايسته از او باقي مانده چون يکي از معاني کوثر همين است که امامان(ع) ازحضرت فاطمه(ع) هستند، کوثراست که فيض آن شامل بشري می شود. مي گويند مردان تاريخ بزرگ شده دردامن مادرند؛ مرداني مانند سید جمال الدین اسدآبادی، خمینی کبیر... علامه مجلسي، بوعلی سینا...، کساني مانند اديسون همه این ها، پرورش يافته در دامن مادرند که بشر از فيض اين کوثرها سيراب ميشود. حضرت عيسي(ع)...هم کوثر بودن. دخترهاي شايسته ام ابيها هستند. حضرت رسول(ص) پس از ملاقات با فاطمه عازم جنگ ميشود، و در بازگشت با ديدن فاطمه به نوعی خستگي از وجودش زدوده وآرامش مي گیرد. فلسفه ام ابيها همين است که کتابي در همين باره اش تحت عنوان (فلسفه ام ابيها) نوشتهام اگر ملاحظه کرده باشيد دخترها شيرين ترند وقتي پدر از کار ميآيد دخترها زودتربا لبخند خود را به پدر ميچسبانند شيريني زبانترند، حالا هم که شوهر کرده تا بفهمد پدرسرما خورده فوراً حاضر ميشود هيچ گاه ديده نشده دختري با پدر برخورد داشته باشد ولي زياد ديده شده، پسر پدر را بر اثرکتک زدن، اخلاقاً از دست داده که ما خود شاهد بوديم.
درآيه87،نحل، ميخوانيم: ( و الله اخرجکم من بطون امهاتکم و جعل لکم سمع و البصر لعلکم تشکرون يعني اين مادراست که قطره آب مني در رحمش پس از نه ماه چنين شکل زيبا و دوست داشتني به خود گرفته و چشم ما را ديدنش نوازش ميدهد اين هنر مادراست که خداوند ميفرمايد: ( هل اتي علي الانسان حين من الدهر لم يکن شيئاً مذکوراً)[1] يعني مواد اوليه انسان مانند روح و ديگر موارد به صورت پراکنده وجود داشته است و رحم مادر بوده که آن ها را به «شئ مذکور» تبديل کرده و به همين جهت است پس ازآن که روح در کالبد انسان دميده می شود خداوند پس از بيان مراحل شکل گيري و تکامل جنين ميفرمايد: ( ... فتبارک الله احسن الخالقين)[2] ظرف این پرورش انسان با این عظمت رحم مادر است که ما نسبت مقدس به زن دادیم ودرست هم هست. درآياتي خداوند احسان به والدين را در رديف پيروي از دستور خود آورده و ميفرمايد: ( و خدا را بپرستيد و هيچ را همتاي او قرار ندهيد و به پدر و مادر نيکي کنيد....)[3] با توجه به اين اين سفارش به فرزندان و درحديث سفارش احترام در مورد مادر در درجه اول و تأکيد بيشتري دارد لذا اين چند آيه هم بيشتر به اهميت زن قابل تعريف است و نيز خداوند ميفرمايد: ( و ما به انسان درباره پدر و مادرش سفارش کرديم، مادرش او را با نا تواني روي ناتواني حمل کرد ( به هنگام بارداري هر روز رنج و ناراحتي تازهاي را متحمل ميشد) و دوران شير خوارگي او در دو سال پايان مييابد (آري به خاطر اين زحمات مادر به او توصيه کردم) براي من و براي پدر و مادر شکر به جا آور...)[4] در اين جااهميت مادر در پرورش طفل بسيار قابل توجه است که اين تنها خاصيت وجودي مادراست که بچه در رحمش چگونه از بدن ما در تغذيه کرده و نفس ميکشد، سختيهايي را که مادر متحمل بارداري می شود. و خلاصه خداوند شکر خود را با تشکر زحمات والدين در یک ردیف آورده است. ونیز توجه به این حدیث که چنین آمده است.
. امام علی(ع): «رسول خدا(ص) از جهاد یاد کرد. زنى به رسول خدا گفت: اىرسول خدا! از این جهاد [چیزی] براى زنان نیست؟ پیامبر فرمود: براى زن درفاصله حاملگى تا زایمانش و تا از شیر گرفتن فرزندش اجرى است چونان اجر کسىکه خود را در راه خدا [و جهاد] قرار داده است، پس اگر در این فاصله بمیردموقعیّت شهید را دارد»: من لا یحضر الفیه ص561
. آل عمران، 195. «فَاسْتَجابَ لَهُمْ رَبُّهُمْ أَنِّی لا أُضیعُ عَمَلَعامِلٍ مِنْکُمْ مِنْ ذَکَرٍ أَوْ أُنْثى بَعْضُکُمْ مِنْ بَعْض.
. نساء، 124. «وَ مَنْ یَعْمَلْ مِنَ الصَّالِحاتِ مِنْ ذَکَرٍ أَوْ أُنْثىوَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَأُولئِکَ یَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ وَ لا یُظْلَمُونَنَقیراً.
. غافر، 40. «وَ مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَکَرٍ أَوْ أُنْثى وَ هُوَمُؤْمِنٌ فَأُولئِکَ یَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ یُرْزَقُونَ فیها بِغَیْرِحِسابٍ.
واین آیات به گونه دیگر از تساوی وموقعیت زن در نگاه قرآن حکایت دارد که می توان صفحاتی در مورد آن توضیح داد. که به ماند.
موقعیت زن در نگاه روایات
روايت زيادي در مورد موقعيت ما در رابطه با فرزند وزن در رابطه باصفات اخلاقي وارد شده که در مواردي خاص به زن توجه دارد ولي در مورد پدر با وجود اينکه مدير و سرپرست خانواده است دراين حد مورد توجه قرار نگرفته است لذادر مورد احترام به والدين از حضرت رسول (ص) مي پرسدحضرت ميفرمايد: به مادرت احترام کن تا سه مرتب و مرتبه چهارم احترام به پدر را سفارش ميکند اين تبعيض نيست اين احقاق حق است و عدالت، حديث ديگري است که بهشت زيرا اقدام مادران است يعني اگر مادر از فرزندي راضي باشد مادرکه شايسته باشد قهراً بچه شايسته ظاهر خواهد شد درست مطابق روايتي که از حضرت درمورد شروع سعادت و شقاوت انسان از رحم مادر است و اين در مورد اهميت زن خيلي گويا است که سعادتمندي از رحم ما در شروع ميشود که در اين صورت چنين انساني تا آخر سعادت مند خواهد بود و لغزشي درکار او رخ نخواهد داد.
و از همه قابل توجه تر اين که خداوند نفقه زن را به صورت واجب بر عهده مرد قرار داده يعني خيال زن از دغدغه کسب معاش آزاد و فکري متمرکز داشته و بیش از توانش زحمتي را متحمل نشود؛ بالاتر از آن کارهاي خانه را هم به صورت وجوب بر عهده زن قرار نداده است بلکه دلخواه و به صورت داوطلب است اين بدان جهت است که زن فارق البال باشد که اگر نتوانست يا نخواست انجام دهد با مرد وارد مقوله درگيري نشوند تعجب است، در مورد همين امر چرا کسي نمی پرسد کار منزل بر زن واجب نيست مگر در چند مورد که خاص شرايط زناشويي و بدون اجازه شوهر از خانه بيرون نرفتن است؟ جواب این پرسش، توضیح دارد تا فلسفه این دقایق پنهان روشن تر گردد.
ونیز روایاتی بدون توضیح
روایاتی که در شأن و منزلت زن در منابع روایی ذکر شده بسیار است که به ذکر چند نمونه بسنده میکنیم:
1. امام صادق(ع): «هر گاه زن نماز پنجگانه خود را بخواند و روزه ماه رمضانش را بگیرد، و حج خانه خدا را [در صورت استطاعت] انجام دهد، و از شوهر خود اطاعت کند و داراى ولایت امیر مؤمنان علی(ع) باشد، پس از هر دری از درهای بهشت که بخواهد داخل بهشت شود:من لایحضر الفقیه.
2. امام علی(ع): «رسول خدا(ص) از جهاد یاد کرد. زنى به رسول خدا گفت: اى رسول خدا! از این جهاد [چیزی] براى زنان نیست؟ پیامبر فرمود: براى زن در فاصله حاملگى تا زایمانش و تا از شیر گرفتن فرزندش اجرى است چونان اجر کسى که خود را در راه خدا [و جهاد] قرار داده است، پس اگر در این فاصله بمیرد موقعیّت شهید را دارد: من لا یحضر الفیقه.
3. مردى خدمت پیامبر اکرم(ص) آمد و گفت: همسرى دارم که چون به خانه درمیآیم به استقبالم میشتابد و چون بیرون میآیم مرا بدرقه میکند و چون مرا غصهدار میبیند میپرسد که چه غصهاى دارى؟ اگر به خاطر روزیت غصه میخورى که دیگرى (خدا) آنرا براى تو به عهده گرفته است و اگر در ارتباط با امور آخرتت غصه میخورى خداوند بر غصهات بیفزاید، رسول خدا(ص) فرمود: «خداوند کارگزارانى دارد و این زن از کارگزاران خداست و نیمى از اجر شهیدان از آن اوست: من لا یحضر الفقیه ص389:
4. ابوحمزه گوید: از جابر انصارى شنیدم که میگفت: ما همراه پیامبر(ص) نشسته بودیم سخن از زنان و فضیلت برخى از آنان بر بعضى بود. رسول خدا(ص) فرمود: «آیا شما را از بهترین زنانتان با خبر سازم. گفتیم: آرى اى رسول خدا! حضرت به ما خبر داد و فرمود: از بهترین زنان شما همان زنى است که در فرزندآوری سستی نکند، بسیار مهرپیشه، پوشیده و خویشتندار باشد در میان بستگان، وزین و گرانقدر بوده و با شوهرش فروتن باشد. خود را براى شوهرش بیاراید، اما خویشتن را از دید دیگران مصون نگهدارد، به سخن شوهرش گوش فرا دهد و خواهش او را بپذیرد و هنگامى که با او خلوت کند، نیازهای جنسی شوهرش را برطرف کند: من لا یحضر الفقیه ص389.