( از کتاب هویت زن در اسلام)

2) علل و عوامل طلاق!؟: گرچه در مورد عوامل طلاق قبلاً هم مطالبي گذشت ولي به خاطر خسارات بسيار زيان بار آن و اين که امروز يکي از معضلات کشور اسلامي است.و جهان با ديد ديگر به اسلام نگاه کرده و به طور کلي از جاذبه اسلامي مي کاهد، جا دارد در مورد آسيب شناسي آنها کتاب هاي مستقلي نگاشته شود.

در مورد علل و عوامل طلاق صرف نظر از اين که علل و عوامل زيادي دارد، ولي مهم اين است که ما به‌آن جاها برسيم که علت العلل طلاق چه چيزهايي هستند و چه چيزهايي بستر طلاق شده و شرايط را مستعد مي‌کند که طلاق واقع شود و کسي هم از علت اصلي‌آن با خبر نباشد.

در مورد اين که همين به هم خوردن نظم در شرايط روحي و رواني زن و مرد و به طور کلي دگرگون شدن شراط بايد ها و نبايدهاي رفتاري در زندگي يکي از علت العلل و بستر کاملاً مستعد باور ساختن بذرهاي اختلاف خانوادگي و طلاق است. قبلاً اشاره شد افرادي که ناموزون توليد شده‌اند و اين ناموزوني از انعقاد نطفه تا آخرين مراحل شکل گيري ادامه داشته، اين در انتخاب همسر، نحوه زندگي، همسر داري ناموزون تشريف دارند چيزي که سالهاست درباره آن تحقيق دارم و ياد داشتها و نوشته‌هاي زياد کارخانه توليدي استاندراد نيست اصلاً بسياري از زن بودن متنفرند و همين تنفر حاکي است آن حالات رواني بر اثر واکنش هاي منفي تحت تأثير واقع شده‌آن صفات را به طور کلي دگرگون کرده است قبلاً گفته شد به خاطر همين عارضه زنهايي اصلاً بچه ‌دار شدن را حاد مي‌دانند از باردار شدن احساس شر مي‌کنند آنهايي که با اين فکر، فکر اين که کاراداره را چطور انجام دهد، با همکاران مرد و زن خود چگونه بگويند در عين حال مسأله بچه ‌داري و شوهر داري و خانه ‌داري که هرکدام خود يک بخش مستقل هستند چگونه مي‌توانند اميدوار بود بچه‌هايي که در دامن اين‌ها پرورش مي‌يابند سالم بوده و ايده‌آل باشند، البته از نظر جسم ، قيافه خيلي خوبند ولي در پيچ و خم انتخاب همسر،همسر داري، زندگي ، رابطه با جامعه بد عمل مي‌کنند ظاهر سالم ولي عمل خراب چند نفر خانم را اين طور داشتيم و با هر کدام چندين جلسه مشاوره ولي بايد گفت انسان مي‌ ماند نام آن را چه بگذارد.

اين که اکثر جوانان پسر در پي خانمي هستند شاغل باشند مسلم ملاک شغل است نه ايمان تقوا دختري که مشاهده مي‌کند اگر شاغل نباشد خواستگاري ندارد جور ديگر دچار دغدغه مي شود حالا که ازدواج کرده‌اند اگر هر دو به اشتغال راضي باشند که قهراً به يک بچه اکتفا مي‌کنند آنهم چون از اول هدف شغل بوده اين حتي تربيت بچه را فداي همان شغل خواهند کرد هر بلايي  در کودکستان بر سر بچه بيايد چيزي را که سالها زحمت کشيده تا به‌آن برسد و الا در فلان راه باشد حتي بچه و بچه دار شدن را فداي آن مي‌کند از گريه بچه بي ‌حوصله مي‌شود تميز کردن بچه تنفر دارد اصلاً علاقه قلبي از خودشان نشان نمي‌دهد نمي‌تواند در روي بچه لب خنده بزند چون او را مزاحم کار خود مي‌داند!؟.

اگر مرد مخالف اشتغال زن باشد يا مرد موافق باشد ولي زن به دلايلي رد کند و با هم کنار نيايند امکان دارد همين منشا دلگيري  و احساس شود در انتخاب دچار اشتباه شده‌ اند و بايد از نو شروع کرد.

يکي از چيزهايي که واقعاً جرقه طلاق را مي ‌زند همين است که ملاک انتخاب همسر شغل، جمال، مل... بوده نه ايمان، تقوا...، وقتي که شروع به زندگي مي ‌شود و کمي نشيب و فرازها را تجربه مي‌کنند تازه متوجه مي‌شوند آنچه چيزي که به زندگي صفا مي‌دهد، از خيلي نبايد  ها جلوگيري مي‌کند اميد مي‌دهد که زندگي با دوام باشند، مشکلي درسردي و گرمي‌ها پيش نيايد مرد بدی های زن و زن بديهاي مرد را تحمل کرده و ناديده بگيرند تنها ايمان، تقوا، نجابت، صداقت است نه مال نه جمال نه شغل زن، ولي الان شغل هست ولي ايمان نيست عمده درگيريهاي خانوادگي و طلاق از اين جا شروع مي‌شود اين ها اگر هم زندگي کنند و بچه ‌دار شوند ازخودشان بدتر تحويل جامعه و زندگي انساني خواهند داد و قبلاً گفته شد والدين ناموزون، زوار در رفته، دگرگون شده از وضعيت طبيعي اول علاوه براين که هيچ اميدي نيست بچه موزون از آنها باقي بماند، بچه از خودشان زوار در رفته ‌تر باقي و به جامعه تحويل داده خواهد شد!؟ چند روز پيش يکي از دانشمندان که طلبه و درلباس شخصي و استاد دانشگاه است و حتي درکشورهاي مسيحي  سخنرانی مي‌کند در مورد طلاق حرف مي‌زد وآن را براي حکومت اسلامي شرم‌آور دانست!؟. اکثر اينها که ميانشان طلاق واقع مي‌شود مذهبي هستند ولي کمبود ديگري کار را خراب کرده است که نياز به کار کارشناسي دقيق دارد.