دوم: تفاوت های روحی و رواني     ( از کتاب هویت زن در اسلام)            

البته تفاوت های روحی و روانی جدای از تفاوت های جسمی نخواهند بود.به خصوص آن جاهایی که تفاوت های جسمی با کمک و به وسیله تفاوت های روحی خود را نشان می دهد، چون به هر صورت جسم ابزاری بیش نیست و ابزاری ازجای خود حرکت نخواهد کرد تا عاملی فکری و روحی ورای آن نباشد، ازجمله مانند سخت کوشی مادردر نگهداریکودک ، که علاقه، عشق، عواطف... مادری نسبت به فرزند، جسم را برای نگهداری ازکوک است، و چنین خصوصیتی در مرد نیست. به هر صورت در این قسمت تفاوت های زن و مرد از کتاب: ( نظام حقوق زن در اسلام) به صورت مقایسه ای آمده است مانند.

 « ميل مرد به ورزش و شکار و کارهاي پر تحرک و جنبش بيش از زن است. احساسات مرد مبارزانه و جنگي و احساسات زن صلحجويانه و بزمي است. مرد متجاوز تر و غوغاگر تر است و به همين دليل خودکشي زنان کمتر از مردان است. مردان درکيفيت خودکشي نيز از زنان خشن ‌ترند. مردان به تفنگ ، دار، پرتاب کردن خود از روي ساختمان هاي مرتفع متوسل مي‌شوند و زنان به قرص خواب‌آور ....

احساس زن از مد جوشان ‌تراست، زن از مرد سريع الهيجان  تراست ... و مرد سرد مزاج ‌تر از زن است ، زن طبعاً به زينت و زيور و جمال و آرامش و مدهاي مختلف علاقه زيادي دارد، بر خلاف مرد، احساسات زن بي ثبات ‌تر از مرد است، زن از مرد محتاط ‌تر ، مذهبي‌تر ، پر حرف ‌تر و ترسو‌تر و تشريفاتي‌تر است. احساسات زن مادرانه است...، علاقه زن به خانواده و توجه نا آگاهانه او به اهميت کانون خانوادگي بيش از مرد است. زن در علوم استدلالي و مسائل خشک عقلائي به پاي مرد نمي ‌رسد ولي در ادبيات، نقاشي و ساير مسائل که با ذوق و احساسات مربوط است دست کمي از مرد ندارد. مرد از زن بيشتر قدرت کتمان راز دارد و اسرار ناراحت کننده را در دون خود حفظ مي‌کند و به همين دليل ابتلاي مردان به بيماري، ناشي از کتمان راز  بيش از زنان است. زن از مرد رقيق القلب‌ تر است و فوراٌ به گريه و احياناً به غش متوسل مي‌شود»:

توضيح نکات قسمت فوق بدين قراراست.صلح جوتر بودن زن به خاطر همان شکل گيري انسان درجنین و پرورش طفل دردامن مادراست، که نود و پنج درصد به مادر ربط دارد تا آن خشونتي که در مردان لازم است وجود داشته باشد با اين صفت ما درآميخته شده و قابليت لازمي پيدا شود که هم در وجود مرد باشد  و هم قابل کنترل که سرازخشونت گری و تخريب در نياورد. لذا مي ‌توان مردان خون خوار و جنگ طلب را، از بچه‌ هايي به حساب‌آورد که مادرشان درصفت صلح طلبي کمبود داشته ‌اند و يا مشکلي ديگر مزيد بر علت شده است. به هرصورت خداوند هرکاری می کند از روی مصلحت و طبق حسابی دقیق است که ما گوشه ازآن را می توانیم درک گنم.

مسأله زيبا گرايي زن مشخص است چون مرد کار و درگيري با مسائل بيرون از منزل واقعاً خسته کننده است؛ چون انسان موجودي است، زيبا و زيبا گرا، وآن قدرکه  از زيبايي لذت مي‌ برد سبب می شود، همين لذت زمینه  تقويت قواي جسمي و روحي ‌شود که هيچ مواد غذاي...، جایگزين آن نخواهد شد .مرد از زيبايي خود و حتي زیبا سازي خود آن قدرلذت نمي ‌برد که از زيبايي زن و زیبایی هایی که مثلاً زن به وجود آورده است، ولی زنها از زيبايي خود لذت مي ‌برند وهم از زیبایی های که مرد به وجود می آورد؛ و به همين جهت است که پول هاي زیادی هزينه مي‌شود براي زيبايي صورت و بيني زنها  ولي مرد اگر بيني... بد ی هم داشته باشد و بگويند مجاني آن را درست مي‌کنند قلباً تمايل ندارد و دست خودش هم نیست؛ چون از منظر روان شناختي تحت فشار واکنش دروني خود است؛ برخلاف زن که اين گونه است و نمي‌تواند خلاف آن واکنش دروني خود تصميم بگيرد ولو براي جذب مرد نباشد اين کار را مي‌کند چون هویت وطبیعت ذاتی او حکم می کند. لذا خداوند زن را زيبا قرارداده تا درخانه باشد ولي ناخوش بختانه زناني که اشتغال دارند هم تا حدودي زيبايي وآن آب و رنگ طبیعی خود را از دست مي ‌دهند، و لذا نمي توانند درحد لازم، به زيبايي خود برسند تا مرد را درحد لازم اشباع کنند و هم چون خسته و گرفته ‌اند، از عرضه  زيبايي خود به مرد به همان اندازه افت و کاستي دارند و همين امر يکي از بستر و عواملی هستند برای بروز درگیری های خانوادگی و طلاق که گاهی عوامل دیگر هم مزید بر علت  خواهد شده، و طلاق واقع می شود!؟

 در واقع زن خسته هم نيار به عاملي دارد که مثل مرد خستگي او رفع شود ولي چيزي براي زن نيست که ازيک ازسوي هم خودش اشباع نشده وخستگی در وجوش همچنان باقی خواهد ماند، و ازسوی ديگر بر اثرخستگي نمي  ‌تواند مرد را اشباع کند، که در نتیجه هم مرد و هم زن دچار نوعي افسردگي و خستگی روحی وجسمی شده و درنتيجه نسبت به يک ديگر به همان ميزان  تنفر پيدا  خواهند کرد، چون هيچ کدام نمي‌توانند تأمين کننده نياز روحي و روانی یک ديگري باشند!؟، و همان طورکه گفته شد، همين امر مي تواند، بستري براي رشد ديگرعلل و عوامل طلاق گردد. و اين جاست که متوجه مي ‌شويم ، چرا اسلام کارخانه را خاص زن قرار داده و کار بيرون را خاص مرد و زن در واقع بايد همانند شمشير درغلاف  باشد که هيچ آسيبي متوجه آن نشود و لذا خداوند در باره حوريان بهشت مي فرمايد « حورياني که درخيمه هاي بهشتي مستوراً»[1]،

 درواقع زن نسبت به کار بیرون از منزل، همانند گلی است که با بالا آمدن و تابش خورشید، زود تر پژمرده و از بین می رود. کمان نمی رود، زنی که واقعاً درمنزل مشغول بچه داری و خانه داری است، با زنی که با کار بیرون، مانند یک مرد، درگیرد است، ازنظر سلامتی  روحی، جسمی، فکری، طول عمر...، یکسان باشند؛ مگر در مواردی که به عللی دیگر ربط پیدا می کند.

فلسفه علاقه بيشتر زن به خانواده ازيک بستر روابط عاطفي و همگرائي دوستانه دارد شروع می شود. به جهت اين که مرد با کار بيرون از منزل درگيراست، هم  از نظر روحي‌ و هم از نظر جسمي آ‍زرده و خسته مي ‌شود، لذا تمايلي به روابط اجتماعي و همگرايي عاطفي مثل زن را ندارد چون اين کمبود را زن بر طرف و جبران و با برخورد دوست داشتني و زيبايي خود، خستگي را از جسم و جان مرد مي ‌زدايد و از طرف ديگر او را به همگرايي و سرکشي به ا قوام، مسافرت... ترقيب مي‌کند ولذا خانم‌ ها براي شب نشيني، سرکشي، مسافرت و تفريح رفتن پيش قدم هستند. عجيب اين که چون نود و پنج درصد رابطه تنگا تنگ پسر حد اقل پانزده ساله شود با مادراست، اين حالت رواني مادر در پسرها کاملاً تأثير خود را خواهد گذاشت و همان طورکه قبلاً گفته شد آن کمبود و يا نا خالصي صفت مرد را مي‌گيرد و در واقع وبه يک چيز ساز گار تبديل مي‌گردد واگر همين صفت مادري ناقص باشد اصولاً پسر بچه‌ ها گوشه‌گير...، بارخواهند آمد، چون روحيه خانواده گرايي مرد طبيعتاً ميزان کمتري دارد.

پرحرف تر بودن زن به جهت اين است که جدیداً ثابت شده بچه‌هايي که درکودکي  زياد با آنها صحبت شده علاوه بردارا بودن سلامت روحي و جسمي وضریب هوشی بيشتر، افرادي اجتماعي، خوش برخورد، زبان آور با نطق درجامعه ظاهر مي‌شودند، اين قبيل افراد جاذبه دوست گرايي خوبي... دارند.

 و رقيق القلب بودن زن به خاطر پرورش بچه است که با اندک سختي...، که متوجه او مي‌شود مادر فوراً بدادش مي رسد و مشکلات بچه را راحت تراز مرد تحمل مي کند،لذا مادرها کمتر از شيطاني بچه عصباني مي شوند، و هم اين که با کوچک ‌ترين مشکلي که متوجه همسرش مي‌شود فوراً از خود واکنش نشان داده، و اقدام مي‌کند ولي  رقيق القلب براي مرد، نقص وگاهي خطرناک است؛ همانند محمد خارزمشاه که زن و بچه را درکاخ رها کرد و از ترس کشته شدن بدست مغول ها به شمال ایران گريخت، وقتي شنيد زن و بچه او اسير شده ‌اند دغ کرد و مرد!؟، و مغول حتي گربه ‌هاي ايران را سر بريد!؟ . مرد رقيق القلب از ناموس، حدود مالکيت... خود نمی تواند دفاع ‌کند و در واقع بي ‌غيرت است. البته رقيق القلب بودن زن جزء طبعش مي باشد و با غيرت جسارت او عليه تجاوزگر منافاتي ندارد چون جزئي از وضع طبيعي اوست و هر چيزي جزء طبيعت انسان باشد عاري از اثر منفي است؛ و کلاً موضوع هرکدام چیز دیگراست.چون دفاع از حریم با رقت قلب برای تربیت و رفتار نرم با شوهر کاملاً متفاوت هستند،چون خداوند آن را قرار داده تا عارضه ‌اي متوجه آن نشده بالذات و فطرتاً با ارزش و مفيد است.

سوم :تفاوت های احساساتی به يکديگر

شهید مطهری می فرمایند:« مرد بنده شهوت خويشتن است و زن در بند محبت مرد است، مرد زني را دوست مي دارد که او را پسنديده و انتخاب کرده باشد و زن مردي را دوست مي دارد که ارزش او را درک کرده باشد و دوستي خود را قبلاً اعلام کرده  باشد، مرد مي خواهد شخص زن را تصاحب کند و در اختيار بگيرد، و زن مي‌خواهد دل مرد را مسخر کند  و از راه دل او بر او مسلط شود، مرد می خواهد از بالاي سر زن بر او مسلط شود و زن مي‌خواهد از درون قلب مرد بر مرد نفوذ کند. مرد مي‌خواهد زن را بگيرد ، زن مي‌خواهد او را بگيرند، زن از مرد شجاعت  و دليري مي‌خواهد و مرد از زن زيبائي و دلبري ، زن حتما مرد را گران بهاترين چيزها براي خود مي‌شمارد، زن بيش از مرد قادر است بر شهوت خود مسلط شود ، شهوت مرد ابتدائي و تهاجمي است و شهوت زن انفعالي و تحريکي».

توضيحاتي و هدفمندي هاي تفاوتها    

همان طور که در دو قسمت اول و دوم برخي از تفاوت هاي جسمي و روحي ميان مرد و زن مورد بررسي قرارگرفت، دراين قسمت سوم گرايشات بين مرد و زن هم ،هرکدام خود شرحي مي ‌تواند داشته باشد ولي چون حدوداً معلوم است ازآن صرف نظر مي‌کنيم و در مورد هر سه قسمت، در مورد تفاوت ها به کلياتي اشاره مي شود که مراد خالق از اين تفاوت ها چيست؟، آيا صرفاً براي زندگي دنياست يا دنيا و آخرت و يا آخرت تنها است؟ که درجواب بايد گفت: به خاطر دنيا وآخرت هر دو مي باشد، چون بدون  زندگي و زيست سالم دنيوي نمي‌شود به آخرتي که مورد نظراست نايل گرديد و همچنين زندگی سالم و عاري بودن از نبايد در دنيا مي ‌باشد که زمینه ای مي‌ باشد براي پاشيدن بذرحيات ابدي سعادت مند و برداشت محصول آن در سراي ديگر که خداوند، امر فرموده در نمازهاي يوميه مرتب يادآوري شود. « ربنا آتنا في الدنيا حسنه » بعد از دنيا « وفي الاخره حسنه» آیه201، بقره.

لذا تفاوت هاي روحي نيست مگر براساس تفاوت هاي جسمي، يعني اين همان تفاوت هاي جسمي است که به ميزان آن تفاوت هاي روحي و رواني قرار دارد، و در شرايطي مناسب وجود خارجي پيدا مي‌کنند. بنا بر اين ذره‌اي از اين تفاوت ها، نيست مگر این که هر کدام هدفي را دنبال مي‌کنند که درگذشته به برخي ازآنها اشاره شد، و نيز متذکر شديم اگرخواسته باشيم، پيرامون مسائل روان شناختي و تفاوت هاي ميان مرد و زن بحث کنيم ، به کتابي مستقل نياز است.حال لازم است دراين جا به نکاتي کلي اشاره شود که نشان دهنده اين است که ذره ‌اي از اين تفاوت هاي بدون هدف نمي ‌باشد.



[1] - الرحمن، 72.