دلایل بیشتر لّذت بردن زن از زندگی
گرچه درگذشته کاها به علت آن اشاراتی می شد ولی جهت اهمیت آن در پایان کتاب جا دارد قدری بیشتر توضیح داده شود.
1)طبیعت خلقت زن:خداوند سرشت و خمیره مایه و به عبارت دیگر طبیعت زن را طور قرار داده که خواهی و نخواهی از آنچه گفته شد لّذت می برد ولو اراده کند که لذت نبرد چون هر کاری آن گاه در انسان عشق و انگیزه ایجاد می کند که از آن لّذت ببرد اصلاً کسی در امور کار های گونا گون دنیا که به آن ها ضرورتًا نیاز دارد به مراد نمیرسد مگر به وسیله دو عامل یکی لذت بردن و دوم عشق و همان لذت بردن است که عشق ایجاد می کند. موضوع عاشق و معشوق از همین جا سر چمه می گیرد لذا عاشق برای معشوق جان می دهد چرا؟ چون از دیدن... او لذت می برد. اصلاً اگر این لّذت و عشق نمی بود انسان های نخستین باید هنوز در غارها زندگی کنند. بنا براین زن به خاطر سختی بار داری و تربیت باید لذت ببرد تا عشق به فر زند دار شدن، تربیت... باعث انگیزه و تحرک قابل قبول زن شود. همان طورکه مردم از کار بیرون از منزل بیشتر لذت می برد تا در او عشق و انگیزه ایجاد کند. زن اگرآن اصالتِ هویت طبیعی خود را از دست نداده باشد از کار بیرون یا اصلاً لذت نمی برد و یا با رنگی خیلی کم.
2) اهمت سلامت زن: هم برای وضع حمل که به عنوان یک ظرف است برای پرورش و شکل گیری نطفه در جنین زن باید از سلامتی کامل بر خور دار باشد لذا لّذت بردن و عشقی که بعد از لّذت حاصل می شود شرایط را برای رشد سالم... بچه در رحم فراهم می سازد. و نیز تربیت بچه باید در قضای آرام و سلامی باشد که دچار عوارضی نشود چون بیماری های مادر زادی به دلیل وجود همین عوارض است.، و نیز شوهر داری که مرد بر اثر کار و تضاد های اجتماعی خسته... می شود، باید قضایی آرام بخشی باشد تا هم رفع خستگی شود هم برای کار مجدد تجدید قوا کند. و لذا این لّذت بردن زن باعث می شود زن هم او را دوست داشته باشد و هم قضای خانه را با صفا... و آرام بخش نماید.
و خلاصه این عشق است که به زندگی و هرچه انسان بخواهد توان و انگیزه می بخشد.که چقدر شعرا در باره عشق و آثار آن سخن سرایی کرده اند که حد ندارد. لذا کار حکیم(خدا) بی حکمت نیست. ولی ما بی خبر هستیم که او چگونه برای خوب زندگی کردن ما از هیچ چیز دریغ نکرده ولی ما نمی دانیم و یا با عینک دیگر به آن ها نگاه می کنیم که بماند. ولی با کلمات شهید مرتضی مطهری به خوبی روشن خواهد شد که خداوند چه موجودی چون مرد و زن آفریده که در کتاب هویت زن دلیل این تفاوت های میان زن و مرد را توضیح داده ام.
خدایا چون نمیدانم کار کسانی که در تبلیغ در باره زن، باعث شده زن رو به نابودی گام بردارد. خودت مرا یاری فرما؛ در تعلیم دادن این گونه مسائل، لا اقل بر زیان نسل بشرکاری نکرده باشم . لذا چون به نظرم می رسد که این کتاب اولین کاری است که بدون مطالعه کتابی آن را نوشته ام می دانم هم کامل نیست و هم ممکن است کم و زیادی که نباید باشد رخ داده باشد. لذا امید است صاحبان قلمی باشند که هم آن را کامل کنند و هم نباید ها را کنار گذاشته و باید ها را که نیامده بیاورند، و کاستی های ما را که در قدم اول این کار صورت گرفته ببخشند.
مستندات در نگاه هویت زن
از شهید مرتضی مطهری در کتاب( نظام حقوق زن در اسلام) به خاطر چند جهت بدون توضیح ضمیمه کتاب لّذت بردن زن از زندگی می شود. و قبل از آن من این ها را در کتاب هویت زن تا حدودی که لازم بود توضیح دادم. و اما جهات مورد توجه این که.
1)تناسب : به جهت این که تمام موضوعات این مستندات به مقایسه تفاوت های روحی و جسمی مرد و زن ، صد درصد ربط دارد خوب است خوانند گان آن را مورد دقت نظر قرار داده و خودشان با هر ذوق و توانی که دارند از آن ها بهره مورد نظر خود برگیرند و حتی هر نظری بدهند.
2)نجات زن از...: ما هم دراین کتاب وهم در کتاب هویت زن وهم در چند جای دیگر در مورد زیان های ورود بیقید و شرط زن در بازار کار، توضیح داده و اعلام خطر کرده ایم.لذا خوانندگان محترم با دقتی که در مورد مستندات دارند تا آن جایی که می شود و در توان دارند، برای نجات هویت و قداست زن جداً دریغ نکنند چون مسلم هر کس به تواند در این جهت گامی بر دارد ولی کوتاهی کند به هر صورت طبق آیه 36، سوره اسراء، مسؤول خواهد بود.
3) در حد مقدور: شما اگر نتوانید دست به کاری بالا تر بزنید می توانید همین مستندات را به هر شکلی که می شود دراختیار مردم قرار دهید. چون شده که گاهی یک کلمه سرنوشت انسان را عوض و به راه مفید سوق داده است ازجمله خود نویسنده که درسن سی سالگی این اتفاق رخ داد و تا کنون در سن هشتاد سالگی آن راه مفید همچنان ادامه دارد. الحمد لله والمنه.
حقایقی در نگاه شهید مرتضی مطهری
آيت الله شهيد مرتضي مطهري در کتاب (نظام حقوق زن در اسلام) چاپ هشتم ص 179 ، در مورد تفاوت های جسمی زن و مرد ميفرمايد : « ... اگر زن داراي جسم و جان و خلق و خوي مردانه بود محال بود که بتواند مرد را به خدمت خود وا دارد و مرد را شيفته وصال خود نمايد، و اگر مرد همان صفات جسمي و رواني زن ميداشت ممکن نبود زن او را قهرمان زندگي خود حساب کند و عاليترين هنرخود را صيد و شکار و تسخير قلب او به حساب آورد. مرد جهان گرد و زن مردگيرآفريده شده است».
عملي شود و جسم و جان آنها را بهتر بهم به پيوند دهد تفاوتهاي عجيبي جسمي و روحي در ميان آنها قرار داده است و همين تفاوت ها است که آنها را بيشتر به يکديگر جذب ميکند...»
« مرد به طورمتوسط درشت اندام تراست و زن کوچک اندام تر، مرد باید یک مقدمه کلی وارد بحث تا ذهن طرف آماده اصل موضوع شود بلند قدتر است و زن کوتاه قدتر، مرد خشنتراست و زن ظريف تر، صداي مرد کلفتر وخشنتر است و صداي زن نازک تر ولطيف تر، رشد بدني زن سريع تر است و رشد بدني مرد طيئيتر ]کند[ ...، رشد عضلاني مرد و نيروي بدني او از زن بيشتر است، مقاومت زن در مقابل بسياري از بيماريها از مقاومت مرد بيشتر است . زن زود تر از مرد به مرحله بلوغ مي رسد و زود ترهم از نظر توليد مثل از کار ميافتد...، ريه مرد قادر به تنفس هواي بيشتري از ريه زن است ، ضربان قلب زن از ضربان قلب مرد سريع تر است»:
« ميل مرد به ورزش و شکار و کارهاي پر تحرک و جنبش بيش از زن است. احساسات مرد مبارزانه و جنگي و احساسات زن صلحجويانه و بزمي است. مرد متجاوز تر و غوغاگر تر است و به همين دليل خودکشي زنان کمتر از مردان است. مردان درکيفيت خودکشي نيز از زنان خشن ترند. مردان به تفنگ ، دار، پرتاب کردن خود از روي ساختمان هاي مرتفع متوسل ميشوند و زنان به قرص خوابآور ....
احساس زن از مد جوشان تراست، زن از مرد سريع الهيجان تراست ... و مرد سرد مزاج تر از زن است ، زن طبعاً به زينت و زيور و جمال و آرامش و مدهاي مختلف علاقه زيادي دارد، بر خلاف مرد، احساسات زن بي ثبات تر از مرد است، زن از مرد محتاط تر ، مذهبيتر ، پر حرف تر و ترسوتر و تشريفاتيتر است. احساسات زن مادرانه است...، علاقه زن به خانواده و توجه نا آگاهانه او به اهميت کانون خانوادگي بيش از مرد است. زن در علوم استدلالي و مسائل خشک عقلائي به پاي مرد نمي رسد ولي در ادبيات، نقاشي و ساير مسائل که با ذوق و احساسات مربوط است دست کمي از مرد ندارد. مرد از زن بيشتر قدرت کتمان راز دارد و اسرار ناراحت کننده را در دون خود حفظ ميکند و به همين دليل ابتلاي مردان به بيماري، ناشي از کتمان راز بيش از زنان است. زن از مرد رقيق القلب تر است و فوراٌ به گريه و احياناً به غش متوسل ميشود»:
:تفاوت های احساساتی به يکديگر
شهید مطهری می فرمایند:« مرد بنده شهوت خويشتن است و زن در بند محبت مرد است، مرد زني را دوست مي دارد که او را پسنديده و انتخاب کرده باشد و زن مردي را دوست مي دارد که ارزش او را درک کرده باشد و دوستي خود را قبلاً اعلام کرده باشد، مرد مي خواهد شخص زن را تصاحب کند و در اختيار بگيرد، و زن ميخواهد دل مرد را مسخر کند و از راه دل او بر او مسلط شود، مرد می خواهد از بالاي سر زن بر او مسلط شود و زن ميخواهد از درون قلب مرد بر مرد نفوذ کند. مرد ميخواهد زن را بگيرد ، زن ميخواهد او را بگيرند، زن از مرد شجاعت و دليري ميخواهد و مرد از زن زيبائي و دلبري ، زن حتما مرد را گران بهاترين چيزها براي خود ميشمارد، زن بيش از مرد قادر است بر شهوت خود مسلط شود ، شهوت مرد ابتدائي و تهاجمي است و شهوت زن انفعالي و تحريکي». نظر و پیشنهاد شما چیست؟
عبد الحسین نجفی
همراه: 09368550280