( از کتاب تغذیه مادران بار دار)

         5) غذا و لباس:كوشش كنيد هنگامي كه بچه مي تواند خودش غذا بخورد، هرچند به لباس خود بريزد و...،كاري نداشته باشيد. فقط گاهي كمك كنيد و روش درست خوردن را به او ياد دهيد تا خودش روز به روزكامل ترشود.در مورد پوشيد لباس هم بگذاريد دكمه هاي بعدي را خودش بزند فقط كمك شما جنبه ياد دهي وآموزشي داشته و با دقت به او ياد دهيد. نه اينكه  براي اوكمكي باشيد!؟ وقتي بچه تازه راه افتاده، زمين كه مي  خورد، اگرشديد، نيست چند دقيقه صبركنيد تا خودش بلند شود تا راه و روش  بلند شدن را ياد گرفته و تجربه كند. نمي دانيد وقتي خودش بلند مي شود چقدرلذت مي برد كه خودش توانست بلند شود و همين لذت بردن چگونه او را پيش مي برد.ولي از بلند كردن ما لذت كه نمي برد، هيچ بلكه درضمير نا خود آگاه خود، به نوعي منتنفر هم هست؛ چون باعث وابسته بارآمدن او مي گردد. همين بچه درجواني در فراز و نشيب  ها به راحتي نمي تواند عبوركند و لذا حضرت رسول(ص) مي فرمايند:« واي بركسي كه بپوشد چيزي را كه خودش نبافته باشد». عجيب اينكه كلمه(واي) را بكار برده يعني وابستگي به فاجعه انساني تلقي مي شود!؟ بسیاری از کشور ها که طمع استعمار شده اند به علت روحیه وابستگی رهبرآن مردم بوده چیزی که خود ما قبل از انقلاب اسلام اسلامی( 50سال پیش) با همه وجود شاهد آن بودیم که محمد رضاشاده وابسته ونوکرحلقه بگوش آمریکا بود که جنایات او مفصل است ودرکتاب( تاریخ سیاسی ایران وجهان) ودرچند دفتر دیگرآن خاطرات تلخ را نوشته ام.

     6)وسا يل بازي:اين جاهاست كه مغز انسان هم  توسعه پيدا مي كند و هم عميق وقوي مي گردد. بهتراست، وسايل طبيعي مانند سنگ، چوب،آجر و... در اخيار بچه بگذاريد و با آزادي عمل به او دادن، بگذاريد بازي كند تا سير شود  ولو چيز هاي را  بشكند و يا خراب كند چون تا دركودكي خراب نكند درجواني نمي تواند آباد كند. ارزش دارد بيش از اين فداي زندگي آينده  اوكنيد. عكس آن را بارها رصد كرده و مي كنم كه والدين بر سرجگرگوشه خود چه آورده اند!؟ كه كتابي  قطور مي شود و جاي بيانش اينجا نيست!؟ به هرصورت در مورد آدم هاي كم هوش، مغز به عللي هم ضعيف است و هم يك قسمت آن فعال نمي باشد.ولي در مورد آدم هاي خلّاق عقيده، براين است كه مغز هم قوي مي باشد و هم  اينكه هردو قسمت آن كار مي كند. در صورتی که آدم ها ی معولی یکر طرف مغزشان کار می کند وحتی آدم های کودن و... در میان این ها دیده می شود که حتی برخی از آنها علیل و بیمار می باشند!؟

    7) با نوشتن و  تمرين: با نگارش اوصاف حيوانات، شهر، خيابان، و امثال اينها مي توان به جايي رسيد. يعني موضوعاتي كه نياز به فكر و ابتكار دارند، و كلاً  نوشتن چون با مغز سر وكارداشته و همزمان با ابتكار وكنكاش  همراه مي باشد، براثر واكنش مغزدرمقابل كنش ها،مغزخود به خود  توسعه پيدا كرده و عميق مي گردد؛ كه اگر اين كار، همراه، عوامل ديگرچون تغذيه، ورزش منظم.و.. ادامه يابد حتي كودكان كودن را مي توان به خلاقيت نزديك كرد.كساني كه به بيماري آلزايمر مبتلا مي شوند به خاطر به كار نگرفتن مغز و فكر است.اگر مي خواهيد مغزتان توسعه پيدا كرده و خلاق شويد، زياد روي چيزهايي فكركنيد كه  خودتان آنها راكشف  كرده و دوست داريد.اين گونه ابتكارات، سر انجام انسان را به وادي اختراعات مي كشاند. به همين جهت است كه يك ساعت فكركردن، در نگاه حديثي از معصوم (ع)، ارزش آن، برابرهفتاد سال عبادات قبول شده مي باشد!؟« تفكر ساعه خير من عبادت سبعين سنه. يك ساعت فكر كردن با ارزش تر از هفتاد سال عبادت قبول شده مي باشد».  در قرآن جمله،( لعله هم یتفکرون و...) بیش از 14بار تکرار شده از جمله آیه 176سوره اعراف. خداوند در بسیاری از آیات قرآن خداوند، فرموده در خیلی چیزها نشانه وآیاتی از قدرت خدا موجود است ولی نمی فرماید چیست وفقط می فرماید:( لعلهم یتفکرو، لعلهم یعقلون و...). یعنی همان روشی که اگر ادامه ییدا کند حتی آدم های کودن هم تفکرشان شکوفا وخلاق می شوند. که کسانی را ما خودمان شاهد و نظر او بودیم که تفصیل آن از منظر انسان شناسی زیاد وخود کتابی مستقل خواه شد!؟

    8) با نقاشي و تمرين: انواع نقاشي هاي ابداع، يعني خود انسان يك نوع نقاشي درست كند و از نقاشي ديگران، نه استفاده كند و نه مثل آنها بكشد؛ بلكه خود انسان چيزي را خلق كند ولو جالب نباشد، چون لذت دارد و لذت  بردن، كنشي است كه عوامل و سيستم هاي بيو لوژيكي و... دروني انسان را  تحريك  و به واكنش وا مي دارد. در تقويت و سير تكاملي مغز اثر خواهد داشت. اكثر اينها كه مي گويم، از تجربيات خود ماست لذا، اگرشما خود تان چيزي بسازيد كه تا كنون كسي نساخته، معلوم است مغزتان لب مرزخلاقيت است و ازاين به بعد خيلي چيز ها را خواهيد ساخت؛ درحالي كه كسي مثل آن را  نساخته، و همان لذت بردن چنان كام انسان را شيرين مي كند كه دوست دارد شب و روزكاركند. لذت بردن اول  به انرژي شيمايي و بعد به انرژي ميكانيكي تبديل مي شود؛ يعني تقويت روحيه سبب تقويت جسم و توانمدي انسان  وثمره عمل مي گردد.

 کاری که ادیسون مخترع آمریکائی کرد ولذا سر انجام توانست درآن زمان که این امکانات نبود، 1500، اختراع به نام خود در تایخ ثبت کند. یکی به او می گوید. شما مرتب کار می کنید پس کی استراحت می کنید؟ درجواب می گوید:( وقتی مرا در قبر گذاشتند)!؟ کسی پس از هشت سال تحیق پی می برد این محقین در وقت تحقیق حتی خورد فراموش  ومرتب مشغولند دلیل بر این است که از کار خود لذت می برند چون لذت بردن  سبب تولید انژی می  شود فرد محقق خسته نمی شود!؟ چون مثل عاشقی است که در مقابل معشوق خود نشسته حتی خود را فراموش می کند!؟                                       

  9) با طرح سؤال:اگرقرآن را مروركنيد خواهيد ديد بسياري ازآيات قرآن يا با صراحت انسان را دارند سؤال پيچ مي كنند،يا به اشكال گونا گون ديگر، خدا بنده را مورد سؤال قرار مي دهد؛ مثل اينكه مي خواهد فكر بنده خود را  بكار انداخته  و قوه خلاقه او را تقويت كند. لذا در چهارآيه مي فرمايد«... لعلهم يتفكرون. اي كاش فكر مي كردند». شما از بچه ها سؤال بكنيد؛ ولي گاهي راهنمايي كنيد كه خسته،زده و متنفر نشود؛ و درهرصوت تشويق كرده و يا با دادن چيزي كه كودك دوست دارد، او را خود جوش كنيد. شما يك سال به طور دقيق و مستمرمي توانيد كودك كودن خود را بعد از يك سال تمرين  به يك كودكي با هوش و تشنه ياد گيري تبديل كنيد. همين كه شروع كرديد و طوري باشد كه از ياد گيري لذت برده شود، ديگر  رها نمي كند و روز به روز تشنه تر و كامش شيرين تر مي شود. خودتان  با اراده قوي، تجربه كنید، تا بدانيد چه مي گويم. البته اميد، استمرار، باور، اعتماد به نفس رمزكاراست و  با اين ابزارها، انسان مي تواند به جايي از اراده قوي برسد كه جهان را به ميل خود تغيير دهد!؟.

   10)سه اصل تربيت و خلاقيت:تقريباً به اول بحث بر مي گرديم كه گفته شد، خلاقيت  ممكن است حتي قبل از انعقاد نطفه وجود داشته باشد؛ مانند وراثت و يا آمادگي هاي جسمي والدين و مادر زادي. منظور سه مرحله.رشد انسان مورد  نظراست كه تربيت هم به آن گفته مي شود. ازجنين  تا اول دوران كودكي كه بچه خود شناس شده، دوران شكل گيري است و شكل دهنده والدين.مرحله دوم كه كودك هرجا باشد به خاطر ترسي كه دارد، خود را به والدين نزديك و جدا نمي شود. واكنش فيلوژيكي كودك از والدين مي خواهد سرنوشت او را مديريت كنند، كه دچارانحراف و خطرجاني نشود.و مرحله سوم كه دوران نو جواني شروع شده و دوست ندارد با والدين جايي برود و از هم  نوعان خود رفيق مي گيرد؛ اين كنش مي  گويد از حالا به بعد مديريت با خود نو جوان است.چون دوران انتخاب خواهد بود، بايد خودش اتنخاب كند نه شما. كه البته مراقبت والدين در اينجا به گونه ديگر، ضروري  مي باشد، ولي نه مثل دوران كودكي كه خود كوك عملاً نشان داد. پس والدين در اين سه مرحله نقشي دارند كه در واقع خلاقيت انسان هرچه بايد بشود شده و  بگونه اين است كه اگر تا اينجا درست آمده باشد، نود و  پنج  درصد درمسائل اعتقادي، اخلاقي و... دچار مشكل باز دارنده نمي شود. ولي درخلاقيت اگردرست ادامه  ندهد زود  دچار مشكل خواهد شد.به هرصورت اين سه مرحله شكلگيري انسان، بستر مستعدي هستند، براي وجود و رشد خلاقيت و يا  عدم آن. شايان ذكراست اين خود كتابي درحد صد صفحه خواهد شد كه فعلاً وقت آن را ندارم.