مدیریت جریان طرح درکربلا زیباست ( از کتاب زیبایی های کر بلا)
طرحی که طراح آن کسی باشد که حتی کوچک ترین کم و زیاد درآن قابل تصور نیست و هر تصوری در این رابطه صد درصد غلط و نا بجا خواهد بود و کسی مانند فرزند زهرای اطهر(ع)مجری آن باشد و حتی غیر مسلمانان به خودا اجازه ندهند کوچک ترین خدشه ای درآن وارد سازند، طرحی که از نظر اخلاقی, نظامی, آداب انسانی و... شکلی کاملاً آراسته، محتوای الیه داشته باشد و در حالی که می داند دشمن روزی آب را در بدترین شرایط به روی او خواهد بست به لشکر و حتی اسبانشان آب می دهد، به همین جهت است که حتی غیر مسلمانان در مقابل آن سر تعظیم فرود آورده و کتاب ها می نگارند. این را ازرسانه شنیدم: تجار هندوستا ن برکت درکسب و کار خود را از توجهشان به عزا داری حسین(ع) درتاسوعا و عاشورا می دانند.و علیه دولت خود تظاهرات می کنند که چرا قصد دارد از عبور فراگیر عزاداران حسین(ع) درفلان خیابان جلوگیری کند و هزاران مورد دیگر که کتاب ها را همه پر کرده است... همه و همه از زیبایی های کربلاست و چه زیبایی هایی که و صفت آنها برای توانمند ترین نگارندگان، بسی دشوار است که بتواند عین واقعیت را بیان کند!؟. نویسنده که هیچ وشرمنده ام!؟
اهداف طرح درنگاه عملی ا مام حسین (ع)
درمورد این قیام کربلا طرحی است ازقبل طراحی شده. که توجه به این موضوع مطلب را مجسم تر خواهد نمود که واقعه کربلا یک واقعه تاریخی است نه اتفاق تاریخی. واقعه تاریخی این گونه است که با یک دید کاملاً آینده نگرانه و کارشناسی ترسیم شده است.در عملیات نظامی گروه شناسایی اطلاعات بدست آمده از وضعیت دشمن را در اختیار فرماندهان قرار می دهد که بر اساس همان اطلاعات و دیگر امکانات مانند نقشه جغرافیایی و... طرح عملیات را تنظیم می کنند و مثلاً معین می کنند طرح سه مرحله ای است. در این طرح نوع اسلحه مورد نیاز، زمان حرکت، وقت حرکت در شب یا روز، نحوه پیش روی در عملیات و... در طرح لحاظ شده است ولی در اتفاق تاریخی قضیه کاملاً برعکس و این گونه است که مثلاً دشمن ناگهان و غیر منتظره حمله می کند و باید دفاع کرد.
اینکه قبلاً گذشت. خداوند خواسته امام حسین (ع) را شهید و اهل و عیالش را اسیر ببیند تا اسلام در حال سقوط نجات یابد، ازمقوله واقعه تاریخی است و به همین جهت آن نتایج دیدنی، شنیدنی، چشیندنی و اعجاب انگیز تکان دهنده, دگرگون کننده و... را در پی دارد که حتی غیر مسلمانانی مانند هندوها, گاندیها, دیگر رهبران نهضتهای آزادی بخش ازآن بهره ها بگیرند، و بعد از مدت کوتاهی دشمن را به ته دره نیستی روانه سازد!؟. آن واقعه تاریخی که ما درک کنیم، آن زیبایی که از این امر مهم یا ببینیم با آنچه حسین, زینب... دیده اند اصلاً قابل مقایسه نیست.
هدف امام حسی(ع) در اجرای طرح این بود که می فرماید:«... و انی لم اخرج اشراً و لا بطراً و لا مفسداً و لا ظالماً و انما خرجت لطلب الاصلاح فی امه جدی (ص) اریدان آمربالمعروف و نهی عن المنکر و اسیر بسیره جدی و ابی علی بن ابیطالب... و من نه از روی خود خواهی و یا خوشگذرانی و نه برای فساد و ستمگری از مدینه خارج می گردم, بلکه هدف من از این سفر امر به معروف و نهی از منکر و خواسته ام از این حرکت اصلاح مفاسد امت و احیا وزنده نمودن نیست و قانون جدم رسول خدا(ص) و راه و رسم پدرم علی بن ابیطالب است».
خود این کلام امام حسین(ع) توضیح زیادی دارد و نشان می دهد حرفی از تشکیل حکومت و حتی یزید پیمان نیامده است یعنی چنین طرحی محدود و به هیچ زمان و یا مکانی و منحصر به شخصی نیست و به طور کلی مطلب را بر می گرداند به رسالت پیامبر(ص) که رسالتی جهانی بود و رحمه للعالمین و برای اتمام و اکمال مکارم اخلاق بود و به راه و رسم پدرش اشاره دارد؛ که ادامه دهند رسالت پیامبر (ص) است و مصداق آیه 3،از سوره مائده، می باشد که می فرماید: «الیوم اکملت لکم دینکم و انممت علیکم نعمتی و رضیت لکم الاسلام دینا)ً و نیز خداوند خطاب به پیامبر(ص) می فرماید(ای پیامبر آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است کاملاً (به مردم) برسان و اگر (این کار را) نکنی رسالت او را انجام نداده ای[1]». همین حکم و تأکید عیناً متوجه حسین است به گونه دیگرکه خود حسین(ع) فرمود خدا خواسته مرا کشته و اهل و عیالم را اسیر ببیند. آن روز اگر پیامبر(ص)علی (ع) را به امامت منصوب نکرده بود کار نا تمام بود و چیزی پایداری از اسلام باقی نمی ماند. که امروز بدست ما برسد اگرحسین(ع) هم همین طورکه خدا از او خواسته قیام نمی کرد!؟ شرایطی را که بنی امیه بوجود آورده بودند و یزید آن را خواست بجای برساند که حتی امام حسین و امام بعد از اوآن مهر تأیید با آن بزنند کار اسلام بوسیله یزید تمام می شد و به همین جهت بود که غیراز کشته شدن حسین(ع) و اسارت اسرا با آن وضع، چیز دیگری آن را درمان نمی کرد. خلاصه امر به معروف و نهی از منکر در کلام امام به این امر مهم بر می گردد که کاری محدود و به یک کوشه از جهان و منحصر به فرد نیست؛ بلکه فساد در هر گوشه جهان باشد هر کس باید علیه آن قیام کند و حتی اگر نیاز است مانند حسین(ع) عمل کند و اینکه حضرت اظهار می دارد نه فسادگر است و نه ستمگر، به جهت این است که قیام او و قیام هرکس باید علیه فساد ظلم باشد و خلاصه می رساند که حسین(ع) قصد جنگ نداشته و باید کاروانش شکل و محتوایی خانوادگی داشته شاید و جدان ستمگران را بیدار و دست خود را به خون فرزند فاطمه رنگین نکنند!؟.
زیبایی کربلا در نگاه عمل.
حضرت زینب (ع) می دید و با همه وجود کاملاً آگاهانه خود درک می کرد درچه شرایط بسیار حساسی همراه برادری مانند امام حسین (ع) مأموریت دارد بار دیگر غدیرخم را زنده و فرمان خدا عملی ساخته و علی زمان را بگونه دیگر بولایت باقی بدارند. خود علی شخص نه ولایت، و از دنیا رفت، ولذا چون شخصی نبود، بلکه رسالتی ماهوی بود،باقی و پایدار ماند و به نسلهای بعدی امامت تجّلی و فعلیت یافت. حضرت رسول(ص) مأمور بود ولایت را برای بشر معرفی و منصوب نماید نه شخص را و الا با رفتن علی(ع) ولایت هم باید برود، دریک نگاه علی ظرف بود ولایت مظروف و ولایت در این ظرف به ظرف دیگر انتقال یافت. حضرت امام حسین(ع) وزینب هم ظرفی بودند که مظروف تنها در وجود آنها محفوظ ماند و به نسلهای بعدی انتقال یافت.چه بگوییم ولایت وچه بگوییم اسلام دراصل این دو در معرض خطرجدی قرار گرفته بودند هیچ تفاوتی ندارد تنها خون حسین(ع)و یارانش و تبلیغ حضرت زینب بود که ولایت را از خطر حتمی یزید نجات دادند وآن را برای هدایت و دست آویز بشر حفظ و نگهداری سازند. بنی عباس گرچه ائمه(ع) را شهید کردند ولی برای بیعت گرفتن ازآنان اقدام نکردندچون مشاهده کردند شرایطی را نهضت کربلا بوجود آورده است اجازه نمی دهد ولی در زمان یزید قضیه به عکس بود؛ علاوه بر اینک کسی برای گرفتن بیعت از حسین(ع)حساسیت و واکنش از خود نشان نمی داد حتی یزید را همراهی گردند برای بیعت گرفتن و چون حسین(ع) مقتدرانه ایستادگی کرد مردم او را پس از شهادت بدنش را پایمال سم اسبان کردند و این زینب بود که ولایت را نجات و با روشنگری بسیارکار ساز و غیر قابل توصیف در مدت کوتاهی چنان دشمن را رسوا و مردم را به شورش درآورد که اگر یزید حتی خواب آن را دیده بود هرگز دست به کاری نمی زد که در کوتاه مدت باعث رسوایی خود و عزت حسین(ع) شود حسین(ع) ظرف بود،زینب در پوش ظرف و در واقع محافظ مظروف، از هر خطر بد جلوه داده نهضت کربلا و امام سجاد مدیریت حفاظت از ظرف و مظروف را برعهده داشت در مدت اسارت تبلیغ با حضرت زینب و مدیریت با امام سجاد بود، چون ولایت حاضر بعد از حسین(ع) این امر برای شخص خود زینب واقعاً زیبا و روح بخش بود که هم خدا لیاقت این امرمهم را به او سپرده و هم اینکه بقدری او را از هرجهت توامند ساخته که رسالت به این سختی و پیچیده را بدون هیچ کاستی و به طور کامل انجام داده و به زن نمونه ستیزگر، صابر ، مدیر،آگاه و قهرمان مقتدر و مشحور و معروف گردید و لذا شاعر درباره او چنین سروده و چه زیبا و جالب سروده است.
.«از قیام کربلا و نهضت سرخ حسینی, انقلابی کسی به پا می شد اگر زینب نبود: ابر ظلمت چهره خورشید پوشاند، حق زباطل کی جدا می شد، اگر زینب نبود: انعکاس بانگ حق جویانه پور علی، کی برون از نینوا می شد، اگر زینب نبود: از قیام کربلا، منظور محو ظلم بود، درک این مطلب کجا می شد، اگر زینب نبود: متن خون رنگ کتاب کربلای او، بی گمان بی محتوا می شد اگر زینب نبود».
یک وقت یاد داشت زدم کتابی درباره این اشعار پر محتوا بنویسم ولی تاکنون مجالی برای آن بدست نیامده. کتاب جامع و کاملی می توان درباره این اشعار نوشت. به امید آن روز که خود حضرت زینب(ع) یاریم کند.