چرا به صورت گروهی حمله نکردند!؟ ( از کتاب زیایی های کربلا)
با وجود اینکه این قوم تا آن حد پست و ناچیز و سزاوار بود همه یک جا مانند چهار هزار از خوارج بدست علی (ع) در جنگ نهروان قتل عام شوند چرا امام حسین (ع) آنهم در مقابل سی هزار لشکر مسلح, به صورت گروهی حمله نکرده و هر کدام به تنهایی با سی هزار لشکر روبرو می شوند؟!؟ از یک تا چه حد تعجب آور است!؟ چون در هیچ جای جهانِ عصری و در هیچ قوانین جنگ کلاسیک و غیر آن دیده نشده و نخواهد شد با وجود این حمله گروهی بر قلب دشمن امکان دارد و با نابودی دشمن منجر خواهد شد اما از این موقعیت و فرصت مناسب استفاده نشود، و از سوی دیگر چه قدر زیبا، انسانی، عاطفی و با رحمت است که در یک کلام قصد و هدف حسین (ع) آدم کشی, جنگ, بدست گرفتن حکومت نبود. مگر اصلاح و هدایت به هر صورت این روش مهمار کربلا به نکاتی توجه دارد که به خاطر اهمیت آن باید قدری بیشتر باز شود.
1)این واقعیت خود اسلام است: یکی از مشکلات بشر به طور عام و مشکلات خود مسلمانان به طور خاص این است که اسلام را آن طورکه خود اسلام است هنوز نشناخته ایم و به همین جهت است که در زمان حکومت جهانی مهدی همه تعجب می کنند و تصور دارند حضرت دین جدیدی آورده است در حالی که این تصور درست نیست!؟
اسلام واقعی حتی در نظر ندارد بد ترین افراد کشته شوند چون اسلام با زور حرف خود را به کسی تحمیل نمی کند، هرجا هم شمشیر می کشد برای دفاع وجلوگیری از فساد اجتماعی است. باید عضوی از بدن با چاقوی جراحی قطع شود تا بقیه بدن سالم بماند با وجود این واقعیت هر انسانی که تا حدودی از مسائل نظامی وارد باشد تصدیق خواهد کرد حسین(ع) برای جنگ و خون ریزی نیامده بوده. ثابت می کند حق و باطل چه تفاوتی با هم دارند،در واقع امام حسین(ع) روشی را اعمال می کند، تا بشر وجود دارد خیلی راحت واقعیت اسلام، هدف مقدس امامحسین(ع) چیست دشمن و... را به عنوان بهترین موجد نشان می دهد. چون رسول خدا(ص) رحمت للعالیمین است حسین(ع) هم همان هدف را در کربلا دارد ولا غیر ولی دشمن نمی گذارد؛ با خانواده کربلا رفت به همین خاطر بود نه چیز دیگر.
2) نتیجه مورد نظر: قبلاً گفته شد خداوند خواسته حسین(ع) را شهید واهل و عیالش اسیر ببیند که معنی آن این می شود که غیر از این روش نتیجه مطلوب بدست نمی آمد، لذا اگر نیروهای امام حسین همه با هم به قلب دشمن حمله برده بودند این واقعیت که سی هزار لشکر در مقابل عباس تنها و حسین تنها با آب وضع تشنگی امام، دوام نیاوردند در حمله بسیجی مسلم عده ازآنها که در بی بهانه بودند و عده ای از ترس فرار می کردند، عده ای هم بدست رزمندگان کشته و عده ای هم تسلیم می شوند ولی هم خون ریزی بیشتری صورت می گرفت و هم اینکه بهر صورت یزید آرام نمی گرفت و برای اینکه حیات ننگینش به مخاطره افتاده ولو با زور و هر رنگ دیگر لشکر گرد می آورد و اصلاً بگونه ای جنگ داخلی در همه جا شروع می شد!؟
عین همین روش را ما به همه وجود، در انقلاب اسلامی شاهد بودیم ، در اوج انقلاب که مردم گروه, گروه بوسیله شاه معلعون کشته می شدند از دوستان خود امام خمینی(ره) خواستند دستور جنگ مسلحانه بدهند. نا صر خان قشقایی مرتب خواستند قیام مسلحانه داشته باشند, عشایر غیور ایران آماده بودند ولی امام خمینی اصلاً اجازه نداد و الا جنگ داخلی وضع را خراب می کرد، گوشه ای از سخنرانی شاه که به طور مخفی گرفته شده بود همین بود که با ایجاد جنگ داخلی هدف خود را دنبال کنند!؟ لذا امام پیشنهاد دوستان خود را هم برای مسلح شدن قبول نکرد. ولذا انقلاب اسلامی به پیروز خون بر شمشیر مشهور وحتی خارجی ها هم به آن اذعان کردند. اصلاً هدف امام حسین فرا تر از این ها بود که در گذشته مرتب گفته شئد.
3) تحقیر دشمن: اصولاً کسانی که دست جمعی وارد نبرد می شوند از این واقعیت حکایت دارد که طرف مقابل را قوی، توانا دانسته و خود را ناتوان، گرچه این موضوع را به زبان نمی آورند ولی واقعیت همین است که گفته شد و از طرف مقابل احساس رعب و وحشت دارند لذا گروهی وارد نبرد می شوند؛ به خاطر این تلفات کمتر بدهند و اصلاً از مرگ و مردن می ترسند به آن شکل عمل خواهند که اینها در کربلا عمل کردند؛ برای یک عباس, برای یک علی اکبر همه بسیج شدند ولی بنی هاشم که از شهادت و مردن باکی نداشتند اصلاً اینها به نظرشان هیچ بود و بطور کلی با این روش که به تنهایی به قلب سی هزار لشکر یورش بردند دشمن را تحقیر کردند یعنی سی هزار نفردر مقابل خود همسان دیدند هر فرماند نظامی امروز این تاریخ را مطالعه کند دو چیز توجه او را جلب می کند یکی بزدلی... لشکر یزید و دوم شهامت، نترسی و توان رزمی غیر قابل انکار، بنی هاشم. میدان، میدان نمایش قدرت شهامت.... بود که هنوز در تارک تاریخ می درخشند و سینه تاریخ آن را به عنوان خاطره دیدنی و شنیدنی با خود همراه دارد!؟. این از زیبا ترین زیبایی ها در کربلا است که واقع نگران تاریخ در باره آن به قضاوت نشسته وانگشت تعجب به دهان گرفته اند!؟
4)زیبا ونا زیبا در نگاه تاریخ: میلیونها عنوان کتاب با هزینه کلان نوشته و منتشر کنیم , صدها هزار سخنرانی داشته باشیم، برای اینکه تفاوت میان دوگروه حق و باطل، زیبا وزشت را، روشن کنیم کاری نکرده ایم، مگرآنکه عملاً نمایش بدهیم واقعیت امر چه بوده و چه گذشته است. امروز به خوبی ثابت شده اثری که آموزشهای سمعی و بصری دارد, آموزشهای دیگر ندارند. همان طور که قبلاً اشاره شده, در تاریخ حتی یکی نمونه پیدا نخواهیم کرد که گروه باطل در مقابل گروه حق یکه و تنها میدان رفته و گروه حق یک باره با سی هزار نفر علیه یک نفر باطل حمله و اگر در این واقعیت که گروه حق درکربلا عملا نشان داد و دنیای دارو دنیای بشریت را به تعجب وا داشت. با هیچ سخنرانی و کتابی قابل ارائه نیست در واقع حسین(ع) و یارانش اسلام در بعد شهامت، نترسی، بی باکی در مقابل دشمن، تحقیر و نا چیز گرفته دشمن را از تئوری فراتر برده و کاربردی نمودند؛ همان کاری که حضرت ابراهیم, حضرت موسو(ع) به تنهایی بنمایش گذاشته و یک قدرت را بزانو درآوردند. شخصیت وشهامت خود را در قضاوت تاریخ متجلی ساختند!؟
5) اسلام دروغین درنگاه تاریخ: از ازل در علم خدا معلوم و روشن بود، کسانی که حرام خواری قلب آنها را سیاه کرده و حتی موعظه امام حسین (ع) درآن اثر ندارد، دست به هر جنایتی خواهند زد که در تاریخ نمونه نداشته باشد.
و مهم اینکه اینها با قرآن و اسلام و... به جنگ حسین(ع) آمده بودند چگونه می شد، ثابت کرد این همه دروغ؟! لذا تنها این روش جنگیدن با دشمن بود که ماهیت خبیث دشمن را نه تنها آن روز، به اثبات رساند، بلکه بگونه ای است که تا تمامیت چهره گریه اسلام نمایان را برای همگان نمایان می سازد؛ جریان خوارج که از قاریان قرآن بودند و در جنگ صفین روزه گرفته و با غذای ناچیزی افطار می کردند, جریان اطرافیان حضرت رسول که بعد از حضرت در خانه علی (ع) را آتش زده، و پهلوی فاطمه شکستند. جریان طلحه و زبیر که از شمشیر زنان معروف اسلام بودند ولی همه اینها دروغ بود بایدآن صحنه های بوجود بیاید تا چهره زشت آنها از زیر هزاران پرده نیرنگ و تزویر آشکار گردد اگر این گونه روشها نمی بود با چه استدلالی می شد ثابت کرد اینها دروغ می گویند اگر علی دست به شمشیر برده بود کسی جرات نزدیک خانه علی شود تا چه رسد که خانه را آتش بزند همان طور که در گذشته گفته شد اینها را نمی شود از امور اتفاقی به شمار آورد, بلکه اینها همه واقعه تاریخی حساب شده است که به مهارتی که ائمه (ع) دارند صورت گرفته و حتی جزئی ترین آن خارج طرح کارشناسی شده نیست. و زیبا ترین روش در اثبات حق از باطل است که به راحتی معلوم می شود که حتی بی سوادان هم درک می کنند چه کسانی حقند و چه کسانی باطل وگمراه هستند.