خطبه دوم امام حسین، در نگاه تاریخ ( از کتاب زیبایی های کربلا)
روز عاشورا امام حسین (ع) فرماندهی عملیات را به برادرش عباس سپرد و دستورآماده باش داد؛ رزمندگان همه آماده رزم شدند و در این هنگام امام خطبه بسیار مفصل و هشدار دهنده خود را شروع نمود.باز لازم است مکراراً به این نکته اشاره شود بی انصافی است که حتی تصور شود امام ازجنگیدن و شهادت به خاطر خود و اهل و عیالش ابا داشت، یا بدون هیچ اصلاحی آنها دست از جنگ برادرند، گرچه هدف این بود که جنگی صورت نگیرد و دست آنها به خون حسین و یارانش رنگین نشود ولی هدف مطلبی مهم تر از این است که حضرت خواست به جهان برساند اسلام هیچ کاه جنگ را بر اصلاح و صلح عادلانه ترجیح نخواهد داد؛ لذا امام حسین(ع) در چنین شرایط سختی خطوط را معین می سازد، امت اسلامی و کلاً بشرآینده چه کند، اینکه کراراً به دشمن آگاهی و اخطار می دهد که جنگ شروع نشود اگر ملحد ترین افراد با دقت این روشهای امام را بخوانند، هیچ گاه به خود اجازه نمی دهد که بگوید اسلام جنگ طلب است، امام حسین تاریخ ما را هم خوب می دانسته که بعد از استقرار حکومت اسلامی، تا کنون دشمنان سعی کرده اند اسلام را جنگ طلب معرفی کنند، مارک خشونت طلبی به اسلام بچسبانند. مضمون جمله ای از امام خمینی (ره) این است که جنگ در اسلام برای دفاع از حریم خویش است نه کشور گشایی ما اگر موفق شده بودیم این پیام امام حسین (ع) را به گوش جهان برسانیم در اواخر سال 85 پاپ رهبر کاتولیگها ایران اسلامی را جنگ طلب معرفی نمی کرد!؟.
امام واقعیت ها و اصول اسلامی را به عنوان یک ملاک و الگو به خود مسلمانان و بشر ارائه می دهد کوشش شود جنگ رخ نهد و اگر بناشد جنگی پیش آید چه کنند که راه((چه کنند.))
قسمتهایی از سخنان امام حسین (ع)
امام حسین(ع) درحساس ترین زمان تاریخ سرنوشت ساز و در شرایط بسیار حاد درگیری در مقابل سی هزار لشکر مدعی اسلام ، پیشانی های پینه زده از نماز، ولی دلهای کفرآلود می ایستد، و خطاب به آنان می فرماید:«...به خدا سوگند که همان پیمان شکنان هستید آگاه باشید که این فرومایه (ابن زیاد) فرزند فرو مایه مرا در بین دو راهی شمشیر و ذلت قرار داده است و هیهات که ما به زیر بار ذلت برویم... به خدا سوگند پس از این جنگ به شما مهلت داده نمی شود که سوار مرکب خویش گردید، مگر همان اندازه که سوار کار بر اسب خویش سوار است {یعنی بمراد خود نخواهید رسید} .... خدایا قطرات باران را ازآنان قطع کن و سالهای (سختی) مانند سالهای یوسف برآنان و علام تقضی را بر آنان مسلط گردان تا با کاسه تلخ ذلت سیر شان سازد و کسی را در میانشان بدون مجازات نگذارد... پولهای حرام فراوانی از طرف معاویه بنام هدایابسوی شما مردم کوفه سرازیر و شکم های شما از این نوع غذاهای حرام انباشته گردید و در اثر این غذا های حرام است که قلبهای شما سیاه و چشم حق بین شما کور و گوش شما از شنیدن حرف حق کرد شده است[1]»..
این چند فقره به نکاتی اشاره دارد که خاص آن زمان نیست بلکه برای آحاد نسل بشر تا قیامت است مهم این است که دشمن را باید آگاه کرد، شاید از خواب غفلت بیدار شود و هم اینکه بدون روشنگری نباید با دشمن وارد کار زار و نبرد شد که خداوند هم بدان تأکید دارد.«در دین هیچ اکراه و اجباری نیست و باید حقیقت دین روشن شود....». سوره بقره آیه 256، این که حضرت آن مردم را نفرین می کند، نفرین برای هر قوم ستمگری است که در طول تاریخ علیه ولایت و رهبری بشر قیام کند تا ستمگر و مخالف ولایت در تاریخ بدانند کسانی که با ولایت مخالفت و ستیز کنند نفرین شده اند چون حجت برآنها تمام شده و مخالفت آنان آگاهانه است چنین کسانی نفرین شده اند چون قابل هدایت و برگشت نیستند، اینان که نفرین شده اند حتی در دنیا هم خیر نخواهند دید و همان گناهشان علت قطع رحمت باران خواهد شد که در دعای کمیل هم آمده است، به طور کلی و از نظر علمی و... مخالفت با اسلام این گونه است که بر اثر عملکرد خودشان بزودی نابود خواهند شد که هشداری باشد، دشمنان و به طور کلی مخالفین عبرت گرفته خود را هلاک کنند. (از سوریه 3/4/86 به شهرضا). لذا حضرت در قسمتی از سخنان خود خطاب به لشکر یزید می فرمایند: «به مراد خود نخواهید رسید». و به این نکته اشاره داشت که هرکس با ولایت مخالفت کند در همین دنیا به نتیجه آن خواهید رسید و کسی برآنها مسلط خواهد شد که خارشان کند و هم اینکه به نسلهای مسلمانان توجه می دهد در مقابل ستمگران نباید تن به ذلت داد ولو کشته شده و حتی اهل و عیالشان را به اسارت ببرند و از سوی دیگر به جهان بشریت می رساند کسانی که دستشان به خون ولایت و پاکان رنگین شود به یقین علت اصلی آن حرام خواری و... است و به طور کلی نشان می دهد این قبیل جنایتکاری ها ریشه در حرام خواری و لقمه شبه ناک دارد تا توجه شود چرا اسلام تا آن حد در مورد حرام خواری اعلام خطور نموده وآن همه آیه و حدیث در اشکال گوناگون و موضوعات مختلف به این جهت است که کار به جایی نرسد که مسلمان نماز خوان و... سر فرزند فاطمه (ع) از بدن جدا کند!؟.
بنا بر این. امام حسین (ع) با قطرات خون خود و یارانش و صبر و استقامت زینب و امام سجادش و ناله ها و جان دادن رقیه اش در خرابه شام, کتاب خون بارکربلا را نوشت که شاعر می گوید: «از قیام کربلا منظور محو ظلم بو, درک این مطلب کجا می شد اگر زینب نبود. متن خون رنگ کتاب کربلای او، بی گمان بی محتوا می شد, اگر زینب نبود».