حضرت عباس و آب حرم
در تاریخ آمده که شب عاشورا حضرت عباس سهم آب خود را ذخیره نمود و روزه عاشورا هرگاه بچه ها تشنه می شدند به آنها آب می داد!؟ زمانی که دیگر آب نبود امام حسین (ع) حضرت را فرستاد از لشکر طلب آب نماید چون آب ندادند حضرت مشکی برداشت و پس از درگیری وارد شریعه فرات شد و مشک را بر کرد و آب ننوشیده از شریعه بیرون آمد. در مسیر برگشت به طرف حرم درگیری سختی رخ داد،, ولی لشکر چون توان مقابله باز دارنده با حضرت را نداشت لذا با کمین گرفتن با حضرت به نبرد برخواستند،ظالی که پست نخلی کمین کرده بود دست راست حضرت را قطع کرد, ولی حضرت مشل را با دست چپ گرفت و با همان دست هم بود دشمن حمله ور می شد ظالم دیگر در کمین نشسته، دست چپ حضرت را قطع کرد ولی حضرت مشل را بدندان گرفت و کوشش می کرد آن را به حرم برساند که ظالمی با عمودآهنی بر سر حضرت کوبید که از پای در آمد و با صورت به زمین افتاد و اینجا بود که صدا کرد برادر برادرت را دریاب که حضرت خود را به نعش عباس رساند و او را به خیمه برد.
جلوه های ماندگار این واقعه.
هر عملی که بر اساس دستور و خواست خدا صورت بگیرد، زیبا و تجلی گاه خود خداست چون آن دستورات که تجسم و وجود خارجی پیدا کرده و نمونه آن در جایی جز دستورات خدا یافت نمی شود از حقیقت فوق بشری خبری و در واقع عین عملی است که خود خدا دارد انجام می دهد و به همین جهت کسانی تاکنون مسلمان شده اند.
کوتاه سخن اینکه زیبایی های کربلا مورد بحث ماست که بایدبه آن ها به پردازیم که در مورد حضرت عباس به مواردی از زیبا کاری های آن اشاره خواهیم کرد.
الف:چرا سهم آب عباس به کودکان؟: اینکه گفته می شود عباس سهم آب خود را برای کودکان نگاه داشته بود،گرچه این کار در مورد بنی هاشم و دیگران یاران حسین می تواند صادق باشد ولی چرا عباس به فکر این کاربود و می شد هرکدام مقداری از سهم آب خود را برای امثال علی اصغر ذخیره داشته باشند؟ به نظر می رسد, این شکل عملی درخود طرح و نقشه بوده که عباس «که فرزند فاطمه(س) لقب گرفته بود». باید از سهم آب خود برای کودکان داشته باشد و خودش هم مأمورتقسیم آب باشد که امروز لقب سقا هم به حضرت می دهند و اینکه چون حضرت فرماند هی عملیاتی را برعهده داشت باید کارهایی خاص خود او باشد وقتی هم که آب تمام می شود به لحاظ خاصیت وجودی حضرت فرمانده مأمور درخواست و سپس آوردن آب شود آنهم به تنهایی که بر جهان امروز هم ثابت شود این ها اگر می خواستند آب بدست آورند خیلی راحت بود چون ابوالفضل به تنهایی همه را کنار زد و وارد شریعه شد به هر حال این ها از همان تجلیات خاص وجودی حضرت عباس است که در این قبیل موضوعات باید به ظهور برسد که در حال حاضر حاجت مندان به عباس متوسل می شوند. همین امشب (تاریخ نوشتن باردوم) که شب تاسوعا است با شرق شناسی آمریکایی گفتگو می شد که درباره عباس کتاب نوشته است از او سؤال شد ویژگی های عباس چیست و چه چیز عباس را دوست دارید؟گفت (شجاعت و جوانمردی عباس را) البته مطالب زیادی درباره حضرت گفتند که ما همه آنها را نگرفتیم حضرت عباس ویژگی های خاص و زیادی دارند که مورد دیگر آن اینکه وقتی از امام زمان سوال می شود از میان نامه ها بعضی از نامه را می بوسیدید، برای چی؟ حضرت می فرمایند: اینها نامه هایی هستند که از امام زاده ها که مردم برای حاجت داده اند، بدست من می رسد وآنها را که می بوسیدم از عمویم ابوالفضل بدستم رسیده است!؟
ب:درخواست آب از لشکرچرا؟:وقتی صدای العطش بچه ها بلند شد امام حسین(ع) عباس را فرستاد از لشکر در خواست آب کند ولی آنها به این درخواست جواب مثبت ندادند و سؤال این جاست با این که امام می دانست آب نمی دهند چرا درخواست آب نمود؟ باید گفت: دو علت دارد یکی آنکه امام به علم خود عمل نمی کند همان طورکه علی(ع) در قصاوتهای خود عمل نکرد و باید مثل ما عمل کنند که از اصل موضوع بی خبر هستیم .و دوم اینکه حضرت خواست اتمام حجت کنند که حتی فردای قیامت جوابی نداشته باشند و بگویند اگر درخواست شده بود می دادیم, اگر برای علی اصغرآب خواسته بودند دریغ نمی کردیم.
نتیجه دیگر اتمام حجت برای قضاوت تاریخ است که بدانند اینها بدروغ به نماز، قرآن و پی روی از رسول خدا پای بند بوده اند، بدانند اینها بی رحم ترین افراد بوده اند از سوی دیگر وقتی آب نمی دهند و حضرت به تنهایی برسی هزار لشکر فایق آمده وارد شریعه می شود از یک سو روشن می سازد این آب خواستن برای هدایت آنها بود نه نیاز و ناچار بودن و تاریخ قضاوت می کند اینها اخلاق نظامی را اصلاً رعایت نکرده اند ولی حسین(ع) دقیقاً آن را رعایت کرد و مثل اینکه آنها واقعاً مالک آب بوده اند حضرت خیلی مؤبانه از آنها درخواست آب می کند!؟
اصلاً اگر بنا بود آب بدست آورند، چند نفر همراه ابوالفضل می رفتند براحتی آب می آورند ولی اگر این کار را کرده بودند خباثت و پستی دشمن برای قضاوت تاریخ کجا روشن می شد؟ اگر این کار را نمی کردند تاریخ می گفت: اگرآب خواسته بودند حتماً برای کودکان آب می دادند و چرا این کار را نکردند که علی اصغر تشنه بماند.
به هر صورت همه این ریزه کاریها روی حساب از پیش تعیین شده و عین طرحی بود که کراراً گفته شد خدا خواسته این طرح این گونه اجرا شود و خیلی بی انصافی است که حتی تصور شود اینها امری اتفاقی بوده است حضرت زینب می دید قضاوت تاریخ چگونه همه اینهارا خواهد نگاشت. از همان آمریکایی که قبلاً گذشته پرسیده شد چه چیز باعث شد جذب, حسین کربلا شوید؟ گفت: تعزیه گردانی کربلا را وقتی دیدم عاشق حسین(ع) شدم و شبیه گردانی را خیلی دوست دارم!؟.
ج: چرا آب ندادند؟: اگر بگوییم تمام علت خباثت آنها بوده و هدفی دیگر در نظر نبوده این هم تصوری نا آگاهانه است.چون دلایل دیگر وجود دارد که این امر را تأیید می کند.اینها دقیقاً اطلاع داشتند بوسیله تبلیغ و یا هر عامل دیگری کاری کرده اند که لشکری برای حسین(ع) جمع نشود، با وجود آن سی هزار، لشکر گردآوری کردند, چرا؟ چون می دانستند حسین(ع) فرزند علی(ع) و کلاً بنی هاشم مرد جنگ هستند از شجاعت و... عباس خبر داشتند اینها می ترسیدند با وجود سی هزار لشکر باز هم شکست بخورند لذا تلاش کردند آب به رزمندگان نرسد تا زود از پا در آیند، به بچه ها نرسد تا گریه و نا له کنند وعده ای هم دور بچه ها باشند و زنها به کارهای مربوط نرسند و اصلاً خودشان به لشکر اعلام کردند اگر به اینها آب برسد کار ما تمام است. لذا وقتی که امام حسین(ع) تنها با سی هزار در گیر بود وارد شریعه شد آب بخورد با یک لشکر مقابله خواهد کرد لذا امام را از نوشیدن آب بار داشتند و اعلام کردند: حسین تو می خواهی آب بنوشی در حالیکه لشکر وارد حرمت شده اند؟! امام آب نخورده از شریعه بیرون آمد. که معلوم بود این ها دروغ گفته اند تا امام آب نیاشامد!؟
مهم اینکه امام حسین مطلع بود اینها هدف عمده اشان از پا درآمدن رزمندگان است با وجود این حال اگر همه یاران حسین و خود حضرت به صورت جمعی به قلب دشمن همه می بردند عده ای کشته می شدند، عده ای از ترس فرار می کردند و عده ای هم که پی بهانه بودند حتی امکان داشت به امام حسین بپیوندند ولی امام حسین(ع) به خاطر جهات زیادی این کار را نکرد و اگر کرده بود به دلایل زیادی اسلام از خطر امثال یزید رهایی نمی یافت و خدا هم نخواسته بود حسین(ع) آن گونه عمل کند.