بیاناتی دوستانه ولغزش برای همه
بیاناتی دوستانه و خطر لغزشگاه برای همه 19/6/1388
وقتی آن شور و حال زمان ریاست ... تان را که جلو چشمم جلوه گر است نگاه می کنم، تصورم این است که درآن زمان مردم نه برای خواسته دیگر خود بلکه برای خود شما که فردی شایسته، خدمتگزار، فعال و صدیق بودید؛ امروز همان مردم نظاره گر به خطر افتادن آن جایگاه هستند که در یک سرا شیبی قرار گرفته که علی القاعده باید رو به ارتقا و جهش امیدوار کننده تری باشد؛ ولی خود شما هم یافته اید آن گونه نیست . لذا مردم به شدت نگرانند، همان گونه که حقیر نگرانم و گوشه ای از نگرانی خود را در نامه قبلی ابراز دادم، چرا که ناگهان انسان شاهد مرد فرهیخته ای است که محصولات عمرگرانبهایش بر اثر عدم مراقبت لازم تا این حد دچارخطر جدی شده است!؟،آن هم در زمان بسیار حساسی که نظام اسلامی به وجود امثال این مهره های کارآمد به شدت نیازمند است؛ تا نظام اسلامی در مقابل تهاجم همگانی و شکننده جنگ احزاب عصر حاضر دشمنان، در امان بماند.
موضوع مورد نظرم که لازم می دانم به گوشه هایی ازآن بپردازم. با وجود این که جهان شبیه دهکده واحد را، در پیش رو داریم که بر اثر رو شدن اسرار، دیگر عمر پنهان کاری به سرآمده و دارد وارد گورستان ابدی می شود. شما نسبت به فرزند خود دست کم بگویم نگاهی آرام داشته اید درحال که درمجموع، مرتکب نبایدهایی شده است. البته نمی شود گفت ، بدستور و یا مورد رضایت شما بوده ولی نمی توان به سادگی ازکنارآن گذشت، چرا که با وجود پدری مثل شما و دارای آن موقعیت حساس در متن نظام جمهوری اسلامی؛ انتظار بود که حتی جایی برای تصور، این گونه نباید ها نباشد تا چه رسد که قهرا نبایدهایی هر چند بگویم ناچیز وجود داشته و همگانی شده است.
بالاتر ازآن این است ، اگر خود شما و یا کسی دیگر بخواهد آن را از دید جامعه بسیار تیزبین پنهان و یا توجیه کند قبول آن غیر ممکن است. خدا رحمت کند امام خمینی(ره) را که در مورد بازرگان بود، با شجاعت و با صراحت اعلام کردند ما در روی خانواده شهدا باید قبول کنیم اشتباه کردیم...، آن هم موقعیت جهانی او که در همان لحظه به گوش جهان می رسید که به اشتباه خود اعتراف کرد، چون شریط اقتضام می کرد در بیان حقیقت مخفی کاری نکند.
برفرض اینکه قبول کنیم، چیزی نبوده ولی آنچه دراذهان وجود دارد و به راحتی پاک شدنی نیست آن راحتمی کرده است چه باید کرد؟، لذا ولو به خاطر رفع این ذهنیت باشد؛ حالا وقت شهامت و مردانگی است اقدام شود. یادم هست درآن شرایط بحرانی اوایل حکومت اسلامی یکی ازآقایان خودش حکم اعدام فرزندش را صادرکرد. موقعیت شما مانند شخصیت سایر مسؤلان نظام ، یک موقعیت شخصی و مال خودتان نیست ، امروز کوچکترین حرفی درباره امثال شما باشد، اولین چیزی که زیر سؤال می رود اسلام است، آن هم اسلامی که دشمنان در پی نابودی آن هستند، اگر به ما کار دارند به خاطر این است که مانع این اقدام آنها شده ایم، اگر واقعا آنچه در مورد فرزند شما گفته می شود درست نیست، بر شما از نماز واجب تر است از طریق بیانیه و رسانه و حتی میزگرد، مردم را از شک و تردید نجات دهید و هم دست دشمنان را از سرخود و نظام کوتاه کنید و اگر کاری کرده ، هرچند مورد رضایت شما نبوده، باز هم اسلام زیر سؤال است ولی اگر با صراحت اعلام کنید، اگر اتهام وارد باشد، هرچند فرزند شما باشد، باید به اشد مجازات تنبیه شود. این لکه سیاه ازدامن شما و اسلام تا حدود زیادی بر داشته خواهد شد؛ پس چرا سکوت کرده اید؟!، آن هم در چنین موقعیتی که روشنگری جداً ضرورت دارد. والله اگر اقدام کنید مردم کما فی السابق نسبت به شما عشق خواهند ورزید، (هرجای ضرر را بگیرند نفع است)، آنهم برای اسلام نه شخص. ازشما سؤال شود، زمانی که امام حسین(ع) به خاطر نجات اسلام همه چیز خود را داد وضع اسلام بحرانی تر بود، یا حالا که با زیر سؤال رفتن اسلام، همه جهان کفر
برای نا بودی اسلام بسیج شده اند. چون تاکنون موفق شده اند پایه هایی از این نظام را تخریب کنند، حالا رسیده اند به پایه ای مانند امثال شما که در نامه قبلی عرض کردم در بحران جنگ هشت ساله...، یک خطبه نماز جمعه شما همه نقشه های چند ماهه آنها را نقش برآب کرد. الان درصددند با ترور شخصیتی، آن را از نظام بگیرند.آنهم شخصیتی که خون شهدا...، به امثال شما داده است!؟،آیا فرزند شما، ازعلی اکبر عزیز تر است ؟!، چرا مانند گذشته علیه گروهک ها فریاد نمی زنید؟!، چرا افرادی مانند...، را ملامت نمی کنید که بلند گوی دشمن شده اند؟!؛ چرا رادیو فردای منافقین باید از امثال شما تعریف و کسانی را مورد شماتت قرار دهد؟!؛ در واقع کجا رفت آن خطبه های خنثی کننده توطئه دشمنان درچند سال پیش؟!، شما که الان بایدآب روی آتش بریزید و دست طمع دشمنان را قطع کنید چرا کوتاهی می کنید؟!، مگر صدای « هل من ناصر ینصرنی و هل من معین یعیننی» حسین زمان نمی شنوید؟!، مگر امام خمینی(ره) نفرمود اسلام غریب است!؟، راستی چرا به داد اسلام غریب و مورد تهاجم محاصره شده، نمی رسیم ودر مقابل خون سرخ شهدا که ما را به این پست و مقام رساندند، کار ی باز دارنده نمی کنیم؟!،
خود شما بهتر می دانید جهان سرخورده از فرهنگ غربی که درسال های اخیر به ایران اسلامی روی آورده ، بهترین فرصت است برای بیان واقعیت های اسلام درجهان؛آیا سزا وار است درچنین شرایطی، موقعیت امثال شما دستخوش حوادث شود؟ و منافقین پس از چند سال بار دیگر قیام کرده و در قلب تهران مردم راکشته و اموالشان را آتش بزنند؟
دشمن مطهری ها و بهشتی ها را آن گونه از نظام گرفت، حالا به گونه دیگر به سراغ امثال شما آمده است. این اخیر که شما گاهی در مورد متابعت از فرامین رهبری بیاناتی داشتید و درنماز عید فطر شرکت کرده بودید، متوجه شدم رادیو فردا دیگر از شما تعریف نمی کند!؟، خیلی خوشحال شدم. بازهم تکرارکنم، هر چه زود تر باید به داد اسلام غریب رسید، چون دوستانی نادان دارند از پشت به اسلام خنجر می زنند. نظام اسلامی هنگامی سقوط خواهد کرد و دیگر به زودی بلند نخواهد شد، که از درون ضربه بخورد. امثال شما از بین بروید اسلام از بین رفته است، اسلام که وجود خارجی ندارد؛ این که گفته می شود اگر نظام از درون مشکل پیدا کند، سقوط خواهد کرد یعنی امثال شما را ترور شخصیتی کنند، ترور شخصیتی بدتر از ترور جسمی است. چون اشخاص ترور شده بعد از ترور خیلی راحت تر وحتی صد در صد در اختیار دشمنان قسم خورده قرار خواهند گرفت که همین حالا هم نمونه داریم!؟. والسلام: