( از کتاب زیبایی های کربلا)

3)فلسفه آب و تشنگی: بازهم جا دارد تکرار کنم، امام حسین (ع) برای جنگ، غلبه نظامی بر دشمن و بدست گرفتن ریاست نیامده بود. چون امام حسین شخص نبود بلکه ولایت بود و رحمه للعالمین. درست همان خط و مشی جدش رسول خدا(ع)، غیر از اینها و بالاتر، امام حسین (ع) اسلام و بقول علی (ع) قرآن ناطق اسلام و قرآن برای اصلاح بشر است، نه جنگ با بشر. امام حسین (ع) قابلیت و ظرفیت آن را داشت و با مهارتی که داشت اسلام را نه تنها برای مردم آن زمان بلکه برای کل بشر معرفی و راه انسان زیستن و انسان مردن را به همه نشان می دهد.

این که تا شب عاشورا خیام حرم آب داشت و مرتب آب می آوردند و شب عاشورا هم آب آوردند و این که در آن وضعیت بسیار سخت و محاصره شریعه قرات عباس تنها وارد شریعه شد، نشان می دهد که امام اگر می خواست خیام حرم مشکل آب نداشته باشد، می شد خیمه ها را جایی بزنند که نزدیک آب باشد و حتی آب را روی آنها به بندند یا همان شب عاشورا عباس با علی اکبر می رفتند و دوباره آب می آوردند، آب ذخیره می کردند می شد حد اقل برای بچه های خورد سال امثال علی اصغرآب داشته باشند و دیگر اینکه واجب نبود غسل کرده و لباسهای خودرا بشویند همان آبها را برای احطیات ذخیره می کردند که روز عاشورا مشکل آب وجود نداشته باشد و از رزمندگان هم آب بنوشند که بتوانند در میدان نبرد دوام بیاورند چرا در صورتی که می شد این کارها را بکنند چرا نکردند؟! به هر صورت باید قبول کنیم بدون دلیل نبوده است. به این جهت که.

الف:علاوه بر اینکه هدف حسین (ع) جنگ نبود که مثلاً برای رزمندگان آب باشد تشنگی آنها را از پای در نیاورد، اسلام تأکید دارد برای هدایت دیگران حتی تا آنجا که میشود ایثار و از خود گذشتگی کرده و سخت هایی را تحمل کنیم، برای هدایت دیگران همان کارهای که حضرت رسول و... کردند و مانند همان موعظه دلسوزانه امام حسین (ع) که قبلاً گذشت. آنهم به شکلی که اگر کسی از واقعیت بی خبر باشد فکر می کند امام حسین (ع)از کشته شدن می ترسد، در صورتی که این گونه نبود. بنا بر این. نشان می دهد تشنگی حرم که همه لشکر یزید از آن با خبر بودند رفت کرده و فرات را آزاد کنند و اگر این کار را می کردند شاید سبب می شد دستتان به خون فرزند فاطمه رنگین شود چون گاهی خداوند به خاطر یک کار پسندیده به مردم رحم می کند که در تاریخ نمونه داریم.

امام حسین (ع) می دانست هرکس در ریختن خون خود و یارانش شریک شود در هر دو جهان هلاک خواهد شد لذا اینکار ایثار گرانه را کردند شاید کسانی مانند حر نجات یابند حر همین قبیل صحنه ها را می دید که وجدان خوابیداش او را بیدار کرد اگر امام حسین با این روش تعدادی مانند حر را نجات می داد مصداق همان آیه32،سوره مائده،می شود که حیات دادن به یک انسان را خدا با حیات بخشیدن به کل بشر مساوی می داند.

چون همان طور که قبلاً گفته شد امام حسین (ع) برای تشکیل حکومت نرفته بود برای اصلاح و نجات مردم از هلاکت بود امام حسین(ع) قبل از شهادت کشتی نجات بود و چراغ هدایت امام حسین(ع) در روز عاشورا کتشی نجاتی و چراغ هدایت بود ولذا تا قیامت هم خواهد بود که فرزندش مهدی(ع) آن را ادامه خواهد داد. البته باید توجه داشت این طور هم نبود که امام حسین(ع)آن همه مشکلات تشنگی را برای بچه ها فراهم کنند به خاطر آن نتایج بلکه به فکر نبودند که ذخیره سازی کنند مانند زمان قحطی که امام صادق به غلامش گفت: ما هم باید مثل مردم باشیم نه آنکه ذخیره کنیم و مردم گرسنه باشند و اینطور هم نیست که امام بفرماید من یقین دارم روز عاشورا آب را بر روی ما می بندند پس آب ذخیره کنید و اصلاً باید اینها امتحان شده و در سینه تاریخ بماند حسین حتی به اسبان آنها آب داد ولی اینها حتی به طفلی مانند علی اصغر رحم نکرده و بجای آب تیربه گلویش بزنند اگر این صحنه پیش نمی آمد ممکن بود کسی بگوید اینها هم در این حد بی رحم نبودند که به کودکان خوردسال آب ندهند. به هر صورت, حالا تاریخ وجود دیگر قضاوت می کند و حقیقت حسین (ع) دلهای پاک را دگرگون می سازد...

ب: اگرامام حسین بهر شکلی آنها را ازآب منع می کرد یا مرتب آب می آوردند که روز عاشورا هم آب داشته باشند چگونه حر و حرهای تاریخ را حسین نجات می داد و مهم اینکه چگونه جنایت کاری و بی رحمی دشمن را می شد حتی تا قرنها به تصویر کشید که حتی غیر مسلمانان  هم آن ها را ملامت کنند!؟ و چگونه می شد امروز به جهان ثابت کرد که اینها حتی به یک طفل هم رحم نکردند!؟ طفلی که در همه مرامهای حتی ملحدانه مورد ترحم و احترام است!؟ و این شاکار امام حسین(ع) بهترین صحنه بود که ماهیت آنها را به جهان نشان دهد اینکه از زیباترین شاه کاری است که امام ثابت کرد اینها آب که به طفل تشنه ندادن در عوض شهیدش هم کردند!؟با هیچ ابزار و امکانات تبلیغی نمی شد این طور خباثت دشمن را به جهان نشان دهیم که امام حسین با شهادت علی اصغرآن را به جهان نشان داد و اگر این ها به علی اصغر از روی انسانیت آب داده بودند و یا در علم خدا می بود که به علی اصغرآب می دهند مسلم آنها را بگونه ای نجات می داد که دستشان به خون حسین(ع) رنگین نشود. خدا از ازل می دانست که اینها به علی اصغر هم آب نمی دهند و باید روز عاشورا آب نباشد تا این واقعیت پشت پرده هویدا گردد.

به هرصورت اگر امام حسین (ع) غیر از این و به شکل دیگر عمل می کرد، امروز قضاوت تاریخ بگونه ای دیگر می بود. امام حسین(ع) مأمور بود در اجرای طرح به شکل فوق عمل کند نه جور دیگر, هدف حسین اصلاح و امر به معروف و نهی از منکر بود و نهی از منکر امام با این روش خیلی راحت و بدون کمترین هزینه عمق جنایت و ستمگری اسلام گرایان دروغین را به جهان تا آخر دنیا نشان داد؛ این یکی از شاکاریهای منحصر به فرد حسین است که با زیبایی جهان قابل مقایسه است چون پرتوی از زبایی خداوندی است که مثل ومانند ندارد.

ج: حسین عنصر ولایت: حسین عین خود اسلام و علی اصغر حجت بودند که ازآن قوم آب طلب می کردند؛آنهم نه برای خود بلکه برای خود آنها که شاید به این طفل تشنه رحم کرده و همین امر باعث نجات آنها شود درست همان روشی که پیامبر(ص) داشت وقتی به عبادت بیماری رفت، رفت که خاکستر بر سر او ریخته بود به خاطر خود او بود که شاید نجات یابد؛ بیمار همین که چشمش افتاد و متوجه شد این همان کسی است که بر سر راهش خاکستر ریخته است منقلب شد و اسلام اختیار کرد!؟ ولی اینها با اینکه می دانستند همان حسین است که حتی به اسبان لشکر آنها آب داده است همان آب را به طفل امام که ندادند هیچ بلکه او را شهیدش کردند!؟ عجیب تر این که اینها مسلمانان و مدعی پی روی از پیامبر بودند ولی آن بیمار مسلمان هم نبود اینکه حضرت زینب متوجه می شود دشمن خون خوار آنها چگونه رسوا می شود به خود می گوید می ارزد که آن همه مشکلات اسارت را تحمل کنی به عشق جلوه گر شدن حقیقت اسلام در نسلهای آینده همه اینها را خیلی راحت به جان می خرد و این زیبای هاست که حضرت زینب را دلشاد می گرداند.