زیبایی کربلا در نگاه عمل.
حضرت زینب (ع) می دید و با همه وجود کاملاً آگاهانه خود درک می کرد درچه شرایط بسیار حساسی همراه برادری مانند امام حسین (ع) مأموریت دارد بار دیگر غدیرخم را زنده و فرمان خدا عملی ساخته و علی زمان را بگونه دیگر بولایت باقی بدارند. خود علی شخص نه ولایت، و از دنیا رفت، ولذا چون شخصی نبود، بلکه رسالتی ماهوی بود،باقی و پایدار ماند و به نسلهای بعدی امامت تجّلی و فعلیت یافت. حضرت رسول(ص) مأمور بود ولایت را برای بشر معرفی و منصوب نماید نه شخص را و الا با رفتن علی(ع) ولایت هم باید برود، دریک نگاه علی ظرف بود ولایت مظروف و ولایت در این ظرف به ظرف دیگر انتقال یافت. حضرت امام حسین(ع) وزینب هم ظرفی بودند که مظروف تنها در وجود آنها محفوظ ماند و به نسلهای بعدی انتقال یافت.چه بگوییم ولایت وچه بگوییم اسلام دراصل این دو در معرض خطرجدی قرار گرفته بودند هیچ تفاوتی ندارد تنها خون حسین(ع)و یارانش و تبلیغ حضرت زینب بود که ولایت را از خطر حتمی یزید نجات دادند وآن را برای هدایت و دست آویز بشر حفظ و نگهداری سازند. بنی عباس گرچه ائمه(ع) را شهید کردند ولی برای بیعت گرفتن ازآنان اقدام نکردندچون مشاهده کردند شرایطی را نهضت کربلا بوجود آورده است اجازه نمی دهد ولی در زمان یزید قضیه به عکس بود؛ علاوه بر اینک کسی برای گرفتن بیعت از حسین(ع)حساسیت و واکنش از خود نشان نمی داد حتی یزید را همراهی گردند برای بیعت گرفتن و چون حسین(ع) مقتدرانه ایستادگی کرد مردم او را پس از شهادت بدنش را پایمال سم اسبان کردند و این زینب بود که ولایت را نجات و با روشنگری بسیارکار ساز و غیر قابل توصیف در مدت کوتاهی چنان دشمن را رسوا و مردم را به شورش درآورد که اگر یزید حتی خواب آن را دیده بود هرگز دست به کاری نمی زد که در کوتاه مدت باعث رسوایی خود و عزت حسین(ع) شود حسین(ع) ظرف بود،زینب در پوش ظرف و در واقع محافظ مظروف، از هر خطر بد جلوه داده نهضت کربلا و امام سجاد مدیریت حفاظت از ظرف و مظروف را برعهده داشت در مدت اسارت تبلیغ با حضرت زینب و مدیریت با امام سجاد بود، چون ولایت حاضر بعد از حسین(ع) این امر برای شخص خود زینب واقعاً زیبا و روح بخش بود که هم خدا لیاقت این امرمهم را به او سپرده و هم اینکه بقدری او را از هرجهت توامند ساخته که رسالت به این سختی و پیچیده را بدون هیچ کاستی و به طور کامل انجام داده و به زن نمونه ستیزگر، صابر ، مدیر،آگاه و قهرمان مقتدر و مشحور و معروف گردید و لذا شاعر درباره او چنین سروده و چه زیبا و جالب سروده است.
.«از قیام کربلا و نهضت سرخ حسینی, انقلابی کسی به پا می شد اگر زینب نبود: ابر ظلمت چهره خورشید پوشاند، حق زباطل کی جدا می شد، اگر زینب نبود: انعکاس بانگ حق جویانه پور علی، کی برون از نینوا می شد، اگر زینب نبود: از قیام کربلا، منظور محو ظلم بود، درک این مطلب کجا می شد، اگر زینب نبود: متن خون رنگ کتاب کربلای او، بی گمان بی محتوا می شد اگر زینب نبود».
یک وقت یاد داشت زدم کتابی درباره این اشعار پر محتوا بنویسم ولی تاکنون مجالی برای آن بدست نیامده. کتاب جامع و کاملی می توان درباره این اشعار نوشت. به امید آن روز که خود حضرت زینب(ع) یاریم کند.
فصل سوم:ورودکاروان کربلا در نگاه تاریخ !؟
دوم محرم بود که کاروان فرزند زهرای اطهر(ع) وارد کربلای پر رمز و راز وخونین کفن گردید.«امام حسین(ع). پرسید نام این سرزمین چیست؟ گفتند «قازرسید» فرمودند: نام دیگرآن چیست؟ گفتند«نینوا» سپس فرمود: نام دیگری هم دارد؟ گفتند«کربلا» حضرت فرمود خدایا به تو پناه می برم.«من الکرب و البلا». و دستور فرمود افراد کاروان پیاده شدند و سپس برای آنها آنچه را که باید اتفاق می افتاد،همهرا برای کاروان بازگو نموده و توضیح داد و فرمود:.«خدایا از اندوه و بلا به تو پناه می آورم، اینجاست محل فرود آمدن ما و به خدا سوگند همین جا است محل قبرپای ما و خدا سوگند از اینجاست که در قیامت محشور و منشور خواهیم گردید و این وعده ای است از جدم رسول(ص) خدا و در وعده خلافی نیست».[1]
و سپس به طریق زیر دستور بر پا کردن خیمه های را داد وسط مرکز فرماندهی که جای خود حضرت، امام سجاد و حضرت زنیب (ع) بود و درحلقه بعدی زنان و بچه ها و در ردیف و حلقه سوم جوانان بنی هاشم بودند و ردیف و حلقه سوم جوانان بنی هاشم و در ردیف آخر خیمه یاران واصحاب امام حسین (ع) بر پا گردید ای کاش همان لحظه می بودیم یا فیلم آن برای نمایش دادن گرفته بود، زنها و بچه های خورد سال، چه حال و هوایی دارند، چگونه بهر طرف خیره،خیره نگاه می کنند، جوانان بنی هاشم چگونه گرد شمع جگر گوشه فاطمه می چرخند، یاران و اصحاب حسینی, چقدر خوشحالند چون فلسفه کربلا را هم بارها شنیده بودند و هم امام حسین آن را عملاً و قولاً برایشان قابل لمس نموده و خلاصه هرکدام احساس می کردند چند قدمی معشوق قرار داشتند و هر لحظه دارند به آن نزدیک می شوند، راستی امام حسین(ع) امام سجاد و حضرت زینب(ع) درچه حال و هوایی بودند به آینده چطور نگاه می کردند تا کجای تاریخی را می دیدنده وضع ظاهری خیمه ها چگونه بود و...؟!
ای کاش یک گوشه کوچکی ازآن را می شد در حافظه تاریخ دید،آه، آه،آه که چقدر غم انگیز بود و هر بیننده را مات و بی هوش می کرد ولی در عین حال چقدر زیبا و دوست داشتنی بود. خدا این زیبایی درآئینه عرش منعکس شد و الان موجود است آیا روز قیامت ما آن را خواهیم دید؟ در چه حدود تا چه زمانی می گویند امام زمان هر عصر جمعه همان لحظه ای را که امام حسین(ع) تنها در میان لشکر ایستاد بود می بیند ومی گرید!؟.