( از کتاب زیبایی های کربلا)
3) يزيد هاي درنگاه تاريخ: شاید اگر اين گونه جنايت پيشگي، بوسيله امثال يزيد بوجود نميآمد، ما امروز ماهيت افراد خبيث و ستمگري مانند یزید را نميتوانستیم، نوع، عمق و شدت آن را دانسته و اندازه گيري و به طور قطع در باره آن قضاوت كنيم. در نتيجه تحليل خود، راهي را انتخاب و برآن اساس حركت كنيم كه سعادت دو جهان را نصيب خود سازيم، گاندي (غير مسلمان) رهبر سياسي و استعمار سيتيز هندوستان و ديگر دانشمندان (غير مسلمان) گرونده به خط سير موفقیت جهان شمول امام حسين(ع) از همين مقوله است كه با توجه دقيق به اين نمودار تاريخ از ميان دو راه، یا راه يزيدي و یا حسيني؛ يكي را برگزيده شده و علاوه برآنچه مربوط به سرنوشت شخصي خويش است در باره امام حسين سخن ها گفته و كتاب ها نوشتند، اگر خيمه امام حسين(ع) را آتش نزده بودند و بچه هاي او را تشنه اسير نكرده بودند و در مسیر کاروان به کربلا، امام حسين(ع) به لشكر يزيد آب نداده بود، كجا و چگونه قلب امثال گاندي رهبر هند آن گونه تسخير و در اختيار بيان حق قرار ميگرفت!؟ كه هركدام این ها به اندازه هزاران ساعت منبر بحث ما شعيان تأثير دارد. چون گفته ماهم خالي از تعصب و مبالغه گويي نيست ولي وقتي يك دانشمند غير مسلمان آن گونه در باره امام حسين(ع) سخنوري و قلم فرسايي كند براي هركس قابل قبول و مورد پسند است خود ما از فرزند خود تعريف كنيم، تا يك فرد بيگانه كه نسبت خويشي با ما ندارد، كاملاً متفاوت است در واقع اين صحنه نمايشگر كربلا چه كرد كه كافر و مسلمان در طول تاريخ از آن بهره ها گرفته و دارند ميگيرند؟!.
شبيه كليات جريان كربلا را در زمان انقلاب اسلامي و بعد از آن شاهد بوديم مردم به سربازان شاه دسته گل ميدادند و آنها در عوض گلوله و هفتاد هزار از جوانان ايران را شهيد كردند در مشهد مردم را زير تانك قطعه قطعه كردند و... ولي شاه فراری در مصر با مرگ مصنوعي آمریکا... او را كشتند كه براي محاكمه بدست ايران نيفتد. بعد از استقرار حكومت اسلامي در جنگ هشت ساله به پشتباني آمريكا عليه يران آغاز و بيش از سيصد هزار شهيد گرفت و شاهد بودیم صدام رئيس جمهور عراق با دار و دسته هايش در سال 85 و 86، اعدام شدند و امروز ايران در جهان سربلند و زنده است. در واقع آن سختيهاي انقلاب و جنگ زيبا بود چون به نابودي يك جريان يزيدي و به سربلندي جريان ديگر حسيني منجر گرديد. مسجد كرمان را عوامل شاه، آتش زد و چيزهاي را به سرقت بردند ولي در واقع خودشان را آتش زدند و خلاصه اينجا زيبايي همه شاخه اي جوانه زده؛ از زيبايی هاي كربلا است كه زينب(ع) همه را همان روزهاي حتي قبل از عاشورا ميديد.
از حرم تا قتلگاه چه گذشت؟!
در همان آتش زدن خيمه ها از يك طرف خطر آتش گرفتن وجود داشت؛ و از سوي ديگر ترس از لشكري كه به بدن حسين(ع) هم رحم نميكند!؟ چنان وضع روحي اهل حرم را ديگرگون و مضطرب كرده بود كه هركس بي اختيار به طرفی شتابان خود را از صحنه دور ساخت. پس از خاتمه غارت و آتش زدن خيمهها، همه اهل حرم را براي سفر اسارت در يك جا جمع كردند .امام سجاد را سوار بر شتر و به شكلي او را در زنجير روي شتر بستند!؟ در مسير از ابن سعد خواسته شد آنها را از مسير قتلگاه عبور دهند. همين كه اسرا وارد قتلگاه شدند.خدا مي داند چه گذشت با مشاهده بدنهاي پاره پاره و پر از خون صداي ضجه زنان و كودكان بالا رفت واقعاً صحنه غيرقابل تحمل بود آنهم براي كساني كه شرايط كلاً روز عاشورا و آتش زدن حرم، كاملاً بي تابشان كرده بود!؟ اين صحنه به قدري غيرقابل تحمل بود كه امام سجاد نزديك بود جان بدهد كه حضرت زينب او را نجات داد و از او خواست صبر و تحمل پيشه كند.
حضرت زينب(ع) هركاري كرد نتوانست جسد برادر را شناساي كند، چون هم سر در بدن نداشت و هم اينكه بدن حضرت عريان و پاره پاره شده بود!؟ به هر صورت جسد برادر را شناسايي نمود و در آغوش گرفت، در همين حال دختر كوچك امام حسين جسد پرخون بابا را در بغل گرفت و بشدت داشت ميگريست و جسد پدر را رها نميكرد تا اينکه ستمگران با ضرب تازيانه اين كودك بي رمغ را از بدن مطهر پدر جدا و اسرا را به طرف كوفه حركت دادند.
واقعاً چقدر طاقت فرسا بود اينها روزي كه به كربلا آمدند با هم بودند ولي الآن عده ای شهيد و در خاك و خون غلطان و عده ای هم در قل و زنجير و اسير در دست دشمن، عده اي در كربلا و زير آفتاب سوزان و عدهاي روانه اسارت در كوچه و بازار كوفه!؟ واقعاً اين جدايي بسيار سنگين و تكان دهنده بود!؟ گمان نميرود قلمي هرچند توانا، قادر باشد يك صدم اين صحنه هاي تلخ و... را به تصوير بكشد!؟
آيا اين صحنهها براي زينب زيبا بود؟!
خيلي راحت و با صراحت بايد گفت: بلي همه اينها زيبا بود خيلي لياقت ميخواهد كه كساني مأموريت اجراي طرحي راکه در ازل ترسيم شده اجرا كند. آيا هركس مانند حضرت ابراهيم لياقت قراباني پسر را پيدا ميكند؟، مانند علي(ع) خانه نشين و در خانه اش آتش زده شده و فاطمه(ع) را جلو چشمش بزنند تا بيهوش شود؟ و علي حق نداشته باشد شمشير بكشد؟، جريان موسي ابن جعفرو زنداني((!؟ ))خداوند براي انجام مهم ترين و سخت ترين طرح و برنامه خود آيا پاك ترين و... افراد را بايد انتخاب كند يا هركس ديگر را؟ آيا سخت كار خدا با مقايسه با كارهاي راحت از نظر پاداش و نتايج فضاينده يك سانند؟!
با توجه به اينكه نميشود در هيچ جهتي ميان ائمه(ع) تفاوتي قائل شد،بايد گفت: تنها خون حسين(ع) و يارانش بود كه اين گونه اسلام را از مهلكه نجات داد و خاطره آن اين گونه باشد كه حتي گاندي غير مسلمان هم از آن در موفقيت خود عليه استعمال بهره بگيرد.
حضرت زينب(ع) توجه داشت برادرش در ميثاق غليظي كه با خدا بسته بود كه او را در خون خود شناور بيند واقعاً موفق شد سر فراز بيرون آيد همان طور كه علي سر افراز بيرون و ماهيت گروهي از اطرافيان پيامبر را خيلي راحت به نمايش گذاشت حتي به دختر رسول خود هم رحم نكردند. خداوند ميدانست غير از اينكه حسين اين گونه شهيد شود، خيمه و خرگاهش را آتش بزنند آن همه نتايج بدست نخواهد آمد، چيزي كه همه حد یث هاي جعلي را خط بطلان كشيده و ذهن هاي رسوب زده از آن را پاك كند تنها خون حسين،علي اصغر، اسارت و... است، براي دروغ بودن قرآن و نماز ها و به ويژه آن زمان و هرزمان ديگر جز به وجود آمدن اين صحنه هاي دلخراش وسيله ديگري وجود نداشت تنها خون حسين، اسارت اهل و عيالش داروي اين درد كشنده اسلام بود، اسلام معاويه اي و يزيدي و يزيديان زمان بيمار بدخيم و كشنده اي بودند كه تنها قطعه قطه شدن بدن حسين و... درمانش بود!؟ و خلاصه خون حسين و يارانش و... اسلام را از مرگ حتمي نجات داد و تا قيامت در شريان هاي اسلام جاري است و چه گونه جاري بودني كه ديگر هيچ آلود گي توان عليل نمودن اسلام را ندارد چون تكرار محرم تكرار رسوب زدايي، ترميم و در واقع اصلاح مسائلي است كه در مدتي به وجود اسلام سايه افكند و آب زلال و گوارايي است كه در محرم درخت اسلام را سر سبز و با تراوت ميسازد. و خلاصه همه با اين بيان براي حضرت زينب زيبا بود چه زيبايي هرچيزي به اندازه تحمل سختي آن است نتيجه شكسته شدن پهلوي فاطمه هم زيبا بود و اگر هيچ زيبايي بپايي آن نميرسد به خاطر اين است كه فاطمه ديگر و صبر و تحمل چون صبر و تحمل فاطمه(ع) دومي در عالم ندارد امام حسين(ع) در جواب برادرش محمد حنفيه كه از برادر خواست در مكه بماند و به كربلا نرود فرمود: « بلي و لكن بعد ما فارقتك اتاني رسول الله(ص) و قال يا حسين اخرج فان الله تعالي شاء ان يراك قتيلاک. آري ولي وقتي پس از آنكه از هم جدا شديم، رسول خدا به خواب من آمد و فرمود: حسين حركت كن، زيرا خدا خواسته است تورا كشته ببنيد[1]».
معني آن تمام آنچه است كه در كربلا رخ داده است كه قبلاً كراراً گفته شده حتي به اندازه يك سر سوزن آن خارج طرح ازلي خدا نيست، پس همه اينها زيباست به خاط اين خواست خداست و راضي است كه بدن حسين را قطعه قطعه، خيمه و خرگاه را آتش زده و اهل و عيال حسين را اسير ببيند، چون خواست اوست نتيجه شكسته پهلوي فاطمه(ع) هم زيباست و چه تجّلي گاهي كه ديگر پيدا نخواهد شد جايي كه اين گونه حق و حقانيت تجلي شده و عمعق خباثت و دشمني آن گونه در همه اعصار به نمايش گذاشته بشود پيدا نخواهد شد!؟.