فصل پنجم متفرقات، فلسفه نهضت كربلا    ( از کتاب زیبایی های کربل)

عمق و وسعت مصيبت در نگاه انسانیت

مطالب و نكاتي كه در اين قسمت بدان­ها اشاره مي­شود كه مستنداً در منتهي الآمال در جداول ص547 ... ، از امام صادق(ع) آمده است كه زمين و آسمان براي فاجعه خون بار كربلا مي­گريستند و اينكه بعد از شهادت امام حسين(ع) و يارانش، هرجاي زمين سنگ و يا كلوخي را بر مي­داشتند از زيرآن خون جاری بود، سرخي كه صبح و وقت غروب در آسمان ديده مي­شود؛ بعد از حادثه كربلا اين طور ديده مي­شود؛ يعني آسمان هم خون مي­باريد!؟ حتي دارد تا مدتي وقتي باران مي ­زد لباس هاي سفيد رنگ خون از خود باقي مي­گذاشت و حتي حيوانات براي امام حسين(ع) گريستند. و نيز آمده كه در هر عاشورايي حيوانات همانند ما ها عزا داري مي­كنند.

بايد توجه داشت اينها از مقوله معجزه نيستند بلكه يك واقعيت است و همان چيز، كه انسان در عالم خود دارند ، هر موجودي در عالم خاص خود دارند چون آنها هم عالمي دارند شبيه عالم ما ولي نه مثل عالم ما حتي ديده شده كوه دارد گريه مي­كند وقتي از امام(ع) مي­پرسند كه آب است مي­چكد؟ امام مي­فرمايند: كوه از ترس عذاب گريه مي­كند و در قرآن آمده كه در وقت راز و نياز كوه و پرندگان با حضرت داود هم صدا مي­شدند. « و ما به داود از سوي خود فضيلتي بزرگ بخشيدم ( ما به كوهها و پرندگان گفتيم..) اي كوهها و اي پرندگان با او هم آواز شويد و همراه او تسبيح خدا گوييد...[1]». و در آيه ديگر از تسبيح موجودات گويد:« آسمانهاي هفت گانه و زمين و كساني كه در آنها هستند، همه تسبيح او مي­گويند؛ و هرموجودي تسبيح و حمد او مي­گويند؛ ولي شما (نحوه...) تسبيح آنها را نمي­فهميد...[2]».

در منتهي الآمال ص (549) آمده است«پانصد سال قبل از بعثت پيامبر(ص) سنگي يافتند كه به زبان سرياني بر آن نوشته شده بود.« اترجوا امت قتلت حسیناً شفاعت جده يوم الحساب».

و سيد جزايري مي­گويد: كاو شگران در شوشتر سنگ كوچك زردي يافتند كه برآن نوشته شده بود.« بسم الله الرحمن الرحيم لا اله الله محمد رسول الله علي ولي الله لما قتل الحسين بن علي بن ابي طالب».

ما اصلاً عصباني هم نبايد بشويم كه كساني نسبت به گريستن براي امام حسين با جملاتي عوام فريبانه اشكال مي­كنند، چون تجربه شده اكثر اينها مغرض و عده­اي هم ساده و نادان هستند اينها كه از روي غرض و چه از روي ناداني به بالا تر از اينها اشكال مي­كنند، اسلام، نماز، قرآن را هم با طناً قبول ندارند به علت اينكه از منظر انسان شناسی، طبيعت افراد گمراه و گناه كار اين طور است که اصلاً باشنيدن نام حسين مثل اين است كه تيري به طرف آنها شليك مي­گردد آدم مؤمن همين طور است. لذا گمراهان و واقعاً ازکسب ارزش ها تنفر دارند؛ و دست خودش هم نيست يعني فرزندش هم باشد فرقي ندارد آنهايي كه ساده و نادان هستند و عوام فريبي روي آنها اثر مي­گذارد، نمي­دانند گريه براي حسين نه براي حسين است و نه براي ثواب، ثواب بلکه به خاطر انگيزه است و حسين بهانه است براي گريستن، و حقيقت گريستن از يك سو كه هدف اصلي زنده نگا داشتن حادثه كربلا و مطالعه جريان آن در ضمن براي سلامت جسم و جان مفيد و همانند يك داروي شفابخش عمدتاً در بيماريهاي افسردگي و... اثر دارد كه يك نمونه اش ما خود مان داشتيم و زياد شنيده­ايم.

بنا بر این. جزئيات حادثه كربلا در ذره موجودات اعم از جمادي، نباتي و حيواني. نقش بسته بوده است و همه موجودات در عالم خود برای امام حسین(ع)  عزا داري دارند. اصلاً با عزا داري ما از نظر كمي، كيفي... قابل مقايسه نيست ما عالم آنها را بقول قرآن درك نمي­كنيم مغز و... ما گنجايش آن را ندارد.

در مورد گريه ما حقيقت اين است كه همين اشکی كه برای حسین و...،مي­ريزيم خون است چون تا دلم نسوزد گريه نمي­آيد وقتي مي­سوزد قسمتي از خون تبديل به آب شده و از چشم خارج مي­شود. اينكه به طور عوام مي­گويد دلم خون است. همان خوني است كه بر اثر نگراني جمع شده و هنگامي كه انسان گريه كند و بعد از گريه كه احساس راحتي مي­كند مال اين است كه همان خون به صورت اشك از چشم خارج شده است. پس اينكه بعد از واقعه كربلا خون باريده، از نظر علمی به طور صد در صد و... درست است. که بیان علمی این ها از عهده و تخصص ما خارج است.

اسطوره هاي تاريخ الإنشاء

اسطوره به معناي حكايت و سرگذشته آمده است، يعني آنچه دريك مقطع زماني واقع شده است به آن اسطوره گفته مي­شود در قرآن هم آمده كه درآنجا به عنوان سمبل از آن ياد مي­شود. مانند سنبل كفر چون فرعون، و سمبل ايماني و... چون حضرت موسي و...(ع)

حادثه كربلا از اين جهت اسطوره اسطوره­ها بود كه از نظر شكل، محتوا در اوج كمال همه صفاتي است كه يك انسان كامل بايد دارا باشد، اين اسطوره حتي در تاريخ انبياء و اولياي ديگر وجود دارد و از نظر اثر گذاري حضرت رسول(ص) مي­فرمايد: دين من بوسيله حسينم برپاست. اين را مي­دانيم هرچیزي به همان اندازه با ارزش است، بازده خواهد داشت كه ماهيت و اثر بخشي ذاتي همان چيزي خواهد بود. که درگذشته در مورد شجاعت امام حسين نسبت به شجاعت علي(ع) گفته شد، نمي­توان گفت: امام حسين ازعلي شجاع تربود ولي شرايطي كه براي حسين بود براي علي نبود، اگر كتاب(حماسه حسيني) شهيد مرتضي مطهري را بخوانيم بهتر متوجه خواهيم شد، حسين اسطوره­ اسطوره­ها در شجاعت، مديريت و... است. اينكه گفته مي­شود حادثه كربلا همه حوادث تاريخ و انقلابات را تحت الشعاع قرار داده است به اين معناست كه همه حوادث تاريخ را به خدمت گرفت يعني هرحادثه تاريخي را نگاه كني يا به طور كلي و در موردي رنگ و شكل حادثه كربلا را دارد مانند قيام گاندي رهبر هندوستان عليه استعمار كه موفق شد استعمار از سرزمين خود براند و ديگر خيزشهاي آزادي خواهي كه تعداد آن بي­شمار است و انقلاب اسلامی ايران كه در همه ابعاد برگرفته از انقلاب كربلاست اسطوره بمعناي ديگر، يعني الگو و چيزي كه بتواند الگو باشد اسطوره اسطوره­ها در نوع خود خواهد بود. امام خميني(ره) رهبر كبير انقلاب اسلامي مي­فرمايد:«اگر كربلا نبود اسلام هم نبود، ما هرچه داريم از محرم و صفر است،‌ اگر نهضت حسين نمي­بود ما در جنگ پيروز نمي­شديم...».

اين موضوع را بدان جهت آوردم كه فكر كنيم امام حسين مظلوم بدان معنايی بوده كه در اذهان ما تداعي مي­شود؟ نه، بلكه مظلوم از اين نظر كه حق او را غصب كرده­ اند  و لذا ما برای جوانان خود بايد حسين را آنگونه معرفي كنيم كه شهيد مطهري كرده است و ثابت كنيم كه ما هم مي­توانيم در بعد ستيزه گري و نترسيدن و... حسين باشيم امام نمي­توانيم باشيم ولي در ستم ستيزي مي­توانيم حسين باشيم گاندي هم در ستم ستيزي حسين بود در انقلاب اسلامي همين لقب را به آيت الله امام خميني(ره) دادند «رهبر ما خميني است انقلام ما خميني است، خميني اي خميني تو وارث حسيني». شعار مردم در خود انقلاب اسلامی.

زينب اسطوره اسطوره­هاي ديگر

 نه يك كتاب بلكه حق قضيه است چندين كتاب در باره ابعاد وجودي حضرت زينب پيرامون همه صفات كماليه بي­مانند و كامل او نوشت. بي انصافي است حتي تصور شود حضرت زينب(ع)آن حالت رقت قلب كه خاص زنان است در وجودش نبود و حالت احساساتي خاص زنان در او كمتر بود است؛ چون همين حالات در زنان است كه در سختي­ها و مصيبتها زود توان خود را از دست خواهند و عملاً كاري ازآنها ساخته نيست. ولي حضرت زينب(ع) علاوه برآن، تصورآن همه قدرت روحي و... از يك زن واقعاً بهت آور است!؟ و نيز تصور اينكه اگر حسين به قلب او اشاره نكرده و به او سفارش نكرده بود صبر... داشته باشد، نمي­توانست مقاومت كند، درست نيست،بلکه، بايد گفت: طبيعت زينب خاص اين امر مهم بود، خاصيت وجودي و ذاتي او بود به معراج رفتن حضرت رسول(ص) ولادت علي(ع) درخانه خدا خاصيت وجودی آنها بود نه صرفاً خواست و نظر خدا، خواست و نظر خدا گام بعدي و جرقه است براي روشن شدن سفارشات امام حسين به حضرت زينب، همين حالت را داشت. حضرت زينب معصوم بدان معنا ودر آن حد نبود ولي كار او كاريك معصوم به تمام معنا بود،‌ كار هاي حضرت زينب واقعاً معجزه آسا بود در حالی كه اصلاً از معجزه بدان معنا و امداد غيبي استفاده نكرد. عصاي حضرت موسی(ع) معجزه واقعي كامل بود و توانست سرانجام فرعون را باز هم با معجزه در دريا غرق و نابود كند. ولي حضرت زينب تنها بايك روش تبليغي و... آنهم با وجود آن همه شرايط بسيار حاد و شكننده، يزيد را با آن قدرت و لشكرش در همان اولين قدم به زانو درآورد كه در گذشته گفته شد اگر اين رسواي ها براي يزيد و احتمال شورش مردم نمي­بود يزيد باكي نداشت همه را بكشد، چون مي­دانست حتي يك بچه هم از اينها باقي بماند نخواهد گذاشت يزيد آرام باشد و به همين جهت دو طفلان مسلم را شهيد كرد؛ چون ديدند اينها همان مسلم هستند و اگر زنده بمانند يزيد را آرام نخواهند گذاشت چون ازحوصله اين كتاب خارج است بيشتر توضيح نمي­دهم و منظورم اين است كه حضرت زينب نه تنها براي زنها اسطوره مقاومت، صبر، مديريت، شجاعت و قدرت روحي بود؛ بلكه براي مردها نيز اسطوره است اصلاً در مردها نمونه ندارد كه نسبت به يك قدرت تا آن حد بي­باك و ستيزه گر باشد و خلاصه حضرت زينب مصداق دو آيه هستند يكي آيه سوره هود كه حضرت رسول مي­فرمايد سوره هود پيرم كرد كه خداوند مي­فرمايد: آن گونه استقامت كند كه امر شده است واقعاً حضرت زينب آن گونه ايستاد كه خدا خواسته بود و استقامتي بالا تر از آن وجود نخواهد داشت.«پس همان گونه كه فرمان يافته­اي استقامت كن...[3]» و دوم اين آيه كه مي­فرمايد:«بيقين كساني كه گفتند پروردگار ما خداوند يگانه است و سپس استقامت كردند، فرشتگان برآنان نازل مي­شوند كه نترسيد و غمگين مباشيد...[4]». خلاصه اين مي­شود وقتي فر اراده كرد براي خدا به واسطه گروهي از ملائكه در همه جا او را اسكورت كرده و مرتب او را هدايت مي­كنند و اينجاست كه همه چيز انسان رنگ خدايي مي­گيرد.  



[1] - سبا آيه 10

[2] - اسراء آيه 44

[3] - هود آيه 112

[4] - فصلت آيه 30