اولين  روضه خواني در خاطره تاریخ        ( از کتاب زیبایی های کربلا)

اين مجلس همان دو اصلي را دارد كه الآن مجالس روضه خواني اول بيان واقعيت كربلا ست كه امام سجاد فرمودند:« ابا عبد الله را كشتند و اهل و عيالش را اسير كردند و سر مباركش را بر سر نيزه كردند و در شهرها گرداندند». حال امام چگونه مسائل را بيشتر توضيح داده در منتهي الآمال و تكيه كلام امام روي همان موضوعاتي است كه بيشتر در اشعار خود دارد كه در كل بايد توجه داشت امام در مورد چگونه گي شهداي كربلا در روز عاشورا و اسارت آنها در مدت طولاني اسارت، و آنچه رخ مي­دهد. همه اينها را براي مردم توضيح مي­دهد.

و دوم. كه به خطبه معنا مي­دهد همان روضه خواني است در اين دو چيز براي گريه كردن كاملاً‌ و در حد اعلا موجود بود يكي همان چيزي كه قبلاً گفته شد مردم شب و روز لحظه شماري مي­كردند كه از كاروان كربلا خبري برسد و وقتي از نزديك وضع اسرا را آنگونه ديدند و اينكه ديدند بسياري كه وقت رفتند بودند و الآن نيستند كاملاً آنها را منقلب كرد به طوري كه از گريه كردن بي­تاب شدند اينجا ديگر نياز به روضه خواني به اين شكل كه فعلاً مي­خوانند نبود و دوم اينكه امام جريان به شهادت رسيدن امام حسين و... را بيان فرمود. در واقع حضرت روش عزا داري را به مردم ياد مي­دهد و بعد هم مردم هركس براي اينكه عقده خود را بكشايد محفلي بر پا كرده و روضه مي­خوانند اين خاطره بسيار تلخ از خاطراتي بود كه دوست داران اهلبيت و مردم مدينه تا كنون نشنيده بودند و نه ديده بودن. قبلاً گفته شد خاطرات به خصوص خاطرات تلخ در اذهان ماندگار شده و هميشه سر همان بزنگاه در يك واكنش سريع به حركت در مي­آيد مانند حالا كه ده روز به ماه محرم مانده به طور كلي اذهان متوجه شده و هيجانات عاشورا شد. و اصلاً وضع و گفتار و رفتار به طور كلي با ساير وقتها ديگر متفاوت است و وقت عاشورا حتي بدكاران هم يا اين است كه به طوركلي دست از بدكاري خود (در اين مدت) برمي­دارند و يا قدري نزديك شده و در عزاداري شركت مي­كنند.

به هر صورت آنها كه حادثه كربلا را ديده و يا شنيده بودند يك گروه، كساني بودند كه از همان اول دوست دار اهل بيت بوده و با شدت از يزيد متنفر بودند عده زيادي غافل بودند و يا عوام فريبي آنها را غفلت زده كرده بود؛ ولي حادثه تکان دهنده، كربلا داشت آنها را هم بيدار مي­كرد و تازه متوجه شده و چرا و در كل تنفر اينها هم نسبت به يزيد روبه گسترش و عميق ترشده بود، گروهي هم از وابستگان و هم عقيده ملي يزيد بودند كه بعد از حادثه كربلا متوجه شدند كار اشتباهي صورت گرفته و حتي ترس  آنها را گرفته بود كه بايد تاوان آن راحتي در همین دنيا بدهند كه در قيام مختار توان اشتباه خود را به قيمت جان خود دادند اينها هم بغض در گلو شده بودند كه حتي براي بدبختي خود گريه كنند!؟ خلاصه زمينه و بستر همگاني براي گريه و محفل گفتگو در باره حادثه كربلا همه جا را فراگرفته بود و هرسال اين وضعيت به اشكال گونا گون و براساس فرهنگ عمومی ادامه پيدا كرد تا امروز كه ما شاهد تكرارخاطره كربلا در محرم هر سال هستيم. در واقع اين اولين گام برگشت حيات دو باره دين اسلام بود و نابود شدن اسلام،قرآن و نماز و منبر يزيدي و بسته شدن بازار خريد و فروش حديث جعلی و در نهايت پايان صب و لعن بر اولاد علي(ع) شده که روز به روز خاری ستمگران آن عصر و حتی این عصر بر ملا تر و عزت و سر بلندی خاندان عصمت وطهارت (ع)گسترده تر و عمیق تر شده و باسرعت فضای جهان را روشن می کند!؟.« و لله العزه و لرسوله والمؤمنین...». منافقون آیه8.

زيباترين ها موفقيت در نگاه  انجام وظايف

اصولاً‌ در ميان زيبايها زيباتر هم وجود دارد كه انسان انتخاب گر زيباتر را انتخاب مي­كند. قضيه كربلا براي امام حسين(ع) حضرت زينب(ع)، زهيرها، حرشهيد رياحي ها يك انتخاب بود و چه انتخابي كه در جهان نه گذشته و آینده نه خواهد آمد اگر بخواهيم اهميت، عظمت و در واقع ارزش اين انتخاب را بدانيم بايد به اثرات بازده آن در طول تاريخ نگاهی داشته باشيم كه هركس تاريخ سياسي اسلام و قيامهاي ضد استعماري و... را خوانده باشد متوجه اهميت اين انتخاب مبارك مي­شود.

اصلاً مگر مادري حسين ديگر بزايد(كه نخواهد زاد) تا هم لايق انتخاب اين زيبايي باشد و هم اينكه آن را به طور شايسته عملي ساخته واز خود باقی بگذارد!؟.حضرت ابراهيم دلشاد بود كه مي­خواست اسماعيل را به امر خدا قرباني کند ولي وقتي كارد نبرید به شدت  نگران شد، چرا نشد اسماعيل را سر ببرد!؟ خداوند براي اينكه از نگراني او بكاهد  با وجود اينكه اسماعيل را قرباني نكرده بود خداوند در سوره صافات آیات،101،تا،107، آن را يك قرباني عظيم مي­خواند. تا چه رسد که امام حسين(ع) هرچه داشت داد وحتی علی عصغر طفل شیر خوار را قربانی کرد وچه قربانی کردنی!؟ حضرت ابراهيم با شنيدن اين كلام که خداوند، گوسفندي را از بهشت آورده بودند كه به جاي فرزند قرباني كند. بسيار خوشحال شد كه امر خدا را بجاي آورده و انجام وظيفه تحقق يافته است. اصحاب كهف پس از بيدار شدن ازخواب و جريان سلطان مسيحي كه با عده­اي به درون غار رفتند و اصحاب كهف از موفقيت خود و آن خواب طولاني آگاه شدند؛ بقدري خوشحال بودند و از بس عاشق ديدن جمال دلرباي خدا شده بودن. از خدا خواستند آن ها را قبض روح كندکه طبق آیه 21، سوره کهف مجسدی بر روی آنها ساختند.

به هر صورت اينها كجا و جريان كربلا كجا خيلي با ارزش است كه بدون كوچك ترين كم و يا زيادي و در نهايت سختي امر خدا را انجام بدهند زينب(ع) واقعاً خوشحال بود كه اگر داغ برادر ديده اگر به اسارت رفته و سختي هاي طاقت فرسايي را تحمل كرده است واقعاً به موفقيت بسيار بزرگي كه نمونه ندارد دست يافته­اند حضرت زينب از همان اول همه اينجا را در مجموع يك موفقيت بزرگ ماندگار و جهاني مي­ديد و اصلاً همين جاها بود كه بقدري او را از نظر روحي توانا ساخته بود كه براحتي آن همه سختي را تحمل كرد و خم به ابرو نياورد، از منظر انسان شناسی، عاشق براي انجام خواسته معشوق با هركار سختي روبرو شود؛ علاوه بر اينكه احساس خستگي نمي­كند اصلاً ازكار خود لّذت مي­برد؛ به طوری که سختی هم برایش لذت آور است، چون هر لحظه او را به معشوق نزدیک تر می کند، اصلاً درد سختی را احساس نمی کند؛ همان گونه که وقتی سر نماز تیر را از پای مبارک علی (ع) بیرون کشیدند، حضرت درد را احساس نکرد، نه اینکه احساس کرد ولی چیزی نگفت. ابداً!؟.

امام سجاد(ع) هم اين گونه بود و اينکه  بعد از پدر بهر بهانه­اي گريه مي­كرد به خاطر زنده نگاه داشتن حادثه كربلا بود آنهم به جهت اينكه حادثه كربلا  دين را احياي و دلهاي مرده را در عصر ستمگری امثال یزید حتی در طول تاریخ بشری،  زنده مي­كند. که ما در اربعین سال 1395، شاهد بودیم سی میلیون نفر از کشور های خارج و ایران پای پیاده با چه شوروهیجانی، خود را به کربلا رسانیدند وسال به سال وضع با شور وحالی وسیع تر پیش می رود!؟

به هر صورت ارزش داشت كه حسين جوانان و ياران خود را بدهد و بدنش هم پایمال سم اسبان شود، اهل و عيالش به را اسارت ببرند چون از اثرات ماندگار اين ها مطلع بود خيلي آرام و راحت بود، از كشته شدن و كشته شدن ياران و... آن گونه كه ما نگران هستيم اصلاً نگران نبود چون مي دانست حاصل ماندگار اين سختي ها چيست و تا قيامت چه ها خواهد كرد.

 بنا بر این. من نمي­دانم اين جلوه هاي بسي زيبا و بي بديل را چگونه به تصوير بكشم كه در صدي از آنچه را سزاوار است تحقق بخشيده باشم، واقعاً عاجزم و اميد وارم لا اقل مرتكب اشتباه نشده باشم از امام حسين(ع)، امام سجاد(ع) حضرت زينب(ع) تمنا دارم يادم دهند و از هر اشتباه و خطايي بازم دارند چون واقعاً سخت و پيچيده وبا عظمت است.