تحليل زيبايي خطبه زينب در كوفه چرا!؟ ( از کتاب زیبایی های کربلا)

تحليل در مورد اين موضوع است كه حضرت زينب(ع) در شام خطبه نخواند  در صورتي كه هم پايتخت بود و هم اينكه جمعيت مسلم ازكوفه زيادتر بوده و مانعي هم نبوده مي­توانست بايك اشاره مانند اشاره ( اسكتي) در كوفه نيز يك خطبه كوبنده در دمشق بخواند؟!.در مورد جواب اين سوال به چند دليل حضرت حتي نمي ­باید در اينجا خطبه بخواند:

1) وضع تبليغات در شام( دمشق): به جهت اينكه پايتخت بود. تبليغات وسيع و گسترده بود همين تبليغات باعث شده بود آگاهي مردم نسبت به واقعيت با آگاهي مردم كوفه متفاوت باشد يكي از شرايطي كه امام زمان بايد ظهور كند آگاهي مردم است چون اگرآگاهي نباشد پذيرش كه نباشد تازه خود اول مشكل است. مردم شام واقعاً غافل و عوام فريبي گوش آنها را پركرده بود امكان داشت به سخنراني چندان توجهي نشود و نتيجه معكوس شود.دليل برنا آگاهي مردم يك نمونه كاملاً‌ بارزآن، پيرمرد متديني بود كه وقتي امام سجاد را با آن وضع ديد گفت:« (الحمد لله) كه خدا شما را كشت و شهر را از مردان شما راحت داده و يزيد را بر شما مسلط گردانيد امام سجاد پرسيد اي مرد قرآن خوانده­اي گفت بلي، حضرت فرمود اين آيه را خوانده­اي( قل لا اسئلكم عليه اجراً الا المودة في القربي) گفت بلي،‌ حضرت فرمود آنها ما هستيم...[1]». اين مرد اغفال شده وقتي متوجه از اهل بيت پيامبر هستند به شدت نگران شد؛ به طوري كه عمامه خود را انداخت و شروع كرد به گريه و ناله حضرت او را بخشيد ولي پيرمرد دست گير و شهيدش كردند!؟.

2) تهديد و خفقان: شام به علت پايتخت بودن. تحت مراقبت شديد و سختي قرار داشت از يك سو واقعاً‌ مردم از حكومت خشن ترس داشتند، خفقان كاملاً‌ حاكم بود و نمي­توانستند مثلاً‌ مانند كوفه گريه و زاري كنند و مي­ترسيدند مانند همان پيرمرد  به سرنوشت خونباري گرفتار شوند. لذا حضرت زينب(ع) يك مديرآگاه بود؛ مي­دانست درشهر شام خطبه خواندن نمي­تواند همانند خطبه خواندن در كوفه مؤثر واقع شود. و حكومت هم  می تواند مردم را دچار مشكل سازد. چون نمونه خفقان شهيد همان پيرمرد بود كه براثر سان صور هاي خبري بي اطلاع بود و اينكه براي يك ابراز علاقه نيست،‌ به خاندان پيامبر،‌ او را شهيد كردند، دليل روشن براي وجود تهديد در پايتخت بوده است.

3) در شهر جاي خطبه نبود: با توجه به اينکه حتي كوچك ترين حركت كاروان كربلا از اول تا آخر طبق برنامه حساب شده بود است؛ طبق يك تشخيص كارشناسي مدبرانه در كوفه جاي افشاگري و اطلاع رساني بايد در شهر باشد ولي در پايتخت بايد در مجلس يزيد و مسجد شام باشد كه سران كشورها و سران اقوام حضور دارند؛ بايد در سطح شهر چيزي گفته نشود تا دشمن را در خانه خودش غافل گير و رسوا سازند،‌ واقعاً‌ جالب و با موقع شناسانه كار صورت مي­گرفته است و همين نحو مديريت دقیق حضرت زینب(ع) بود كه در اندك زماني تمام دروغ هاي يزيد را برملا و كينه های مردم، برعليه يزيد كارخود را شروع كرد.

4) کمی مدت در دمشق: دركوفه مدت زیاد بود؛ ولي در شام  مدت  کوتاه بود و  مردم  هم از وضع موجودو ظواهر تا حدودي با خبر شدند، اينها خارجي نيستند ولي توان واكنش آنچناني مانند مردم کوفه نداشتند لذا عقده ها بر علیه یزید، پرشده ومردم درخانه های خود گرد هم جمع شدند تا جويا شوند قضیه چه بوده است که همين همگرايي به خصوص در ميان زنها به جلسات گريه و ناله مبدل شد و خلاصه اولين سنگ بناي محرم و عاشورا گذاشته شد.‌ حضرت زينب(ع) نسبت به اين واقعيت كاملاً‌ مطلع بود لذا بايد عقده مردم در شهر گشوده نشود و در منازل راهي ديگر را دنبال كند. که همان بنیاد عزا داری عا شورِا  با هم در میان مردم بر علیه ستمگری پزید  ویزیان بود.

 واین از زیبا ترین زیبا های عملکرد مدیریت حضرت زینب(ع) در پایه گذاری فرهنگ عزاداری و احیای عاشورا، در تاریخ نهضت کربلا بود. هزا ران آحسن بر چنین مدیریت و زنی که در تاریخ بشر نمونه ندارد و نخواهد داشت که مفصل است.



[1] -  منتهي الآمال ج1 ص512