امتيازات حضرت عباس(ع) 0ازسفرنامه ربلا)

چون بحث فضايل عباس به ميان آمد لازم ديدم به اين خاطره بپردازم. 19/3/1387 پس از اداي نماز صبح زيارت و عرض ادب روبروي ايوان طلا نشسته بود،‌شكوه و عظمت بارگاه نوراني حضرت در مقايسه با ساير بارگاه ‌ها اين سوأل را برايم پيش آورد،که در كاروان كربلا در ميان بني هاشم افرادي دلير... وجود داشت.. چه شد كه در ميان همه حضرت عباس به قمر بني هاشم لقب گرفت؟ امتيازات عباس زياد است كه قبلاً به برخي از آن‌ها اشاره شد و به يك نمونه بارز آن نيز اشاره مي‌شود قضيه‌اي است كه درباره كسي غير از عباس نيامده است مي‌گويند ديده مي‌شود اما زمان نامه‌هاي رسيده از افراد حاجتمند را مي‌خواند و كنار مي‌گذارد ولي برخي را اول مي‌بوسد بعد باز مي‌كند، بعداً وقتي علت را از حضرت سؤال مي‌شود حضرت در جواب مي‌فرمايد نامه‌اي را كه بوسيده‌اند از عباس به دست حضرت رسيد كه حاجت خواسته‌اند و امام زمان بايد ببيند و نامه‌هاي ديگر از ساير امام‌زاده‌ها مي‌باشد كه حضرت بايد ببيند. با توجه به اما‌مزاده‌هاي زيادي كه ما داريم از جمله حضرت معصومه(ع) در قم، شاه چراغ برادر امام رضا(ع) در شيراز، امامزاده‌هايي كه در ايران و سوريه است چرا در ميان آن همه امامزاده تنها نامه ابولفضل بايد به دست حضرت برسد؟، اين را هم مي‌توانيم يكي ديگر از امتيازات عباس بدانيم كه در ميان اهل تسنن كردستان كه شافعي هستند علاقه عجيبي به حضرت دارند در صورتي كه اهل تسنن بخصوص ساير فرق اهل تسنن كه با شيعه ديد خوبي ندارند ولي چه شد كه درميان همه امامان حضرت عباس را دوست دارند؟ البته نه به خاطر اينکه فرزند علي(ع) است، چون به خود علي علاقه‌اي ندارند، علاقه اهل تسنن به آقا در يك صورت يك حالت طبيعي است و در صورت ديگر اينكه از وجود حضرت بهره برده و شفاء گرفته‌اند. 

                                      در حرم ابوالفضل روضه‌خوان نمي‌‌خواهد

همان‌طور كه در گذشته هم گفتم، اين‌ها حرف دل افراد عاشق است كه عنوان مي‌شود و شايد  برخی هنوز اين دل را  به دست نياورده باشند كه وقتي انسان وارد حرم ابوالفضل(ع)و ... مي‌شود ديگر نيازي به روضه‌خوان نيست؛ اين واقعيت زماني كه انسان خودش اين حال را داشته باشد يا ديگري را در اين حال ببيند متوجه مي‌شود واقعاً در حرم ابوالفضل، قتل‌گاه امام حسين، تل زنيه، محراب علي(ع) در مسجد كوفه، حرم حضرت رقيه و زينب در شام سوريه، ديگر روضه خوان نمي‌خواهد.

مغرب 19/3/1387 كه براي نماز و زيارت، به حرم حضرت رفته بوديم. در صحن جلو ايوان طلا صداي گريه  زني را شنيدم كه روي ويلچر و روبروي حرم ايستاده بود، چون صدا خوب معلوم نبود نزديك شدم تا پير زني است كه شعر مي‌خواند و گريه مي‌كند، گريه‌اش زياد عجيب نبود،اين برايم عجيب بود كه حضرت عباس با اين دل‌ها چه مي‌كند كه پير زني آنقدر كوشش مي‌كند كه خودش در باره حضرت شعر بسرايد، چون معلوم بود اشعار ساخته خود پيرزن است!؟ نمونه آن را در دهات زياد ديده شده كه با همان لهجه محلي هم مي‌خواند!؟.يقين دارم كه اگر كسي ميليون‌ها پول بدهد اين اشعاري را براي او كس بسرايد نمي‌تواند و نه حاضر است اين كار را بكند، چون انگيزه ندارد، دل آن كار را ندارد دلي كه مال ابوالفضل است مي‌تواند اين‌طور به زيارت بيايد و اين‌گونه شعر بخواند.

بعد از آن وقتي وارد حرم شدم ديدم دو نفر روي زمين نشسته‌اند وگريه مي‌كنند كساني را ديدم سر خود را به ضريح گذاشته بودند و ناله مي‌زدند، نفر ديگري كه داشت به ضريح نزديك مي‌شد با صداي بلند و با شدت چنان گفت: يا ابوالفضل ما را بطلب. واقعاً صحنه ديدني و شنيدني بود اي كاش فيلم ‌برداري شده بود كه چقدر ديدن اين صحنه ‌هاي بي ‌ريا و طبيعي ديدنشان لذت‌ بخش و سازنده است انسان را به عالمي مي‌برد كه همه‌چيز را فراموش مي‌كند!؟