مسجد اموی در نگاه زیارتگاها !؟.
گمان نمی رود مسجدی داشته باشیم که زیاتگاه باشد و اگرهم باشد نه دراین حد و نه با دارا بودن این موقعیت که سرمطهرامام حسین(ع)مسجد رانورانی نموده ودراین مسجد بوده و سر یحیای پیامبرکه درآنجا دفن است و نیز محراب امام سجاد(ع)و جایی که حضرت آنجا منبر رفته است و جایی که اسرارا درآ ن مکان نشانده اند؛ واقعاً همه جای آن زیارتگاه می باشد و همه وجای آن بوی عطر داده و صداهای دلنوازی از ناله ها، راز و نیازها... بگوش دل میرسد، همان طورکه زمانی هرگوشه آن ظلم و جایتی صورت می گرفت و رنگ و بویی مشمئز کننده ای داشت و صداها ی کفرآلود و د ستورات ظالمانه بسی دلخراش از جای جای آن دیده و شنیده می شد. که باید گفت این نگاه خداوند به ستمگر !؟
درقسمت شرقی مسجد محل زیارتی می باشد که به آن رأس الحسین(ع) گفته می شود جایی که سر امام را در تشت زر گذاشته اند و یزید با چوب برلب و دندان امام می زده اند!؟. این مکان طوری درست شده که داخل آ ن را می بوسند ولی از کثرت جمعیت جا نبود که نزدیک شویم به خصوص خانم ها زیاد شلوغ می کردند و فریاد می کشیدند که نکند موفق نشوند آن جارا ببوسند درهما ن قسمت ، محراب بسیار زیبایی وجود داردکه امام سجاد(ع) درمدت اسارت آن جا نماز می خوانده اند. محراب خود مسجد که در وستط آن قرار دارد درست رو بروی آن جایی می باشد که گفته می شود اسرارا درآ نجا نشانده اند وآن وقتی بوده است که امام سجاد منبر رفته و یزید و یزیدیان را رسوا وخود و اصحاب کربلا را معرفی نموده اند. منبری را که امام سجاد برآن منبر رفته اند درطرف راست محراب قرار دارد و باشکلی زیبا نمایان و دیدنی میباشد. در این جا وقتی کمی گوشه دل کربلای و حسینی را باز کنیم خواهیم دید، مثل این که الان امام سجاد (ع) بالای منبر است و صدای دلنواز و لی گریه آور او بگوش دل و جان می رسد و باگوش دل خواهیم شنید که می فرماید، ای یزید، پدرم حسین(ع) و فرزند رسول خدا(ص) را درکربلا کشتید...و درست درگوشه دیگر مسجد با چشم دل، می بینیم اسرارا همه بیک ریسمان بسته اند و با چهره غم آلود به امام سجاد چشم دوخته وخیره خیره دارند نگاه می کنند!؟ واقعاً عجیب است. درهمین جا که اسر را نشانده اند کمی دست راست بین دو تا از ستون های بزرگ مقبره و ضریح وگنبدی کوچک نمودار می باشد که سر حضرت یحیای زکریا(ع) در آن دفن می باشد که بدست عمال یکی ازشاهان بنی اسرائیل کشته می شود؛ کمی آن طرف تر، سنگ آب مانندی وجود داررد که گفته می شود سر حضرت را درآن جا گذاشته اند که به احتمال قوی به خاطر این بوده که دیگران عبرت بگیرند و نسبت به شاه مخالفت ننما یند. علت شهادت حضرت این بوده که نسبت به بد مستی و شراب خوارگی شاه اعتراض داشته است!؟ در واقع این وضع مسجد درآن زمان بوده است و حالا ما آن را زیارت گاه و محل نور و معنویت می بینیم که برای هرانسانی امن ترین جا و پناگاه شفا خواهان و فصای شفا بخشا می باشد.
در مسجد نیاز به روضه خوان نیست !؟.
روزی ازطرفت مدیریت هتل صفا و به صورت گروهی از مسیر بازار کهنه حمدیه که سابقه تاریخی همانند سابقه تاریخی مسجد از نظر شکل سختمانی دارد ولی از بین رفته و بقایی از آن مارا به این برداشت می کشاند وقتی وارد درب ورودی مسجد شدیم همین جا که انسان می رسد، فوراً متوجه خاطرات زمانی می شود که آن روز اسرا را که همه به یک ریمان بسته بودند با چه وضعی وارد مجسد کردند؛آیا وقتی که اسرارا وارد مسجدکردند، هنوز غل و زنجیر برگردن امام سجاد بود یا آنها را بر داشته بودند؟! برای ورود به داخل مسجد با پای برهنه باید وارد شویم . عده ای وقتی وارد مسجد می شوند بیشتر متوجه عظمت آن می شوند و عده زیادی که اکثراً خانم ها پیش رو هستند به طرف رأس الحسین می روند و این جا است که به محض ورود و به طور ناخود آگاه گریه امان نمی دهد چون باگوش دل صدای صوت دل نشین قرآن از سر بریده و میان دو لب خون آلود امام حسین(ع) به گوش دل می رسد و درهمین حال خواهید دید یزید با چوب برلب و دندان حسی(ع) می زند تا شاید سران قوم ...که در مجلس نشسته اند صدای قرآن را نشوند و تعجب کنند سر مرد خارجی که قرآ ن نمی خواند؟! وکسانی هم در اولین ورود، به آنجایی می روند که ببینند اسرا راکجا نشانده بوده اند و این جاست که بیاد ناله های جان سوز حضرت زینب (ع) می افتند وگریه امانشان نمی دهد و باحضرت هم ناله می شوند وقتی با چشم دل به چهره غم آلود و خسته اسرا نگاه می کنند و به چهره نهیف و غبارگرفته حضرت رقیه را نگاه می کنند که در کنار عمه اش زینب نشسته و به هرطرف خیره خیره نگاه می کند، شاید بابا را به بیند؛ واقعاً دگرگریه بی اختیارجاری خواهد شد؛ وکلاً هرنوع انسانی باشد ولو گریه نکند غم و اندوه همه وجودش را فرا می گیرد و درهمین حد به فیض رسیده و دلیل بر توجه قلبی او به واقعه جان گداز کربلا است .
در مورد محل دفن سرامام حسین اختلاف تاریخی وجود دارد و قبل ازآن لازم به ذکراست وقتی اسرا وارد شام می شوند سر مبارک امام را درتشت گذاشته و درجلو یزید می گذارند و بعد سر امام را با سرهای دیگر شهدا درمدت سه روز بربالای بام القصر و برای عبرت دیگران نصب میکنند و سپس سر امام را درهمین جا قرار می دهندکه به رأس الحسین معروف است و تازمان مرگ یزید در این مکان بوده و بعد توسط امام سجاد به کربلا انتقال داده می شود و درکنار قبرامام حسین(ع) و به قولی درنجف و درکنار قبر علی (ع)به خاک سپرده می شوند و بقولی در باب الفرادیس و در نزدیکی قبر رقیه دفن می شود؛ و قولی هم هست که سر امام درخذانه بنی امیه نگهداری می شده تا دوران سلیما بن عبدالملک که به دستور ایشان در باب الصغیر و درقبرستان مسلمانان به خاک سپرده می شود.
چنان به نظر می رسد که این هم خود دارای مصلحتی همانند معین نشدن شب قدر باشد تا همه جا نامی ازحسین(ع) و واقعه کربلا بار دیگر و برای همیشه خاطرات را دراذهان زنده نگاه دارد و این که امام ظاهر و باطن وحاضر و غایب ندارد و هر جا به نام دفن سر امام حسین(ع) مورد نظر باشد سرامام همان جا خواد بود به این معنا که زیارت و توسل به آن و این که منشا خیر وبرکت باشد با آن جا که واقعاً سر امام دفن است فرقی ندارد چون هرجا به عنوان سر امام ادای احترام شود سرامام که نه اصلاً خود امام حضور دارند همان طور،وقتی نام خود حضرت مهد ی(ع) دردعا... خوانده می شود به احترام حضورآقا برمی خیزیم درحالی که ممکن است در آن واحد نام حضر ت در هزاران مجلس دعا برده شود .
البته این امر با آنجا که گفته شد نبابد اقوال اختلافی درمورد رأس شهدا درمثل باب الصغیر ذکرشود ، هیچ منافاتی ندارد چون هم گفته شد اگر ذکراختلاف نظر جهتی خاص داشت باشد وآن جهت توضیح داده شود اشکالی ندارد و دراین جا باید اضافه کنم حتی لازم است روی این نتکه تکیه شود چرا باید سر امام حسین (ع) در شهرحلب به عنوان مشهدالحسین و در مسجد اموی به عنوان رأس الحیسن وجا های دیگر برای زیازت و در واقع حاجت خواستن ما بهانه باشد؛ و اصلاً جای جای کره زمین به نام حسین...مزین باشد برای نتایج وآثاری که مرتب تا کنون تکرار گردیده است وگفته شد دشمنی مانند یزید این کار ها را برای اثبات حکومت خود و پای دار ماندن آن انجام داده ولی برعکس زمینه شد برای اثبات حقانیت حسین ودر واقع پایدار ماندن اسلام وزنده نگاه داشتن این اندیشه وخاطره ، درجهان به وسیله همین اماکن مقدسه ورأس الحسین ها...و با این وصف تشبیه موضوع با فلسفه اختلافی بودن شب های قدرهم حرفی بجاو قابل توجه می باشد.
روضه خوان های غیر مرئی مسجد!؟
این تصور ازهرکس باشد درست نیست که تنها انسان و دیگر مو جودات زنده دارای درک و شعورند چون آیات و روایات فراوانی در این مورد وارد شده است و درحدیث داریم هرجا برای شهدا روضه خوانی بر پاشود موجودات جمادی آن جا هم گریه و ناله سر خواهند داد؛ بعد از واقعه کربلا این گونه بود که هرجا سنگی را برمی داشتند از زیرآن خون می جوشید، تامدت ها هرچه باران می بارید لباس های سپید، رنگ خون به خود می گرفتند و نیز درحدیث آمده گروهی ازملا ئکه تا روزه قیامت درآن مکان مشغول نوحه سرایی ...میباشند و خلاصه خداوند در باره حضرت داود می فرمایند «و ما به داوود از سوی خود فضیلتی بخشیدیم،( و به کوه هاگفتیم( ای کوه ها و ای پرندگان با او هم آواز شوید و همراه او تسبیح خدا گویید»سوره سباء .
بی تردید این مای تنها نستیم که برای شهدا و غم واندوه آنان گریان و نالانیم و باز به این نکته اشاره کنم که این گوشه دیگری ازفلسفه این مسجد زیارتگاهی می باشد که به جای آن شیطان و شیطان صفتان که حتی باعث اذیت وآزار همه مو جودات می شوند خداوند به شکوه های آ نان هم توجه نمود و ملائکه رحمت و مغفرت را با آ نان هم صدا نمود، درواقع وقتی ما آن جا برای امام حسین ... می گرییم تنها نستیم ؛ ملائکه منزل و موجدات آنجا، باما هماهنگ وهم صدا می شوند وهم اینکه ملائکه مراقب ما هستند و دلداری و بشارت میدهند ولذا خداوند می فرماید (بیقین کسانی که گفتند . پروردگارما خداوند یگانه است؛ سپس استقامت کردند فرشتگان بر آنان نازل می شوند( ومی گویند)که .نترسید وغمگین مباشید و بشارت باد برشما به آن بهشتی که به شما وعده داده شده است» سوره فصلت آیه 30 : بلا تر غیر ملائکه موجودات همان در و دیوار ها که شاهد ماجرا و ظلم به اسرا بوده اند از همان زمان گریان و نالانند و ما وقتی این جا می آییم آنها را همراهی می کنیم آنها همراه ملائکه عزا داران اصلی هستند و به ما خوش آمدی می گویند.
******** دمشق کربلای دیگر
کربلا زمانی کربلا نبود؛وقتی مقدر شد امام حسین(ع)و یارانش آن جا را برای مقابله با کفر جهانی انتخاب و سرانجام شهید که کربلای امروزی بوجود آید، این گونه شد که ازآن زمان تا کنون شاهد هستیم ولی اسرا را به این آوردند واین جا شد جایی که تاریخ اسرا برای همیشه زنده بماند و خواهد ماند ولو مانند قبر امام حسین(ع) به وسیله متوکل عباسی 17بار تخریب شود، باز کسانی هستند که آن را بسازن روزی خواهیم دید که شیعیان قبر تخریب شده حجربن عدی را باز بهتر از اول آن به کوری چشم وهابی ها خواهند ساخت. اسرا را، دمشق آوردند که رسوا وکمنام شوند ولی بر عکس خودشان رسوا وگمنام شدند. این کربلای دوم است به شکل دیگر آنهم جایی که ستمگر روزی شراب می خورد و اربده می کشید وکسی جرعت نداشت حرفی بلای حرف او داشته باشد.