كربلا در نگاه تاريخ و فضيلت آن  (ازسفر نامه کربلا)

گوشه‌هايي ازآن از ص 95 و 101 عتبات عاليات،« منطقه كربلاي قديم و اصلي هم‌گام و هم‌طراز با تمدن بين‌النهرين و بابل، از تاريخي كهن برخودار است... اين شهر در روزگار کلدانی ها محل سكونت برخي از مسيحي‌ها بود كه آن را «كوربابل» به معناي پرستشگاه خداوند مي‌ناميدند.زيرا در آن‌جا معابد و پرستش‌گاه‌ هاي بزرگي وجود داشت... اهميت اين منطقه از آن بود كه بر سر شاهر‌اه‌ هاي تجاري حيره، انبار شام و حجاز واقع شده بود. در عصر اسلامي، كربلا به وسيله خالدبن عرفجلي يكي از فرماندهان سعد بن ابي وقاص، فتح شد. او در14 هجري پس از فتح كربلا آن‌جا رار پايگاه سپاه خود ساخت و لشكريان اسلام در آن شهر و نيز كوفه مستقر شدند. طولي نكشيد سعد نيز به شهر كوفه منتقل شد.

در سال 36 ق، هنگامي كه امام علي(ع) به سوي صفين حركت مي‌كرد، به كربلا رسيد و چون نام آن را دانست فرود آمد،‌وضو ساخت و نمازگزارد و مشتي از خاك آن را برداشت، بوئيد و گفت در اين سرزمين واقعه‌اي سخت رخ خواهد داد، در اين جا اردو مي‌زنند و در همين‌جا خونشان بر زمين ريخته مي‌شود، اين جا جاي بار افكندن و اردو زدن است. در اين جا مرداني كشته خواهند شد كه در روز رستاخيز بدون حساب به بهشت درمي‌آيند.

براساس روايت‌هايي از امام صادق(ع) كربلا حرم امن الهي است. آن حضرت مي‌فرمود: خداوند كربلا را حرم امن خويش انتخاب كرد و مكان قبر حسين(ع) از هنگامي كه در آن دفن شده باغي از باغ‌هاي بهشت گرديد. آنجا همانند مسجدالحرام و مسجد النبي(ص) است و مسافر مي‌تواند نماز خود را تمام بخواند.

از امام صادق(ع) روايت شده است كه وقتي حسين(ع) به شهادت رسيد، هفتادهزار فرشته غمگين و غبارآلود بر سر قبرش فرود آمدند، آن ان تا روز قيامت بر حسين گريه و نوحه‌سرايي مي‌كنند».

رؤس تاريخ ساختمان حرم مطهر 

از ص 102، عتبات عاليات>« پس از شهادت امام حسين(ع) طايفه‌اي از بني اسد پيكر آن امام و يارانش را در همان جايي كه محل شهادت آنان بود به خاك سپردند... مختار پس از آن كه با سپاهيان خود به فرماندهي ابراهيم بن مالك اشتري،‌سپاه عبيدالله بن زياد را شكست داد و تمامي جنايات آن حادثه را مجازات كرد، در 65ق ، بر مزار آن شهيدان حاضر شد و شالوده نخستين بقعه و آرامگاه را بر فراز آن قبرها بنا نهاد... مأمون فرزند هارون كه از معتزله بود و گرايش ؟ علويان داشت، در 193 ق،‌بنايي زيبا بر قبر آن حضرت برپا كرد كه تا عصرمتوكل همچنان باقي بود. متوكل عباسي نخستين خليفه‌اي است كه با جسارت هرچه تمام‌تر بر محو آثار شهيدان كربلا تلاش كرد. او در 236 ق، قبر امام، خانه‌ها و سراهاي پيرامون آن را به كلي ويران كرد. حتي دستور داد تا زمين را شخم زنند و بذر بپاشند و بر قبر آب ببندند و مردم را از زيارت آن مقام بازدارند. آب در اطراف قبر مطهر دور زد (و روي قبر نرفت) و از اين‌رو آن جا به حائرالحسين معروف شد.

اين واقعه را شيخ طوسي به نقل از شاهدي عيني توصيف كرده است... من ديدم كه چگونه گاوها وقتي براي شخم زدن به مكان قبر مي‌رسيدند از چپ و راست آن مي‌گذرند و هرچه بر آن‌ها تازيانه مي‌زنند بر روي قبرها حركت نمي‌كنند. اين اقدام ستم‌كارانه متوكل، باعث بروز شورش در جامعه شد و عده‌اي از درباريان، به فرماندهي فرزند متوكل بر او شوريدند و او را به قتل رساندند. منصر پس از قتل پدر، به خلافت رسيد و به جبران اقدام‌هاي نادرست پدر پرداخت. او بناي حرم را در 247 ق،‌بازسازي و بناي با عظمتي بر فراز قبرمطهر استوار كرد و مسجد و مناره‌اي را نيز براي راهنمايي زائران و نشان دادن آن مكان مقدس بنا نمود و مردم را به زيارت شهيدان كربلا تشويق كرد. از ديگر اقدامات مهم منتصر بزرگداشت علويان و شيعيان بود كه دستور داد تا از تنقيب بني هاشم و خاندان ابوطالب دست بردارند و زيادت قبرهاي آلي ابي‌طالب را مانع نشوند، وي هم‌چنين فدك را به فرزندان فاطمه از اولاد امام حسن(ع) و امام حسين(ع) برگرداند، و تعميراتي هم بر قبر امام علي(ع) در نجف انجام داد.. در دوران آل بويه، به ويژه عصر حكومت عهدالدوله ديلمي توجه و اهتمام زيادي به مرقد امامان و عتبات عاليات شد. اين پادشاهان ؟ تلاش و فعاليت‌هاي گسترده‌اي درتوسعه، بازسازي و تزئين مقبره‌ها و زيارت‌گاه‌هاي امامان و پيشوايان دين در سرزمين‌هاي مختلف اسلامي به ويژه ايران و عراق اجام دادند. عضد الدوله در 1771ق، بنا و حرم بزرگ و باشكوهي براي سالار شهيدان ساخت... در زمان سلطان الدوله ديلمي، هنگامي كه حرم مطهر دچار آتش‌سوزي شد وزير شيعي اين پادشاه، ابومحمد حسن بن فضل معروف به ابن سهلان رامهريزي،‌ به تعمير آن اقدام كرد. او در 407 تا 412ق، به بازسازي و نوسازي حرم مطهر،‌ رواق‌ها و گنبد آن پرداخت... اما جريان آتش‌سوزي حرم در آن سال، به سبب افتادن دو شمع از شمع‌هاي حرم بر روي فرش‌هاي حرم بود كه آتش به سرعت به پرده‌ها و رواق‌ها و گنبد سرايت كرد و تنها ديوارهاي حرم و بخشي از مسجد عمران بن شاهين از تخريب در امان ماند.... بناي بقعه و بازسازي از عصر مغول تا پايان صفويه با تهاجم هولاكوخان مغول به بغداد،‌ خلافت عباسي در 656 ق، برافتاد. مغول‌ها در آن تهاجم، حرمت مكان‌ها و شهرهاي مقدس را حفظ كرده و هيچ تعرضي نسبت به آن‌ها انجام ندادند، بنايي كه ابن سهلان در ابتداي قرن پنجم ساخته بود تا پايان قرن هشتم همچنان استواري  و استحكام خود را حفظ كرد و حدود سه قرن، بدون آن كه بازسازي جدي بر روي آن صورت بگيرد همچنان پابرجا ماند. حدود يك سده پس از هجوم مغول‌ها، در767ق، سلطان اويس مؤسس سلسله حلايريان كه از دست‌نشانده‌هاي ايلخانان مغول بود، حرم را تعمير و بازسازي كرد.